سردار سرتیپ دوم پاسداراسماعیل صفری

سردار سرتیپ دوم پاسداراسماعیل صفری
گذری برخاطرات فرماندهان جنگ:

شهد نوشین شهادت را برای وصال معبود، سرکشید

دلش هوایی شده بود، مثل اسپند روی آتش آرام و قرار نداشت، به دنبال یک جرعه آرامش می گشت. فرمانده را که دید از دور دستی تکان داد و با همان لبخند همیشگی گفت: اجازه بدهید امشب هم بمانم و کار سنگر ها را کامل کنم بعد از انجام کارم به عقب برمی گردم.
کد خبر: ۸۳۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۴/۱۲

پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین