بخش پایانی گفت و گو با خانواده "شهیدان خانهعنقا"
یکبار محمدرضا در هنرستان محل تحصیلش قاب عکس شاه را شکست! مدیر مدرسه مرا خواست و گفت: این پسر، بچه خوبی است، اما اگر گارد بفهمد زنده نمیگذاردش. گفتم نمیتوانم کاری کنم، از پسشان بر نمیآیم.
کد خبر: ۵۵۳۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۹/۱۲
گفت و گو با خانواده "شهیدان خانهعنقا"/ بخش اول
هوا رو به تاریکی بود و نمیدانستم چه کنم. برگشتم کنار قبر حسین، شمعی هم از روی یکی از قبرهای اطراف برداشتم و روی قبر حسین گذاشتم تا اطرافم کمی روشن شود. گفتم حسین، من همینجا مینشینم اگر برایم ماشین گرفتی که میروم وگرنه امشب تا صبح همینجا میمانم!
کد خبر: ۵۱۴۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۹/۱۱