دیوارها یک لحظه نفس نکشیدند. خجسته پابرهنه دوید در خیابان. جگرش از جا کنده شد. دود و سیاهی از سمت خانه زهرا به آسمان میرفت. درنگ نکرد، دوید. نفسنفسزدن و ایستادن جایز نبود. میان خیابان دوباره صدای مهیب انفجار، زمین و زمان را لرزاند.
کد خبر: ۸۴۷۵۸۱ تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۴/۲۲