کتاب باوطن

کتاب باوطن

عاشورا تمام شد!

شیشه‌ها لرزیدند. صدای آشنای شلیک موشک بود. آسمان به رعشه افتاد. خط ممتد سفید به سمت جنگ و جنوب، جنوب می‌رفت. پسر همسایه فریاد زد: «از عاشوراست.» دیگری دست می‌زد و صدای ذوقش تو خیابان پیچیده بود: «عاشورا رو نزدن، موشک‌ها بلند شدن، مردم به گوش باشید، به هوش باشید.»
کد خبر: ۸۷۰۴۷۸    تاریخ انتشار : ۱۴۰۵/۰۷/۲۵

پربیننده ها
آخرین اخبار