ساسان مویدی:
این سه خانم چادر هایشان را محکم چسبیده بودند و به شدت این مرد را می بوسیدند و اشک می ریختند. تا زمانی که فیلم را ظاهر کنم داشتم دیوانه می شدم مبادا عکسم خراب شده باشد.
کد خبر: ۵۳۴۳۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۶/۳۱
کلی نیرو بودیم و یک روحانی گردان، که باید به همه چادرها و گروهان ها سرکشی می کرد و در حد یک چایی خوردن هم که شده، دل بچه ها را به دست می آورد.
کد خبر: ۳۷۱۰۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۰/۰۸
مادرم روانی شده و هیچکس را نمیشناسد. حتی نمیتواند گریه کند. فقط نشسته و لباسهایش را پاره میکند...
کد خبر: ۳۱۴۲۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۲۷
ایام انقلاب، پدر زیاد با رفتن ما به تظاهرات موافق نبود و اجازه نمیداد از در خانه بیرون برویم. بچهها به طبقه بالا میرفتند و چادر خواهرم را میپوشیدند و با آن از جلوی در اتاق عبور میکردند.
کد خبر: ۴۵۹۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۹/۱۳