به گزارش گروه سایر رسانههای
دفاع پرس، سعدالحریری، رئیس جریان آینده لبنان پس از بازگشت به بیروت رایزنیهایی را در داخل و خارج برای پر کردن خلأ ریاست جمهوری آغاز کرده است. او در داخل تاکنون با نمایندگان اغلب جریانات سیاسی به استثنای حزبالله دیدار کرده است. به نوشته پایگاه اینترنتی النشره: «علت دیدار نکردن الحریری با نصرالله به تنشهای موجود میان حزبالله و المستقبل یا مسائل منطقهای و داخلی خلاصه نمیشود و علت اصلی آن مخالفت عربستان سعودی است.
سعد الحریری نمیخواهد بر خلاف میل عربستان سعودی عمل کند زیرا این مسئله ممکن است منجر به تشدید فشارهای یکی از شاخههای دربار سعودی و افزایش جنگ اقتصادی و سیاسی علیه وی شود.» بر این اساس مشخص میشود که عربستان بهرغم شکستهای سنگینی که در مناطق مختلف منطقه از یمن گرفته تا سوریه متحمل شده و در داخل نیز گرفتار بحران اقتصادی شده است اما دست از لجاجتهای خود برنداشته و همچنان در مسیر حل خلأ ریاست جمهوری سنگاندازی میکند.
سنگاندازیهای عربستان موجب شده اعضای جناح فروپاشیده ۱۴ مارس نیز یکی پس از دیگری ساز مخالف بزنند و با اصرار بر مواضع و شروط خود از ایجاد گشایش در بن بست ایجاد شده در مسیر انتخاب رئیسجمهور جلوگیری کنند.
در این راستا احمد فتفت نماینده جریان المستقبل در مجلس لبنان با رد اظهارات میشل عون مبنی بر نزدیک شدن به توافق با سعد الحریری گفت: «به اعتقاد من برای اعتمادسازی به زمان نیاز داریم. با صراحت میگویم سران و اعضای المستقبل به هیچ وجه به او اعتماد ندارند.
سعد الحریری در همه سطوح داخلی و بینالمللی تلاش میکند رئیسجمهور لبنان انتخاب شود اما درباره حمایت از میشل عون تصمیمی در فراکسیون المستقبل اتخاذ نشده است.»
سمیر جعجع رئیس حزب «القوات اللبنانیه» (فالانژها) نیز در نشست خبری با رد طرح پیشنهادی نبیه بری گفت: «موضع نبیه بری فراتر از موضع واقعی اوست و در واقع، موضع طرفهایی غیر اوست. بری فقط ویترینی برای طرح این موضع است.»
این اظهارات نشان میدهد که در خصوص حل خلأ ریاست جمهوری لبنان نه تنها در داخل گروه موسوم به ۱۴ مارس بلکه در میان اعضای داخلی هر یک از احزاب تشکیلدهنده این گروه نیز اجماع وجود ندارد و این شکاف به روشنی در میان مواضع سعد حریری و احمد فتفت مشاهده میشود.
حال سؤالی که در این زمینه پیش میآید این است که سعد حریری با چه انگیزه و پشتوانهای رایزنیهای خود را آغاز کرده است؟ پاسخ به این سؤال بستگی به این دارد که چه فضایی بر روابط میان سعد حریری و عربستان حاکم است؟ آیا سعد حریری همچون گذشته به عنوان عامل عربستان عمل میکند یا اینکه بیشتر در فکر حفظ و جایگاه خانوادگی خود در لبنان با در نظر گرفتن شرایط جدید بر معادلات حاکم بر منطقه است که از پیروزی محور مقاومت حکایت دارد؟ در پاسخ به این سؤالها میتوان گفت هر چند در گذشته جریان المستقبل و شخص حریری به عنوان عامل و مجری سیاستهای عربستان عمل کرده است و این جریان با پول و امکانات عربستان تشکیل شده است اما مدتی است که بحران مالی عربستان بر کمکهای خارجی آن نیز سایه افکنده و دیگر سعودیها همچون گذشته نمیتوانند این جریان را مورد حمایتهای سخاوتمندانه خود قرار دهند بهخصوص آنکه به این جمعبندی رسیدهاند که جریان آینده و شخص حریری نتوانسته است اهداف و طرحهای مورد انتظار عربستان را محقق سازد.
در چنین وضعیتی احتمال اینکه سعدحریری بخواهد راهی مستقل از عربستان برای صیانت از جایگاه خانواده خود به عنوان نماینده سیاسی اهل تسنن لبنان بیابد وجود دارد. آنچه امکان دارد سعد حریری را به این فکر برساند تضعیف روز افزون جایگاه عربستان در لبنان و معادلات منطقه و برعکس تقویت نقش و جایگاه محور مقاومت است.
از این دید اینکه سعد حریری عربستان را در اولویت سوم از سفر منطقهای خود و بعد از روسیه و ترکیه قرار داده است قابل تأمل است. البته نبیه بری رئیس مجلس لبنان با اشاره به ناتوانی الحریری در حل مسئله ریاست جمهوری این کشور بر این باور است که از آنجایی که نمیتوان حدس زد که در رایزنیهای حریری با عربستان چه گذشته است لذا حریری به مسکو سفر کرده تا کشور قدرتمندی بیابد تا به او کمک کند. به گفته بری آنچه علنی شده این است که وی با «سرگئی لاوروف» وزیر خارجه روسیه دیدار خواهد کرد، ولی آنچه غیرعلنی است تلاش حریری درباره فهم موضع روسیه درباره مسئله ریاست جمهوری لبنان است، چراکه کرملین پیشتر اعلام کرده بود که تمایلی ندارد میشل عون به ریاست جمهوری برسد و به مسئله رئیسجمهور توافقی معتقد است. همچنین به اعتقاد بری تصمیم حل این مشکل در دست ریاض است زیرا عربستان هر چند به مدیریت سیاسی تیم خود مطمئن نیست، ولی پیوسته محاسبات خود را در لبنان دارد و با وجود اینکه همیشه مدعی است که از لبنان دست برداشته، ولی اینگونه نیست.
به نظر میرسد عربستان در ادامه سنگاندازیهای خود در مسیر پر کردن خلأ ریاست جمهوری لبنان به دو عامل چشم دوخته است: نخست همپیمانی با رژیم صهیونیستی و دوم تشدید احتمال ورود غرب و ناتو به جنگ سوریه.
در مورد عامل نخست هرچند رژیم صهیونیستی بعد از شکست در جنگ سال ۲۰۰۶ عملاً سیاست محافظهکاری را در پیش گرفته و بهرغم درخواستهای سعودی از ورود مجدد به جنگ با حزبالله پرهیز کرده است اما اظهارات برخی از مسئولان این رژیم میتواند برای عربستان دلگرم کننده باشد. پایگاه اینترنتی اسرائیل نشنال نیوز نوشت: «رزان آلیان ژنرال ارتش رژیم صهیونیستی در مصاحبه با کانال ۲ تلویزیون اسرائیل گفت که جنگ سوم میان اسرائیل و لبنان تنها یک مسئله زمانی است و به زودی رخ خواهد داد.» وی که در جنگ دوم رژیم صهیونیستی علیه لبنان نیز حضور داشت ضمن هشدار در مورد غیرقابل اجتناب بودن جنگ آینده افزود: «همچنین احتمال بروز جنگ میان اسرائیل و حماس نیز وجود دارد. خیلی از اتفاقات در نوار غزه به جبهه شمالی و مرزهای لبنان مربوط میشود، باید دشمنان و کسانی که با آنها سروکار داریم را بشناسیم، تکنیک و تاکتیکهای جنگی آنها را دریابیم و در مورد آموختهها و پیشرفتهای دشمن مطلع شویم.»
اما دومین دلگرمی عربستان برای استمرار خلأ ریاست جمهوری لبنان، تهدیدهای نظامی جدید امریکا و ناتو برای مداخله در سوریه است. هر چند برخی از کارشناسان این تهدیدها را در حد بلوف میدانند اما برخی دیگر آن را جدی ارزیابی میکنند.
در این زمینه عبد الباری عطوان در روزنامه الکترونیکی رأی الیوم نوشت: «منابع آگاه در مسکو و برلین از طرح ناتو برای حمله به مواضع ارتش سوریه و متحدانش در روزهای آینده خبر دادند. طرحی که با مشارکت ۱۴ کشور و تأمین مالی عربستان سعودی اجرایی خواهد شد. پیش از این هم خبرهایی منتشر شد که نشان میداد ناتو طرح حمله به سوریه را در ماه ژوئیه در دست داشته است اما اختلاف میان اعضای ناتو و مذاکرات و توافق با روسیه درباره سوریه، این حمله را به تعویق انداخته بود.» بر این اساس به نظر میرسد بین این تهدیدها و مانعتراشی عربستان در روند حل مسئله ریاست جمهوری لبنان ارتباط معناداری مشاهده میشود.
منبع: جوان