نخستين همايش تجليل از قاريان و حافظان رزمنده قرآن کريم برگزار شد

کد خبر: ۱۱۱۲۵۳
تاریخ انتشار: ۰۲ مهر ۱۳۸۵ - ۱۴:۴۶ - 24September 2006

تاملى بر سخنان بنديکت 16 عليه اسلام و محمد(ص)
از هم پيمانى با فاشيزم تا هم نوايى با نئوصهيونيزم
حسين بهزاد
.................
بيانات اخير مقام عالى دومين مذهب- از مذاهب عمده سه گانه- ديانت مسيحى از چند زاويه در خور تامل و بازنگرى جدى است.
فرد مزبور مدعى شده است: “ايمان در اسلام- به خلاف مسيحيت- مقوله‌اى است غيرعقلاني.” در اين باب فقط به اين شانزدهمين پاپ بنديکت بايستى يادآور شد: به گواهى صدها هزار برگ متون معتبر تاريخى متعلق به مذهب کاتوليک طى دو هزاره اخير؛ همواره بزرگ‌ترين چالش فرا روى آباى اين مذهب، برهان عجيب و غريب ارائه شده از سوى ايشان به پيروان‌شان، داير بر “ضرورت اکيد تعطيل خرد ورزى در حوزه الهيات کليساى رمي” و کنار نهادن مبانى عقلانيت به منزله “پيش شرطى واجب براى پيروى از اصول ايمان کاتوليکي”، خاصه در مفاهيمى همچون “تثليث”- باور به اقانيم ثلاثه- و اسطوره‌هاى خلاف علم و عقل مندرج در “مهد جديد” و رسائل خرافى رسميت يافته توسط اين دستگاه مذهبى بوده است.
“ايمان غير عقلانى اسلامي” ادعاى فرد مزبور در طول 1400 سال گذشته در تمامى حوزه‌هاى علوم الهى و انساني، هزاران هزار گوهر تابناک به گنجينه خرد جمعى انسانيت جهانى ارزانى داشته است. مشت نمونه خروار:‌اين ايمان در حوزه اقتدار خود “Avecine”؛ بوعلى سينا- اعجوبه تکرار ناشدنى علوم عقلى و دانش پزشکي- را پرورد که تا آغاز قرن 18 ميلادي، متون درسى معتبرترين دانشگاههاى اروپايي- از پاريس تا سنت پترزبورگ- برشى از آثار جاويدان او بوده است.
“جابربن حيان”، “محمد زکرياى رازي”، “عصر خيام”، “ابن رشد”، “ابن بطوطه”، “خواجه نصيرالدين طوسي”، “فارابي”، “ابن حوقل”، “ناصر خسرو”، “مولوي”، “سعدي”، “حافظ”، “عطار”، “فردوسي”، “نظامي” و... دهها هزار متفکر، دانشمند و هنرمند را همين “ايمان غيرعقلاني! اسلامي” به بشريت اهدا نمود. آخر مگر نه اينکه منادى اين ايمان محمد(ص)، طلب دانش را همچون نماز، بر تمامى پيروان زن و مرد مکتب‌اش واجب دانسته بود؟!
در حالى که به شهادت هزاران خروار کتاب تاريخى معتبر غربي، “ايمان معاف از تفکر کاتوليکي” در حوزه استيلاى دو هزار ساله خود؛ هيئت افلاکى علمي- اما مغاير با مبانى هيئت خرافى بطلميوسي- “نيکلا کوپرنيک” را کفر و الحاد جار مى‌زد، “گاليلئو گاليله” را به گناه! اعتقادش به گردش زمين بر دور خورشيد، به دادگاه تفتيش عقايد رهسپار مى‌کرد، “جوردانو برونو” را روى تلى از هيزم به آتش مى‌کشيد، سنت سيئه “کتاب سوزان در ملاء عام” را پايه‌گذارى کرد و قرنها استمرارش بخشيد و... قس على هذا.
“ايمان غيرعقلاني! و نابردبار اسلامي” به گواهى بزرگ‌ترين نويسندگان و مورخين غربي- از کنستانتين ويرژيکل گئورگيو صاحب “عذر تقسير به پيشگاه محمد(ص) و قرآن” گرفته تا گوستاو لوبون مولف “تاريخ اسلام و عرب” و اين اواخر ويل دورانت خالق “تاريخ تمدن”- بردبارانه‌ترين پيوندها در حوزه مناسبات فردى و جمعى را در تاريخ موجوديت 1400 ساله خود، با پيروان ديگر اديان الهي- خاصه اقليتهاى مذهبى به رسميت شناخته شده در حوزه اقتدار خود- به اجرا گذاشته است، در حالى که فقط به عنوان مشت نمونه خروار، بهتر است رفتار آکنده از بردبارى و سراسر رحمت کاتوليکهاى نابودگر تمدن اسلامي
آندلس با مسلمانان جنوب شبه جزيره “ايبريا” طى دو قرن- از 1692 تا 1942 ميلادى را مدنظر قرار دهيم: نسل کشى ادوارى مسلمين، تشکيل محاکم انگيزاسيون داراى اختيارات تامه اعطايى از دستگاه پاپى در وسعت يک کشور طى 200 سال براى نابودسازى و ريشه‌کنى “کافران محمدي”!، اجبار وحشيانه مسلمين به دشنام به پيامبر اسلام و قرآن و گروش اجبارى به آيين کاتوليک و... سرانجام کوچانيدن اجبارى بيش از يک ميليون از بقيه السيف مسلمين آندلس به شمال آفريقا و...، خب، اگر به “فرى خيليانا” در اسپانياى کنونى برويد، روند مصور نسل کشى و اجبار به تغيير آيين مسلمين آندلس را در قالب دهها تابلو نوشته تصويرى موزاييکى بر ديوارهاى اين شهر کوچک جنوب اسپانيا خواهيد ديد .
راستى آيا ضرورتى هست که در پاسخ به دعاوى بى‌بنياد فرد مزبور در باب “مفهوم خشونت‌آميز جهاد در اسلام”، پرونده چندين جنگ ننگين صليبى که آباء کليساى کاتوليک به جهان اسلام تحميل کردند را بازگشايى کنيم تا ببينيم مفهوم واژه شرم آور “Crusader”- تروريست مذهبى مسلح و تقديس شده از جانب دستگاه واتيکان- چه جايگاه مشعشعى در تاريخ موجوديت اين “ايمان لطيف و ضد خشونت” داشته است؟! حالا ديگر بگذريم از همدستى علنى کليساى رم با فاشيزم موسولينى و متحد آبرومند وى نازيسم هيتلرى در دوران جنگ جهانى دوم و تبعات شرم آور اين هم پيمانى پارادوکسيکال ميان “مظهر رحمت و خرد”‌با قلدرهاى بى‌رحم و بى‌کله پيرو “دوچه” و “پيشوا”!
به راستى چه شد که صدها تن از روحانيون بزرگ کاتوليک همچون “کالوين” و “لوتر” به آموزه‌هاى و عملکردهاى سراسر رحمت و عقلانيت واتيکان شوريدند؟!
چه شد که “لوتر” رهبرى نهضت پروتست [اعتراض] توده‌هاى مسيحى اروپا عليه سلطه خردورزانه پدران کليساى کاتوليکى را به عهده گرفت و با اشاره به تبعات خفت‌آور پيروى از مبانى پوسيده اين ايمان، فرياد برآورد که:‌ “اين ننگ را بشکنيد!”؟
بهتر است در اين مجال مختصر کاغذى از تورق اوراق تاريک تاريخ گذشته چشم بپوشيم و بپردازيم به واقعيت‌هايى چند، که طرح بيانات توهين‌آميز شخص مزبور عليه اسلام بدون عنايت ويژه به آنها، تحليل بردار نخواهد بود:
1- شخص موصوف که دو، سه سالى بيش نيست بر مسند پاپى دستگاه واتيکان جلوس فرموده، به استناد مجموعه اطلاعات نصفه- نيمه منتشره درباره سوابق وي، تا پيش از انتصاب به اين سمت، از جمله معتبرترين دوستان کاتوليک صاحبان متنفذ تراستهاى مالى و اعتبارى صهيونيزم اروپايى به شمار مى‌رفت. اينکه چرا وى چند صباحى پس از پيروزى درخشان حزب‌الله لبنان در نبرد دفاعى آن و شکست فضاحت‌بار اسطوره دروغين “چهارمين ارتش قدرتمند جهان” از چند ده تن چريک برهنه پاى مسلمان، اين گونه عنان بردبارى و اختيار از کف داده، به اسلام و مفهوم مقدس جهاد با تمام بار معرفتى و راستين اين واژه قدسي- مى‌تازد، در همين سوابق هم پيمانى قديمى وى با سرسخت‌ترين دشمنان مسيح(ع) ريشه دارد.
2- شخص موصوف، “رهبر مسيحيان جهان” نيست!
در ميان مذاهب عمده و اصلى مدعى پيروى از تعاليم حضرت مسيح (على نبيا و آله و عليه السلام) جايگاه اول از حيث کثرت عددى پيروان، نه متعلق به اتباع کليساى پروتستان است، نه متعلق به مومنان کليساى کاتوليک. بلکه سه پنجم مسيحيان جهان، عمدتا پيروان کليساى ارتدکس- با فرق و زيرشاخه‌هاى‌شان- هستند. يعنى کل جمعيت روسيه، اروپاى شرقي- منهاى لهستان کاتوليک- تا کشورهاى حوزه بالکان و اروپاى مرکزى ونيز، يونان و مسيحيان ساکن در ممالک اسلامى شرق ميانه و شمال آفريقا.
بنا به همين واقعيت انکار ناپذير، آقاى “بنديکت شانزدهم”، هرگز آنگونه که رسانه‌هاى مغرضى همچون “صداى آمريکا” و “بى‌بى‌سي” و بعضى جرايد جاهل، مترجم صفت صرف و غربزده وطنى براى او تيتر مى‌زنند؛ “رهبر مسيحيان جهان” نمى‌باشد. مشاراليه، فقط زعيم مذهب دوم است؛ در ميان سه مذهب عمده جهان مسيحيت.
3- تحقق پروژه صهيونيستي- امپرياليستى “اقامه يک جنگ جهانى آخرالزمانى عليه مسلمانان دنيا” بانام‌هاى آکادميک مستعارى همچون “برخورد تمدن‌ها” و يا “برپايى جنگ بزرگ آرماگدون” به منزله ايده آرمانى نئوصهيونيست‌هاى افراطى آنگلو- آمريکن، نيازمند به کارگيرى انبوه عظيمى سياهى لشکر از عالم مسيحيت است؛ توده‌هايى رمه‌وار که به خاطر تحقق اهداف ضدبشرى گوساله پرستان بنى‌صهيون بايستى بسيج شده، رهسپار جنگى صليبي- صد البته اين بار با ماهيتى صهيونيستي- عليه جهان اسلام شوند.
اين در حالى است که “اوانجليست”‌هاى افراطى باورمند به اين جنگ صليبي، که خود در ميان انبوه پروتستان مذهبان در اقليت‌اند و حتى خود پروتستان‌ها به علت قلت پيروان شان در بين ساير اتباع ديانت مسيحى و قرار داشتن در جايگاه سوم رده‌بندى مذاهب عمده نصرانيت، قادر به چنين بسيج جهانى توده‌هاى مسيحى غير پروتستان عليه مسلمين نيستند. حرف اکثريت ارتدکس‌ها را که اصلا نبايد زد!
اين اکثريت مسيحى جهان، هنوز هم- به باور خودشان- يهود را قاتل مسيح‌(ع) مى‌دانند و براى خرافه‌هاى نئوصهيونيستى پروتستان‌هاى افراطى منادى “آرماگدون”، تره خرد نمى‌کنند و حتى قابليت و تمايل همزيستى به مراتب بيشترى با مسلمين دارند تا با پيروان دو مذهب ديگر مدعى مسيحيت.
پس مى‌مانند اتباع مذهب دوم مسيحى يا کاتوليک‌ها؛ يعنى بخش عمده اهالى اروپاى غربي- به علاوه لهستان- و مردمان بيست کشور فقير آمريکاى لاتين. بر اساس واقعيت‌هاى مشهود طى پنج سال گذشته، همين توده‌هاى کاتوليک‌اند که بايستى خاکريزهاى اول سقوط کرده در جهان اسلام توسط خط شکنان صهيونيست پروتستان آنگلو- آمريکن را، همچون دو کشور اشغالى افغانستان و عراق، با اعزام انبوه جوانان شان- خواه در زير بيرق پيمان ناتو و خواه در زير لواى -U.N پر کنند. چرا؟! تا نيروهاى نوک پيکان- آمريکا و انگليس- هر بار پس از اندکى تمدد قوا و کسب تجارب فراوان از نحوه نبرد با ملت‌هاى مسلمان درهر کشور اشغالي، بتوانند با خاطرى آسوده نسبت به سرنوشت کشورهاى مفتوحه قبلي، به ساير ممالک اسلامى هجوم بياورند و باز... روز از نو، روزى از نو!
4- صرف نظر از تک و توکى کشيش افراطى و سياست بازان دغل پيشه‌اى همچون “سيلويو برلوسکوني”؛ مولتى ميلياردر جاه طلب و نخست‌وزير سابق ايتاليا و يکى دو وزير کابينه ساقط شده‌اش، عمده اتباع مذهب کاتوليک مغرب زمين- چه رسد به مردمان کاتوليک 20 کشور مظلوم آمريکاى لاتين با آن “الهيات رهايى بخش” و سنت جالب کليساهاى شورشى عليه واتيکان‌شان- با اقامه جنگ جهانى تجاوزکارانه دار و دسته نئوصهيونيست “بوش- بلر” عليه ملت هاى مسلمان به شدت مخالفت ورزيده‌اند. در فرانسه- با آن لقب مشهور “دختر ارشد کليساى واتيکان”- کشيش‌هاى محبوب و مردمى کاتوليک همچون پدر “ميشل لولون” معرکه گردان مصافى مقدس در دفاع از حريم مومنان راستين به مسيح و نبرد با صهيون گرايان زرسالار و کوشا در حمايت از آرمان ملت مظلوم فلسطين‌اند. خود واتيکان هم ديده‌ايم که در دوران زعامت پاپ پيشين- ژان پل دوم- عليه سياست‌هاى ضد اسلامى و جنگ طلبانه ائتلاف صهيونيستى “بوش- بلر” جبهه گرفته بود.
به نظر مى‌رسد براى برانگيختن احساسات مذهبى توده ناآگاه کاتوليک مغرب زمين و گردآوردن ايشان زير لواى “جنگ صليب- صهيوني”، نئوصهيونيستها چاره‌اى نداشتند مگر واداشتن دوست ديروزى و مرجع عالى مذهبى کنونى جهان کاتوليک به زمينه‌چينى براى صدور يک فتواى واجب الاطاعه در باب برپايى يک -Crusad جنگ مقدس صليبي- عليه جهان اسلام.
چنين به نظر مى‌رسد که دو سر دايره به هم رسيده‌اند!
بعد التحرير:
هوشيار باشيم؛ تفوه فردى به نام “بنديکت شماره 16” عليه اسلام و ساحت مقدس پيامبر اعظم(ص)، حسب مقدمات و بينات مطروحه در اين مقال، به واقع در حکم عملى است با هدف تحريک عواطف توده‌هاى مسلمان و سوق دادن ايشان به تحرکات ضد مسيحى و زمينه‌سازى براى عرض اندام گروهک‌هاى صهيونيزم ساخته و شبه جهادى از قماش دار و دسته “اسامه بن شارون و ايهود الظواهري” که حتى سابقه يک عمليات ضد اسرائيلى در سراسر طومار ننگين موجوديت‌شان وجود ندارد- و امثال ايشان در ممالک مسلمان، تا عليه مسيحيان در اين کشورها دست به اقدامات خشونت‌آميز و دشمن شاد کن بزنند و شمشير Crusader هاى دجال صفت و ضد مسيح قرن 21 را براى زدن گردن مسلمين، تيزتر کنند.
اقليت‌هاى مسيحي- با تمامى فرق داخلى‌شان- در تمامى کشورهاى اسلامي- خاصه ميهن عزيزمان ايران- همواره مورد احترام و تعاملى سزاوار کرامت انسانى بوده‌اند. فراموش نکنيم که در باور مسلمين، بنا به نص محکم قرآن کريم حضرت مسيح(ع) چهارمين پيامبر اولى‌العزم و مبشر رسالت جهانشمول حضرت محمد(ص) است. علاوه بر آن، عيسى‌بن مريم(ع) در آخرالزمان به زمين باز خواهد گشت تا در امر رسانيدن مستضعفين جهان به مقام “وراثت زمين”، دستيار مسيح المسايح؛ حجت‌بن الحسن(ع) باشد.
سخنان آکنده از فقر سواد تاريخي، فاقد انصاف و عارى از ادب و سراسر بى‌بهره از بردبارى ايمانى “بنديکت شانزدهم” در حق اسلام آسمانى و بدر درخشان سپهر انسانيت؛ محمد(ص) را، بهتر است بگذاريم به حساب نورافشانى ماه و... و کريمانه از کنار آن بگذريم.
صلح آسمانى و سلام الهى بر عيسى‌ مسيح(ع)؛ مبشر بزرگ پيامبر آخرالزمان محمدمصطفي(ع) و بر ميلياردها تن پيروان صديق اين دو گل سر سبد آفرينش.
 
 والسلام


نيکبخت
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین