مقاومت تنها گزينه فراروي ملتهاي ستمديده
به قلم: استاد راشد الغنوشي
بازگشت مستانه شارون جنايتكار بزرگ جنگي از آمريكا، جلب موافقت اين كشور با حفظ و ابقاي شهركهاي بزرگ صهيونيستنشين در كرانه باختري، لغو تمامي مصوبهها و قطعنامههاي سازمان ملل در مورد مساله فلسطين از جمله انكار و ناديده گرفتن حق بازگشت آوارگان به ميهن خود، دادن شكل و وجههاي قانوني به آن و در عين حال بنبست حكومت بوش پس از برافروختن شعله هاي جنگ در عراق، واهي بودن تمامي دلايلش براي حمله به خاك اين كشور، كشتار بيامان مردم بيگناه عراق، انتقادهاي شديد ملت آمريكا از اين جنگ بيسرانجام، افزايش تلفات جاني نظاميان اين كشور، به هدر رفتن ميزان زيادي بودجه و پول، مخدوش شدن چهره بين المللي اين كشور و گسترش دامنه دشمنيها بر ضد آن و عقبنشيني شماري از متحدانش در جنگ عليه عراق و احتمال تداوم اين روند، تمامي اين اتفاقات در زماني رخ ميدهد كه بوش در وضعيت بسيار حساسي به سر ميبرد و خود را براي رقابتهاي انتخاباتي رياست جمهوري آمريكا آماده ميكند.
در اين وضعيت بوش چه دستاوردي را در مهمترين پرونده خود يعني مبارزه با تروريسم و بن لادن (كه حمله عظيمي را در قلب آمريكا به راه انداخت و در حال حاضر نيز آزادانه زندگي ميكند و هر روز بر ميزان حملات خود مي افزايد.) كه در طول دوران رياست جمهورياش خود را به آن مشغول كرد، ميتواند تقديم ملت آمريكا كند. عراقي كه از نظر بوش سادهترين موضوع پرونده مبارزه با تروريسم بود، اكنون به باتلاقي بدل شده است كه دولت آمريكا را در خود فرو برده است و يا به عبارت بهتر به دام خطرناكي براي آمريكا تبديل شده است. ضمن اين كه روز به روز دامنه بيثباتي در عراق گسترش مييابد و اين كشور به پايگاهي براي انتقامگيري از آمريكا مبدل شده است. در كنار اين همه ذكر اين نكته ضروري است كه تمامي نهادهاي حاكم در عراق از جمله شوراي حكومت انتقالي و ارتش عراق با عروسكگرداني آمريكا در سراشيبي زوال فرو افتادهاند. شماري از كارشناسان نظامي ارتش سابق عراق نيز به مبارزات مردمي عراق پيوسته و سلاحها و مهارتهاي خود را در اختيار مقاومت قرار دادند و در عين حال نيز ارتش عراق حتي بعد از تشكيل نيز با انجام اولين مأموريت پليد خود براي مقابله با مقاومت مخالفت كرده است.
جمله اين رخدادها به شدت از منزلت آمريكا و رئيس جمهور آن كاست و ضعف شديد آمريكا را در برابر خواستهها، ياغيگريهاي شارون و اطرافيان ليكودياش نشان داد.
در سايه وضعيت بحراني و ناگوار جهان عرب و رواج شعارهاي اصلاح طلبانه و هدفمند آمريكا در اين كشورها براي زانو درآوردن هر چه بيشتر رژيمهاي عربي، ساكتكردن و باجگيري از آنها، حتي واداشتن اين رژيمها به همكاري براي نجات طرحها و سياستهايي مانند جنگ عراق، محاصره ملت فلسطين و رهبران آن و باز گذاشتن دست جنايتكاري جنگي مثل شارون براي رسيدن به اهداف شومش، نخستوزير جنايتكار و خوكصفت رژيم صهيونيستي با وعده بالفوري ديگر از آمريكا بازگشت و اين بار جنايت ديگري را به سياهه جنايتهاي خود افزود و طي يك ماه، دومين عمليات تروريستي را نيز به مرحله اجرا رساند و با موشكها و بالگردهاي ساخت آمريكا خودرو يكي ديگر از ستارگان جهان مقاومت را نشانه گرفت و او را به شهادت رساند. آري! دشمن صهيونيستي ترور دكتر رنتيسي را به آخرين جنايت اخيرش در پرونده سياه خود يعني همان ترور شيخ مقاومت ” امام احمد ياسين“ افزود. اميد آن كه خداوند اين شهادت را از هر دوي آنها و هم چنين همراهانشان بپذيرد.
با توجه به اين جنايتهاي ضد بشري و زشت كه روزانه در دو جبهه فلسطين و عراق به دست همان نيروهاي همپيمان و با همان روشها صورت ميگيرد با قلبي محزون و مملو از درد و ناراحتي بر موارد ذيل تاكيد ميكنيم:
1ـ نخست شهادت دكتر رنتيسي را به رهبران مقاومت، سربازان راه آزادي و شهادت، ملت شهيدپرور فلسطين و جهان عرب و اسلام تبريك عرض كرده و دستهاي اين عزيزان جان بركف را مي فشاريم و پايداري و مبارزه آنان در راه حق را تمجيد و تحسين ميكنيم و تلاشهاي اين اسوه هاي مقاومت و مبارزه كه براي آزادي سرزمين فلسطين، بيت المقدس خانه امن الهي، نخستين قبله مسلمانان و مسراي نبي اكرم از چنگال ديوصفتان صهيونيست ميكوشند، ارج مينهيم.
ما از آحاد مردم فلسطين كه در خط مقدم دفاع از ارزشهاي اسلامي و شرافت ملتهاي مسلمان فعاليت و از مفاهيم والاي انساني در برابر ابرقدرتهاي امپرياليستي و ظالم يعني دشمنان انسانيت مبارزه ميكنند، سپاسگزاريم و از آنان به خاطر مبارزه با جنايتكاراني هم چون بوش و شارون كه در واقع تنها دندان به غصب فلسطين، عراق و غارت نفت آن كشور تيز نكردهاند، بلكه فكر اشغال تمامي جهان اسلام و جمله كشورهاي اسلامي و از ميان برداشتن آزادگان جهان را در سر ميپرورانند، متشكريم.
2ـ ما كاملا به اين مساله ايمان داريم كه مقاومت نياز حياتي جهان اسلام است و مسلمانان براي حفظ موجوديت خود بايد در برابر تهديدات مختلف رژيم صهيونيستي كه با چتر حمايتي آمريكا عليه امت اسلام و انسانيت صورت ميگيرد، مقاومت را پيشه خود سازند.
متاسفانه دولتهاي عربي و اسلامي همانند ديگر نهادها و دولتهاي حاضر در صحنه بينالمللي از پاسخگويي به نداي دادخواهي و ظلمستيزي فلسطينيها بازماندند و از سوي ديگر، جهان اسلام و در سطح گستردهتر افكار عمومي جهان نيز اين واقعيت آشكار را درك كرده است كه رژيم صهيونيستي تا چه حد براي منطقه خطرناك و تهديدآفرين است و تنها راه همان مقاومت و مبارزه است. آري! حق و حقيقت ريشه در فطرت و هستي دارد و نه كاروان بيوقفه شهدا در سايه شرايط ظالمانه حاكم بر جهان كه به نفع ظلم صهيونيستهاست، نه مقاومت و نه روند فزاينده بيداري اسلامي و نه مبارزات آزادگان جهان عليه ايدئولوژي بيمار و بازار محور و وحشيگري جهان سرمايهداري و اختاپوس كمپانيهاي غارتگر و در رأس آنها رژيم صهيونيستي متوقف نخواهد شد. خون شهدا نه تنها باعث سرفرازي، سعادت و عزت صاحبانش در سراي باقي ميشود، بلكه سربلندي امت و جهان اسلام را با خود به ارمغان خواهد آورد. شهيد با شهادت خود مفهوم عزت، شجاعت و ايثار را معنا ميكند تا آن كه انسانها بتوانند با تمسك به آن مفاهيم والا خود را از بند ماديات برهانند.
هر چه بوش و دار و دستهاش به آزار و اذيت و كشتار بيگناهان بپردازند، تواناييهاي نهته جوامع اسلامي مجال ظهور بيشتري پيدا ميكند و فرصت وحدت را براي امتهاي مسلمان فراهم ميآورد و به آنان اين اجازه را ميدهد كه در سايه عنايت به مساله فلسطين و عراق بتوانند وحدت و همبستگي از دست رفته خود را باز يابند.
بيگمان هر چه بر ميزان فعاليتهاي عناصر خائن حاكم بر اين كشورها افزوده شود، خيانت اين دستنشاندهها آشكارتر و باعث ميشود كه ميان دو گزينه گرفتار آيند، يا در راه منافعشان گام بردارند و به صورت پنهان و هويدا به سازشكاريهاي خود با رژيم اشغالگر قدس ادامه دهند يا آن كه راه حمايت از مقاومتهاي مردمي را برگزينند كه به تبع آن ديگر نميتوانند هيچ گامي در راه سازش با دشمن بردارند.
تجربه نشان ميدهد كه ضربات دشمن در از بين بردن و به زانو درآوردن جنبشها و مبارزات مردمي و گروههاي اصلاحطلب و انقلابي تاثير آنچناني ندارد و اين ضربات به نوبه خود مي تواند تاثير زيادي در تقويت اين گروهها و افزايش ميزان كارايي و محبوبيت آنها داشته باشد. در اين ميان تنها عاملي كه ميتواند محبوبيت يك حزب و يا جنبش را كاهش دهد، عقب نشيني از مبادي و اصول سازماني و گروهي است. اگر گروه و يا جنبشي به اصول خود پايبند نباشد و به هر دليلي بر سر اصول خود بر سر ميز مذاكره بنشيند و كوتاه بيايد، از چشم مردم ميافتد و در مقابل اين پشت پازدن به اصول هر بهاي ديگري كه كسب كند باز هم نميتواند آب رفته را به جوي باز گرداند و آبروي خود را باز يابد. مگر آن كه مجددا به عرصه مبارزه و مقاومت باز گردد و خود را براي ايثار در راه ارزشها مجددا آماده سازد.
تا به امروز هيچگاه جوانان جامعه اسلامي تحت هيچ شرايطي صحنه را در برابر دشمن خالي نكرده و با پايداري خود ثابت كردهاند كه اين مقاومت و مبارزه تا هر زماني ادامه پيدا كند، عقب نشيني نخواهند كرد بلكه هر روز بر حمايت خود از امت اسلام و رهبران آن كه در راه مبارزه و مقاومت اخلاص كامل خود را به نمايش گذاشته و هم چنين از حضور در پاي ميز سازش اعراض كردهاند، مي افزايند.
اين گوشهاي از فلسفه شهادت و بركاتي است كه اين مساله براي اسلام در بردارد. در اين ميان رهبران فلسطيني از آشنايي ويژهاي با اين فن و هنر (شهادت) برخوردارند و تاكنون نيز سهم بسزايي در گسترش فرهنگ شهادت و ايثار داشتهاند ؛ تا جايي كه اسباب سردرگمي رژيم صهيونيستي و هوادارانش را فراهم آورده و رعب و وحشت را در دل جنايتپيشگان صهيونيست انداخته و باعث شده است كه صاحبنظران صهيونيست اين مسائل را نشانههاي خطرناك براي سرانجام ناخوشايند محتوم رژيم منحوس صهيونيستي بدانند.
3- در اين جا بايد به برداشت اشتباهي كه هم اكنون درباره علت ترور دكتر رنتيسي بر سر زبانها افتاده است، اشارهاي شود. برخي افراد گمان ميكنند كه شهادت دكتر رنتيسي آن هم در مدت زماني كمتر از يك ماه از شهادت شيخ احمد ياسين، بنيانگذار جنبش حماس دليلي به جز كندي اين جنبش در واكنش به ترور شيخ ياسين نداشته است. شايد بهترين تفسيري كه از اين برداشت اشتباه ميتوان داشت، آن است كه اينها با ديد خيرخواهانه خود ميخواهند از بروز مجدد چنين تعللي از جانب حماس جلوگيري كنند. همه اينها اشتباه است....
الف) چرا كه حماس در چارچوب برنامه و امكانات مقاومت و نه ارتشها كه داراي تجهيزات نظامي و انواع موشك و نيروي هوايي هستند و در هر لحظه ميتوانند از اين توان خود استفاده كنند، فعاليت ميكند.
ب) سياست ترور و حذف فيزيكي رهبران مقاومت چيز جديد و نويني نيست و دولت شارون نيز آغازگر اين سنت سياسي در اين رژيم نيست، بلكه مساله ترور در ذات تمامي اشغالگران نهفته است و آنها از آن براي از بين بردن روح مقاومت از كالبد جوامع ستمديده جهان سود ميبرند و اين روند تا هنگامي كه مبارزه و مقاومت وجود دارد، ادامه خواهد يافت. هدف رژيم اشغالگر قدس از به كارگيري اين شيوه تنها صرف واكنش به فعاليتهاي گروههاي مقاومت نيست، بلكه اين نوع اقدامات جزئي از طبيعت و سرشت صهيونيستها گشته است و ناشي از طبيعت اشغالگرانه و اسكان زورمدارانه صهيونيستها در سرزمين فلسطين است كه عزم خود را براي تخليه سرزمين فلسطين نه تنها از مقاومت بلكه از كليه ساكنان آن چه مقاومت كنند و چه تسليم شوند، جزم كردهاند.
ج: هدف مقاومت نابودي اشغالگري است و به معناي واكنش به ترور يك شخصيت مهم و يا رهبر برجسته نيست، بلكه مقاومت به مثابه واكنش نسبت به حضور بيگانگان در كشور است.
د) در هنگامهاي كه كفه ترازوي قدرت به نفع صهيونيستها سنگيني ميكند و از سوي ديگر، جهان عرب نيز سكوت را تنها استراتژي خود قرار داده است، پايبندي نسبت به آرمان و اصول ملت فلسطين، مخالفت با هر گونه سازش و شهادت و ايثار در راه خدا تنها رسالت مهمي است كه بر دوش مبارزان نهاده شده است و حتي اگر نسل كنوني مبارزان نتوانند به آرمان والا و آرزوي بزرگ خود يعني آزادسازي فلسطين دست يابند، نسلهاي بعدي مقاومت و جهاد را تا رسيدن به اين مهم ادامه خواهند داد.
به قول شيخ مصطفي مشهور (ره) پايداري ملتهاي ستمديده و مظلوم نيز در حكم يك پيروزي است، ولي مقاومت ملت فلسطين فراتر از يك پايداري است، بلكه نوعي پيروزي، نشانگر آگاهي و رشد فراگير و مستمر ملت فلسطين است. اكنون مشاهده ميكنيم كه دشمن صهيونيستي در حالتي از ترس و وحشت به سر ميبرد و نمود بازر چنين وضعيتي ديواري است كه رژيم صهيونيستي به دور خود كشيده است. اين رژيم با احداث اين ديوار ميخواهد خود را از تيغ تيز عملياتهاي گروههاي مقاومت برهاند و دوباره نوعي امنيت را به صهيونيستها ارزاني دارد و از فرار آنها جلوگيري كند. اين در حالي است كه تا ديروز بشارت ايجاد خاورميانهاي جديد را ميداد كه خود در رأس همه چيز قرار خواهد داشت و همه به زير سلطه او در ميآيند و در آن وقت ميتواند آزادانه در هر نقطه جهان عرب گام بردارد و با پول و تهاجم فرهنگي انديشه و فكر نخبگان را به خدمت خود درآورد. ولي امروز ميبينيم كه برخلاف تمامي ادعاهاي خود با احداث ديوارهاي بتني و الكترونيكي با ارتفاع بسيار زياد و تكنولوژي پيشرفته راه ارتباط با كشورهاي عربي را كاملا مسدود كرده و هيچ راه ارتباطي را براي پيوند ميان خود و كشورهاي منطقه باقي نگذاشته است. آيا اين خود نشانگر آغاز شكست و سير قهقرايي رژيم غاصب صهيونيستي نيست؟!
آيا تصميم رژيم اشغالگر قدس مبني بر عقبنشيني از نوار غزه (مساله جداسازي يك جانبه) خود نويد بخش آزادي ستمديدگان اين كشور از يوغ قدرت اشغالگران نيست؟! آيا مجبور شدن شارون به ارائه طرح جداسازي يك جانبه شارون به ضعيفان اين نويد را نميدهد كه با وجود تكنولوژي و سلاحهاي پيشرفته دشمن هم ميتوان پيروزي را از آن خود ساخت. البته به اين شرط كه افراد خود را پايبند به اصول و آرمانهايشان بدانند و با توكل به خداوند عزوجل خود را از قيد و بند هراس نجات دهند و هميشه در وجود خود شعله تقرب به خداوند و عشق به آزادي را فروزان نگاه دارند. دكتر منصف المرزوقي ميگويد: ”ما گمان ميكرديم اين ما هستيم كه فلسطين را آزاد ميكنيم، ولي بعدها به اين نتيجه رسيديم كه اين فلسطين است كه ما را آزاد ميكند.“ بي گمان بركات و تاثيرات مساله فلسطين بر جهان اسلام و جوامع جهاني غير قابل توصيف است.
4- در همين جا به ايالات متحده آمريكا و كشورهاي غربي، نسبت به افزايش خطر ناشي از حمايتهاي بيدريغ آنها از حضور غير قانوني صهيونيستها در منطقه و اقدامات ويرانگر آنان عليه ملت فلسطين و و تاريخ و تمدن اين كشور هشدار داده و اعلام ميكنيم كه اقدامات و سياستهاي دولت عبري علاوه بر آن كه يك نوع جنايت جنگي و نقض آشكار قوانين بين المللي به شمار ميرود، باعث تقويت تروريسم نيز ميشود ؛ تروريسمي كه خود را داعيهدار مبارزه با آن ميدانند و از سوي ديگر، با حمايتهاي خود از رژيم صهيونيستي بذر آن را در منطقه كاشته و اسباب رشد آن را فراهم ميآورند.
5- به تمامي ملتهاي عرب و مسلمان و تمامي آزاديخواهان جهان كه همگي بعد از خداوند تنها اميد ما در رويارويي با اين غده سرطاني در منطقه هستند، گوشزد ميكنيم كه مسجد الاقصي شما را ميخواند و از شما ميخواهد كه ضمن تلاش در راستاي وحدت و همبستگي به وظايف خود در قبال مقدسات جامه عمل بپوشانند و مبارزات مردم مظلوم فلسطين را در زير چتر حمايتي خود قرار دهند.
الاقصي از شما ميخواهد كه با مشاركت گروههاي مختلف مقاومت اعم از اسلامي، ملي و عربي، كميتههايي را براي همبستگي با مبارزان فلسطيني تشكيل داده و از مبارزات مردمي در فلسطين و عراق حمايت كنيد و مستقيما به روساي كشورهايي كه در جنايت حمله به عراق و مناطق مختلف فلسطيني نقش داشتهاند، فشار آوردند. اين فشارها ميتواند صورتهاي مختلفي به خود بگيرد از آن جمله ميتوان به مقابله با هر گونه مانعتراشي روساي اين كشورها بر سر راه فعاليت انجمنهاي خيريه، ممانعت از ايجاد رابطه با رژيم صهيونيستي، اخراج گروههاي مختلف صهيونيست، عدم استفاده از كالاهاي ساخت رژيم اشغالگر قدس و تشويق توده مردم به حضور در صحنه و حمايت از مردم فلسطين اشاره كرد.
بحث خود را با كلام الهي در اين رابطه به پايان ميبرم. خداوند متعال در كتابش خطاب به بندگان خود ميفرمايد:
( و كذلك جعلناكم أمة وسطا لتكونوا شهداء علي الناس و يكون الرسول عليكم شهيدا )
