مقالات - سمبل يك دانشجوي مكتبي
سردار سرلشكر پاسدار شهيد اسماعيل دقايقي كه در عمليات كربلاي 5 با نوشيدن شربت شهادت روح تشنه خود را سيراب كرد، در هنرستان شركت ملي نفت با برادر محسن رضايي ـ كه از ديرباز آشناي وادي مبارزه بودـ آشنا شد و به همراه ايشان و ديگر همرزمانش مبارزه پيگيري را عليه رژيم و مفاسد اجتماعي آن آغاز كردند.
اسماعيل در سال دوم هنرستان ـ كه با برپايي جشنهاي 2500 ساله شاهنشاهي مصادف بود ـ در اعتصاب هماهنگ همرزمانش شركت فعالي داشت و در همان سال با هدف منفجر كردن مجسمه رضاشاه ملعون، كه در خيابان 24 متري اهواز نصب شده بود، به اقدامي شجاعانه دست زد و قصد خود را عملي كرد، اما متأسفانه چاشني مواد منفجره عمل نكرد.
مبارزات و تلاشهاي اسماعيل، منحصر به مسائل سياسي و نظامي نبود، به علت هوش سرشار و علاقهمندياش به مسائل فرهنگي در فرصتهاي مناسب از طريق دايركردن كلاسهاي مختلف، با جوانان اين منطقه ارتباط فكري و روحي پيدا ميكرد و در خلال مطالب علمي، آنان را به تعاليم روحبخش اسلان جذب ميكرد.
ازاينرو همانگونه كه فعاليتهاي سياسي ـ نظامي اسماعيل و دوستانش گام مؤثري در مبارزات مسلحانه عليه رژيم ستمشاهي در آغاجاري و بهبهان به شمارميرفت، فعاليتهاي فرهنگي او درحد بسيار مؤثر، عامل بازدارندهاي در مقابل روند سريع فرهنگ مبتذل غربي در اين منطقه شد، تا نه تنها از بيقيدي و لامذهبي جوانان (كه تلاش فراواني براي آن صورت ميگرفت) جلوگيري به عملآيد، بلكه باعث شد در اثر تلاشهاي زياد اين عزيزان، جوانان منطقه در مبارزه با رژيم، گوي سبقت را از ديگر مناطق بربايند.
در سال 1353 دوبار ( همراه با برادر محسن رضايي و جمعي از ياران) به زندان افتاد و هربار پس از چند ماه كه همراه با شكنجه بدني و عذاب روحي بود، از زندان آزاد شد. پس از آزادي زندان، از هنرستان نيز اخراج شد. اما در همانسال در رشته آبياري دانشكده كشاورزي دانشگاه اهواز قبول شد و پس از دوسال تحصيل در اين رشته، دوباره در كنكور شركتكرد و به دانشكده علومتربيتي دانشگاه تهران ـ كه از لحاظ فضاي مذهبي، سياسي و علمي براي او مناسبتر از ديگر مراكز علمي و آموزشي بود ـ وارد شد.
در اين دو محيط دانشگاهي (اهواز و تهران) نيز به مبارزات عقيدتي، سياسي و نظامي خود ادامهداد. «دقايقي» در زماني كه اغلب دانشجويان دانشگاهها آشنايي چنداني با اصول و مباني اسلام نداشتند، از دانشجويان متعهد و متشرع به شمار ميرفت. تمام واجبات و مستحبات خود را به نحو احسن بهجاميآورد و از انجام هرگونه عمل خلاف شرع كه توسط ديگران انجام ميگرفت، در حد وسع خود با حوصله و برخورد اسلامي جلوگيري ميكرد و اين ويژگي خاصي بود كه تمام مسير زندگي پرافتخار خود، بدان پايبندبود.
در دانشگاه تهران براي مقابله با جريانات التقاطي و غيراسلامي موضع قاطعي داشت و در بحثهاي آنان از مواضع اصولي دفاع ميكرد و در جهت ملموس و عيني ساختن حقايق اسلامي براي همگان تلاش بسيار ميكرد. در سال 1357 ازدواج كرد و در اولين صحبت با همسرش، از اين كه وي فقط به خود و خانوادهاش تعلق ندارد گفتوگو كرد.
با اوجگيري نهضت خروشان و توفنده مردم مسلمان ايران به رهبري حضرت امامخميني(ره) همچنان به مبارزه ادامه داد و در اعتصابات كارگران شركت نفت نقش مؤثر و ارزندهاي را عهده دار بود و در ترور دوتن از افسران شهرباني بهبهان بهطور غيرمستقيم شركت داشت.
خانه اسماعيل همواره يكي از پايگاههاي فعال مبارزه با رژيم به شمار ميآمد و بسياري از بيانيهها و اعلاميههاي ضدرژيم در اين مكان تهيه و تكثير ميشد. شهيد دقايقي قبل از 22 بهمن به اتفاق يكي ديگر از دوستانش طبق برنامهاي كه داشتند به تهران آمد و با حضور در مبارزات مردمي، در فتح پادگانها نقش مؤثري ايفا كرد. پس از آن نيز با تلاش و جديت تمام، در جلوگيري از غارتگري گروهها و به هدررفتن اسلحهها نقش بهسزايي داشت.
به كوشش: سيد حبيب حبيبپور
روزنامه كيهان پنجشنبه 28 فروردين 1376 شماره 15908
