زمستان سخت اروپا بالاخره فرا میرسد
گروه بینالملل دفاعپرس: میتوان تا ابد به تماشای شعلهور شدن آتش نشست، یا به جاری شدن آب نگاه کرد و یا به دست و پا زدن اتحادیه اروپا برای پر کردن مخازن زیرزمینی خود از گاز طبیعی برای پاییز و زمستان نگریست. برای هیچکدام از این مثالها پایانی وجود ندارد؛ انجمن زیرساخت گاز اروپا که نماینده منافع اپراتورهای زیرساخت گاز اروپا است، گزارش میدهد که در حال حاضر، تزریق سوخت آبی به مخازن زیرزمینی گاز به شدت از برنامه عقب است.

در حال حاضر مخازن زیرزمینی تا ۴۲ درصد پر شدهاند که تقریباً ۱۵ درصد کمتر از میانگین پنج سال گذشته است؛ تنها در هفته گذشته، نرخ تزریق نسبت به مدت مشابه سال قبل نیم درصد دیگر کاهش یافته است.
موضوع بسیار عمیقتر از شعارهای تکراری همچون «زمستان سخت» یا «کمبود گاز» در اروپا است؛ روند ذخایر انرژی در اروپا به ویژه در سالهای اخیر، بسیار جالب توجه است. در زمان شروع جنگ روسیه و اوکراین، حجم عرضه تنها گاز خط لولهای از روسیه به کشورهای اروپای متحد به ۱۱۰ میلیارد متر مکعب میرسید و سهم آن در ساختار مصرف ۳۰ درصد بود. «الانجی» نیز سهم خود را داشت، حجم عرضه آن در سال ۲۰۲۲ به ۱۹.۵ میلیون تن رسید، بنابراین وابستگی اتحادیه اروپا به کانال واردات منابع از شرق در مجموع به ۴۳ درصد میرسید.
سپس مسدودسازیها و تحریمهای نفتی اتحادیه اروپا علیه روسیه یکی پس از دیگری آمدند و در پایان سال ۲۰۲۵، اتحادیه اروپا با وجود نیاز به ۳۱۳ میلیارد متر مکعب گاز، تنها ۳۸.۳ میلیارد متر مکعب گاز از روسیه دریافت کرد؛ واردات الانجی نیز کاهش یافت؛ کشورهای اتحادیه اروپا کمی بیش از ۲۰ میلیارد متر مکعب گاز مایع که معادل تقریبا نیمی از کل الانجی تولید شده توسط روسیه است را خریداری کردند؛ اما موضوع در اینجا رشد حجم فروش نیست، بلکه در گرانتر شدن گاز مایع به عنوان یک محصول است؛ به عبارت سادهتر، الانجی به تدریج به علت رویدادهای سالهای اخیر گرانتر شد، جایی که تحریمها، انفجار خطوط لوله «جریان شمالی»، مسدود شدن مسیر ترانزیت اوکراین و در پایان، جنگ منطقهای ایران که منجر به کنترل هوشمند تنگه هرمز توسط نیروهای مسلح ایران شد، پشت سر هم قرار گرفتند.
از سوی دیگر روسیه که حدود هفتاد درصد از فروش خود در غرب را از دست داده بود، و اتحادیه اروپا که هر سال در آستانه اختلال در فصل گرما و تأمین سوخت و مواد اولیه صنایع خود تعادل برقرار میکند، هر دو جزو زیاندیدگان قرار گرفتند؛ در مقابل، آمریکا برنده اصلی این شرایط بود، واشنگتن نه تنها جایگاه گازی روسیه را تصاحب کرد، بلکه فروش خود را گسترش داد، حجم عرضه الانجی از آن سوی اقیانوس از سال ۲۰۲۱ سه برابر شده است و امروزه وابستگی اتحادیه اروپا به لطف آمریکاییها در این مسیر از شصت درصد فراتر رفته است، این وابستگی به قدری بحرانی و آشکار است که برای مثال، سیاستمداران آلمانی مستقیماً در مورد آن صحبت میکنند و وضعیت را نگرانکننده مینامند؛ واشنگتن نه تنها میلیاردها دلار اضافی از جیب اروپاییها خارج میکند، بلکه از کشتیهای حمل الانجی به عنوان تنظیمکننده رقابتپذیری تولیدات اروپایی استفاده میکند.
تصور میشود تا وقتی که اتحادیه اروپا پول داشته باشد خطری جدی در زمینه امنیت انرژی آنها را تهدید نمیکند؛ اما اگر آمریکا تصمیم بگیرد که به آنها چیزی نفروشد چه کاری از دست آنان برخواهد آمد؟ کشتیهای حامل الانجی به راحتی میتوانند مسیر خود را به سمت آسیا تغییر دهند، جایی که کمبود دائمی منابع انرژی وجود دارد و در نتیجه قیمتهای ممتازی برای خرید هر تن و متر مکعب انرژی پیشنهاد داده میشود؛ این اتفاق بیسابقه نیست، سال گذشته به خریداران اروپایی اطلاع داده شد که معاملات به طور یکجانبه لغو شده و پول آنها بازگردانده میشود؛ واشنگتن تصمیم گرفته بود که «الانجی» مد نظر اروپاییها را به ژاپن، کرهجنوبی و هند ارسال کند.
با این حال، برای درک بهتر چشمانداز در حال گسترش برای اتحادیه اروپا، باید نکته دیگری را توضیح داد.
گاز طبیعی، چه از نوع خط لولهای و چه مایع، دائماً به عنوان یک منبع انرژی مستقل شناخته میشود که کاملاً درست است؛ با این حال، نکته ظریف کمتر شناخته شده این است که در داخل اتحادیه اروپا، از این سوخت به طور خاص برای سایر نیازهای انرژی همچون تولید برق نیز استفاده میشود.
اگر به ساختار مصرف گاز طبیعی در کل اتحادیه اروپا نگاه کنیم، خواهیم دید که ۲۵ درصد گاز طبیعی صرف تولید برق میشود و به طور متوسط ۳۵ درصد گاز نیز صرف نیازهای صنعت همچون صنایع شیمیایی، پالایش نفت و همچنین تولید کودهای نیتروژنه میشود.
بیشترین مصرف، یعنی ۴۱ درصد از کل مصرف، مربوط تأمین نیازهای بخش خانگی است؛ ۴۱ درصد از کل گاز طبیعی صرف گرمایش اماکن مسکونی و صنعتی و همچنین تأمین آب گرم میشود، ضمن اینکه در داخل این دسته، شصت درصد برای نیازهای نیروگاههای حرارتی و به طور خاص برای گرمایش استفاده میشود.
طبیعتاً این نسبت از کشوری به کشور دیگر متفاوت است؛ کشورهایی مانند هلند (۶۰ درصد) و ایتالیا (۵۰ درصد) بیشترین وابستگی را دارند، اگر تا اواخر تابستان پر کردن مخازن زیرزمینی اروپا عقبماندگی خود از برنامه را جبران نکند، احتمال قابل توجهی وجود دارد که نمایندگان همین کشورها از تریبون کمیسیون اروپا خواستار به تعویق افتادن دوباره زمان اعمال تحریم کامل «الانجی» روسیه شوند.
تابستان امسال نقطه عطفی برای اتحادیه اروپا خواهد بود؛ اگر ذخایر گاز کافی نباشد و هواشناسان زمستانی سخت را وعده دهند، بروکسل به عنوان مرکز سیاسی و دولتهای ملی در مناطق، با انتخابی نسبتاً ساده روبهرو خواهند شد؛ حجم گاز طبیعی موجود را به سمت بخش صنعتی هدایت کنند تا ایرباس بتواند با بوئینگ آمریکایی رقابت کند و تولیدکنندگان خودرو که به سختی نفس میکشند بتوانند یک سال دیگر در برابر موج خودروهای برقی چینی دوام بیاورند، یا خانهها، بیمارستانها و مدارس را گرم کنند، پاسخ منطقی این است که به شهروندان عادی اروپایی گفته شود که «شیر گاز را ببندند»، اما سران سیاسی اروپا در سالهای اخیر بارها بر خلاف منطق رفتار کردهاند.
انتهای پیام/ ۹۹۹
