انتظار

کد خبر: ۱۱۲۰۹۹
تاریخ انتشار: ۱۴ بهمن ۱۳۸۵ - ۱۴:۲۳ - 03February 2007

گفتم:«من نمي‌دونستم عليرضا شهيد شده» صدايم آشکارا لرزيد،‌ پيرمرد پاسخ داد:«نبودنش داغ سنگينيه من و مادرش هنوز عادت نکرده‌ايم هنوز شبهاي جمعه منتظرش هستيم، ‌اما حالا ديگر او نمي‌آيد ما بايد سر مزارش برويم، خيلي سخت است که سالها به جان براي فرزندت بکوشي، اما کينه و قساوت انساني گلت را در اوج شکوفايي پرپر کند.

منبع : سايت صبح 

 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین