اشک سرما Cold Tear

کد خبر: ۱۱۲۲۸۸
تاریخ انتشار: ۰۲ اسفند ۱۳۸۵ - ۱۲:۰۹ - 21February 2007


مديران فيلمبرداري: علي لقماني، محمد داوودي، غلامرضا آزادي
طراح صحنه و لباس: ملک جهان خزاعي
طراح چهره ‌پردازي: فرهنگ معيري
طراح جلوه‌هاي ويژه: عباس شوقي
صدا بردار: فرزام منطقي
تدوين:‌ هايده صفي‌ياري
موسيقي: سعيد انصاريان
عکس: مهرشاد کارخاني
مدت نمايش: ... دقيقه
گروه بازيگران: پارسا پيروزفر، گلشيفته فراهاني، علي روئين‌تن، نورالدين گودرزي، کامران حمزه آقايي، مهرشاد کارخاني، حميد کارخاني، محمد پناهي

خلاصه‌ي داستان:
      سربازي است براي پاکسازي منطقه‌اي که توسط دشمن مين‌گذاري شده، به يک روستاي مرزي در کردستان اعزام مي‌شود. به دليل توفيقاتي که در اين مأموريت به دست مي‌آورد، نيروهاي مقابل دختري روستايي به نام روناک را مأمور ترور او مي‌کنند. اما يک بوران ناگهاني در کوهستان، اين سرباز را در موقعيتي قرار مي‌دهد که جان دختر کرد را که در بوران گم شده، نجات مي‌دهد، آنها براي فرار از سرما و بوران به غاري پناه مي‌برند ...

عزيزاله حميدنژاد
Aziz Hamidnejad
      متولد 1338 گرمسار، کار سينما را در سال 1356 با کارگرداني فيلم‌هاي کوتاه در سينماي آزاد تهران شروع کرد و با فيلم‌هاي مستند «زندگي در ارتفاعات»، «مرثيه‌ي حلبچه» به سينماي حرفه‌اي پيوست. از فيلم‌هاي بلند او مي‌توان «هور در آتش»، «ستارگان خاک»، «قله‌ي دنيا» و «اشک سرما» را نام برد.

يادداشت کارگردان:
«از هفده سال پيش که دو فيلم «زندگي در ارتفاعات» و «مرثيه‌ي حلبچه» را در کردستان عراق ساختم، تا همين اواخر که فيلم «شکوفه‌هاي سنگي» را در شهر سردشت جلوي دوربين بردم، هيچ‌گاه از موضوعي که در برگيرنده‌ي مضموني چون «اشک سرما» باشد غافل نبودم و حالا زمان آن فرا رسيده بود تا فيلم «اشک سرما» را بر لبه‌ي تيغي دودمي به سلامت به مقصد برسانم. علاوه بر تجربه‌هاي گذشته، يک سال آخر را دور از خانه و کاشانه، شب و روزم را در آن مناطق گذراندم. کوه‌ها و روستاهاي زيادي را زير پا گذاشتم. با آدم‌هاي زيادي هم‌نشين و هم‌کلام شدم تا شايد پلي بين نفرت و عشق برقرار کنم و دوستي و محبت را به ارمغان آورم. در اين وادي دشوار، عده‌اي دستم را گرفتند، بعضي پايم را چسبيدند، تعدادي ميدان را ترک کردند و اقليتي نيز عاشقانه تا پايان ايستادند. اين فيلم تقديم به همه اين عزيزان است، چه آنها که حضور دائم داشتند و چه آنها که از دور قلب‌هايشان براي اين کار مي‌تپد. و حاصل هرچه باشد، از عشق و دوستي و محبت انسان‌هايي است که مرا در آن سرماي استخوان‌سوز ياري کردند، کوچک‌تر است.»

 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین