حكايت باغ قلهك و غيرت برخي از سايت‌ها و روزنامه‌هاي وطني؛ يادداشتي از رييس بنياد حفظ آثارونشرارزشها

کد خبر: ۱۱۳۵۹۱
تاریخ انتشار: ۱۶ تير ۱۳۸۶ - ۱۶:۴۶ - 07July 2007


همه‌ تلاش اينجانب و همكاران بنده در بنياد حفظ آثار و نشر ارزشهاي دفاع مقدس بر آن بود كه اين موضع فارغ از هياهوهاي سياسي و يا تبليغاتي در مسير قانوني و حقوقي آن قرار گرفته و با اطلاع‌رساني مناسب، امكان تصميم‌گيري معقول و منطقي فراهم شود. طبيعي است دولت انگلستان با توجه به حضور بيش از يكصد و هفتاد ساله در اين باغ، تعلقات خاصي نسبت به آن پيدا نموده و با توجه به تمايلات فراسرزميني خود نوعي موضوع‌گيري و مقابله داشته باشد، متقابلا انتظاري كه وجوددارد اين است كه در داخل كشور همه علاقه‌مندان به انقلاب و ايران از اينكه در مواجهه با دولت خارجي، خدمتگزاران ملت بتوانند حقي را استيفا نمايند، خوشحال شوند و چنانچه قادر باشند گامهاي عملي نيز براي استيفاي حقوق ملت برخواهند داشت و البته در اين ميان با صراحت و انصاف تمام بايد گفت:‌اغلب رسانه‌هاي خبري شجاعانه در اين ميدان قدم برداشته و كماكان نيز در صحنه اطلاع‌رساني حضوري فعال و مسوؤلانه دارند، اما صرف نظر از برخي ابهامات، عده‌ي  معدودي از سايت‌ها و روزنامه‌هاي وطني، نه تنها همراهي ننمودند، بلكه بدون آنكه از كم و كيف موضوع و اسناد و مدارك پرونده، اطلاع دقيق داشته باشند به اين طرح حمله كرده و به صورت كاملا جانبدارانه‌اي شروع به دلسوزي براي استعمارگر پير نمودند، مثلا هنگامي كه به انگلستان پيشنهاد گرديد تا باغ قلهك را قبل از مفتوح شدن پرونده‌هاي جديد به جمهوري اسلامي ايران عودت دهد و يا وجه آنرا بپردازد و يا آنكه مكاني چون "هايد پارك لندن" را به عنوان معوض در اختيار جمهوري اسلامي ايران قرار دهد ناگهان عده‌اي از همين‌ها در داخل كشور برآشفتند و از اين اقدام به عنوان يك پيشنهاد عجيب ياد كرده و با ناخرسندي تمام،نگراني خود را براي هايد پارك اعلام كردند. مثلا يكي از روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب مدعي گرديد: چه نشسته‌ايد كه اگر هايد پارك گرفته شود ريه لندن گرفته شده است!! تو گوئي باغ قلهك براي تهران ريه نمي‌باشد كه قريب 170 سال در تصرف استعمارگر پير است؟!


اين روزنامه حتي پا را فراتر گذاشته و با تحريف برخي از مسائل از جمله اينكه: عده‌اي مي‌خواستند در گورستان‌هاي متروكه تهران، شهداء را به خاك بسپارند، يا با چاپ دو عكس رنگي بزرگ از مقابله گارد ضدشورش با دانشجويان معترض و يا اين ادعا كه فلاني تاكنون نتوانسته است دولت و قوه قضائيه را با خود همراه سازد اين اطمينان و قوت قلبي را به دولت انگلستان بدهد كه نگران نباشيد، باغ قلهك همچنان در دست شما باقي خواهد ماند!!، حتي اگر ايرانيان نتوانند از ملك خود در منچستر آنگونه كه مي‌خواهند بهره ببرند.


و روزنامه‌اي ديگر با پيشنهاد مصاحبه‌اي به اينجانب در سؤالاتي عجيب به دنبال راه حلي جهت خروج دولت انگلستان از اين مخمصه بود توگوئي ماموريت داشتند كه اينگونه از باقرزاده سوال كردند: آيا احتمال ارائه طرحي مرضي الطرفين با دولت انگليس پيرامون باغ قلهك وجود دارد؟!!!


اكنون چند سؤال جدي در پيش روي ما قرار دارد.

آيا آنچه كه صورت گرفته است: بر مبناي كدام وظيفه ملي و ديني بوده، به عبارت ديگر رسانه‌هاي مدعي دفاع از حقوق ملت، چگونه در مواجهه با چنين پرونده‌ حساسي بدون اطلاع از عمق مسئله، اينگونه سراسيمه براي دولت فخميه، سينه چاك مي‌كنند؟!


آيا اين كار با اصول و مباني روزنامه‌نگاري و اطلاع‌رساني از موضع آزادي و حريت سازگاري دارد؟ آيا اينگونه ورود در پرونده‌اي كه متعلق به حقوق يك ملت بزرگ است مي‌تواند مورد رضايت مردم قرار گيرد؟ آيا گمان مي‌كنند اينگونه نوشتن‌ها و قلم‌فرسائي‌ها، خادمان ملت را كه در جبهه‌هاي جنگي حتي از يك وجب از خاك ميهن عزيز نگذشتند و حاضر شدند جان خود را نثار دوست نمايند، تاثيري خواهد گذاشت، هيهات! هيهات از اينكه ما زنده باشيم و استعمارگر پير بخواهد قطعه‌اي از خاك ما را تصاحب كند.


اين پرونده فرصتي براي ما ايجاد مي‌كند تا علاوه بر استيفاي حقوق ملت، آنچنان سيلي محكمي به گوش دشمن بخوابانيم تا براي هميشه تاريخ، اين درس فراموش ناشدني را به ياد داشته باشد. دولت انگلستان از ابتداي انقلاب با ورود در جبهه‌اي به رهبري آمريكاي جنايتكار و با قصد برگرداندن وضعيت كشور به دوران سابق تلاش نموده همه گونه دسيسه و توطئه را عليه نظام نوپاي جمهوري اسلامي ايران ساماندهي نمايد.


دخالت انگلستان در عدم حمايت از جان ديپلمات‌هاي ايراني كه در نخستين ماه‌هاي انقلاب در لندن توسط مزدوران بعثي به شهادت رسيدند، حضور دولت انگلستان در بسياري از طرح‌هاي خرابكارانه‌اي كه عقيم مانده و همچنين هم پيماني و همسوئي و همراهي با صدام از جمله تامين سلاح‌هاي كشتار جمعي، توطئه در كردستان و خوزستان، حمايت از گروهك منافقين و فرقه ضاله بهائيت، اعمال فشار در مجامع بين‌المللي بر عليه جمهوري اسلامي ايران از جمله پرونده هسته‌اي، اسارت طولاني مدت دكتر مهرداد كوكبي بنا بدلائل واهي،‌ايذاء و بازداشت طولاني مدت ديپلمات بي‌گناه ايراني در پرونده ساختگي قاضي آرژانتيني و تجاوزات مكرر به حريم آبهاي سرزميني، فعاليت‌هاي تبليغي، فرهنگي و رسانه‌اي مخرب همراه با عمليات رواني، توهين به ساحت مقدس پيامبر اعظم (ص) و حمايت از سلمان رشدي مرتد و اعطاي نشان شواليه به اين جرثومه فساد و ده‌ها مورد ديگر از اين دست، آنقدر پرونده اين دولت را در نزد ايرانيان تيره و تار نموده است كه هرگونه همراهي و همسوئي و قلم زدن در جهت منافع آنان، دل هر ايراني وطن دوست و آزاديخواه را به درد مي‌آورد و ماهيت چنين رسانه‌هاي خود فروخته‌اي را بيش از پيش آشكار مي‌سازد.


توصيه‌ ما به اين گونه رسانه‌ها، همان توصيه امام است كه كرارا مي‌فرمودند: مواظب قلم‌هاي خود باشيد و يا به دامان ملت بازگرديد و امثالهم …

از خداي بزرگ نصرت اسلام و مسلمين و خذلان كفار و منافقين را خواستارم.


 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین