ميبايست تاريخ جنگ را بهطور کامل روايت کرد
وقايع تأثيرگذار تاريخ دفاع مقدس اغلب به دليل شاخص بودنف کم تر مورد توجه خاطرهنويسان قرار گرفته است.
"رحيم مخدومي" نويسنده و پژوهشگر دفاع مقدس در گفتوگو با خبرگزاري کتاب ايران، تاکيد کرد: نويسندگان اساساً به وقايع مهم دفاع مقدس آنگونه که بايد و شايد نپرداختهاند.
او از نمونههايي چون باشگاه افسران سنندج، حماسه ناوچه پيکان و... اسم ميبرد که ميتوانند موضوع و دستمايه خوبي براي کار باشند اما وقتي حماسه شاخصي چون آزادسازي خرمشهر به شکل بايستهاي در قالبهاي خاطره يا داستان روايت نشده است، نميتوان هيچ انتظاري از نويسندگان داشت.
به باور مخدومي، وقايع تأثيرگذار تاريخ دفاع مقدس از جمله حماسه سوم خرداد، آزاد سازي مهران و... اغلب به دليل شاخص بودن، کم تر مورد توجه خاطرهنويسان قرار گرفته است.
وي افزود: من منکر رشد خاطرهنويسي نيستم و ميتوان از کتابهايي نظير "همپاي صاعقه" اثر مشترک گل عليبابايي و حسين بهزاد، يا "حماسه زنان خرمشهر" قنوتي و آثاري از اين دست ياد کرد که هر کدام به قدر وسع و تلاش خويش چراغي بر اين حماسهها افکندهاند اما بر اين باورم که اساساً کارهاي صورت گرفته در اين حوزهف آنقدر زياد نيستند که هم به لحاظ ادبي و هم به لحاظ تاريخي حق مطلب را ادا کرده باشند.
به گفته اين نويسنده، اساساً فتحها و پيروزيهاي بزرگ هميشه ذهن شنونده را به سمت پارامترهايي چون فرماندهان و عاملان پيروزي، تعداد نيروها، وسعت جغرافيايي و... ميبرد و متاسفانه زواياي ريز و پنهان اينگونه پيروزيها مغفول واقع ميشوند.
به باور مخدوميف در اين دست خاطرهنگاريها ميبايست مخاطب را در ضمن پرداختن به آن پارامترها، به سمت و سويي هدايت کرد که رفتارهاي انساني فرماندهان و رشادت نيروها نمود عيني بيشتري پيدا کند.
او شاخص بودن افراد را از جمله مشکلات خاطرهنگاري جنگ معرفي ميکند و معتقد است که متاسفانه شاخص بودن فرماندهان اصلي، باعث ميشود نويسنده دچار نوعي ابهام در فهم عملکرد فرمانده شود؛ ابهامي که به هر حال به ساختار روايت لطمه ميزند.
مخدومي درپايان تاکيد کرد: ميبايست تاريخ جنگ را بهطور کامل روايت کرد چرا که تاکيد کردن روي فرماندهان، باعث مغفول واقع شدن تلاشهاي ديگر رزمندگان تأثيرگذار (به لحاظ اخلاقي ـ شخصيتي و استراتژيک) ميشود.
