جنبش صهيونيسم

کد خبر: ۱۱۴۱۹۴
تاریخ انتشار: ۲۳ مهر ۱۳۸۶ - ۱۲:۲۵ - 15October 2007


زرسالاران يهود، فکر سلطه بر جهان را هيچگاه رها نکرده و همواره در طول تاريخ، اين تفکر توسعه‌طلبانه و نژادپرستانه را دنبال کرده‌ا‌ند ولي به تصريح همه رهبران يهود، پايگاه اول آنها در اين سلطه‌جوئي، فلسطين بوده است. به همين دليل طرحهاي مختلفي را براي نيل به اين هدف برنامه‌ريزي کردند.
جنبش صهيونيستي به عنوان يک تشکل سياسي سازمان يافته، در جهت رسيدن به هدف مذکور در سال 1897 ميلادي توسط يک روزنامه‌ نگار اتريشي به نام «تئودور هرتزل» که خود يک يهودي بود بنيانگذاري شد. هرتزل در 1896 کتابي با عنوان «دولت يهود» منتشر کرد و نظريه «صهيونيسم» را در آن انتشار داد.
«صهيونيسم» ريشه در کلمه صهيون (صيون) دارد که نام کوهي در جنوب غربي قدس (اورشليم) است. رهبران يهود ادعا مي‌کنند حضرت داوود و حضرت سليمان زماني در آنجا سکونت داشته‌اند و خداوند اين سرزمين را به آنان وعده داده تا بتوانند حکومت يهود را در آنجا برپا کنند. ولي گستره اين حکومت به فلسطين محدود نمي‌شود بلکه همانطور که «تئودور هرتزل» در کتاب «دولت يهود» نوشته و همه رهبران صهيونيست نيز به آ‌ن اعتقاد دارند، قلمرو حکومت مورد نظر آنان، ‌اراضي حدفاصل دو رودخانه نيل تا فرات است. اين منطقه شامل تمامي خاورميانه بوده و استراتژيک‌ترين و غني‌ترين بخش جهان را تشکيل مي‌دهد.
مبناي اين ادعاي صهيونيست‌ها نيز همان تورات تحريف شده است. توراتي که قديمي‌ترين نسخه آن دو سه قرن بعد از هجرت نوشته شده است. سازمان صهيونيسم بين‌الملل براساس اين تفکر توسط «تئودور هرتزل» شکل گرفت. هرتزل نظريه خود را برپايه برتري دين و نژاد يهود بر ساير اديان و نژادها و اقوام استوار کرد. او براي تثبيت و نهادينه کردن ديدگاه خود کنگره بزرگي را نيز در شهر «بال» سوئيس تشکيل داد. در اين کنگره که در 29 اوت 1897 با حضور نمايندگان سازمانها و اتحاديه‌هاي يهودي جهان برگزار شد، هرتزل ديدگاه خود را تشريح کرد. او گفت:
«ما قصد داريم سنگ بناي خانه‌اي را بگذاريم که امت يهود در آن مأوا خواهد گرفت... و صهيونيسم در پي ايجاد وطن ملي يهودي در فلسطين با ضمانت قانون و شناسايي بين‌المللي است.»
از دل همين کنگره بود که سازمان صهيونيسم بين‌الملل يا هدف گردآوري انجمن‌ها و اتحاديه‌هاي يهودي در يک سازمان جهاني به قصد ايجاد انسجام در تلاش‌هاي فکري و عقلي آنان به وجود آمد. اين سازمان رياکارانه نام جنبش خود را صهيونيسم گذاشت تا با تبليغات خود، بتواند نيات توسعه‌طلبانه بعدي خود را نزد جهانيان توجيه نموده افکار عمومي يهوديان جهان را به خود جلب کند.
سازمان صهيونيسم بين‌الملل در درجه اول از مجموع اتحاديه‌ها و سازمانهايي تشکيل شده که درکشورهاي مختلف و بر اساس شرايط آن کشورها فعاليت مي‌کنند. همچنين اتحاديه‌ها و سازمانهاي بين‌المللي صهيونيستي نيز وجود دارند که تحت نظارت و هدايت سازمان صهيونيسم بين‌الملل در زمينه‌هاي ديني،‌ اجتماعي، سياسي، صنفي و حتي جنسيتي،‌حرکت خويش را شکل مي‌دهند.
در پي تشکيل سازمان صهيونيسم بين‌الملل، ثروتمندان يهود در سراسر جهان ميلياردها دلار در اين راه سرمايه‌گذاري کردند. نخستين توجه صهيونيستها به وسائل ارتباط جمعي معطوف شد و به تدريج بسياري از رجال سياسي و اقتصادي کشورهاي مختلف به مدد روشها و شيوه‌هاي گوناگون با نظرات صهيونيستها همراه شدند. صهيونيسم براساس نظريه هرتزل به زودي در رهبري بسياري از احزاب جهان به ويژه احزاب چپ روسيه نفوذ کردند. در مراحل بعد، يهوديان موفق شدند ساير احزاب چپ اروپا و همچنين کنگره امريکا را تحت نفوذ خود درآورند. آنها با سلطه بر رسانه‌هاي گروهي آمريکا چنان قدرتي يافتند که توانستند در انتخابات رياست جمهوري اين کشور نيز نفوذ يابند.
سازمان جهاني صهيونيسم با بهره‌گيري از مظلوم‌نمايي و تحت شعار «عشق به صهيون» از يهوديان سراسر جهان خواست به فلسطين بروند و از طريق تملک زمينهاي اعراب اين سرزمين را از چنگ آنان به در آورند. هرتزل در سايه اقدامات گسترده خود کنگره يهوديان را به پارلمان جهاني يهود تبديل کرد و رهبري آن را در دست گرفت. هرتزل و همکاران او به يک سلسله اقدامهاي سياسي دست زدند. از جمله با سلطان عبدالحميد امپراطوري عثماني وارد مذاکره شدند و از طريق ثروتمندان بزرگ صهيونيست با سياستمداران درجه اول جهان به داد و ستد سياسي و مالي پرداختند.
سازمان جهاني صهيونيسم موفق شد از طريق نفوذ در دولت انگلستان حمايت آن دولت را به سوي خود جلب کند. صدور اعلاميه مشهور «بالفور» وزير خارجه انگلستان در سال 1917 به قدرت‌يابي روزافزون صهيونيسم انجاميد. بالفور زير نفوذ يهوديان مقتدري چون «بارون روچيلد» اعلاميه ‌آزادي مهاجرت يهوديان به فلسطين را منتشر کرد و در اين راه بسيار کوشيد او نه تنها به اهداف امپراطوري انگلستان در تضعيف دولت عثماني ياري رساند، بلکه رضايت صهيونيستها را نيز در پي آورد.
در سال 1929 از مجموع جمعيت فلسطين فقط 15 درصد يهودي بودند. در همين سالها فلسطين که تحت‌الحمايه انگلستان بود هر روز شاهد صحنه‌هاي برخورد اعراب و يهوديان بود. صهيونيستها به کمک پولهاي هنگفتي که ثروتمندان يهود در جهان به ويژه آمريکا در اختيار آنها مي‌گذاشتند سرزمين‌هاي زيادي را از اعراب فلسطيني خريداري مي‌کردند. اين امر نگراني شديدي درجهان عرب به وجود آورده بود. از سوي ديگر به علت بحران اروپا سيل مهاجران يهود به فلسطين توسعه‌اي شگفت‌آور يافت و يهوديان فلسطين 30 درصد افزايش يافتند. با اين حال انگليسي‌ها از خشم اعراب نگران شده و مي‌ترسيدند منافع آنها در کشورهاي عرب خاورميانه به خطر افتد.
در همين ايام صهيونيستها دو سازمان تروريستي به نام «اشترن» و «ايرگون» تأسيس کردند. که اغلب هتلهاي بزرگ و مراکز حساس فلسطين را منفجر مي‌کردند.
در سال 1947 انگلستان ناتواني خود را در اداره فلسطين به سازمان ملل اعرام کرد. در ماه نوامبر همان سال مجمع عمومي سازمان ملل فلسطين را به يک دولت عرب با 11500 کيلومتر مربع و يک دولت يهود با 14100 کيلومتر مربع تقسيم کرد و اداره بيت‌المقدس را به يک سازمان جهاني واگذار کرد. در 14 مه 1948 به محض خروج نيروهاي انگليسي از فلسطين، صهيونيستها تأسيس دولت اسرائيل را براساس نظريه هرتزل اعلام کردند و بلافاصله آمريکا و شوروي آن را به رسميت شناختند.
طي قرن بيستم سياست توسعه‌طلبي اسرائيل به شدت ادامه يافت و در چهار جنگ صهيونيستها عليه کشورهاي عربي صدها هزار نفر قرباني جنايات آنها شدند. هرتزل در سوم ژوئيه 1904 در 44 سالگي جان خود را از دست داد ولي در حيات خود نظريه‌اي را بنيان نهاد که هنوز پس از گذشت بيش از يک قرن خاورميانه در آتش مکتب او مي‌سوزد.

با استفاده از منابع مطبوعاتي
سايت دوران

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین