سواد رسانهای و مسئولیت مردم در مقابله با شایعات و اخبار جعلی
گروه استانهای دفاعپرس_«سیده معصومه حسینی»؛ جهان امروز به مدد شبکههای اجتماعی به دهکدهای بدل شده که مرزهای اطلاعاتی در آن فرو ریخته است. در این فضای بی وقفهی خبری، دیگر تنها رسانههای رسمی نیستند که روایت میسازند، بلکه هر شهروندِ مجهز به یک گوشی هوشمند، خود به یک خبرگزاری بالقوه تبدیل شده است. این دگرگونی شگرف، اگرچه قدرت آگاهی بخشی را دموکراتیک کرده، اما همزمان بستری مسموم برای تکثیر ویروس وار شایعات و اخبار جعلی پدید آورده است.

پرسش اساسی اینجاست: در برابر این سیل بنیانکن اطلاعات نادرست، مرز مسئولیت نهادهای رسمی کجا تمام میشود و وظیفه فردی تک تک ما از کجا آغاز میشود؟
پاسخ در گرو مفهومی حیاتی به نام «سواد رسانهای» است؛ مهارتی که فقدان آن، جامعه را به قربانی خاموش دروغهای سازمان یافته تبدیل میکند.
تحلیل ماجرا:
سواد رسانهای صرفاً به معنای توانایی خواندن و نوشتن یا کار با ابزارهای دیجیتال نیست؛ این مفهوم، یک سپر دفاعی ذهنی است که فرایند نقادانه اندیشیدن را جایگزین پذیرش منفعلانه میسازد. مسئولیت پذیری مردم در قبال شایعات، از دل همین نگاه نقادانه متولد میشود.
یک شهروندِ دارای سواد رسانهای، پیش از به اشتراک گذاری هر مطلبی، مکثی کوتاه، اما عمیق میکند و از خود سه پرسش کلیدی میپرسد: منبع این خبر کیست؟ و آیا هویت مشخصی دارد؟ انگیزه پشت انتشار این روایت ترس آور یا خشم آفرین چیست؟ و آیا این خبر در رسانههای معتبر دیگر نیز تأیید شده است؟
این درنگ آگاهانه، سادهترین و در عین حال مؤثرترین کنشی است که هر فرد میتواند انجام دهد؛ چراکه در شبکههای اجتماعی، انتشار یک شایعه بدون این فیلتر ذهنی، به مثابه شرکت در یک جنایت بدون قصد است.
بدتر از آن، بیتفاوتی و ارسال هیجانی یک خبر دروغین، عواقبی فراتر از گمراهی فردی دارد.
اخبار جعلی، اعتماد عمومی را که مهمترین سرمایه اجتماعی یک ملت است، هدف میگیرد. وقتی مرز میان حقیقت و دروغ محو شود، مردم دیگر نه به رسانهها، نه به نهادهای تخصصی و نه حتی به یکدیگر اعتماد نخواهند کرد؛ در این خلأ اعتماد، قدرت به دست کسانی میاُفتد که دروغ بزرگتر را با صدای بلندتر فریاد میزنند.
بنابراین، مسئولیت ما از سطح یک توصیه اخلاقی فراتر میرود و به یک تعهد اجتماعی بدل میشود. هر بار که ما یک شایعه را بازنشر میکنیم، ناخواسته در پروژه «نابودی حقیقت» شریک شدهایم و روند تصمیم گیری جمعی را مختل ساختهایم.
خروج از این بحران، جز با جهش از «مصرف کنندگی منفعل» به «شهروند فعال رسانهای» ممکن نیست. در نتیجه، در نبرد نابرابر میان سرعت دروغ و کندی حقیقت، این سرعت واکنش انگشتان ما نیست که تعیین کننده است، بلکه سرعت تعقل ماست.
سواد رسانهای به ما میآموزد که حقیقت هرگز بازنده نخواهد شد، به شرط آنکه آحاد جامعه از نقش تماشاچی صرف خارج شده و به پالایشگران داوطلب جریان اطلاعات بدل شوند.
مسئولیت ما در قبال شایعات، نه یک وظیفه دولتی، که یک فضیلت شهروندی است؛ فضیلتی که با شک آغاز میشود، با تحقیق ختم میشود و با سکوت در برابر آنچه از صحتش مطمئن نیستیم، به اوج میرسد. تا زمانی که این مسیر چهارمرحله ایِ دریافت، درنگ، راستی آزمایی، انتشار آگاهانه در ذهن یکایک ما نهادینه نشود، صلح و امنیت روانی جامعه همواره گروگان فتنه گران باقی خواهد ماند.
انتهای پیام/
