نادرحاتمي لک
هنگام تولد وي پدرش دامدار و کشاورز بود اما به علت نارسايي ومشکلات ناشي ازحکومت رژيم منفور پهلوي در روستاها، مجبور به ترک روستاشد و به شهر «ايلام» مهاجرت کرد .شهيد« نادر» دوران تحصيلي ابتدايي را در شهر« ايلام »به پايان رساند و چون بچه باهوشي بود و علاقه زيادي به صنعت داشت .ترک تحصيل کرد و کارهاي فني مانند مکانيکي ،جوشکاري و الکترونيکي و غيره را دنبال نمود و مهارت هايي را دراين شغل ها کسب کرد . در اين هنگام بارها به بسيج و سپاه مراجعه کرد تا به جبهه اعزام شود اما چون سن و سالش کم بود از ثبت نام او خود داري مي کردند تا اينکه با تلاش فراوان موفق شد که ثبت نام کند و به عضويت سپاه پاسداران انقلاب اسلامي «ايلام» درآيد. او دوره آموزش نظامي را گذراند و به عنوان نيروي مخابراتي به جبهه اعزام شد .
پس از دوان ابتدايي و آغاز دوران راهنمايي به نداي بنيان گذار انقلاب اسلامي و معمار اصلي بناي انقلاب اسلامي لبيک گفت و عليرغم سن و سال کم و ممانعت هايي که از پذيرش و ي در سپاه ايلام به عمل مي آمد با سختي و مشقت فراوان ثبت نام نمود و خود را به خيل سپاه اسلام در جبهه هاي غرب کشور رساند .اوبه علت علاقه زيادي که به کارهاي تخصصي و فني از تعمير بي سيم گرفته تا تعمير وسايل نقليه ،از هيچ گونه تلاش و کوششي مضايغه و دريغ نورزيد و حتي با توجه به سختي کار لحظه اي زبان به شکايت نگشود .او تا يکسال مانده به پايان جنگ تحميلي در جبهه ها ماند ورشادتهاي بي شماري از خود به يادگار گذاشت تا اينکه در تاريخ 2//4/1366 در جبهه «کردستان» به درجه رفيع شهادت نائل آمد .او با اين انتخابش همنشيني با سرور وسردار جوان اهل بهشت را با اهداءجان خود خريد .در وصيت نامه خويش کرارا توصيه نموده است که جوانان ايران اسلامي لحظه اي امام و رهبر ملت اسلامي را تنهانگذارند . فرامين و دستورات آن بزرگوار را آويزه گوش خود قرار دهند و با جان و دل اطاعت نمايند. در جاي ديگر ضمن رعايت و حفظ تقواي الهي به خواهران خويش و الگو گرفتن از حضرت زينب(س) راه و هدف و نيت وي را ادامه دهنده و خواسته بودند که پدر و مادر و اهل منزل در مقابل در گيري ها و مشکلات دنيوي صبور و شکيبا با شند و تقواي الهي را پيشه کنند .
پس از دوان ابتدايي و آغاز دوران راهنمايي به نداي بنيان گذار انقلاب اسلامي و معمار اصلي بناي انقلاب اسلامي لبيک گفت و عليرغم سن و سال کم و ممانعت هايي که از پذيرش و ي در سپاه ايلام به عمل مي آمد با سختي و مشقت فراوان ثبت نام نمود و خود را به خيل سپاه اسلام در جبهه هاي غرب کشور رساند .اوبه علت علاقه زيادي که به کارهاي تخصصي و فني از تعمير بي سيم گرفته تا تعمير وسايل نقليه ،از هيچ گونه تلاش و کوششي مضايغه و دريغ نورزيد و حتي با توجه به سختي کار لحظه اي زبان به شکايت نگشود .او تا يکسال مانده به پايان جنگ تحميلي در جبهه ها ماند ورشادتهاي بي شماري از خود به يادگار گذاشت تا اينکه در تاريخ 2//4/1366 در جبهه «کردستان» به درجه رفيع شهادت نائل آمد .او با اين انتخابش همنشيني با سرور وسردار جوان اهل بهشت را با اهداءجان خود خريد .در وصيت نامه خويش کرارا توصيه نموده است که جوانان ايران اسلامي لحظه اي امام و رهبر ملت اسلامي را تنهانگذارند . فرامين و دستورات آن بزرگوار را آويزه گوش خود قرار دهند و با جان و دل اطاعت نمايند. در جاي ديگر ضمن رعايت و حفظ تقواي الهي به خواهران خويش و الگو گرفتن از حضرت زينب(س) راه و هدف و نيت وي را ادامه دهنده و خواسته بودند که پدر و مادر و اهل منزل در مقابل در گيري ها و مشکلات دنيوي صبور و شکيبا با شند و تقواي الهي را پيشه کنند .
وصيت نامه
بسم الله الرحمن الرحيم
اينجانب که هنوز سن و سال زيادي ندارم و تجربه هايي را کسب نکرده ام ، کوچکتر از آنم که بتوانم وصيت يا توصيه اي به شما داشته باشم .از آنجايي که در سنگر حق عليه باطل ،هستيم و هر لحظه اي احتمال مي رود سعادت مرگي که آن شهادت باشد نصيبم گردد ،لازم ديدم چند مطلبي را بيان کنم.
پدر گرامي و مادر عزيزم اميد وارم که هنگام شنيدن شهادت من صبر و پايداري کنيد و به اسلام و انقلاب و امام عزيز وفادار باشيد و با صبر و استقامت روح مرا شاد کنيد . زحماتي در طول تربيت من متحمل شده ايد، مرا حلال کنيد و مرا ببخشيد و خواهران عزيز با رعايت حجاب خود و رفتار و کردار پسنديده از خون شهيدان پاسداري کنيد .از نبودن من در کنارشما ناراحتي نکنيد. من امانتي بودم در ميان شما و به صاحب خود يعني نزد خدا باز گشتم و شما از اهل امانت ناراحت نباشيد که خداوند متعال در قرآن مي فرمايد انا لاالله و انا اليه راجعون .
در پايان اميدوارم تک تک دوستان و آشنايان مرا ببخشند و دعاي خير خود را شامل حال من بکنند .والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته . نادرحاتمي لک
اينجانب که هنوز سن و سال زيادي ندارم و تجربه هايي را کسب نکرده ام ، کوچکتر از آنم که بتوانم وصيت يا توصيه اي به شما داشته باشم .از آنجايي که در سنگر حق عليه باطل ،هستيم و هر لحظه اي احتمال مي رود سعادت مرگي که آن شهادت باشد نصيبم گردد ،لازم ديدم چند مطلبي را بيان کنم.
پدر گرامي و مادر عزيزم اميد وارم که هنگام شنيدن شهادت من صبر و پايداري کنيد و به اسلام و انقلاب و امام عزيز وفادار باشيد و با صبر و استقامت روح مرا شاد کنيد . زحماتي در طول تربيت من متحمل شده ايد، مرا حلال کنيد و مرا ببخشيد و خواهران عزيز با رعايت حجاب خود و رفتار و کردار پسنديده از خون شهيدان پاسداري کنيد .از نبودن من در کنارشما ناراحتي نکنيد. من امانتي بودم در ميان شما و به صاحب خود يعني نزد خدا باز گشتم و شما از اهل امانت ناراحت نباشيد که خداوند متعال در قرآن مي فرمايد انا لاالله و انا اليه راجعون .
در پايان اميدوارم تک تک دوستان و آشنايان مرا ببخشند و دعاي خير خود را شامل حال من بکنند .والسلام عليکم و رحمت الله و برکاته . نادرحاتمي لک
لینک کپی شد
نظر شما
