حمله به اچ 3 غير ممکني که ممکن شد
در 31 شهريور سال 1359 عراق با يورشي ناجوانمردانه به خاک مقدس ايران، جنگي ناخواسته را که شايد مدت ها در فکر آن بود آغاز کرد. جنگي که ما ايرانيان خواستار آن نبوديم.
جنگ آغاز شده بود و نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، در يکم مهر ماه سال 1359 و تنها يک روز بعد از شروع جنگ، ضربه اي کاري به نيروي هوايي عراق وارد آورد که طي آن 140 فروند از شکاري بمب افکن هاي نيروي هوايي در عملياتي به نام "کمان 99" اکثر پايگاه هاي هوايي عراق را بجز پايگاه الوليد، بمباران کرده بودند.
چند ماهي از جنگ مي گذشت. در اين هنگام دولت بعثي عراق در باتلاقي گرفتار شده بود که هرگز فکر نمي کرد روزي در آن گرفتار شود. نيروي هوايي ايران که صدام حسين در شامگاه 31 شهريور 59 دم از نابودي کامل آن مي زد، دست به کارهاي بزرگي مي زد و با بمباران روزانه مناطق نظامي، خواب را از چشمان بعثيون گرفته بود. در اين شرايط که عراقي ها به ضعف نيروي هوايي خود در برابر نيروي هوايي قدرتمند ما رسيده بودند، طبق معمول هميشه دست به دامن همپيمانان خود شدند و آنها نيز با نشان دادن چراغ سبز، خواسته هاي آنان را برآورده مي کردند. يکي از اين خواسته ها تقويت نيروي هوايي عراق بود که بر اين اساس کشور فرانسه قراردادي با عراق منعقد کرد که بر طبق آن، جنگنده هاي پيش رفته ميراژ را تحويل آنها بدهد.
در اين زمان، شهر آبادان از سه طرف در محاصره بود و نيروي هاي زميني عراق مي توانستند با پشتيباني هوايي به هدف اصلي خود که همانا اشغال آبادان بود، برسند. در همين هنگام عراقي ها که هنوز خاطره حمله 140 فروندي روز اول جنگ را فراموش نکرده بودند، به اين فکر افتادند که شايد در آستانه اين عمليات پايگاه هاي هوايي آنها مورد هدف عقابان تيز پرواز نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي قرار گيرد. لذا تصميم گرفتند که کليه هواپيماهاي اصلي خود را به نقطه اي منتقل کنند که هيچ اسکادران از جان گذشته ايراني نتواند به آن جا برسد و آن را هدف قرار دهد. پس با هماهنگي ها لازم، در تاريخ 21 دي سال 1359 عراق بخشي از هواپيماهاي عملياتي خود را به مجموعه پايگاه هاي الوليد در غرب عراق و در نزديکي مرز اردن انتقال داد. اين پايگاه خود به يک پايگاه اصلي و دو پايگاه فرعي تقسيم مي شود که به آن "اچ 3" مي گفتند و از پدافند قدرتمندي نيز برخوردار بود. در همين زمان صدام حسين با ظاهر شدن در صفحه تلويزيون عراق نطقي کرد که قسمتي از آن به اين شکل بود :
- من ديوار آتش دارم و ايران به هيچ وجه نمي تواند به خاک ما نفوذ عمقي کند.
چندي بعد نيروي هوايي ايران از انتقال هواپيماهاي عراقي با اطلاع شد و سرتيپ شهيد "جواد فکوري" فرمانده وقت نيروي هوايي، در 15 بهمن سال 59 در جلسه فرمانده هان نيروي هوايي پيشنهاد حمله به اين پايگاه ها را مطرح نمود که براي طرح ريزي اين عمليات، بخش ويژه طرح هاي نيروي هوايي کار بر روي آن را آغاز کردند و پس از مدتي اين کار را غير ممکن قلمداد کردند. در همين زمان اين طرح از سوي نيروي هوايي منتفي اعلام شد ولي طرح هايي نيز مطرح شد :
طرح اول : 16 فروند فانتوم به پرواز درآيند 14 فروند اصلي و 2 فروند رزرو که 6 تانکر سوخت رسان هم همراه آنان باشد 3 تانکر در داخل خاک ايران قرار گيرند و 3 تانکر در منتهي اليه غرب عراق و براي محافظت از هر تانکر 2 فروند اف 14 نيز به پرواز درآيند که اين خود انبوهي از هواپيما را بوجود مي آورد.
طرح دوم : 12 فروند فانتوم به پرواز درآيند 10 فروند اصلي و 2 فروند رزرو که چهار تانکر سوخت رسان با همان شرايط با آنها باشد که در اين طرح تعداد جنگنده ها و تانکرها کم مي شد ولي وضعيت فانتوم ها به دليل کمبود تانکر سوخت رسان حساس مي شد و احتمال اينکه 2 فروند فانتوم از دست برود فراوان بود.
در همين حين مرحوم سرتيپ خلبان "بهرام هوشيار" در اين خصوص طرحي را آماده و به صورت محرمانه با شهيد فکوري مطرح کرد که بر اساس آن 10 فروند فانتوم مسلح 8 فروند اصلي و 2 فروند رزرو به پرواز درآيند و براي گمراه کردن دشمن نيز در هنگام ورود فانتوم ها به خاک عراق 2 فروند اف 5 به کرکوک حمله کنند. مکان استارت حمله نيز پايگاه دوم شکاري تبريز بود. شهيد فکوري بعد از مطالعه اين طرح، آن را عملي دانست و موافقت خود را با آن اعلام کرد. ولي اين عمليات 2 بار به دليل خيانت عوامل نفوذي و همچنين اطلاع عراق، لغو شد.
لذا در جلسه اي قرار بر اين شد که شهيد فکوري شکست اين طرح را اعلام کند. جلسه مذکور در نيمه دوم اسفند ماه برگزار شد. جلسه درباره وضعيت جبهه هاي جنگ، استقرار نيروهاي ايراني و عراقي و... بود. پس از پايان جلسه، شهيد فکوري سرتيپ (سرهنگ آن زمان ) "فرج الله براتپور" را که از معاونين عمليات يکي از پايگاه هاي هوايي بود، احضار کرد و اجراي ماموريتي سري، مهم و حياتي را به ايشان ابلاغ و تاکيد کرد که شخصا فرماندهي دسته پروازي را برعهده بگيرد.
طرح عمليات
10 فروند فانتوم ( 8 فروند اصلي و 2 فروند رزرو ) مسلح، در شرايط کامل حفاظتي از پايگاه شهيد نوژه همدان به پرواز در مي آيند و به سوي درياچه اروميه پرواز مي کنند. هواپيماها آن جا در ارتفاع پست با دو فروند تانکر سوخت رسان برخورد مي کنند، بعد از سوختگيري، از نوار مرزي ترکيه وارد عراق شده و در آن جا با دو تانکر که از مسير بين المللي خارج شده اند، برخورد مي کنند و بعد از سوخت گيري مجدد به سمت پايگاه هاي الوليد رفته آن جا را بمباران کرده و از همين مسير باز مي گردند.
اين طرح به صورت کاملا سري پي گيري مي شد و قرار بر اين شد که اين عمليات در سحرگاه روز پانزدهم فروردين ماه انجام شود. نکته مهم در اين طراحي اين عمليات، سبک بودن جنگنده ها و برق آسا بودن حمله بود
جنگ آغاز شده بود و نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، در يکم مهر ماه سال 1359 و تنها يک روز بعد از شروع جنگ، ضربه اي کاري به نيروي هوايي عراق وارد آورد که طي آن 140 فروند از شکاري بمب افکن هاي نيروي هوايي در عملياتي به نام "کمان 99" اکثر پايگاه هاي هوايي عراق را بجز پايگاه الوليد، بمباران کرده بودند.
چند ماهي از جنگ مي گذشت. در اين هنگام دولت بعثي عراق در باتلاقي گرفتار شده بود که هرگز فکر نمي کرد روزي در آن گرفتار شود. نيروي هوايي ايران که صدام حسين در شامگاه 31 شهريور 59 دم از نابودي کامل آن مي زد، دست به کارهاي بزرگي مي زد و با بمباران روزانه مناطق نظامي، خواب را از چشمان بعثيون گرفته بود. در اين شرايط که عراقي ها به ضعف نيروي هوايي خود در برابر نيروي هوايي قدرتمند ما رسيده بودند، طبق معمول هميشه دست به دامن همپيمانان خود شدند و آنها نيز با نشان دادن چراغ سبز، خواسته هاي آنان را برآورده مي کردند. يکي از اين خواسته ها تقويت نيروي هوايي عراق بود که بر اين اساس کشور فرانسه قراردادي با عراق منعقد کرد که بر طبق آن، جنگنده هاي پيش رفته ميراژ را تحويل آنها بدهد.
در اين زمان، شهر آبادان از سه طرف در محاصره بود و نيروي هاي زميني عراق مي توانستند با پشتيباني هوايي به هدف اصلي خود که همانا اشغال آبادان بود، برسند. در همين هنگام عراقي ها که هنوز خاطره حمله 140 فروندي روز اول جنگ را فراموش نکرده بودند، به اين فکر افتادند که شايد در آستانه اين عمليات پايگاه هاي هوايي آنها مورد هدف عقابان تيز پرواز نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي قرار گيرد. لذا تصميم گرفتند که کليه هواپيماهاي اصلي خود را به نقطه اي منتقل کنند که هيچ اسکادران از جان گذشته ايراني نتواند به آن جا برسد و آن را هدف قرار دهد. پس با هماهنگي ها لازم، در تاريخ 21 دي سال 1359 عراق بخشي از هواپيماهاي عملياتي خود را به مجموعه پايگاه هاي الوليد در غرب عراق و در نزديکي مرز اردن انتقال داد. اين پايگاه خود به يک پايگاه اصلي و دو پايگاه فرعي تقسيم مي شود که به آن "اچ 3" مي گفتند و از پدافند قدرتمندي نيز برخوردار بود. در همين زمان صدام حسين با ظاهر شدن در صفحه تلويزيون عراق نطقي کرد که قسمتي از آن به اين شکل بود :
- من ديوار آتش دارم و ايران به هيچ وجه نمي تواند به خاک ما نفوذ عمقي کند.
چندي بعد نيروي هوايي ايران از انتقال هواپيماهاي عراقي با اطلاع شد و سرتيپ شهيد "جواد فکوري" فرمانده وقت نيروي هوايي، در 15 بهمن سال 59 در جلسه فرمانده هان نيروي هوايي پيشنهاد حمله به اين پايگاه ها را مطرح نمود که براي طرح ريزي اين عمليات، بخش ويژه طرح هاي نيروي هوايي کار بر روي آن را آغاز کردند و پس از مدتي اين کار را غير ممکن قلمداد کردند. در همين زمان اين طرح از سوي نيروي هوايي منتفي اعلام شد ولي طرح هايي نيز مطرح شد :
طرح اول : 16 فروند فانتوم به پرواز درآيند 14 فروند اصلي و 2 فروند رزرو که 6 تانکر سوخت رسان هم همراه آنان باشد 3 تانکر در داخل خاک ايران قرار گيرند و 3 تانکر در منتهي اليه غرب عراق و براي محافظت از هر تانکر 2 فروند اف 14 نيز به پرواز درآيند که اين خود انبوهي از هواپيما را بوجود مي آورد.
طرح دوم : 12 فروند فانتوم به پرواز درآيند 10 فروند اصلي و 2 فروند رزرو که چهار تانکر سوخت رسان با همان شرايط با آنها باشد که در اين طرح تعداد جنگنده ها و تانکرها کم مي شد ولي وضعيت فانتوم ها به دليل کمبود تانکر سوخت رسان حساس مي شد و احتمال اينکه 2 فروند فانتوم از دست برود فراوان بود.
در همين حين مرحوم سرتيپ خلبان "بهرام هوشيار" در اين خصوص طرحي را آماده و به صورت محرمانه با شهيد فکوري مطرح کرد که بر اساس آن 10 فروند فانتوم مسلح 8 فروند اصلي و 2 فروند رزرو به پرواز درآيند و براي گمراه کردن دشمن نيز در هنگام ورود فانتوم ها به خاک عراق 2 فروند اف 5 به کرکوک حمله کنند. مکان استارت حمله نيز پايگاه دوم شکاري تبريز بود. شهيد فکوري بعد از مطالعه اين طرح، آن را عملي دانست و موافقت خود را با آن اعلام کرد. ولي اين عمليات 2 بار به دليل خيانت عوامل نفوذي و همچنين اطلاع عراق، لغو شد.
لذا در جلسه اي قرار بر اين شد که شهيد فکوري شکست اين طرح را اعلام کند. جلسه مذکور در نيمه دوم اسفند ماه برگزار شد. جلسه درباره وضعيت جبهه هاي جنگ، استقرار نيروهاي ايراني و عراقي و... بود. پس از پايان جلسه، شهيد فکوري سرتيپ (سرهنگ آن زمان ) "فرج الله براتپور" را که از معاونين عمليات يکي از پايگاه هاي هوايي بود، احضار کرد و اجراي ماموريتي سري، مهم و حياتي را به ايشان ابلاغ و تاکيد کرد که شخصا فرماندهي دسته پروازي را برعهده بگيرد.
طرح عمليات
10 فروند فانتوم ( 8 فروند اصلي و 2 فروند رزرو ) مسلح، در شرايط کامل حفاظتي از پايگاه شهيد نوژه همدان به پرواز در مي آيند و به سوي درياچه اروميه پرواز مي کنند. هواپيماها آن جا در ارتفاع پست با دو فروند تانکر سوخت رسان برخورد مي کنند، بعد از سوختگيري، از نوار مرزي ترکيه وارد عراق شده و در آن جا با دو تانکر که از مسير بين المللي خارج شده اند، برخورد مي کنند و بعد از سوخت گيري مجدد به سمت پايگاه هاي الوليد رفته آن جا را بمباران کرده و از همين مسير باز مي گردند.
اين طرح به صورت کاملا سري پي گيري مي شد و قرار بر اين شد که اين عمليات در سحرگاه روز پانزدهم فروردين ماه انجام شود. نکته مهم در اين طراحي اين عمليات، سبک بودن جنگنده ها و برق آسا بودن حمله بود

روزموعود
سرانجام روز موعود فرا رسيد. در ساعت يک بامداد روز 15 فروردين ماه سال 1360 خلبانان منتخب، بدون اطلاع قبلي، به پست فرماندهي فرا خوانده شدند و بي درنگ جلسه توجيهي انجام شد و کليه موارد و چگونگي انجام اين عمليات براي کليه خلبانان تشريح شد و قرار بر اين شد که فانتوم ها به دودسته 4 فروندي تقسيم شوند. ليدر يکي از دسته ها سرهنگ براتپور و ليدر دسته ديگر سرتيپ (سرهنگ آن زمان) "فرهادپور" بودند. در پايان جلسه توجيهي، از سوي ليدر دسته پروازي اعلام شد احتمال شهادت در اين عمليات بالاست پس هر کدام از خلبانان به هر دليلي آمادگي ندارند اعلام کنند تا نفر جايگزين در ليست اصلي قرار گيرد، همه اعلام آمادگي کردند. پس از انجام فرضيه نماز و با روشن شدن هوا، عمليات آغاز شد.
شرح عمليات
اين عمليات به قدري دقيق پيش بيني شده بود که از شب قبل هواپيماهاي هر گروه پروازي نيز مشخص شده بودند. بعد از اعلام شماره هواپيماها از سوي گردان نگهداري، خلبانان يکي پس از ديگري در کابين جاي گرفتند و اين درحالي بود که خود پرسنل گردان نگهداري هم از جزئيات اين عمليات خبر نداشتند.
بدين ترتيب 10 فروند هواپيماي اف 4 در سکوت کامل راديويي به پرواز درآمدند. در طول انجام اين عمليات، تنها دوبار سکوت راديويي شکست. يکي هنگام پرواز که هر هواپيما بعد از بلند شدن از روي باند شماره خود را اعلام مي کردند و بار ديگر بعد از پايان عمليات سوختگيري، رمزي را اعلام مي کردند. بعد از پرواز فانتوم ها، مسير خود را به سمت درياچه اروميه پيش گرفتند و درحالي که هوا ابري بود، در ارتفاع پست با دو فروند تانکر سوخت رسان 747 برخورد کردند و اولين مرحله سوختگيري با موفقيت کامل بعد از گذشت 20 دقيقه انجام شد. سپس فانتوم ها به سمت مرز پرواز کردند.
در همين زمان دو فروند اف 5 از پايگاه هوايي تبريز به سمت پالايشگاه کرکوک به پرواز درآمدند و دريک حمله موفق، اين پالايشگاه را بمباران کردند.
در اين هنگام فانتوم ها در نزديکي مرز قرار داشتند و در ساعت 58/7 صبح با رسيدن به نقطه صفر مرزي، به دو دسته 4 فروندي تقسيم شدند و 2 فروند رزرو نيز بازگشتند. ( جمعا 8 فروند، 6 فانتوم ئي و 2 فانتوم دي وارد عراق شدند ). در همين زمان به فرمانده پدافند عراق اطلاع مي دهند که تعدادي هواپيماي ناشناس در نوار مرزي ترکيه مشاهده شده اند که او اظهار مي کند هواپيماها متعلق به ترکيه است.
فانتوم ها به صورت فرميشن 4 تايي با فاصله 500 پا از يکديگر، در ارتفاع پايين از شهر مرزي زاخو گذشتند و وارد خاک عراق شدند. در اين هنگام ارتفاع خود را به پايين ترين سطح ممکن رسانده و به مسير خود برروي نوار مرزي ترکيه ادامه دادند.
در منتهي اليه شمال غرب عراق فانتوم ها در فاصله 90 مايلي هدف، با دوفروند تانکر سوخت رسان 707 که به تعبيري از فرودگاه لارناکا قبرس و به تعبيري از فرودگاهي در ترکيه برخواسته بودند و با خارج شدن از خطوط بين المللي، خود را به آن جا رسانده بودند، برخورد مي کنند و در ارتفاع 20000 پايي از آنها سوختگيري مي کنند و دوباره ارتفاع خود را کم و در حدود 30 متري زمين پرواز مي کنند و به طرف نخستين نشانه زميني به پيش مي روند که در اين لحظه به نقل از خود سرتيپ براتپور (ليدر عمليات) دستگاه هاي ناوبري جنگنده اي شان از کار مي افتد و وقتي موقعيتي که دستگاه ها نشان مي دهند با نقشه مقايسه مي کند نشان دهنده موقعيت واقعي نبود که ايشان با کابين عقب که افسر کنترل رادار بودند صحبت مي کند و مي گويد :
سرتيپ براتپور : ظاهرا دستگاه ناوبري من ايراد دارد مي تواني بگويي که دستگاه شما کجا را نشان مي دهد؟
خلبان کابين عقب : (با خون سردي مي گويد) تل آويو.
سرتيپ براتپور: پس برويم آن جا را بزنيم!
خلبان کابين عقب : (با لهجه شيرازي) ها بريم!
به هر صورت پس از گذشتن از آخرين نشانه زميني، سرتيپ براتپور راه اصلي را پيدا مي کند و با علامت او، از هر دسته 4 فروندي فانتوم ها، يک فروند جدا مي شود و گروه سوم را تشکيل مي دهد. در همين حين يکي از خلبانان يک موضع پدافندي که در نقشه اوليه پيش بيني نشده بود را مي بيند و به دليل اين که مبادا در مسير برگشت مزاحم شود به آن حمله و آن را نابود مي کند.
هواپيماها به هدف مي رسند
گروه اول به فرماندهي سرتيپ فرهادپور در ساعت 45/8 به پايگاه اول حمله مي کند.
گروه دو در ساعت 50/8 به پايگاه دوم حمله مي کند.
گروه سوم به فرماندهي سرتيپ براتپور به سمت پايگاه سوم (اصلي ) حمله مي کند در حالي که هنوز گروه سوم به پايگاه اصلي نرسيده بودند، دو گروه ديگر کار خود را تمام کرده بودند زيرا آنها فاصله کم تري نسبت به اين پايگاه داشتند. دود ناشي از انفجار هواپيماها و انبارها، تمامي فضا را پر کرده بود و پدافند و موشک هاي زمين به هواي دشمن از هر طرف براي سرنگوني فانتوم ها شليک مي کردند. سرتيپ براتپور با ديدن اين اوضاع، تصميم مي گيرد بجاي اين که از مسير از پيش تعيين شده به پايگاه سوم حمله کند، با گردشي به سمت راست از سمت مخالف به آنها حمله ور شود که بدين ترتيب موفق به غافلگيري آنها مي شود.
پايگاه دشمن از استتار خيلي خوبي برخواردار بود، به شکلي که حتي رنگ سقف آشيانه ها نيز به رنگ زمين بودند و روي ادوات نيز به خوبي پوشانده شده بود. هنگامي که گروه سوم به فرماندهي سرتيپ براتپور به روي پايگاه مي رسند، عراقي ها که فکر نمي کردند خلبانان ايراني جسارت و توانايي لازم جهت حمله به آن جا را داشته باشند، کاملا غافلگير شدند. آنها که مشغول کارهاي زومره بودند ابتدا تصور کردند که هواپيماي خودشان است که به سمت آنها مي آيد، همچنين به دليل تغيير سمتي که داده شده بود لوله هاي توپ هاي ضدهوايي آنها نيز سمت مخالف را نشانه گرفته بود و به اصطلاح ديوار آتش آنها در سمت ديگري بود. فانتوم ها با رسيدن به بالاي پايگاه، شيرجه رفته و تمامي بمب هاي خود را رها مي کنند و پايگاه را به جهنمي از آتش تبدليل مي کنند به طوري که در بعضي از نقاط به دليل ارتفاع کم فانتوم ها، زبانه آتش به ارتفاع هواپيماها نيز مي رسيد.
تمامي بمب ها بر روي هواپيماها و آشيانه ها با دقت فرو ريخته شد و تقريبا تمام اهداف از پيش تعيين شده را نابود کردند، سپس با گردشي به سمت مخالف، فانتوم ها از محل دور مي شوند. در اين مرحله يکي از هواپيماها به خلباني سرتيپ خلبان شهيد "محمود خضرايي" آسيب مي بيند که سريعا خود را از معرکه دور مي کند. در همين برگشت، سرتيپ براتپور بر روي جاده بين المللي عراق – اردن متوجه يک تريلي حامل محموله نظامي مي شود که گويا از بندر عقبه در خاک اردن بارگيري کرده و به عراق وارد شده بود. بي درنگ با هواپيما به سمت تريلي شيرجه مي رود و با مسلسل هواپيما آن را هدف قرار داده و منفجر مي کند. سپس بلافصله ارتفاع را کم کرده و پس از تماس با فرکانس قرارداي با تانکرهاي سوخت رسان، به سوي آنها پرواز مي کنند.
سرانجام روز موعود فرا رسيد. در ساعت يک بامداد روز 15 فروردين ماه سال 1360 خلبانان منتخب، بدون اطلاع قبلي، به پست فرماندهي فرا خوانده شدند و بي درنگ جلسه توجيهي انجام شد و کليه موارد و چگونگي انجام اين عمليات براي کليه خلبانان تشريح شد و قرار بر اين شد که فانتوم ها به دودسته 4 فروندي تقسيم شوند. ليدر يکي از دسته ها سرهنگ براتپور و ليدر دسته ديگر سرتيپ (سرهنگ آن زمان) "فرهادپور" بودند. در پايان جلسه توجيهي، از سوي ليدر دسته پروازي اعلام شد احتمال شهادت در اين عمليات بالاست پس هر کدام از خلبانان به هر دليلي آمادگي ندارند اعلام کنند تا نفر جايگزين در ليست اصلي قرار گيرد، همه اعلام آمادگي کردند. پس از انجام فرضيه نماز و با روشن شدن هوا، عمليات آغاز شد.
شرح عمليات
اين عمليات به قدري دقيق پيش بيني شده بود که از شب قبل هواپيماهاي هر گروه پروازي نيز مشخص شده بودند. بعد از اعلام شماره هواپيماها از سوي گردان نگهداري، خلبانان يکي پس از ديگري در کابين جاي گرفتند و اين درحالي بود که خود پرسنل گردان نگهداري هم از جزئيات اين عمليات خبر نداشتند.
بدين ترتيب 10 فروند هواپيماي اف 4 در سکوت کامل راديويي به پرواز درآمدند. در طول انجام اين عمليات، تنها دوبار سکوت راديويي شکست. يکي هنگام پرواز که هر هواپيما بعد از بلند شدن از روي باند شماره خود را اعلام مي کردند و بار ديگر بعد از پايان عمليات سوختگيري، رمزي را اعلام مي کردند. بعد از پرواز فانتوم ها، مسير خود را به سمت درياچه اروميه پيش گرفتند و درحالي که هوا ابري بود، در ارتفاع پست با دو فروند تانکر سوخت رسان 747 برخورد کردند و اولين مرحله سوختگيري با موفقيت کامل بعد از گذشت 20 دقيقه انجام شد. سپس فانتوم ها به سمت مرز پرواز کردند.
در همين زمان دو فروند اف 5 از پايگاه هوايي تبريز به سمت پالايشگاه کرکوک به پرواز درآمدند و دريک حمله موفق، اين پالايشگاه را بمباران کردند.
در اين هنگام فانتوم ها در نزديکي مرز قرار داشتند و در ساعت 58/7 صبح با رسيدن به نقطه صفر مرزي، به دو دسته 4 فروندي تقسيم شدند و 2 فروند رزرو نيز بازگشتند. ( جمعا 8 فروند، 6 فانتوم ئي و 2 فانتوم دي وارد عراق شدند ). در همين زمان به فرمانده پدافند عراق اطلاع مي دهند که تعدادي هواپيماي ناشناس در نوار مرزي ترکيه مشاهده شده اند که او اظهار مي کند هواپيماها متعلق به ترکيه است.
فانتوم ها به صورت فرميشن 4 تايي با فاصله 500 پا از يکديگر، در ارتفاع پايين از شهر مرزي زاخو گذشتند و وارد خاک عراق شدند. در اين هنگام ارتفاع خود را به پايين ترين سطح ممکن رسانده و به مسير خود برروي نوار مرزي ترکيه ادامه دادند.
در منتهي اليه شمال غرب عراق فانتوم ها در فاصله 90 مايلي هدف، با دوفروند تانکر سوخت رسان 707 که به تعبيري از فرودگاه لارناکا قبرس و به تعبيري از فرودگاهي در ترکيه برخواسته بودند و با خارج شدن از خطوط بين المللي، خود را به آن جا رسانده بودند، برخورد مي کنند و در ارتفاع 20000 پايي از آنها سوختگيري مي کنند و دوباره ارتفاع خود را کم و در حدود 30 متري زمين پرواز مي کنند و به طرف نخستين نشانه زميني به پيش مي روند که در اين لحظه به نقل از خود سرتيپ براتپور (ليدر عمليات) دستگاه هاي ناوبري جنگنده اي شان از کار مي افتد و وقتي موقعيتي که دستگاه ها نشان مي دهند با نقشه مقايسه مي کند نشان دهنده موقعيت واقعي نبود که ايشان با کابين عقب که افسر کنترل رادار بودند صحبت مي کند و مي گويد :
سرتيپ براتپور : ظاهرا دستگاه ناوبري من ايراد دارد مي تواني بگويي که دستگاه شما کجا را نشان مي دهد؟
خلبان کابين عقب : (با خون سردي مي گويد) تل آويو.
سرتيپ براتپور: پس برويم آن جا را بزنيم!
خلبان کابين عقب : (با لهجه شيرازي) ها بريم!
به هر صورت پس از گذشتن از آخرين نشانه زميني، سرتيپ براتپور راه اصلي را پيدا مي کند و با علامت او، از هر دسته 4 فروندي فانتوم ها، يک فروند جدا مي شود و گروه سوم را تشکيل مي دهد. در همين حين يکي از خلبانان يک موضع پدافندي که در نقشه اوليه پيش بيني نشده بود را مي بيند و به دليل اين که مبادا در مسير برگشت مزاحم شود به آن حمله و آن را نابود مي کند.
هواپيماها به هدف مي رسند
گروه اول به فرماندهي سرتيپ فرهادپور در ساعت 45/8 به پايگاه اول حمله مي کند.
گروه دو در ساعت 50/8 به پايگاه دوم حمله مي کند.
گروه سوم به فرماندهي سرتيپ براتپور به سمت پايگاه سوم (اصلي ) حمله مي کند در حالي که هنوز گروه سوم به پايگاه اصلي نرسيده بودند، دو گروه ديگر کار خود را تمام کرده بودند زيرا آنها فاصله کم تري نسبت به اين پايگاه داشتند. دود ناشي از انفجار هواپيماها و انبارها، تمامي فضا را پر کرده بود و پدافند و موشک هاي زمين به هواي دشمن از هر طرف براي سرنگوني فانتوم ها شليک مي کردند. سرتيپ براتپور با ديدن اين اوضاع، تصميم مي گيرد بجاي اين که از مسير از پيش تعيين شده به پايگاه سوم حمله کند، با گردشي به سمت راست از سمت مخالف به آنها حمله ور شود که بدين ترتيب موفق به غافلگيري آنها مي شود.
پايگاه دشمن از استتار خيلي خوبي برخواردار بود، به شکلي که حتي رنگ سقف آشيانه ها نيز به رنگ زمين بودند و روي ادوات نيز به خوبي پوشانده شده بود. هنگامي که گروه سوم به فرماندهي سرتيپ براتپور به روي پايگاه مي رسند، عراقي ها که فکر نمي کردند خلبانان ايراني جسارت و توانايي لازم جهت حمله به آن جا را داشته باشند، کاملا غافلگير شدند. آنها که مشغول کارهاي زومره بودند ابتدا تصور کردند که هواپيماي خودشان است که به سمت آنها مي آيد، همچنين به دليل تغيير سمتي که داده شده بود لوله هاي توپ هاي ضدهوايي آنها نيز سمت مخالف را نشانه گرفته بود و به اصطلاح ديوار آتش آنها در سمت ديگري بود. فانتوم ها با رسيدن به بالاي پايگاه، شيرجه رفته و تمامي بمب هاي خود را رها مي کنند و پايگاه را به جهنمي از آتش تبدليل مي کنند به طوري که در بعضي از نقاط به دليل ارتفاع کم فانتوم ها، زبانه آتش به ارتفاع هواپيماها نيز مي رسيد.
تمامي بمب ها بر روي هواپيماها و آشيانه ها با دقت فرو ريخته شد و تقريبا تمام اهداف از پيش تعيين شده را نابود کردند، سپس با گردشي به سمت مخالف، فانتوم ها از محل دور مي شوند. در اين مرحله يکي از هواپيماها به خلباني سرتيپ خلبان شهيد "محمود خضرايي" آسيب مي بيند که سريعا خود را از معرکه دور مي کند. در همين برگشت، سرتيپ براتپور بر روي جاده بين المللي عراق – اردن متوجه يک تريلي حامل محموله نظامي مي شود که گويا از بندر عقبه در خاک اردن بارگيري کرده و به عراق وارد شده بود. بي درنگ با هواپيما به سمت تريلي شيرجه مي رود و با مسلسل هواپيما آن را هدف قرار داده و منفجر مي کند. سپس بلافصله ارتفاع را کم کرده و پس از تماس با فرکانس قرارداي با تانکرهاي سوخت رسان، به سوي آنها پرواز مي کنند.

در اين لحظه تانکر هاي سوخت رسان در همان منطقه (قسمت غربي خاک عراق) در ارتفاع پايين و خارج از ديد رادار دشمن در حال گشت زني و منتظر فانتوم ها بودند تا مرحله سوم سوخت گيري انجام شود. سرتيپ براتپور براي يک لحظه متوجه سوخت هواپيماي خود مي شود و مي بيند که به حداقل خود رسيده و تانکرها را نيز نمي بيند و اين به دليل آن بود که در راه بازگشت براي انهدام تريلي اقدام کرده بود. از طرفي براي اين که سکوت راديويي را نيز نشکند و دشمن را متوجه خود و ديگر هواپيماها نکند، با توکل بر خداوند مسيري که قرار بود هواپيماهاي جنگنده از آن جا به تانکرها برسند را درپيش مي گيرد و به راه خود ادامه مي دهد تا اين که سرانجام از راه دور يکي از تانکرهاي سوخت رسان را مي بيند. در اين لحظه سوخت هواپيما به حداقل خود رسيده بود و ايشان براي اين که مبادا تانکرها را گم کند، چشم از آنها بر نمي دارد. سرانجام با کمک خداوند تمامي فانتوم ها به محل سوختگيري رسيده و با خون سردي و احتياط سوختگيري مي کنند. پس از اين که کار سوختگيري به پايان رسيد و تمامي شکاري ها سوختگيري کردند، تانکرها بلافاصله وارد خاک ترکيه شدند و از مسير بين المللي آنکارا – تهران به ايران بازگشتند.
هواپيماهاي فانتوم نيز از قسمت شمالي عراق، بر روي نوار مرزي و از همان راه اوليه با تمام سرعت، به سمت وطن بازگشتند.
تعقيب همه جانبه از سوي دشمن
دشمن لحظاتي بعد از اين ضربه مهلک، بي درنگ تعداد زيادي هواپيماي شکاري رهگير خود را به پرواز در مي آورد تا شايد بتواند فانتوم هاي ايراني را رهگيري و سرنگون کند و به هرترتيبي که شده اجازه بازگشت به هواپيماهاي فانتوم ندهد. سرتيپ براتپور نقل مي کند که خود دو دسته چند فرودندي را ديدند و خوشبختانه آنها نتوانستند هواپيماهاي ما را رهگيري کنند.
درحالي که هواپيماهاي فانتوم به مرز نزديک مي شدند، هواپيماهاي اف 5 و اف 14 خودي در حوالي مرز به انتظار آنها بودند و منتظر تماس فانتوم ها بودند تا به کمک آنها بشتابند. با نزديک شدن فانتوم ها به مرز، حمله هوايي ديگري در مرزهاي مشترک انجام شد تا فانتوم ها بتوانند به راحتي وارد خاک ايران شوند.
عقابان بازگشتند
خوشبختانه فانتوم ها توانستند خود را به مرز رسانده و همه در محل مقرر سوختگيري چهارم را انجام دهند و تلاش عراقي ها براي سرنگوني آنها نيز بي نتيجه ماند.
فانتوم ها بعد از سوختگيري، همگي به پايگاه شهيد نوژه همدان برگشتند. پرسنل نگهداري که در آخرين لحظات بازگشت فانتوم ها، از موضوع حمله با اطلاع شده بودند، با هيجان درباره چگونگي اين عمليات سخن مي گفتند و چون چيزي درباره جزئيات آن نمي دانستند، به سراغ جانشين فرمانده پايگاه رفته و نگراني خود را در مورد سلامتي گروه پروازي ابراز مي داشتند. پرسنل پايگاه که از عمليات شجاعانه خلبانان مبهوت مانده بودند، بي صبرانه در انتظار بازگشت همه خلبانان دقيقه شماري مي کردند. سرانجام چرخ هاي اولين گروه فانتوم ها باند فرودگاه را لمس مي کند و پرسنل گردان پرواز و نگهداري، با چشماني اشکبار که حاکي از ديدار دوباره خلبانان بود و با فرياد الله اکبر و قرباني کردن گوسفند، به استقبال آنها مي روند.
پرواز نتيجه داده بود. خلبانان شجاع بعد از چهار ساعت و چهل دقيقه پرواز با سرعت بالا و طي مسافت 1000 کيلومتر با چهار نوبت سوختگيري در مسير رفت و برگشت، موفق شده بودند غيرممکن را ممکن کنند و ضربه مهلکي به پيکر نيروي هوايي عراق وارد آورند.
هواپيماهاي فانتوم نيز از قسمت شمالي عراق، بر روي نوار مرزي و از همان راه اوليه با تمام سرعت، به سمت وطن بازگشتند.
تعقيب همه جانبه از سوي دشمن
دشمن لحظاتي بعد از اين ضربه مهلک، بي درنگ تعداد زيادي هواپيماي شکاري رهگير خود را به پرواز در مي آورد تا شايد بتواند فانتوم هاي ايراني را رهگيري و سرنگون کند و به هرترتيبي که شده اجازه بازگشت به هواپيماهاي فانتوم ندهد. سرتيپ براتپور نقل مي کند که خود دو دسته چند فرودندي را ديدند و خوشبختانه آنها نتوانستند هواپيماهاي ما را رهگيري کنند.
درحالي که هواپيماهاي فانتوم به مرز نزديک مي شدند، هواپيماهاي اف 5 و اف 14 خودي در حوالي مرز به انتظار آنها بودند و منتظر تماس فانتوم ها بودند تا به کمک آنها بشتابند. با نزديک شدن فانتوم ها به مرز، حمله هوايي ديگري در مرزهاي مشترک انجام شد تا فانتوم ها بتوانند به راحتي وارد خاک ايران شوند.
عقابان بازگشتند
خوشبختانه فانتوم ها توانستند خود را به مرز رسانده و همه در محل مقرر سوختگيري چهارم را انجام دهند و تلاش عراقي ها براي سرنگوني آنها نيز بي نتيجه ماند.
فانتوم ها بعد از سوختگيري، همگي به پايگاه شهيد نوژه همدان برگشتند. پرسنل نگهداري که در آخرين لحظات بازگشت فانتوم ها، از موضوع حمله با اطلاع شده بودند، با هيجان درباره چگونگي اين عمليات سخن مي گفتند و چون چيزي درباره جزئيات آن نمي دانستند، به سراغ جانشين فرمانده پايگاه رفته و نگراني خود را در مورد سلامتي گروه پروازي ابراز مي داشتند. پرسنل پايگاه که از عمليات شجاعانه خلبانان مبهوت مانده بودند، بي صبرانه در انتظار بازگشت همه خلبانان دقيقه شماري مي کردند. سرانجام چرخ هاي اولين گروه فانتوم ها باند فرودگاه را لمس مي کند و پرسنل گردان پرواز و نگهداري، با چشماني اشکبار که حاکي از ديدار دوباره خلبانان بود و با فرياد الله اکبر و قرباني کردن گوسفند، به استقبال آنها مي روند.
پرواز نتيجه داده بود. خلبانان شجاع بعد از چهار ساعت و چهل دقيقه پرواز با سرعت بالا و طي مسافت 1000 کيلومتر با چهار نوبت سوختگيري در مسير رفت و برگشت، موفق شده بودند غيرممکن را ممکن کنند و ضربه مهلکي به پيکر نيروي هوايي عراق وارد آورند.

نتايج عمليات
بعد از عمليات مشخص شد که خسارت ها، بيشتر از پيش بيني ها بود:
- 48 فروند هواپيماهاي شکاري – بمب افکن (شامل ميگ 21 – ميگ 23 – سوخو 20 – سوخو 22 – توپولف 16 و ميراژ ) منهدم و يا آسيب جدي ديده است.
- 3 آشيانه بزرگ هواپيما، 2 دستگاه رادار و چندين پناهگاه بتوني هواپيما، به طور کلي تخريب شده است.
بعد از اين عمليات غرورآفرين، فرمانده پدافند هوايي عراق از سوي صدام برکنار شد. نامبرده بعدا اعدام شد ولي منابع عراقي خبر خودکشي او را اعلام کردند.
اين عمليات تاثير بسزايي در روحيه رزمندگان اسلام داشت، به طوري که چند ماه بعد عمليات موفق "ثامن الائمه" انجام شد و در پي آن نيز عمليات موفق "طريق القدس" و "بيت المقدس" با موفقيت کامل و بازهم با پشتيباني مناسب نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، انجام شد.
ديدار با امام
سه روز پس از اين عمليات، در تاريخ 18/1/1360 بدون هيچ تشريفاتي، کليه خلبانان شرکت کننده در اين عمليات به حضور حضرت امام خميني (ره) رفتند.
نور شادي و رضايتمندي در چهره امام (ره) به وضوح مشاهده مي شد به طوري که يکي از نزديکان امام گفتند: "تا به حال ايشان را به اين خوشحالي نديده بودند."
پس از موفقيت کامل در اين عمليات، سيماي جمهوري اسلامي نيز براي اولين بار سرود خلبانان را پخش کرد تا بدين شکل تقديري کوچک از اين دلاوران شود.
تيزپروازني که بعدها آسماني شدند
در اينجا ياد مي کنيم از عقاباني که در اين عمليات شرکت داشتند و بعدها به درجه رفيع شهادت نائل آمدند:
سرتيپ خلبان شهيد "محمود خضرايي"
سرگرد خلبان شهيد "علي خسروي"
سرگرد خلبان شهيد "عبدالله رضايي"
سرگرد خلبان شهيد "پورسرابي"
پاياني موفقيت آميز
با توجه به اين که در طول دفاع مقدس، آمريکائي ها حتي قطعات يدکي هواپيماهايي را که خودشان ساخته بودند در اختيار ما قرار نمي دادند، مي توان عمليات حمله به اچ 3 را يکي از بزرگ ترين و قاطع ترين عمليات هوايي جهان قلمداد کرد که خلبانان شجاع ما توانستند با چيزي حدود 5 ساعت پرواز، چهار بار سوختگيري هوايي و طي مسافتي بالغ بر 1000 کيلومتر در سکوت مطلق هوايي، حماسه اي خلق کنند که نه تنها سردمداران عراق و همپيمانانش، بلکه هيچ يک ازکارشناسان غربي هم فکر آن را نمي کردند.
بعد از عمليات مشخص شد که خسارت ها، بيشتر از پيش بيني ها بود:
- 48 فروند هواپيماهاي شکاري – بمب افکن (شامل ميگ 21 – ميگ 23 – سوخو 20 – سوخو 22 – توپولف 16 و ميراژ ) منهدم و يا آسيب جدي ديده است.
- 3 آشيانه بزرگ هواپيما، 2 دستگاه رادار و چندين پناهگاه بتوني هواپيما، به طور کلي تخريب شده است.
بعد از اين عمليات غرورآفرين، فرمانده پدافند هوايي عراق از سوي صدام برکنار شد. نامبرده بعدا اعدام شد ولي منابع عراقي خبر خودکشي او را اعلام کردند.
اين عمليات تاثير بسزايي در روحيه رزمندگان اسلام داشت، به طوري که چند ماه بعد عمليات موفق "ثامن الائمه" انجام شد و در پي آن نيز عمليات موفق "طريق القدس" و "بيت المقدس" با موفقيت کامل و بازهم با پشتيباني مناسب نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، انجام شد.
ديدار با امام
سه روز پس از اين عمليات، در تاريخ 18/1/1360 بدون هيچ تشريفاتي، کليه خلبانان شرکت کننده در اين عمليات به حضور حضرت امام خميني (ره) رفتند.
نور شادي و رضايتمندي در چهره امام (ره) به وضوح مشاهده مي شد به طوري که يکي از نزديکان امام گفتند: "تا به حال ايشان را به اين خوشحالي نديده بودند."
پس از موفقيت کامل در اين عمليات، سيماي جمهوري اسلامي نيز براي اولين بار سرود خلبانان را پخش کرد تا بدين شکل تقديري کوچک از اين دلاوران شود.
تيزپروازني که بعدها آسماني شدند
در اينجا ياد مي کنيم از عقاباني که در اين عمليات شرکت داشتند و بعدها به درجه رفيع شهادت نائل آمدند:
سرتيپ خلبان شهيد "محمود خضرايي"
سرگرد خلبان شهيد "علي خسروي"
سرگرد خلبان شهيد "عبدالله رضايي"
سرگرد خلبان شهيد "پورسرابي"
پاياني موفقيت آميز
با توجه به اين که در طول دفاع مقدس، آمريکائي ها حتي قطعات يدکي هواپيماهايي را که خودشان ساخته بودند در اختيار ما قرار نمي دادند، مي توان عمليات حمله به اچ 3 را يکي از بزرگ ترين و قاطع ترين عمليات هوايي جهان قلمداد کرد که خلبانان شجاع ما توانستند با چيزي حدود 5 ساعت پرواز، چهار بار سوختگيري هوايي و طي مسافتي بالغ بر 1000 کيلومتر در سکوت مطلق هوايي، حماسه اي خلق کنند که نه تنها سردمداران عراق و همپيمانانش، بلکه هيچ يک ازکارشناسان غربي هم فکر آن را نمي کردند.
لینک کپی شد
نظر شما
