اولين پاسخ تنها 2 ساعت بعد از حمله رسمي
با پيروزي انقلاب اسلامي ايران، صدام حسين با اين تصور که با رفتن شاه جاي او را در خليج فارس پر مي کند و نقش رهبري اعراب را بازي مي کند، از همان روزهاي اول پيروزي انقلاب چندين بار دست به تحرکات مرزي زد تا بهانه و انگيزه لازم را به دست آورد.
اين تحرکات از تاريخ 13 فروردين ماه سال 1358 شروع شد. در اين روز شهر مهران مورد حمله هوايي عراق قرار گرفت و روز بعد يک گروه از ارتش عراق به شهر قصر شيرين حمله کردند.
در 18 فروردين ماه سال 1358 تاسيسات نفتي مهران نيز مورد حمله عراق قرار گرفت.
در بيست و چهارم خرداد سال 1358 نيروي هوايي عراق پاسگاه هاي مرزي انجيره، ني خزر و هلاله را در غرب و جنوب کشور بمباران کرد.
در چهاردهم آبان سال 1358 کنسولگري ايران در بصره اشغال و دو ديپلمات آن نيز بازداشت شدند که مردم کرمانشاه بلافاصله به تلافي اين عمل کنسولگري عراق در اين شهر را اشغال کردند.
در چهاردهم آذر سال 1358 يک گردان عراقي به پايگاه مرزي ايران در منطقه اميرآباد تجاوز کردند و آن جا را تصرف کردند که مردم خرمشهر نيز به تلافي مدرسه عراقي را اشغال کردند و معلم هاي آن را نيز دستگير کردند.
در هشتم خرداد ماه سال 1359 عراق بار ديگر به شهر مهران حمله هوايي و توپخانه اي کرد. در اين حمله 12 تن از هم ميهنان عزيز به شهادت رسيدند و 36 تن نيز زخمي شدند و اين درحالي بود که همه آنها غير نظامي بودند.
در 12 شهريور ماه سال 1359 مهران بار ديگر مورد حملات موشکي قرار گرفت که در اين حمله نيز 2 نفر شهيد و 5 تن زخمي شدند.
تحرکات عراق بخصوص تحرکات هوايي آنها در اين ماه شدت گرفته بود و اين دو علت داشت. اول به خاطر اين که نيروي هوايي به تازگي از يک کودتاي نافرجام رهايي يافته بود و اين نيرو درحال بازسازي و سازماندهي بود، و دوم اين که نيروي هوايي ايران در اين زمان مشغول دفع ضد انقلاب در کردستان بود.
لذا عراق که موقعيت را مناسب ديده بود، بارها حريم هوايي ايران را نقض مي کرد و دست به عمليات شناسايي هوايي در خاک ايران مي زد. همزمان شهرهاي مرزي ايران را از جمله پيرانشهر، پاوه، سردشت، دهلران، قصر شيرين، نفت شهر و موسيان را نيز مورد حملات پراکنده قرار مي داد به طوري که تا 31 شهريور سال 1359 عراق جمعا 636 مورد تجاوز زميني، هوايي، بمباران، غارت احشام مرزنشينان و به آتش کشيدن خطوط لوله هاي نفتي را به ثبت رسانيده بود. که ازاين تعداد 148 مورد تجاوز هوايي، 295 مورد تجاوز زميني و 21 موردر تجاوز دريايي بوده است.
عراق در اين زمان تبليغات وسيعي براي فريب افکار مردم عراق و کشورهاي عربي به راه انداخته بود و به منظور جلب حمايت آنان، اين جنگ را جنگ عرب با فارس قلمداد مي کرد و يادآور جنگ قادسيه مي شد و خود را سردار قادسيه دوم مي ناميد.
اين تحرکات از تاريخ 13 فروردين ماه سال 1358 شروع شد. در اين روز شهر مهران مورد حمله هوايي عراق قرار گرفت و روز بعد يک گروه از ارتش عراق به شهر قصر شيرين حمله کردند.
در 18 فروردين ماه سال 1358 تاسيسات نفتي مهران نيز مورد حمله عراق قرار گرفت.
در بيست و چهارم خرداد سال 1358 نيروي هوايي عراق پاسگاه هاي مرزي انجيره، ني خزر و هلاله را در غرب و جنوب کشور بمباران کرد.
در چهاردهم آبان سال 1358 کنسولگري ايران در بصره اشغال و دو ديپلمات آن نيز بازداشت شدند که مردم کرمانشاه بلافاصله به تلافي اين عمل کنسولگري عراق در اين شهر را اشغال کردند.
در چهاردهم آذر سال 1358 يک گردان عراقي به پايگاه مرزي ايران در منطقه اميرآباد تجاوز کردند و آن جا را تصرف کردند که مردم خرمشهر نيز به تلافي مدرسه عراقي را اشغال کردند و معلم هاي آن را نيز دستگير کردند.
در هشتم خرداد ماه سال 1359 عراق بار ديگر به شهر مهران حمله هوايي و توپخانه اي کرد. در اين حمله 12 تن از هم ميهنان عزيز به شهادت رسيدند و 36 تن نيز زخمي شدند و اين درحالي بود که همه آنها غير نظامي بودند.
در 12 شهريور ماه سال 1359 مهران بار ديگر مورد حملات موشکي قرار گرفت که در اين حمله نيز 2 نفر شهيد و 5 تن زخمي شدند.
تحرکات عراق بخصوص تحرکات هوايي آنها در اين ماه شدت گرفته بود و اين دو علت داشت. اول به خاطر اين که نيروي هوايي به تازگي از يک کودتاي نافرجام رهايي يافته بود و اين نيرو درحال بازسازي و سازماندهي بود، و دوم اين که نيروي هوايي ايران در اين زمان مشغول دفع ضد انقلاب در کردستان بود.
لذا عراق که موقعيت را مناسب ديده بود، بارها حريم هوايي ايران را نقض مي کرد و دست به عمليات شناسايي هوايي در خاک ايران مي زد. همزمان شهرهاي مرزي ايران را از جمله پيرانشهر، پاوه، سردشت، دهلران، قصر شيرين، نفت شهر و موسيان را نيز مورد حملات پراکنده قرار مي داد به طوري که تا 31 شهريور سال 1359 عراق جمعا 636 مورد تجاوز زميني، هوايي، بمباران، غارت احشام مرزنشينان و به آتش کشيدن خطوط لوله هاي نفتي را به ثبت رسانيده بود. که ازاين تعداد 148 مورد تجاوز هوايي، 295 مورد تجاوز زميني و 21 موردر تجاوز دريايي بوده است.
عراق در اين زمان تبليغات وسيعي براي فريب افکار مردم عراق و کشورهاي عربي به راه انداخته بود و به منظور جلب حمايت آنان، اين جنگ را جنگ عرب با فارس قلمداد مي کرد و يادآور جنگ قادسيه مي شد و خود را سردار قادسيه دوم مي ناميد.

نخستين درگيري هاي هوايي آغاز مي شود
در اين هنگام نيروي هوايي که وظيفه محافظت از مرزهاي هوايي ايران را به عهده داشت، از اوايل شهريور ماه با ديدن وضعيت بحراني، گشت هاي هوايي خود را بيشتر کرد و به نيروهاي عراقي نيز اخطار نمود که حريم هوايي ايران را نقض نکنند که کارساز نبود و سرانجام بعد از حمله 12 شهريور عراق به مهران، دستوري مبني بر رهگيري و شکار هواپيماهاي دشمن که وارد مرز ايران مي شوند، صادر مي شود.
در تاريخ 16 شهريور سال 1359 يک فروند هلي کوپترعراقي که کيلومترها در مرز نفوذ کرده بود، با مسلسل يکي از اف 14 هاي نيروي هوايي سرنگون شد.
در تاريخ 23 شهريور سال 1359 يک فروند بمب افکن سوخو عراقي که با مهمات وارد خاک ايران شده بود، به وسيله يک تير موشک دوربرد هواپيماي اف 14 نيروي هوايي سرنگون شد.
ولي عراق دست بردار نبود.
در تاريخ 26 شهريور سال 1359 يک فروند شکاري ميگ 21 عراقي که وارد حريم هوايي ايران شده بود، بوسيله يک فروند موشک دوربرد هواپيماي اف 14 ايراني سرنگون شد.
درتاريخ 27 شهريور سال 1359 نيز دو فروند هواپيماي شکاري ما نيز مورد هدف قرار گرفتند که يکي از آنها در منطقه فکه در داخل خاک ايران توسط هواپيماي دشمن هدف قرار گرفت و خلبان آن به شهادت رسيد و خلبان هواپيماي ديگر سرلشکر خلبان "حسين لشگري" بود که به اسارت درآمد. او مدت 18 سال در چنگال بعثيون گرفتار بود و سرانجام در سال 1377 آزاد شد.
عراق از زمين و هوا به ايران حمله کرد
صدام حسين در 26 شهريور سال 1359 درمجلس ملي عراق قرارداد 1975 الجزاير را به صورت يک جانبه لغو و آن را در جلوي دوربين تلويزيون پاره مي کند. سرانجام عراق نقشه خود را عملي کرد و در 13:45روز 31 شهريور، تجاوز هوايي و زميني خود را آغاز کرد و 10 مرکز مهم نظامي ايران را توسط جنگنده بمب افکن هاي خود بمباران نمود و همزمان با حمله هوايي با 12 لشکر مکانيزه نيز از راه زميني به ايران حمله کرد.
نيروي هوايي ايران با توجه به مطالب ذکر شده و همچنين تغييراتي که به موجب انقلاب در آن بوجود آمده بود، درگير نبردي شده بود که اصلا انتظار آن را نداشت.
حملات هوايي آغاز شد
در ساعت 13:45 دقيقه با 6 فروند ميگ 23 به فرودگاه اهواز، ساعت 14:15 دقيقه با سه فروند ميگ 23 به فرودگاه تهران، ساعت 14:45 دقيقه با 4 فروند ميگ 21 به فرودگاه همدان و سه فروند ميگ به فرودگاه سنندج، هشت فروند ميگ به فرودگاه تبريز و با چند فروند هم به شهرهاي بوشهر، کرمانشاه و اسلام آباد حمله شد. ولي اين پايان کار نبود. در هنگام حمله به فرودگاه مهرآباد تهران، با اعلام اسکرامبل دو فروند فانتوم، اين پايگاه اقدام به رهگيري ميگ ها مي کنند.
در جريان اين حمله، جمعا 5 فروند از هواپيماهاي عراق ساقط شد که سه فروند آن توسط پدافند فرودگاه همدان، يک فروند توسط خلبانان فرودگاه تبريز و يک فروند هم در غرب تهران مورد هدف فانتوم هاي ايراني قرار مي گيرد. از اين مجموع يکي از خلبانان اقدام به خروج اضطراري از هواپيما مي کند که به اسارت درمي آيد و مشخص مي شود که اين شخص يک مصري مي باشد.
واکنش سريع نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران
سرهنگ خلبان شهيد "جواد فکوري" فرمانده وقت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي، با اعلام وضعيت اضطراري از کليه فرماندهان پايگاه ها براي جلسه اي دعوت مي کنند و درجلسه تاکيد مي کنند بايد جواب قاطع و سريعي به اين حملات داده شود.
لذا به پايگاه هاي سوم و ششم شکاري ماموريت داده مي شود تا در عمليات هاي جداگانه اي و با در نظر گرفتن اصل غافلگيري جوابي سريع به اين حمله هوايي عراق داده شود.
دو عمليات در کمتر از دوساعت
لذا سريعا عملياتي با نام انتقام از سوي نيروي هوايي طرح ريزي مي شود که بر اساس آن دو گروه پروازي به نام هاي "البرز" و "آلفارد" از دو پايگاه سوم شکاري همدان و پايگاه ششم شکاري بوشهر به پرواز در مي آمدند.
طرح عمليات بدين شکل بود که ابتدا در ساعت 16:30 نخستين گروه پروازي با نام البرز از پايگاه ششم به پرواز در مي آمد و پايگاه هوايي شعبيه را بمباران مي کرد.
سپس در ساعت 17:25 گروه پروازي دوم با نام آلفارد از پايگاه سوم شکاري به پرواز در مي آمد و پايگاه هوايي کوت را بمباران مي کرد.
پايگاه هوايي بوشهر آماده حمله نخست
برنامه عملياتي به پايگاه ها ابلاغ شد. پايگاه ششم شکاري زودتر بايد وارد عمل مي شد پس خلبانان بلافاصله کار روي نقشه و برنامه پروازي البرز را شروع نمودند و بعد از حدود نيم ساعت برنامه پروازي آماده شد و قرار شد با 4 فروند فانتوم مسلح به بمب هاي 1000 پوندي به پايگاه شعبيه حمله کنند.
خلبان ها هم انتخاب شدند که سرتيپ سپيد موي "آذر" به عنوان فرمانده دسته پرواز، شهيد "دژپسند" به عنوان شماره 2، شهيد ياسيني به عنوان شماره 3، و جناب "فعلي زاده" هم به عنوان شماره 4 انتخاب شدند. سرلشکر خلبان شهيد "داوود اکرادي"، سرلشکر خلبان شهيد "حسين خلتعبري"، سرتيپ خلبان "مسعود اقدام"، سرگرد خلبان شهيد "حسن طالب مهر"، به عنوان کمک ها يا همان افسران ناوبري در اين پرواز انتخاب شدند.
در اين هنگام نيروي هوايي که وظيفه محافظت از مرزهاي هوايي ايران را به عهده داشت، از اوايل شهريور ماه با ديدن وضعيت بحراني، گشت هاي هوايي خود را بيشتر کرد و به نيروهاي عراقي نيز اخطار نمود که حريم هوايي ايران را نقض نکنند که کارساز نبود و سرانجام بعد از حمله 12 شهريور عراق به مهران، دستوري مبني بر رهگيري و شکار هواپيماهاي دشمن که وارد مرز ايران مي شوند، صادر مي شود.
در تاريخ 16 شهريور سال 1359 يک فروند هلي کوپترعراقي که کيلومترها در مرز نفوذ کرده بود، با مسلسل يکي از اف 14 هاي نيروي هوايي سرنگون شد.
در تاريخ 23 شهريور سال 1359 يک فروند بمب افکن سوخو عراقي که با مهمات وارد خاک ايران شده بود، به وسيله يک تير موشک دوربرد هواپيماي اف 14 نيروي هوايي سرنگون شد.
ولي عراق دست بردار نبود.
در تاريخ 26 شهريور سال 1359 يک فروند شکاري ميگ 21 عراقي که وارد حريم هوايي ايران شده بود، بوسيله يک فروند موشک دوربرد هواپيماي اف 14 ايراني سرنگون شد.
درتاريخ 27 شهريور سال 1359 نيز دو فروند هواپيماي شکاري ما نيز مورد هدف قرار گرفتند که يکي از آنها در منطقه فکه در داخل خاک ايران توسط هواپيماي دشمن هدف قرار گرفت و خلبان آن به شهادت رسيد و خلبان هواپيماي ديگر سرلشکر خلبان "حسين لشگري" بود که به اسارت درآمد. او مدت 18 سال در چنگال بعثيون گرفتار بود و سرانجام در سال 1377 آزاد شد.
عراق از زمين و هوا به ايران حمله کرد
صدام حسين در 26 شهريور سال 1359 درمجلس ملي عراق قرارداد 1975 الجزاير را به صورت يک جانبه لغو و آن را در جلوي دوربين تلويزيون پاره مي کند. سرانجام عراق نقشه خود را عملي کرد و در 13:45روز 31 شهريور، تجاوز هوايي و زميني خود را آغاز کرد و 10 مرکز مهم نظامي ايران را توسط جنگنده بمب افکن هاي خود بمباران نمود و همزمان با حمله هوايي با 12 لشکر مکانيزه نيز از راه زميني به ايران حمله کرد.
نيروي هوايي ايران با توجه به مطالب ذکر شده و همچنين تغييراتي که به موجب انقلاب در آن بوجود آمده بود، درگير نبردي شده بود که اصلا انتظار آن را نداشت.
حملات هوايي آغاز شد
در ساعت 13:45 دقيقه با 6 فروند ميگ 23 به فرودگاه اهواز، ساعت 14:15 دقيقه با سه فروند ميگ 23 به فرودگاه تهران، ساعت 14:45 دقيقه با 4 فروند ميگ 21 به فرودگاه همدان و سه فروند ميگ به فرودگاه سنندج، هشت فروند ميگ به فرودگاه تبريز و با چند فروند هم به شهرهاي بوشهر، کرمانشاه و اسلام آباد حمله شد. ولي اين پايان کار نبود. در هنگام حمله به فرودگاه مهرآباد تهران، با اعلام اسکرامبل دو فروند فانتوم، اين پايگاه اقدام به رهگيري ميگ ها مي کنند.
در جريان اين حمله، جمعا 5 فروند از هواپيماهاي عراق ساقط شد که سه فروند آن توسط پدافند فرودگاه همدان، يک فروند توسط خلبانان فرودگاه تبريز و يک فروند هم در غرب تهران مورد هدف فانتوم هاي ايراني قرار مي گيرد. از اين مجموع يکي از خلبانان اقدام به خروج اضطراري از هواپيما مي کند که به اسارت درمي آيد و مشخص مي شود که اين شخص يک مصري مي باشد.
واکنش سريع نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران
سرهنگ خلبان شهيد "جواد فکوري" فرمانده وقت نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي، با اعلام وضعيت اضطراري از کليه فرماندهان پايگاه ها براي جلسه اي دعوت مي کنند و درجلسه تاکيد مي کنند بايد جواب قاطع و سريعي به اين حملات داده شود.
لذا به پايگاه هاي سوم و ششم شکاري ماموريت داده مي شود تا در عمليات هاي جداگانه اي و با در نظر گرفتن اصل غافلگيري جوابي سريع به اين حمله هوايي عراق داده شود.
دو عمليات در کمتر از دوساعت
لذا سريعا عملياتي با نام انتقام از سوي نيروي هوايي طرح ريزي مي شود که بر اساس آن دو گروه پروازي به نام هاي "البرز" و "آلفارد" از دو پايگاه سوم شکاري همدان و پايگاه ششم شکاري بوشهر به پرواز در مي آمدند.
طرح عمليات بدين شکل بود که ابتدا در ساعت 16:30 نخستين گروه پروازي با نام البرز از پايگاه ششم به پرواز در مي آمد و پايگاه هوايي شعبيه را بمباران مي کرد.
سپس در ساعت 17:25 گروه پروازي دوم با نام آلفارد از پايگاه سوم شکاري به پرواز در مي آمد و پايگاه هوايي کوت را بمباران مي کرد.
پايگاه هوايي بوشهر آماده حمله نخست
برنامه عملياتي به پايگاه ها ابلاغ شد. پايگاه ششم شکاري زودتر بايد وارد عمل مي شد پس خلبانان بلافاصله کار روي نقشه و برنامه پروازي البرز را شروع نمودند و بعد از حدود نيم ساعت برنامه پروازي آماده شد و قرار شد با 4 فروند فانتوم مسلح به بمب هاي 1000 پوندي به پايگاه شعبيه حمله کنند.
خلبان ها هم انتخاب شدند که سرتيپ سپيد موي "آذر" به عنوان فرمانده دسته پرواز، شهيد "دژپسند" به عنوان شماره 2، شهيد ياسيني به عنوان شماره 3، و جناب "فعلي زاده" هم به عنوان شماره 4 انتخاب شدند. سرلشکر خلبان شهيد "داوود اکرادي"، سرلشکر خلبان شهيد "حسين خلتعبري"، سرتيپ خلبان "مسعود اقدام"، سرگرد خلبان شهيد "حسن طالب مهر"، به عنوان کمک ها يا همان افسران ناوبري در اين پرواز انتخاب شدند.

شرح عمليات
بعد از چک کردن سيستم ها، در ساعت 16:30 دقيقه بعدازظهر روز 31 شهريور سال 1359 هر چهار فروند هواپيما بر روي باند قرار گرفتند و سپس يکي پس از ديگري در دل آسمان جاي گرفتند تا اولين تجربه جنگي خود را کسب کنند.
هر چهار فروند هواپيما در کنار هم از روي بندر ديلم، قروه و خسروآباد گذشتند و پس از عبور از اروندرود، وارد خاک عراق شدند و مسير را به سمت پايگاه "شعيبيه" در استان بصره پيش گرفتند. در بين راه، هواپيماها از روي پادگان هاي ام القصر و بصره هم گذشتند ولي عراقي ها که فکر نمي کردند نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در اين زمان کم بتواند عملياتي را طرح ريزي و آن را اجرا کند، در خواب فرو رفته بودند و هيچ پدافندي به سوي فانتوم ها شليک نکرد. در اين لحظات، به دليل غروب آفتاب، تابش نور خورشيد مشکلاتي را براي خلبانان به وجود آورده بود که کار را براي پيدا کردن هدف سخت مي کرد. ولي تيزپروزان شجاع نيروي هوايي، به هر قيمتي که بود هدف را پيدا کردند. فانتوم ها ارتفاع گرفته و از سمت چپ پايگاه براي رها کردن بمب ها شيرجه رفتند.
ابتدا شماره 1، پشت سر آن شماره 2، پشت سر آن شماره 3 شيرجه رفتند و تمامي بمب هاي خود را رها کردند. نقل مي شود که خلبان هواپيماي چهارم به دليل اين که اکثر هدف ها منهدم شده بود، به سختي هدفي را پيدا و آن را منهدم مي کند.
در اين حمله صدمات جبران ناپذيري به اين پايگاه وارد شد. نکته جالب در اين جاست که حتي در اين زمان هم چون کسي انتظار حمله را نداشت، حتي يک تير هم به سوي فانتوم ها شليک نشد.
فانتوم ها با گردشي سريع، با حداکثر سرعت مسير پايگاه را در پيش گرفتند و بدون کوچک ترين مزاحمتي در پايگاه هوايي بوشهر فرود آمدند.
به فاصله زماني 55 دقيقه پايگاه هوايي همدان آماده حمله دوم
در ساعت 17:25 گروه پروازي آلفارد نيز با مرور برنامه پروازي يکي پس از ديگري در دل آسمان جاي گرفتند. هدف آنها پايگاه هوايي کوت در استان ميسان عراق بود. يک نکته مهم در اين عمليات وجود داشت و آن هم هوشيار شدن عراقي ها بود که خلبانان بايد بيشتر مواظب اطراف خود بودند. خلبانان پس از رسيدن به هدف، آن جا را به طور کامل بمباران کردند ولي حادثه اي تلخ در راه بود. بلافصله پس از بمباران هواپيماها با يک گردش به سمت مخالف قصد داشتند که راه کشور عزيزمان را در پيش بگيرند که ناگهان يک فروند فانتوم مورد هدف موشک پدافند زمين به هواي پايگاه کوت قرار گرفت و شادي حاصل از اين عمليات را از دلاوران تيز پرواز گرفت.
تيزپروازني که پروازشان جاودانه شد
فانتوم به خلباني سرلشکر خلبان شهيد "خالد حيدري" و کمک سرلشکر خلبان شهيد "محمد صالحي" مورد هدف موشک زمين به هواي پايگاه کوت قرار گرفت و اين عزيزان همراه با جنگنده خود، در عراق جا ماندند و دوستان خود را تنها گذاشتند.
شايد روح بزرگ آنها عطر امام حسين (ع) را احساس کرده و عشق به امام حسين (ع) روح آنها را به بارگاه مطهرش کشانده بود.
ماندند و هرگز هم پيکر پاک و مطهرشان پيدا نشد.
بعد از چک کردن سيستم ها، در ساعت 16:30 دقيقه بعدازظهر روز 31 شهريور سال 1359 هر چهار فروند هواپيما بر روي باند قرار گرفتند و سپس يکي پس از ديگري در دل آسمان جاي گرفتند تا اولين تجربه جنگي خود را کسب کنند.
هر چهار فروند هواپيما در کنار هم از روي بندر ديلم، قروه و خسروآباد گذشتند و پس از عبور از اروندرود، وارد خاک عراق شدند و مسير را به سمت پايگاه "شعيبيه" در استان بصره پيش گرفتند. در بين راه، هواپيماها از روي پادگان هاي ام القصر و بصره هم گذشتند ولي عراقي ها که فکر نمي کردند نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران در اين زمان کم بتواند عملياتي را طرح ريزي و آن را اجرا کند، در خواب فرو رفته بودند و هيچ پدافندي به سوي فانتوم ها شليک نکرد. در اين لحظات، به دليل غروب آفتاب، تابش نور خورشيد مشکلاتي را براي خلبانان به وجود آورده بود که کار را براي پيدا کردن هدف سخت مي کرد. ولي تيزپروزان شجاع نيروي هوايي، به هر قيمتي که بود هدف را پيدا کردند. فانتوم ها ارتفاع گرفته و از سمت چپ پايگاه براي رها کردن بمب ها شيرجه رفتند.
ابتدا شماره 1، پشت سر آن شماره 2، پشت سر آن شماره 3 شيرجه رفتند و تمامي بمب هاي خود را رها کردند. نقل مي شود که خلبان هواپيماي چهارم به دليل اين که اکثر هدف ها منهدم شده بود، به سختي هدفي را پيدا و آن را منهدم مي کند.
در اين حمله صدمات جبران ناپذيري به اين پايگاه وارد شد. نکته جالب در اين جاست که حتي در اين زمان هم چون کسي انتظار حمله را نداشت، حتي يک تير هم به سوي فانتوم ها شليک نشد.
فانتوم ها با گردشي سريع، با حداکثر سرعت مسير پايگاه را در پيش گرفتند و بدون کوچک ترين مزاحمتي در پايگاه هوايي بوشهر فرود آمدند.
به فاصله زماني 55 دقيقه پايگاه هوايي همدان آماده حمله دوم
در ساعت 17:25 گروه پروازي آلفارد نيز با مرور برنامه پروازي يکي پس از ديگري در دل آسمان جاي گرفتند. هدف آنها پايگاه هوايي کوت در استان ميسان عراق بود. يک نکته مهم در اين عمليات وجود داشت و آن هم هوشيار شدن عراقي ها بود که خلبانان بايد بيشتر مواظب اطراف خود بودند. خلبانان پس از رسيدن به هدف، آن جا را به طور کامل بمباران کردند ولي حادثه اي تلخ در راه بود. بلافصله پس از بمباران هواپيماها با يک گردش به سمت مخالف قصد داشتند که راه کشور عزيزمان را در پيش بگيرند که ناگهان يک فروند فانتوم مورد هدف موشک پدافند زمين به هواي پايگاه کوت قرار گرفت و شادي حاصل از اين عمليات را از دلاوران تيز پرواز گرفت.
تيزپروازني که پروازشان جاودانه شد
فانتوم به خلباني سرلشکر خلبان شهيد "خالد حيدري" و کمک سرلشکر خلبان شهيد "محمد صالحي" مورد هدف موشک زمين به هواي پايگاه کوت قرار گرفت و اين عزيزان همراه با جنگنده خود، در عراق جا ماندند و دوستان خود را تنها گذاشتند.
شايد روح بزرگ آنها عطر امام حسين (ع) را احساس کرده و عشق به امام حسين (ع) روح آنها را به بارگاه مطهرش کشانده بود.
ماندند و هرگز هم پيکر پاک و مطهرشان پيدا نشد.
لینک کپی شد
نظر شما
