رويكرد شاعران جوان نسبت به سطوح مختلف جنگ تحميلى / بخش پايانى

کد خبر: ۱۱۶۲۶۵
تاریخ انتشار: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۰۰:۴۸ - 05May 2008
- بغضم گرفت و داد زدم نه نرو على
آخر چرا تو ها تو كه شاگرد اولى
چيزى نمانده است به پايان درس ها
كم كم قرار هست كه جشن مجللى...
گوشت به حرف هاى من اصلاً نبود، نه
تنها تو فكر توپ و تفنگ و مسلسلى
پيچيده است عطر تو انگار در كلاس
يعنى هنوز هم كه هنوز است اولى!
(ندا هدايتى فر)
ه) واقعيت هاى زندگى
شاعران جوان امروز كه روزگار پس از جنگ را مى گذرانند آثار جنگ را در واقعيت هاى پيرامون جست وجو مى كنند. در مراسم عقد دختر شهيدى كه پدرى نمى بيند تا از او اجازه بله گفتن را بگيرد در جانباز شيميايى كه به تازگى پدر شده، در دفترچه خاطرات رنگ و رو رفته اى كه به يادگار مانده است و در اين ميان لحن صميمى و بى تكلف اين شاعران يكى از بارز ترين ويژگى هايى است كه در مقابل زبان متكلف بسيارى از سروده هاى پيشين خود را مى نماياند:
- عاقد دوباره گفت: «وكيلم ...» پدر نبود!
اى كاش در جهان ره و رسم سفر نبود
گفتند: رفته گل... نه... گلى گم... دلش گرفت
يعنى كه از اجازه بابا خبر نبود
عاقد دوباره گفت: وكيلم ... دلش شكست
يعنى به قاب عكس اميدى دگر نبود
او گفت: با اجازه بابا... بله... بله
مردى كه غير آينه اى شعله ور نبود!
(پروانه نجاتى)
- چشم هايش دو تيله ساكت دست هايش دو تكه چوب آرى
دوست دارد بغل كند او را، تازه اين روزها پدر شده است
دوست دارد بغل كند او را، دوست دارد كه حس كند او را
دوست دارد كه حس كند بابا، ديگر آماده سفر شده است
بيست و يك سال روى موج جنون، بيست و يك سال ربنايش خون
و دعايى كه مرگ مى خواهد... و دعايى كه بى اثر شده است
(اسماعيل محمدپور)
- دفتر خاطرات پروازش باز هم پيش چشم من باز است
عطر و بويش قديمى و كهنه، دست خطش صميمى و ناز است
جلد آن قهوه اى كم رنگى است محتوايش به عكس پررنگ است
اين طرف خاطرات سوسنگرد آن طرف خاطرات اهواز است
صفحه اولش ببين... دارد يك بسيجى هميشه مى خندد
صفحه آخرش تماشا كن... خط و امضاى چند سرباز است
صاحبش يك بسيجى زنده... ساكن آسمان شش يا هفت...
آه يادش بخير... يادش سبز... بچه باصفاى شيراز است
(ايوب پرندوار)
و) زاويه ديد راوى
صميمت گفتار شاعران جوان روزگار پس از جنگ را مى توان در زاويه ديد راوى به عينه مشاهده نمود. آنان انسان آرمانى شعر را حى و حاضر در مقابل خويش مى بينند و بى واسطه با او سخن مى گويند. هرچند كه بيان خطابى سوم شخص مفرد نيز در شعر اين عزيزان مى توان ديد اما بسامد خطاب مستقيم به مراتب بيشتر از ساير زاويه هاى ديد راوى مى باشد.
ا‎/و) تو
- نه اين كه شرح تو را در غزل نمى گويم
كه حدس حادثه اى محتمل نمى گويم
(يوسف رستمى)
- خاطراتت چو نقل بر دامن همچنان آيه آيه مى بارد
ياد يك اضطراب ديرينه در گلوى تو بغض مى كارد
(سميه ابراهيمى)
- هنوز بر لب سرخ تو رد لبخند است
بخند چون كه براى دلم خوشايند است
- در حريم پاك سنگر نور پاشيدى دلاور
بر هجوم زخم ها مردانه خنديدى دلاور
(اكرم بهرامچى)
- در غم نشست خاطر من از جوانى است
با ياد لحظه هاى پر از مهربانى ست
(نسترن قدرتى)
- در دلت آتشفشانى سوخت خاكستر نداشت
شانه هاى زخمى ات را هيچ كس باور نداشت
(شهربانو قهرمانى)
- تمام حجم زمين هيچ در برابر تو
چقدر بوى اقاقى گرفته پيكر تو
(زهرا پناهى)
- در طوافت فرشته مى چرخد دور تا دور دوش مردم را
يك كم آهسته تر قدم بردار تا نياشوبى اين تراكم را
- از حرم هاى چارضلعى باز بوى خاكستر تو مى آيد هديه شهر كرده اى اين بار تربت كربلاى چندم را
(رقيه آزاد نيا)

- آن روزها در شهر شب خيزان چشمان تو ضرب المثل بودند در لحظه اشراق چون خورشيد لبريز از شور غزل بودند
(مجتبى دهقانى)

۲ ‎/و) او
- دوباره آتش و وحشت دوباره عابرى در باد
سرى خونين در آغوش و هزاران مرتبه فرياد
(مسعود عليرضايى)
- پوتين به پا و خنده به لب چفيه اى به دوش
بوسيد دست مادر و آن شب غريب رفت
(فاطمه تقوى)
و سخن آخر اين كه: در كليت واقعيت دفاع مقدس از منظر شعر، هنوز لايه هاى پنهانى وجود دارند كه نامكشوف مانده اند و مى بايست مورد توجه كاشفان قرار گيرد كه از اين بين تنها به چند مورد اشاره مى گردد و مجال بحث و تحقيق را به ساير عزيزان وامى نهيم:
۱- فقدان گونه شعر طنز در روايت
۲- رويكرد طبقاتى به شهدا
۳- مجال محدود شاعران جوان
۴- محدوديت عنوان كنگره ها
۱- زندگى در جبهه سرشار از شادى ها و دلتنگى ها و اندوه هاى فراوان بود. زيرا جبهه روايت ديگرى از زندگى بود. گاه بين رزمندگان ظرايف خاصى پديد مى آمد كه به مطايبه هاى زيبا مى انجاميد. خرده فرهنگ هاى رايج بين رزمندگان جلوه اى خاص به تعاملات آنان مى بخشيد.
اقدام سيدمهدى رفيعى در گردآورى اين خرده فرهنگ ها كه به مجموعه ارزنده «فرهنگ جبهه» انجاميد بسيار ستودنى است. در اين مجموعه گرانسنگ مى توان جلوه هاى فراوانى از آن مطايبه ها را مشاهده نمود. ضرورت اين امر ايجاب نمود كه رسانه ملى نيز به برنامه سازى و تهيه فيلم هاى كوتاه با محوريت طنز بپردازد. تهيه چند فيلم طنز نظير ليلى با من است (كمال تبريزى) و اخراجى ها (مسعود ده نمكى) و اقبال عمومى مردم از آنها گواه روشنى بر توجه بيشتر به مقوله طنز در روايت دفاع مقدس مى باشد. امرى كه در گستره شعر كنگره ها كمتر به آن توجه شده است.
۲- در جريان دفاع مقدس، سرداران شهيد فراوانى نقش داشتند كه حكايت ايثار و فداكارى آنان در نوع خود كم نظير مى نمود. چنين ستارگانى را مى توان در آسمان تمام استانهاى كشور مشاهده كرد اما امروزه مى بينيم كه نوعى منطق طبقاتى در مطرح كردن سرداران شهيد موجود است. هرچند كه مراتب ايمان و شجاعت اين عزيزان بر كسى پوشيده نيست و عزت و مقام آنان همواره ستودنى خواهد ماند اما عملكرد رسانه ها گاهى به شيوه اى است كه جلوه ساير سردارانى كه نشان در بى نشانى يافته اند را در پرده اى از گمنامى قرار داده است.
با مطالعه شعر شاعران جوان مى توان به اين نكته پى برد كه شاعر با شهداى ديار خويش بيگانه است. زيرا بزرگراه شعر خود را چونان اقران خود به همان نام هاى بزرگ ناميده است و اين امر فرايند الگوسازى را براى نسلى كه در سرگشتگى الگويابى به سرمى برد با مشكل مواجه خواهدساخت.
۳- يكى از مهمترين كاركردهاى كنگره هاى سراسرى شعر دفاع مقدس، ميدان دادن به شعراى جوان جهت اعتقاد به آرمانها و استمرار مسيرى است كه در آن گام نهاده اند.
كنگره هاى شعر دفاع مقدس همواره شاهد نام هاى بزرگ اما تكرارى اند. نام هايى كه حضور آنان در پشت تريبون شعرخوانى مجال را براى حضور شاعران جوان و عرض اندام آنان تنگ نموده است.
پيشنهاد مى گردد چنين شاعران بزرگى تنها براى شنيدن شعر شاعران جوان در كنگره ها شرف حضور يابند. ضمناً با جدى تلقى كردن جلسات نقد و بررسى كه در حاشيه كنگره ها برگزارمى گردد مى توان از شعر و نظر اين عزيزان بهره برد.
۴- در جهان بينى اسلامى هر مبارزه اى كه در جهت دفاع از حق و براندازى كفر صورت پذيرد و مقدس شمرده مى شود و دفاع مقدس يكى از جلوه هاى بارز اين مبارزه است كه جلوه هاى ديگر آن را مى توان در مبارزه مردم فلسطين (انتفاضه) و نبرد پيشوايان بزرگ مذهبى نظير امام حسين (ع) مشاهده نمود. براين اساس پيشنهاد مى گردد عنوان كنگره شعر دفاع مقدس به كنگره سراسرى شعر مبارزه و پايدارى با عنايت به محورهاى زير تغيير يابد.
الف) شعر دفاع مقدس
ب) شعر آزاديبخش (فلسطين و...)
ج) شعر آئينى
منابع در دفتر روزنامه موجود است

بهروز سپيدنامه‎
روزنامه ایران
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین