حسيني ,سيد علي

کد خبر: ۱۱۶۵۸۰
تاریخ انتشار: ۱۶ ارديبهشت ۱۳۸۷ - ۱۱:۵۳ - 05May 2008
به امير محسن معروف بود .در سال 1334 ه ش در مشهد به دنيا آمد. در کودکي به همراه پدر به مکتبخانه رفت و قرآن را فرا گرفت. در سال 1341 وارد مدرسه ابتدايي هروي شد و تحصيلات ابتدايي را در سال 1346 در مشهد يه پايان برد. از همان کودکي به مسائل مذهبي علاقه زيادي داشت.
شهيد با تلاش و علاقه، دوره راهنمايي را پشت سر گذاشت و وارد دبيرستان جليل نصير زاده شد. اوقات فراغتش را با کارهاي فني يا شرکت در مجالس مذهبي مساجد سپري مي کرد و گاهي کمک مادرش در کارهاي منزل بود. او تحصيل را تا سوم دبيرستان ادامه داد و سپس به استخدام نيروي هوايي در آمد اما به خاطر برخورد بعضي از فرماندهان از خدمت در نيروي هوايي انصراف داد و به کارهاي ساختماني مشغول شد.
در سال 1355 عازم خدمت سربازي شد و بر اثر تعاليم اسلام و شناختي که از دستگاه ستم شاهي داشت فعاليت هاي خود را با تشکيل هسته هايي از جوانان آغاز کرد، به طوري که در حين خدمت در تهران مبارزه مخفي را سامان داد. در سال 1357 در حالي که دو ماه به پايان خدمتش بيشتر باقي نمانده بود، به فرمان امام از پادگان فرار کرد و به صفوف مستحکم امت حزب الله پيوست.
با پيروزي انقلاب اسلامي، سيد علي جزء اولين کساني بود که به سپاه پاسداران انقلاب اسلامي پيوست و پس از طي دوره هاي آموزشي در مدتي کوتاه در زمره مسئولان آموزش سپاه به حساب آمد.
شهيد در سن 27 سالگي ازدواج کرد که مدت زندگي مشترک آنها 5 سال بود. ثمره اين ازدواج تنها يک دختر به نام فاطمه السادات است که در 30 شهريور 1366 متولد شد.
او در شورش هاي کردستان همراه گروهي به سرپرستي شهيد گرانقدر دکتر چمران عازم آنجا شد و در اين راه، ماموريتهاي موفقيت آميزي به اجرا گذاشت.
پس از مراجعه از کردستان، براي ادامه آموزش نظامي رهسپار تهران شد. با شروع جنگ تحميلي و علي رغم نياز به وجود او در مشهد، بلافاصله پا به عرصه پيکار گذاشت.
اخلاص، ايمان و مدير بودن او با حضورش در جبهه هاي نبرد بيش از پيش آشکار گشت و به مسئوليت‌هاي مهمي از جمله، فرماندهي تيپ برگزيده شد.قداست روحي، اخلاص، ايمان، مهارت در ميان همرزمانش مشخص کرد و شايستگي قبول مسئوليت‌هاي مهم را در او به وجود آورد.
مسئوليتهاي مهم و حساس او از ابتداي جنگ تحميلي بدين ترتيب بود. مسئول اطلاعات و عمليات ستاد خراسان، مسئول اطلاعات و عمليات تيپ 21 امام رضا (ع)، مسئول اطلاعات و عمليات لشگر قدس، مسئول عمليات سپاه هشتم ثامن الائمه(ع) خراسان نيروي زميني سپاه ، فرمانده تيپ در لشگر5نصر،وبا حفظ مسئوليت ،فرمانده اطلاعات و عمليات سپاه هشتم ثامن الائمه(ع) خراسان.حضور بي وقفه سيد علي در جبهه هاي نبرد آن چنان پيوند محکم و استواري بين او و جبهه به وجود آورد که هيچ چيز جز شهادت نتوانست اين پيوند را بگشايد. آري شير جبهه هاي در عمليات بيت المقدس2، در نيمه شب 24 بهمن 1366 در ماووت عراق با ترکش خمپاره به ناحيه شکم و ران به شهادت رسيد و در بهشت رضا (ع) دفن شد.
منبع: "فرهنگ جاودانه هاي تاريخ، زندگي نامه فرماندهان شهيد خراسان" نوشته ي سيد سعيد موسوي، نشر شاهد، تهران - 1386



وصيتنامه

...بايد زينب وار زندگي کنيد و صبر و استقامت پيشه سازيد.
... اگر بخواهي فرد مفيدي در جامعه باشي، بايد حتما درس بخواني و به پيامهاي امام عزيزمان گوش کني و بدان عمل نمايي. سيد علي حسيني



خاطرات

مادرشهيد:
شهيد اگر من يا پدرش را در حال نماز مي ديد، مي ايستاد و بعد از نماز سوالاتي راجع به نماز از ما مي کرد؛ که ما مفتخر مي شديم.
شهيد معتقد بود که اين جنگ را به ما تحميل کرده اند. بارها مي گفت: تمام ملت ما بايد با هم متحد شوند و از اين دشمن متجاوز انتقام بگيرند.
شهيد بارها مي گفت: براي پيروزي اسلام و دفاع از مرزهاي کشور اسلامي بايد در منطقه باشيم و به همه برادرانش مي گفت: بايد به جبهه برويم و از آب و خاک خودمان دفاع کنيم و براي رضاي خداوند در منطقه باشيم.

همسرشهيد:
شهيد فردي خوش اخلاق و خوش رفتار بود و هميشه به همه احترام مي گذاشت. او فردي با خدا بود. هر وقت ناراحت مي شد، وضو مي گرفت و دو رکعت نماز مي خواند تا آرامش قلبي بيابد. فردي شجاع، مخلص، فداکار و در زندگي بسيار قانع بود.
او هنگامي که در منزل بود از جنگ غافل نمي شد و طرحهاي و پيشنهادهاي خودش را در منزل مرور مي کرد و يادداشتهايي هم در منزل داشت که بعد از شهادتش، برادران سپاه آمدند و آن طرحها را براي بهره برداري به همراه بردند. بي نظمي، بي برنامه‌گي و تصميمات نادرست در طرح ريزي هاي عملياتي، سيد علي را بسيار ناراحت مي کرد. هنگامي که اين بي نظمي را مي ديد، نظر خود را با کمال شجاعت بيان و نسبت به بعضي از امور اظهار مخالفت مي کرد.
او در راه عقيده و مکتب روز و شب برايش فرقي نداشت. شبها را به هنگام خواب ابتدا به مناجات با خدا مي گذراند و با خداي خود در خلوت و سکوت به راز و نياز مشغول مي شد حتي الامکان نماز شب را ترک نمي کرد شبها رو به قبله مي خوابيد و دائم الوضو بود. نمازهايش را تا مي توانست به جماعت مي خواند.
آخر هر شب مجموعه کارهايي را که انجام داده بود يا برنامه کار فردايش بود، در دفترش يادداشت مي کرد. از مطالعه غافل نبود. نه غيبت کسي را مي کرد و نه اجازه مي داد کسي در حضورش غيبت کند. از جبهه که به مرخصي مي آمد به سراغ همه مي رفت و از احوال همه جويا مي شد قرآن را تلاوت مي کرد و به مفاهيم آن مي انديشيد. اخبار روزانه را با دقت تمام گوش مي داد. او هميشه لبخند به لب داشت و با همه مهربان و صميمي بود. تشويق را در موارد لازم موجب دلگرمي و پيشرفت کار مي دانست و بر همين اساس افرادي که با ايشان همکاري داشتند، هميشه مورد لطف و تشويق او قرار مي گرفتند. با دوستانش خيلي صميمانه و منطقي برخورد مي کرد، حتي اگر درباره مسائل سياسي و اجتماعي بحثي بين او و ديگران رخ مي داد، با صبر و حوصله و به دقت حرفهاي آنان را گوش مي داد و اگر چنانچه حرفش را نمي پذيرفتند، هيچ گاه ناراحت نمي شد و با خنده رويي جواب قاطع به آنان مي داد و در انجام دادن کارها به مشورت اهميت خاصي مي داد و چنانچه موضوعي را مطلوب مي دانست به تمام دوستان و نزديکان پيشنهاد مي کرد.


نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین