از اشغال تا آزادسازي - مقاومت نيروهاي مردمي و ناكامي ارتش عراق
در آرايش نيروها، پوشش مرز در نظر گرفته شده بود، حال آن كه بايد به صورت متحرك عمل ميشد و نيروهاي ايران با تمركز در شمال حسينيه از جبهه اهواز و خرمشهر دفاع ميكردند. بنابراين گسترش عملياتي و تاكتيكي نظامي ايران دچار نقص بود. معابر مسدود نشده بود و درك روشني از تلاش اصلي عراق وجود نداشت.
"كردزمن" دلائل عدم آمادگي جنگي ايران را در فقدان قرارگاه فرماندهي در مناطقي كه جنگ جريان داشت و عدم استقرار توپخانه و هليكوپترهاي تهاجمي براي كليه يگانهاي ارتش در مرز ذكر ميكند، و سهولت پيشروي نيروهاي عراقي را نشانه عدم آمادگي دفاعي ايران دانسته و مينويسد: "در واقع حتي اعلاميههاي نظامي عراق نيز نشان ميداد كه ارتش عراق در طول يكي دو روز اول جنگ با مقاومت زيادي روبرو نشده، بنابراين تمامي شواهد حكايت دارند كه اين عراق بوده است كه با آمادگي كامل وبه كارگيري نيروهاي نظامي، تهاجم همه جانبهاي را عليه ايران سازمان داد، در حالي كه ايران حتي ازآمادگيدفاعيكاملبرخوردار نبود 0
مقاومت نيروهاي مردمي و انقلابي به ويژه در شهرها، بسياري از كاستيها و نواقص را جبران كرد و همين امر نقش بسيار تعيين كننده در ناكامي ارتش عراق داشت. به عنوان مثال پس از آن كه تيپ سوم از لشكر 92 زرهي اهواز تنها سه روز در مرز در برابر لشكر9 زرهي ارتش عراق پدافند فعال كرد، نيروهاي اين لشكر با عبور از شهرهاي بستان، سوسنگرد و حميديه در آستانه ورود به اهواز قرار داشتند كه بر اثر شبيخون نيروهاي مردمي و انقلابي به عقب نشيني مبادرت كردند و سرانجام در پشت ديوارهاي غربي شهر سوسنگرد زمينگير شدند. ارتش عراق براي پاكسازي و تصرف خرمشهر نيز تيپ33 نيرويمخصوص را در نظر گرفت، ولي به دليل همين مقاومت مردمي، سرانجام پس از34 روز جنگ و گريز و با اختصاص2 لشكر، موفق به اشغال خرمشهر شد. مقاومتهاي مردمي علاوه بر ايجاد فاصله ميان يگانهاي عراق و ناهماهنگي در پيشروي، منجر به تاخير و كندي در حركت و سرانجام تاخير در سقوط خرمشهر و حفظ آبادان شد.
مقاومت نيروهاي مردمي در سراسر جبهه جنوبي، موجب ناكامي ارتش عراق و شكست نقشههاي دشمن گرديد. استان خوزستان به حاظويژگيهاياستراتژيكي خاص خود ميتوانست بخش عمدهاي از اهداف عراق به خاك جمهوري اسلامي ايران را تامين نمايد، زيرا دشمن در صورت تسلط بر استان خوزستان و تجزيه آن ميتوانست در مسير براندازي نظام اسلامي گام اساسي بردارد و در صورت عدم موفقيت در اين كار، قادر بود با تجزيه استان خوزستان، تسلط خود بر شمال خليجفارس را كاملا تثبيت نمايد. براي تحقق اين اهداف، عراق استراتژي خود را معطوف به منطقه جنوبي ايران كرده بود. لذا با توجه به اهداف ياد شده، فرماندهان نظامي عراق، نزديك به دوسوم توان نظامي خود را براي عمليات در مناطق جنوبي كشور، سازماندهي كرد. به اينصورت كه در محور دزفول، نظر به گستردگي منطقه و طولاني بودن فاصله مرز تا اهداف دشمن در اين محور، لشكرهاي1 مكانيزه و10 زرهي ارتش عراق ماموريت داشتند تا با استفاده از معابر وصولي منطقه، شامل دو معبر "فكه- دوسلك- پل نادري- دزفول" و "شرهاني- عين خوش - پل نادري - دزفول" و با عبور از رودخانه كرخه و قطع جاده اهواز- انديمشك، محاصره اهواز از (شمال) و دزفول از (جنوب) را كامل كنند. دشمن طي كمتر از يك هفته به ساحل غربي رودخانه كرخه رسيد. عدمالحاق كامل لشكرهاي1 مكانيزه و10زرهي و وسعت و عمق زمين منطقه و نيز وجود موانع طبيعي همچون رودخانه كرخه ، موجب زمينگير شدن دشمن در پشت اين رودخانه گرديد.
در محور چزابه- سوسنگرد- اهواز، لشكر9 زرهي ارتش عراق ماموريت داشت تا با عبور از معبر وصولي چزابه، با تصرف شهرهاي بستان،سوسنگرد و حميديه، به سمت شهر اهواز پيشروي نمايد. در واقع محور سوسنگرد - بستان - حميديه از يك سو و محور نشوه- طلائيه- جفير از سوي ديگر ، با هدف تصرف اهواز طراحي شده بود.
لشكر9 زرهي، با حركت از العماره، از معبر وصولي چزابه عبور كرد و ضمن اقدام براي تامين جناح چپ خود و الحاق با لشكر1 مكانيزه به سمت اهواز پيش رفت.
در برابر محور اصلي تهاجم دشمن به سمت اهواز، عليرغم غافلگيري كلي نيروهاي خودي، مقاومتهايي در شهر بستان، پل سابله و ساير محورها صورت گرفت، ليكن به دليل سنگيني تهاجم دشمن نيروهاي خودي، بتدريج براي استقرار در مواضع مناسبتر، عقب نشيني كردند. در نتيجه، دشمن با يك خيز بلند، خود را به دروازه حميديه رساند و شهر اهواز را در معرض تهديد قرارداد. در اين وضعيت28 تن از برادران پاسدار و بسيجي به فرماندهي شهيد "غيور اصلي" از برادران سپاه اهواز- در حالي كه فقط چند قبضه آرپيچي7 در اختيار داشتند- شبانه، آماده يورش به دشمن شده، پس از خروج از شهر، در چند كيلومتري آن، در كنار جاده حميديه- اهواز به كمين دشمن نشستند. ساعت4 بامداد9/7/1359، شليك هماهنگ به سوي تانكهاي عراقي آغاز شد. نيروهاي عراقي كه در طول اينمسير تا آن هنگام، با موانع و مقاومتي اساسي روبهرو نشده بودند بلافاصله پس از تهاجم غافلگيرانه رزمندگان اسلام، با وحشت و نگراني
فراوان اقدام به عقبنشيني كردند. برخي از تانكهاي دشمن روي زمينهاي مزروعي اطراف حميديه به گل نشسته و برخي منهدم شدند. بعد از اين حادثه، دشمن چند بار اقدام به پيشروي در اين محور كرد و سرانجام، در حوالي ديوارهاي غربي شهر سوسنگرد،در غرب رود نيسان، زمينگير شد 0 اما ماموريت عمليات در محور نشوه- جفير- اهواز، برعهده لشكر5 مكانيزه ارتش عراق بود كه بايد ضمن پاكسازي منطقه، جاده اهواز- خرمشهر را قطع ميكرد و پس از محاصره خرمشهر از قسمت شمال، با حركت به سمت اهواز، محاصره اين شهر را نيز كامل مينمود و بعد از آن نيز لشكر9 زرهي- كه قرار بود در محور چزابه، با هدف تصرف بستان و سوسنگرد، به سمت اهواز حركت كند - در شهر اهواز ملحق ميشد 0 لشكر5 ارتش عراق، با تصرف پاسگاههاي طلائيه و كوشك، به سمت اهواز پيشروي كرد. در محور كوشك، تيپ1 از لشكر92 زرهي اهواز به همراه برادران سپاه، در برابر دشمن مقاومت نموده و براي مدت كوتاهي پاسگاه شك را آزاد كردند.
سرانجام لشكر5 مكانيزه عراق در15 كيلومتري اهواز در منطقه "نورد" با مقاومت مردمي مواجه شد كه موجب توقف دشمن در آن منطقه گرديد. از سوي ديگر، به علت عدم موفقيت لشكر9 زرهي عراق در تصرف سوسنگرد و حميديه، دشمن از پيشروي بيشتر به سمت اهواز عاجز ماند. لشكر 5 مكانيزه نيز پس از اين، با عبور از محور طلائيه، با يك فلش به سمت جاده اهواز- خرمشهر و با يك فلش به سمت جفير حركت كرد و پس از عبور از جفير، در جنوب رودخانه كرخه متوقف شد"
در محور شلمچه- خرمشهر- آبادان نيز وضع به همين منوال بود كه در بخش ديگري به تفصيل از آن سخن خواهيم گفت. (مراجعه شود به مبحث مقاومت خرمشهر و ناكامي دشمن در اشغال سريع )
عراق در هجوم سراسري خود توانست مناطق وسيعي از خاك كشور اسلامي ايران را با تجهيزات انبوه نظامي و ارتش بظاهر آماده و توانمند خود- بدون اين كه با مانع مهمي روبهرو شود - اشغال كند. اين هجوم گسترده در سرتاسر نوار مرزي جنوب و غرب كشور در حالي صورت گرفت كه عراق از مدتها پيش پشتوانه عظيمي را تدارك ديده بود، و اين پشتوانه شامل پشتيباني قدرتهاي امپرياليستي جهاني و ارتجاع منطقه هم ميشد كه در ابعاد مختلف نظامي، مالي، فكري، سياسي، تداركاتي و تبليغاتي به كمك صدام آمده بودند. ارتش عراق به سرعت به اهدافش دست مييافت و مواضع، پشت سرهم سقوط ميكرد. روحيه ارتش عراق، انسجام، قدرت، توان رزمي و تجهيزات با كيفيت و كميت بالا، موجب غرور و احساس قدرتمندي در نظاميان عراقي گرديده بود، تا جايي كه فرمانده لشكر10 زرهي عراق كه در جبهه شوش و دزفول عمل كرده و مستقر شده بود، سرمستانه از صدام تقاضا كرد كه "اجازه بدهيد بروم تهران را بگيرم!" عليرغم كساني كه ظاهر جنگ را ميديدند و از درك ارتباط شروع جنگ با ماهيت انقلاب اسلامي عاجز بودند و فقط شكستها را ميديدند و ياس و ترس آنان را به فكر مذاكره و سازش با دشمن انداخته بود، مردم انقلابي و ياران و پيروان امام خميني (ره) چنان شجاعت و شهامتي در دفاع از خاك ميهن و انقلاب اسلامي از خود نشان دادند كه جهان را به حيرت و تحسين واداشت.
حماسه مقاومت در جايجاي مناطق اشغالي، دشمن از نفس افتاده را وادار به توقف و سرانجام دفاع از خود كرد.
ايمان راسخ مردم و رزمندگان به راه امام و آرمانهاي انقلاب اسلامي و روحيه اخلاص و شهادت طلبي آنان، حماسههايي پر شكوه و جاودانه از مقاومت و ايثار آفريد كه در تاريخ پرافتخار دفاع مقدس به عنوان سندهاي عزت و آزادي همچنان ميدرخشند.
"كردزمن" دلائل عدم آمادگي جنگي ايران را در فقدان قرارگاه فرماندهي در مناطقي كه جنگ جريان داشت و عدم استقرار توپخانه و هليكوپترهاي تهاجمي براي كليه يگانهاي ارتش در مرز ذكر ميكند، و سهولت پيشروي نيروهاي عراقي را نشانه عدم آمادگي دفاعي ايران دانسته و مينويسد: "در واقع حتي اعلاميههاي نظامي عراق نيز نشان ميداد كه ارتش عراق در طول يكي دو روز اول جنگ با مقاومت زيادي روبرو نشده، بنابراين تمامي شواهد حكايت دارند كه اين عراق بوده است كه با آمادگي كامل وبه كارگيري نيروهاي نظامي، تهاجم همه جانبهاي را عليه ايران سازمان داد، در حالي كه ايران حتي ازآمادگيدفاعيكاملبرخوردار نبود 0
مقاومت نيروهاي مردمي و انقلابي به ويژه در شهرها، بسياري از كاستيها و نواقص را جبران كرد و همين امر نقش بسيار تعيين كننده در ناكامي ارتش عراق داشت. به عنوان مثال پس از آن كه تيپ سوم از لشكر 92 زرهي اهواز تنها سه روز در مرز در برابر لشكر9 زرهي ارتش عراق پدافند فعال كرد، نيروهاي اين لشكر با عبور از شهرهاي بستان، سوسنگرد و حميديه در آستانه ورود به اهواز قرار داشتند كه بر اثر شبيخون نيروهاي مردمي و انقلابي به عقب نشيني مبادرت كردند و سرانجام در پشت ديوارهاي غربي شهر سوسنگرد زمينگير شدند. ارتش عراق براي پاكسازي و تصرف خرمشهر نيز تيپ33 نيرويمخصوص را در نظر گرفت، ولي به دليل همين مقاومت مردمي، سرانجام پس از34 روز جنگ و گريز و با اختصاص2 لشكر، موفق به اشغال خرمشهر شد. مقاومتهاي مردمي علاوه بر ايجاد فاصله ميان يگانهاي عراق و ناهماهنگي در پيشروي، منجر به تاخير و كندي در حركت و سرانجام تاخير در سقوط خرمشهر و حفظ آبادان شد.
مقاومت نيروهاي مردمي در سراسر جبهه جنوبي، موجب ناكامي ارتش عراق و شكست نقشههاي دشمن گرديد. استان خوزستان به حاظويژگيهاياستراتژيكي خاص خود ميتوانست بخش عمدهاي از اهداف عراق به خاك جمهوري اسلامي ايران را تامين نمايد، زيرا دشمن در صورت تسلط بر استان خوزستان و تجزيه آن ميتوانست در مسير براندازي نظام اسلامي گام اساسي بردارد و در صورت عدم موفقيت در اين كار، قادر بود با تجزيه استان خوزستان، تسلط خود بر شمال خليجفارس را كاملا تثبيت نمايد. براي تحقق اين اهداف، عراق استراتژي خود را معطوف به منطقه جنوبي ايران كرده بود. لذا با توجه به اهداف ياد شده، فرماندهان نظامي عراق، نزديك به دوسوم توان نظامي خود را براي عمليات در مناطق جنوبي كشور، سازماندهي كرد. به اينصورت كه در محور دزفول، نظر به گستردگي منطقه و طولاني بودن فاصله مرز تا اهداف دشمن در اين محور، لشكرهاي1 مكانيزه و10 زرهي ارتش عراق ماموريت داشتند تا با استفاده از معابر وصولي منطقه، شامل دو معبر "فكه- دوسلك- پل نادري- دزفول" و "شرهاني- عين خوش - پل نادري - دزفول" و با عبور از رودخانه كرخه و قطع جاده اهواز- انديمشك، محاصره اهواز از (شمال) و دزفول از (جنوب) را كامل كنند. دشمن طي كمتر از يك هفته به ساحل غربي رودخانه كرخه رسيد. عدمالحاق كامل لشكرهاي1 مكانيزه و10زرهي و وسعت و عمق زمين منطقه و نيز وجود موانع طبيعي همچون رودخانه كرخه ، موجب زمينگير شدن دشمن در پشت اين رودخانه گرديد.
در محور چزابه- سوسنگرد- اهواز، لشكر9 زرهي ارتش عراق ماموريت داشت تا با عبور از معبر وصولي چزابه، با تصرف شهرهاي بستان،سوسنگرد و حميديه، به سمت شهر اهواز پيشروي نمايد. در واقع محور سوسنگرد - بستان - حميديه از يك سو و محور نشوه- طلائيه- جفير از سوي ديگر ، با هدف تصرف اهواز طراحي شده بود.
لشكر9 زرهي، با حركت از العماره، از معبر وصولي چزابه عبور كرد و ضمن اقدام براي تامين جناح چپ خود و الحاق با لشكر1 مكانيزه به سمت اهواز پيش رفت.
در برابر محور اصلي تهاجم دشمن به سمت اهواز، عليرغم غافلگيري كلي نيروهاي خودي، مقاومتهايي در شهر بستان، پل سابله و ساير محورها صورت گرفت، ليكن به دليل سنگيني تهاجم دشمن نيروهاي خودي، بتدريج براي استقرار در مواضع مناسبتر، عقب نشيني كردند. در نتيجه، دشمن با يك خيز بلند، خود را به دروازه حميديه رساند و شهر اهواز را در معرض تهديد قرارداد. در اين وضعيت28 تن از برادران پاسدار و بسيجي به فرماندهي شهيد "غيور اصلي" از برادران سپاه اهواز- در حالي كه فقط چند قبضه آرپيچي7 در اختيار داشتند- شبانه، آماده يورش به دشمن شده، پس از خروج از شهر، در چند كيلومتري آن، در كنار جاده حميديه- اهواز به كمين دشمن نشستند. ساعت4 بامداد9/7/1359، شليك هماهنگ به سوي تانكهاي عراقي آغاز شد. نيروهاي عراقي كه در طول اينمسير تا آن هنگام، با موانع و مقاومتي اساسي روبهرو نشده بودند بلافاصله پس از تهاجم غافلگيرانه رزمندگان اسلام، با وحشت و نگراني
فراوان اقدام به عقبنشيني كردند. برخي از تانكهاي دشمن روي زمينهاي مزروعي اطراف حميديه به گل نشسته و برخي منهدم شدند. بعد از اين حادثه، دشمن چند بار اقدام به پيشروي در اين محور كرد و سرانجام، در حوالي ديوارهاي غربي شهر سوسنگرد،در غرب رود نيسان، زمينگير شد 0 اما ماموريت عمليات در محور نشوه- جفير- اهواز، برعهده لشكر5 مكانيزه ارتش عراق بود كه بايد ضمن پاكسازي منطقه، جاده اهواز- خرمشهر را قطع ميكرد و پس از محاصره خرمشهر از قسمت شمال، با حركت به سمت اهواز، محاصره اين شهر را نيز كامل مينمود و بعد از آن نيز لشكر9 زرهي- كه قرار بود در محور چزابه، با هدف تصرف بستان و سوسنگرد، به سمت اهواز حركت كند - در شهر اهواز ملحق ميشد 0 لشكر5 ارتش عراق، با تصرف پاسگاههاي طلائيه و كوشك، به سمت اهواز پيشروي كرد. در محور كوشك، تيپ1 از لشكر92 زرهي اهواز به همراه برادران سپاه، در برابر دشمن مقاومت نموده و براي مدت كوتاهي پاسگاه شك را آزاد كردند.
سرانجام لشكر5 مكانيزه عراق در15 كيلومتري اهواز در منطقه "نورد" با مقاومت مردمي مواجه شد كه موجب توقف دشمن در آن منطقه گرديد. از سوي ديگر، به علت عدم موفقيت لشكر9 زرهي عراق در تصرف سوسنگرد و حميديه، دشمن از پيشروي بيشتر به سمت اهواز عاجز ماند. لشكر 5 مكانيزه نيز پس از اين، با عبور از محور طلائيه، با يك فلش به سمت جاده اهواز- خرمشهر و با يك فلش به سمت جفير حركت كرد و پس از عبور از جفير، در جنوب رودخانه كرخه متوقف شد"
در محور شلمچه- خرمشهر- آبادان نيز وضع به همين منوال بود كه در بخش ديگري به تفصيل از آن سخن خواهيم گفت. (مراجعه شود به مبحث مقاومت خرمشهر و ناكامي دشمن در اشغال سريع )
عراق در هجوم سراسري خود توانست مناطق وسيعي از خاك كشور اسلامي ايران را با تجهيزات انبوه نظامي و ارتش بظاهر آماده و توانمند خود- بدون اين كه با مانع مهمي روبهرو شود - اشغال كند. اين هجوم گسترده در سرتاسر نوار مرزي جنوب و غرب كشور در حالي صورت گرفت كه عراق از مدتها پيش پشتوانه عظيمي را تدارك ديده بود، و اين پشتوانه شامل پشتيباني قدرتهاي امپرياليستي جهاني و ارتجاع منطقه هم ميشد كه در ابعاد مختلف نظامي، مالي، فكري، سياسي، تداركاتي و تبليغاتي به كمك صدام آمده بودند. ارتش عراق به سرعت به اهدافش دست مييافت و مواضع، پشت سرهم سقوط ميكرد. روحيه ارتش عراق، انسجام، قدرت، توان رزمي و تجهيزات با كيفيت و كميت بالا، موجب غرور و احساس قدرتمندي در نظاميان عراقي گرديده بود، تا جايي كه فرمانده لشكر10 زرهي عراق كه در جبهه شوش و دزفول عمل كرده و مستقر شده بود، سرمستانه از صدام تقاضا كرد كه "اجازه بدهيد بروم تهران را بگيرم!" عليرغم كساني كه ظاهر جنگ را ميديدند و از درك ارتباط شروع جنگ با ماهيت انقلاب اسلامي عاجز بودند و فقط شكستها را ميديدند و ياس و ترس آنان را به فكر مذاكره و سازش با دشمن انداخته بود، مردم انقلابي و ياران و پيروان امام خميني (ره) چنان شجاعت و شهامتي در دفاع از خاك ميهن و انقلاب اسلامي از خود نشان دادند كه جهان را به حيرت و تحسين واداشت.
حماسه مقاومت در جايجاي مناطق اشغالي، دشمن از نفس افتاده را وادار به توقف و سرانجام دفاع از خود كرد.
ايمان راسخ مردم و رزمندگان به راه امام و آرمانهاي انقلاب اسلامي و روحيه اخلاص و شهادت طلبي آنان، حماسههايي پر شكوه و جاودانه از مقاومت و ايثار آفريد كه در تاريخ پرافتخار دفاع مقدس به عنوان سندهاي عزت و آزادي همچنان ميدرخشند.
لینک کپی شد
نظر شما
