خاطرات سرهنگ جبار فلاح اللامى
هوا باراني بود و تمام اطراف چادر در اثر بارش باران گل آلود بود بطوري كه راه رفتن بسيار مشكل بود و با هرگامي گلهاي زيادتري به كفشها مي چسبيد و ما هر روز صبح وقتي از خواب بيدار ميشديم متوجه مي شديم كليه ظروف غذاي سحر شسته شده اطراف چادرها تميز شده و حتي توالت صحرايي كاملا پاكيزه است . اين موضوع همه را به تعجب وا ميداشت كه چه كسي اين كارها را انجام مي دهد ! نهايتا يك شب نخوابيدم تا متوجه شوم چه كسي اين خدمت را به رزمندگان انجام ميدهد !. بعد از صرف سحر و اقامه ي نماز صبح كه همه بخواب رفتند ديدم كه روحاني گردان از خواب بيدار شد و به انجام كارهاي فوق پرداخت و اينگونه بود كه خادم بچه هاي گردان شناسايي گرديد. وقتي متوجه شد كه موضوع لو رفته گفت : من خاك پاي رزمندگان اسلام هستم .
راوي عبدالرضا همتي
راوي عبدالرضا همتي
روزنامه جمهوری اسلامی 860722
لینک کپی شد
نظر شما
