هفتادمين شب خاطره «مادران انتظار» برگزار شد

کد خبر: ۱۱۷۶۹۶
تاریخ انتشار: ۱۷ تير ۱۳۸۷ - ۱۵:۵۷ - 07July 2008
به گزارش خبرگزاري ايسنا ، ببريان ادامه داد: از سروده‌هاي شهيد نظام« روح مني خميني» ، که با صداي شهيد تا سال‌ها پخش مي‌شد و «مادرکو تفنگم» و «مسجد» بود.

فاطمه ببريان گفت: حميدرضا يک هنرمند به تمام معنا بود که آخرين هنرش نيز شهادت بود. صداي زيبا و دلنشيني داشت و صدايش براي اپرا خوب بود کاستش را با نام هنري «حامد» به هوا دارانش عرضه مي‌کرد. براي همه جاي تعجب داشت کسي که هنرجوي اپراست و صدايش براي اپرا خوب بود چه طور با ديدن جبهه و جنگ اين خواننده خوب اپرا، هنر و هنرستان را رها کرده و به جبهه رفت. حميد رضا شاعر ، مداح، خواننده اپرا و بسيجي بود و در مسجد محله و در جبهه اذان مي‌گفت.

پسري بسيارآرام، متين و با وقار اما در عين حال بسيار فعال بود به صورت متناوب يا صداو سيما بود يا جبهه. هميشه مي‌گفت: دوست ندارم با ماشين صدا و سيما به دنبالم بيايند، مي خواهم با لباس بسيجي و دمپايي به نظام‌آباد رفته و از آنجا اعزام شوم.

مادر شهيد نظام افزود: حميد کتاب زياد مي‌خواند و مي‌خريد. به طوري که کل اتاق، قفسه‌ها و کمدش پر از کتاب بود ( کتابهاي مذهبي ، فلسفي و ...). گاهي مي‌گفتم پسرم چرا اين همه کتاب مي خري و انبار مي‌کني ؟ تو که وقت مطالعه نداري. يا صدا و سيما هستي يا جبهه و او در جواب فقط مليح و متين نگاه مي کرد و چيزي نمي‌گفت.

وي ادامه داد: وصيتنامه شهيد نظام 30 صفحه بود. سفارشي کرده بود به ياد شهداي گمنام و بي‌وصيتنامه، تکثير و پخش کنيد و روي قبرم هم اسم مرا ننويسيد فقط بنويسيد يک بسيجي.

بعد از شهادتش وصيت‌نامه را خوانديم سفارش کرده بود قسمتي از کتاب‌ها را به مسجد محل بدهيم و قسمتي هم براي خانواده، به شرط اينکه مطالعه کنند. بعدها که من کتابها را مي‌خواندم مي‌ديدم قسمت‌هاي مهم و مدنظرش را علامت زده و خط کشي کرده که نشان از آن داشت که حميد آنها را مطالعه کرده بود آنهم به طور دقيق، ناراحت مي‌شدم و گريه مي‌کردم که چرا گفتم مطالعه نمي‌کند و او در پاسخ سکوت مي‌کرد.

ببريان همچنين اظهار كرد: متاسفانه بعضي‌ها مي‌خواهند ارزش شهادت را پايين بياورند.

وي ادامه داد: حميد از استعداد بالايي برخوردار بود ولي او همه اين آرزوها و استعدادها را به عشق جبهه، دفاع از وطن و جنگ و شهادت کنار گذاشت و با کمال ميل هشت سال در جنگ حق عليه باطل با سمت جانشين فرمانده گردان حضرت زينب پا به پاي همرزمانش جنگيد و در ماؤوت عراق شهيد شد و بدن او که سه روز زير آفتاب سوزان دشت ماهوت سوخته بود در قطعه 27 بهشت زهرا (س) تهران به خاک سپرده شد.

ببريان افزود: فيلم پروانه‌ها درباره کل زندگي حميدرضا ساخته شد که همه خانواده به نحوي با آن همکاري داشتند.

نقش مادر را خودم و نقش حميد رضا را پسرم محمد رضا که آنروز 28 ساله يعني همسن آنزمان شهيد بود ايفا کرد و تصوير برداري 14 روز از صبح تا شب به طول انجاميد و من که تازه به خصوصيات حميد واقف مي‌شدم گريه مي‌کردم که چرا حميدرضا را دير شناختم.

مادر اين شهيد که خود نيز شاعره است و با شبكه قرآن هم همکاري دارد ادامه داد: اولين شعرم را سه روز قبل از شهادت حميد سرودم و تا به امروز شعرهاي زيادي سروده‌ام که بيشتر آنها در مورد حميدرضا، جنگ و انقلاب اسلامي است.

چند سالي هم هر روز براي شبکه قرآن شعر مي‌گويم و بيشتر اشعارم براي حميد جنبه درددل دارد
نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین