کتاب درباره شهيد - متن کتاب "چون کوه با شکوه" - خواب و آرام نداشت

کد خبر: ۱۱۸۱۵۴
تاریخ انتشار: ۰۵ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۷:۲۲ - 26July 2008
آن روزها تا مدتي در يك جا مي‌خوابيديم . گاهي كه به زمان عمليات نزديك مي‌شد ، تا صبح خواب نداشت . هميشه نقشه عمليات را زير سرش مي‌گذاشت و مي‌خوابيد .
بعضي اوقات ، نيمه‌هاي شب از خواب بيدار مي‌شد و به آرامي نقشه را برمي‌داشت و آن را مي‌گشود و با صدايي كه انگار نوازشم مي‌كرد ، مرا صدا مي‌كرد و مي‌گفت : «پيدا كردم ، راهش رو پيدا كردم !»
با خودم مي‌گفتم : «نكنه كه نيمه‌هاي شب خواب‌نما مي‌شه كه توي خواب ، رمز و راز عمليات رو كشف مي‌كنه !»
بارها و بارها مي‌ديدم كه حتي در طول شبانه‌روز ،‌دو ساعت هم نمي‌خوابد و همه‌اش در فكر حل مشكلات كار و مشكل ديگران بود .
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین