عربستان سعودي و جنگ اسرائيل عليه حزب‌الله لبنان

کد خبر: ۱۱۸۴۵۶
تاریخ انتشار: ۱۰ مرداد ۱۳۸۷ - ۱۶:۲۴ - 31July 2008
به گزارش خبرگزاري فارس ، نوشتار حاضر ضمن بررسي مواضع رسمي، افكار عمومي، رسانه‌هاي جمعي و شخصيت‌هاي مستقل سعودي در مورد بحران اخير لبنان، تأثيرات بالفعل و بالقوه آن مواضع را در تحولات و چشم‌انداز آينده منطقه مورد بررسي قرار داده است.

*مقدمه

تحولات منطقه خاورميانه پس از يازدهم سپتامبر مانند طرح موضوع مبارزه با تروريسيم، جنگ در افغانستان و عراق و تحولات فلسطين و به قدرت رسيدن حماس باعث شده است تا بسياري از رژيم‌هاي عرب منطقه خاورميانه به منظور حفظ قدرت تغييراتي در سياست خارجي خود بدهند و خود را با سياست‌هاي جديد ايالات متحده آمريكا هماهنگ كنند.
براين اساس، وقتي كه رژيم صهيونيستي تجاوز به خاك لبنان و جنگ عليه حزب‌الله را آغاز كرد، واكنش‌هاي متعدد و متفاوتي در بين كشورهاي منطقه مشاهده شد؛ تعداد محدودي كه تسليم سياست‌هاي آمريكا نبود، اقدام اين رژيم را محكوم كردند. اما اكثر كشورهاي عربي يا در مقابل اين تجاوز ساكت ماندند يا مانند عربستان، مصر و اردن حزب‌الله را مسئول جنگ معرفي كردند. اين تغيير نامتعارف و غير معمول كه در موضع عربستان به‌وجود آمده بود، سؤالات بسياري را در مورد علت آن باعث شد كه روند تحولات بعدي جنگ، برخي از پاسخ‌هاي اين ابهامات را آشكار كرد.

*لبنان در سياست خارجي عربستان سعودي

عربستان سعودي به عنوان يكي از مدعيان رهبري در «جهان عرب»، مي‌كوشد نقش خود را در كشورهاي عربي حفظ كند و آن را توسعه دهد. تحولات سال‌هاي اخير در منطقه خاورميانه سعودي‌ها را نگران اين نقش و جايگاه كرده است. درمورد لبنان هم از مدت‌ها قبل بين سوريه و عربستان سعودي اختلافاتي به وجود آمده بود و دو طرف سعي در تقويت جايگاهشان و حمايت از گروه‌هاي مرتبط با خود داشتند. سعودي‌ها ترور رفيق حريري، نخست‌وزير سابق لبنان، را اقدامي از جانب سوريه بر ضد منافع خود تلقي و به همين علت، همراه با آمريكا و اسرائيل بحث خروج سوريه از لبنان را مطرح كردند. پس از عملي شدن اين خواسته، با توجه به اينكه جريان المستقبل به رهبري سعد حريري، فرزند رفيق حريري، از شرايط به‌وجود آمده در لبنان استفاده كرد و در انتخابات موفق شد، سعودي‌ها نيز در راستاي تقويت جايگاه خود به حمايت از اين گروه پرداختند.
يكي ديگر از دغدغه‌هاي دولت‌هاي عربي و به‌طور خاص عربستان سعودي در منطقه، اختلافات فرقه‌اي است كه از زمان به قدرت رسيدن شيعيان در عراق تشديد و باعث شده است كه حاكمان سعودي اقدام حزب‌الله لبنان در به اسارت گرفتن دو سرباز اسرائيلي را اقدامي «ماجراجويانه» توصيف كنند و از زاويه همين اختلافات فرقه‌اي به آن نگاه و نسبت به آن موضع‌گيري كنند.

*واكنش‌ها و مواضع دولت عربستان در قبال بحران اخير

**1. واكنش‌هاي اوليه
بحران ناشي از جنگ اسرائيل عليه لبنان و حزب‌‌الله واكنش‌هاي متفاوتي در بين حاكمان و دولت‌هاي عربي داشت، به‌گونه‌اي كه سه كشور مصر، اردن و عربستان سعودي با محكوم كردن حزب‌الله، اين گروه را مسئول آغاز درگيري‌ها دانستند. در اين بين، موضع سعودي‌ها عجيب و در عين حال، شديدتر از دو كشور ديگر عربي بود. حاكمان سعودي كه با موضع‌گيري خود در قبال تجاوز اسرائيل تمام تحليلگران را شگفت‌زده و غافلگير كردند، بيانيه‌اي با اين مضمون در محكوميت حزب‌الله صادر كردند: «كشور عربستان همانند گذشته به حق ملت‌هاي تحت اشغال براي مقاومت اعتقاد دارد و اقدامات اشغالگران را در تغيير واقعيت‌ها نمي‌پذيرد. عربستان هميشه و با تمام امكانات خود در كنار مقاومت مشروع فلسطينان در برابر اشغالگري نظامي اسرائيل بوده كه هدفش نجات انسان‌هاي بي‌گناه است.
برهمين اساس، عربستان سعودي باتمام قدرت در كنار مقاومت لبنان ايستاد تا اينكه اشغالگري اسرائيل در جنوب لبنان به پايان رسيد.
عربستان نگراني خود را از حوادث دردناكي كه در حال حاضر در فلسطين و لبنان مي‌گذرد بيان مي‌دارد و اعلام مي‌كند كه بايد بين «مقاومت مشروع» و «ماجراجويي‌هاي حساب نشده» تفاوت قائل شد؛ ماجراجويي‌هايي كه عناصري در داخل لبنان با همراهي كساني كه پشت‌سر آنها قرار دارند انجام مي‌دهند، بدون اينكه در اين زمينه به دولت كه قدرت مشروع است مراجعه كنند يا اينكه با كشورهاي عربي هماهنگي و مشورتي انجام داده باشند.
بدين‌ ترتيب، اوضاع بسيار خطرناكي به‌وجود آمده و كشورهاي عربي و دستاوردهاي آنها در معرض ويراني قرار گرفته است، بدون اينكه اين كشورها در اين خصوص حرفي زده يا نظري اعلام كرده باشند.
عربستان معتقد است كه در حال حاضر، مسئوليت كامل اين اقدامات غيرمسئولانه تنها برعهده‌ اين عناصر است و آنها بايد سختي‌هاي پاياني بحراني را كه خود به‌وجود آورده‌اند، تحمل كنند.
در كنار اين موضع‌گيري رسمي عربستان كه خبرگزاري رسمي اين كشور به نقل از يك مقام مسئول منتشر كرد، مقامات عربستاني از جمله سعود الفيصل، وزير خارجه اين كشور، نيز در چندين نوبت مواضع خود را عليه حزب‌الله و شيعيان ابراز داشتند. موضع‌گيري رسمي عربستان تنها به مقامات دولتي محدود نشد، حتي برخي شيوخ و شاهزاده‌هاي سعودي كه مناصب حكومتي نيز دارند در تأكيد بر موضع رسمي حكومت، در اين بحران موضع‌گيري كردند. يكي از اين افراد «صالح اللحيدان» رئيس شوراي عالي قضاوت و عضو هيئت علماي بزرگ (كبار العلما) است كه شيعيان جهان از جمله سه‌ميليون شيعه سعودي را به وابستگي به ايران متهم كرد. او با توصيف حزب‌الله به «حزب شيطان» كمك به آن را خطا و اين گروه را عامل تمامي خرابي‌هايي دانست كه لبنان در جريان اين جنگ متحمل شد.
به نظر مي‌رسد كه تغيير موضع آشكار مقامات رسمي عربستان در قبال جنگ اسرائيل عليه يك كشور عربي و محكوم نكردن اين رژيم، ناشي از نگراني‌هايي باشد كه نسبت به اوضاع داخلي جامعه خودشان دارند؛ زيرا موفقيت حزب‌الله در برابر رژيم صهيونيستي تأثير مستقيمي بر شيعيان عربستان خواهد داشت كه نسبت به عملكرد مقامات رسمي معترض هستند. از سوي ديگر، پيروزي حزب‌الله به عنوان گروهي از سوي عربستان حمايت نمي‌شود و در واقع، رقيب جريان طرفدار عربستان در لبنان هم هست، در جايگاه منطقه‌اي اين كشور تأثير منفي بر جاي مي‌گذارد.

**2. تعديل مواضع

به رغم مواضعي كه برخي دولت‌هاي عربي در خصوص جنگ اسرائيل عليه لبنان اتخاذ كردند، ملت‌هاي عربي در حمايت از مقاومت حزب‌الله لبنان تظاهراتمتعددي در كشورهاي خود برگزار كردند كه يكي از نتايج آن، اعمال فشار بر حاكمان و تغيير در مواضع اوليه آنها بود.
در همين راستا سعود الفيصل، وزير خارجه عربستان سعودي، در نشست وزراي خارجه كشورهاي عرب در قاهره اعلام كرد كه كشورش قصد كم‌اهميت جلوه دادن ارزش‌هاي مقاومت ملي در لبنان را ندارد و نمي‌خواهد از اسرائيل دفاع كند. او مطالبي را كه به عنوان موضع رسمي دولت عربستان منتشر شده بود رد كرد و اظهار داشت: اين مطالب تنها نظر شخصي بوده كه آن را تهيه كرده است و دولت عربستان خود را درگير چنين مسائلي نمي‌كند.
هرچند تغيير موضع عربستان نسبت به اين بحران به صورت گسترده‌اي از سوي خبرگزاري‌ها مورد توجه قرار گرفت، به فاصله چند روز روزنامه الجزيره، چاپ عربستان سعودي، با عذرخواهي از خبر قبلي خود به نقل از سعود الفيصل اعلام كرد كه موضع عربستان در خصوص حوادث جاري در لبنان و فلسطين تغيير نكرده و همان چيزي است كه در آغاز از سوي يك مقام مسئول سعودي بيان شده بود.
بدين ترتيب، عربستان بر موضع خود در قبال جنگ اسرائيل عليه لبنان باقي ماند و هم‌چنان حزب‌الله را مسئول ويراني‌هايي مي‌دانست كه در اين كشور به‌وجود آمده است. تنها پس از گذشت سه هفته از آغاز جنگ، شوراي وزيران عربستان در جلسه‌اي كه تشكيل داد، اندكي در موضع خود تغيير داد و اين بار اسرائيل را مسئول حوادث لبنان دانست، بدون اينكه تجاوز اين رژيم را محكوم كرد.
در همين حال، وزير تبليغات غربستان تأكيد كرد كشورش با رويكرد ايدئولوژيكي كه قصد دارد فلسطين، لبنان و عراق را به درگيري بكشاند برخورد خواهد كرد. اين رويكرد جز برخورد اين كشور با مقاومت در مناطق مختلف معناي ديگري ندارد.
در مورد علت اين تغيير موضع مقامات رسمي عربستان مي‌توان گفت كه انتظار آنان از جنگ اسرائيل عليه حزب‌الله، پيروزي سريع و قاطع اين رژيم و شكست و نابودي حزب‌الله بود، اما مقاومت حزب‌الله و پيروزي آن در نبردهاي زميني و توقف اسرائيل از يك‌سو، و گسترش دامنه اعتراض‌ها، مخالفت‌ها و اعتراض‌هاي مردمي در سطح داخلي، منطقه‌اي و بين‌المللي از سوي ديگر، عربستان سعودي را وادار كرد تا از موضع قبلي خود عقب‌نشيني كنند؛ زيرا پافشاري برچنين مواضعي تأثيرات سوبيشتري را - چه در داخل اين كشور چه در سطح منطقه‌اي - براي آنان به دنبال داشت.

**3. تحليل واكنش‌ها

بدون شك، موضع‌گيري دولت‌هاي عربستان، مصر و اردن متأثر از دغدغه‌هايي است كه نسبت به منافع و آينده سياسي خو دارند و اقدام حزب‌الله لبنان و مقاومت آن در برابر رژيم صهيونيستي تأثير زيدي بر آن خواهد داشت. از سوي ديگر، چنانچه حزب‌الله از صحنه نبرد با اسرائيل پيروزمندانه خارج مي‌شد، اين پيروزي مي‌توانست پيامدهايي نامطلوب براي كشورهايي مثل عربستان و مصر به‌دنبال داشته باشد؛ زيرا عربستان سال‌ها است با گروه القاعده درگير است و در اين راه از حمايت آمريكا نيز برخودار است.
بنابراين‌، پيروزي حزب‌الله در جنگ با اسرائيل اين نگراني عربستان را تقويت مي‌كرد كه مخالفان مسلح داخلي اين رژيم، تحت تأثير اين پيروزي با انگيزه بيشتري به مقابله با حكومت بپردازند.
عمرو حمزاوي، كارشناس مؤسسه صلح كارنگي، براين عقيده است كه رابطه حزب‌الله با جنبش‌هاي اسلامي كه در ساير كشورهاي عربي وجود دارند، باعث نگراني بيشتر رژيم‌هايي مثل عربستان سعودي مي‌شود. به‌ويژه اينكه در مصر و فلسطين هم‌گروه‌هايي مثل «اخوان المسلمين» و «حماس» به پيروزي‌هايي دست يافته‌اند. بنابراين، تلاش‌هايي كه براي كنترل حزب‌الله و حماس صورت مي‌گيرد در همين چارچوب قابل بررسي است.
هرچند سياست‌هاي عربستان در مورد حزب‌الله لبنان در راستاي همان سياست‌هاي آمريكا و اسرائيل قرار داشت، براي برخورد با حزب‌الله با مشكلات زيادي روبه‌رو بود كه تصميم‌گيري واحد را براي اين كشور سخت مي‌كرد. در اين خصوص به چند نكته مي‌توان اشاره كرد:
اول، حزب‌الله شعارهاي بي‌محتواي احزاب عربي ناسيوناليستي را مطرح نمي‌كند و براي مقاومت خود هم از ايدئولوژي‌هايي كه اعتبار خود را از دست داده‌اند كمك نمي‌گيرد. علاوه بر اين، نمي‌توان اين گروه را به قوم‌گرايي و اسلام‌گرايي افراطي متهم كرد؛ زيرا عملكرد آن فراتر از چنين مقوله‌هايي است. دوم، حزب‌الله تنها يك تشكيلات سياسي و نظامي نيست، بلكه در دين، جامعه و فرهنگ لبنان ريشه دارد، دشمن خود را به خوبي مي‌شناسد و به‌گونه‌اي عمل مي‌كند كه كشوري مثل عربستان نمي‌تواند آن را در زمره گروه‌هاي تروريستي به حساب آورد. به هر حال، وجود چنين عوامل و دغدغه‌هايي سبب شد كه عربستان سعودي در كنار ايالات متحده آمريكا و رژيم صهيونيستي قرار گيرد.

**نقش عوامل منطقه‌اي و بين‌المللي در واكنش سعودي‌ها

عربستان سعودي معمولاً در موضع‌گيري‌هاي سياست خارجي خود به‌گونه‌اي عمل مي‌كند كه مورد رضايت ايالات متحده آمريكا باشد. البته اين موضع‌گيري‌ها با پوششي عربي كه قابل توجيه هم باشد آغاز مي‌شود. نمونه چنين مواضعي يكي، «طرح عادي‌سازي روابط با اسرائيل» است كه از طرحي صرفاً سعودي به طرحي عربي تبديل شد و در اجلاس سران كشورهاي عربي در بيروت به تصويب رسيد و ديگري، طرح صلح مشهور ملك فهد كه در اجلاس سران در رباط تصويب شد. با اين وضعيت، هرچند واكنش سعودي‌ها در قبال بحران لبنان عجيب مي‌نمايد، به‌طور قطع مورد رضايت آمريكايي‌هاست. ضمن اينكه تأثير تحولات منطقه‌اي خاورميانه به‌ويژه بحث عراق و پرونده هسته‌اي ايران را نيز نبايد ناديده گرفت.
نقش و جايگاه ايران در مسائل منطقه‌اي و نگراني‌هاي كشورهاي عربي از افزايش نفوذ آن در كشورهايي مثل عراق و لبنان، يكي از دغدغه‌هاي اساسي كشور عربستان محسوب مي‌شود تا جايي كه بسياري از صاحب‌نظران و تحليلگران موضع‌گيري عربستان و كشورهايي مثل اردن و مصر را با اين موضوع مرتبط مي‌دانند. جورج پركوويچ، معاون بخش تحقيقات مؤسسه صلح كارنگي، در اين‌ باره مي‌گويد: «عربستان، اردن و مصر نگران قدرتي هستند كه در پس خواسته‌هاي منطقه‌اي ايران وجود دارد. اين مسئله تا حد زيادي انتقاد علني آنها را از حزب‌الله توجيه مي‌كند و باعث مي‌شود كه آنها در كنار دشمن قديمي خود اسرائيل، در مقابل لبنان قرار گيرند.»
از سوي ديگر، مقامات سعودي چندين‌بار به‌طور ضمني به موضوع دخالت ايران و نقش آن در اقدامات جزب‌الله اشاره كردند كه در كنار سوريه، حامي اصلي حزب‌الله محسوب مي‌شود. در همين زمينه سعود الفيصل، وزير خارجه عربستان، با اشاره به موضوع «دخالت غير عرب در جهان عرب» به صراحت از ايران انتقاد كرد.
به نظر مي‌رسد سعودي‌ها كه خود را رهبر جهان اسلام مي‌دانند، بيشتر نگران از دست دادن همين جايگاه خود هستند و تلاش مي‌كنند تا با محدود كردن قضيه فلسطين به يك مسئله عربي - نه اسلامي - از حضور كشورهاي قدرتمندي مثل ايران و تضعيف شدن خود جلوگيري كنند؛ حتي اگر اين امر به بهاي عادي‌سازي روابط با اسرائيل، زير پا گذاشتن اصول مربوط به قضيه فلسطين و دادن امتيازهاي بيشتر به رژيم صهيونيستي باشد.
تحولات چند سال اخير عراق كه به نوعي با ايران نيز در ارتباط است، در موضع‌گيري عربستان در قبال حزب‌الله لبنان بي‌تأثير نبوده است. در واقع، انتقاد كشورهايي مثل عربستان از حزب‌الله نشان‌دهنده اختلافات فرقه‌اي است كه در خشونت‌هاي روزانه عراق مشاهده مي‌شود. در نظر سني‌ها، شيعيان نه تنها مناطق سرشار از نفت ايران، عراق و منطقه شرقيه عربستان سعودي را در اختيار دارند، بلكه تلاش مي‌كنند تا از طريق حزب‌الله نقش مركزي در حل قضيه فلسطين كه رؤياي چندين ساله تمام اعراب محسوب مي‌شود، ايفا كنند.
در مورد ارزيابي حكومت عربستان از «مقاومت مشروع» و «ماجراجويي‌هاي بي‌حساب» و عملكرد متفاوت و متناقص اين كشور در عراق نيز مي‌توان به اين موضوع اشاره كرد كه عربستان در شرايطي از ««مقاومت مشروع» و تفاوت آن با «ماجراجويي» صحبت مي‌كند كه خود در كشور عراق به حمايت از گروه‌هايي پرداخته است كه به انجام اقدامات جنايتكارانه با هدف از بين بردن ثبات و آرامش عراق متهم هستند. اين گروه‌ها براي دور كردن شيعيان عراق از مراكز تصميم‌گيري از هيچ كاري فروگذار نكرده‌اند. با اين حال، عربستان هيچ‌گاه در محكوم كردن عمليات‌هاي تروريستي عراق و كشته شدن انسان‌هاي بي‌گناه موضعي اتخاذ نكرده است.
در كنار مسائل منطقه‌اي، نقش آمريكا را نمي‌توان در سياست‌ خارجي عربستان سعودي ناديده گرفت؛ هم‌چنان كه رژيم صهيونيستي نيز در اين سياست تأثيرگذار بوده است. موضع عربستان كه حزب‌الله را به انجام اقدامات غير مسئولانه متهم كرد، نشان‌دهنده وجود رژيم‌هاي ضعيفي است كه با برنامه‌ها و سياست‌هاي منطقه‌اي ايالات متحده كاملاً هماهنگ هستند و منافع آنها با مواضع ملت‌‌هايشان هماهنگي ندارد. اين رژيم نگران است كه عملكرد حزب‌الله باعث شود كه ملت‌هاي عربي خود به تصميم‌گيرنده اصلي تبديل شوند و آنها تاج و تخت خود را از دست دهند، ضمن اينكه از درك اين موضوع نيز عاجزند كه آمريكا تنها رژيم‌هايي را مي‌پذيرد كه براي آنها مزدوري بكنند.
با توجه به اينكه عربستان سعودي در گذشته هماهنگ با ايالات متحده آمريكا، اما در پوشش عربي عمل مي‌كرد، برخي تحليلگران تغيير موضع كنوني عربستان در محكوميت علني حزب‌الله را ناشي از تغيير استراتژيكي مي‌دانند كه در سياست اين كشور به‌وجود آمده است تا با برنامه‌هاي ايالات متحده هماهنگ شود. اما دليل اين مواضع هرچه باشد، مطرح كردن چنين سخناني خطرناكي، به اسرائيل اين امكان را داده است تا به جنايت‌هاي خود ادامه دهد و برنامه‌هايش را پيش ببرد.
هرچند اسرائيلي‌ها در مواضع خود سه هدف مشخص را براي جنگ عليه لبنان مشخص و اعلام كرده بودند (آزادي بي‌قيد و شرط سربازان اسرائيلي، خلع سلاح حزب‌الله و خروج آن از جنوب لبنان و استقرار نيروهاي ارتش لبنان در جنوب رودخانه ليتاني)، اين رژيم از حمله خود به لبنان چند هدف استراتژيك ديگر را هم دنبال مي‌كرد كه بخشي از آن با قدرت‌هاي منطقه‌اي مثل عربستان سعودي در ارتباط بود.
اين اهداف استراتژيك را مي‌توان در دو هدف اصلي خلاصه كرد:‌اول، اسرائيل مي‌خواست قواعد بازي در جنگ با حزب‌الله را تغيير دهد، زيرا اين گروه در آنچه به «توافق‌نامه آوريل» معروف شده است، توانست موافقت بين‌المللي را براي موضوع مقاومت به‌دست آورد و در پوشش همين مسئله بر مقاومت خود تا زمان آزادي كامل مناطق اشغالي ادامه دهد. دومين هدف اسرائيل، ورود به منازعه داخلي لبنان در كنار دولت سينوره و قدرت‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي بود كه از طرح گروه 14 مارس (طرفداران سعد حريري و مورد حمايت عربستان) پشتيباني و از اين طريق حزب‌الله را هم تضعيف مي‌كردند.
در واقع، قدرت‌هاي منطقه‌اي و بين‌المللي نتوانسته‌ بودند در پاي ميز مذاكره به اهداف مورد نظر خود برسند و اين وظيفه را در خصوص لبنان و حزب‌الله برعهده اسرائيل گذاشتند تا با توان نظامي خود به آن دست يابند.

*افكار عمومي عربستان در خصوص بحران لبنان

هرچند حكومت‌هايي مانند عربستان، مصر و اردن به عنوان هم‌پيمانان سنتي ايالات متحده آمريكا و با اكثريت جمعيت سني، نگران قدرت گرفتن شيعيان در منطقه هستند و موضع‌گيري‌هاي اخير آنها در خصوص طرح مسائلي مثل «هلال شيعي» گواه اين نگراني‌هاست، اما مردم عادي اعم از شيعه و سني در حمايت از مقاومت لبنان شعار سر دادند و علت آن نيز پايداري و مقاومت حزب‌الله در برابر اسرائيل است. در عربستان سعودي نيز در كنار مواضع رسمي حكومت، مفتي‌ها، مطبوعات، گروه‌ها و مردم مواضع متفاوتي در خصوص بحران لبنان اتخاذ كردند.

*واكنش نهاد ديني (مفتي‌ها) عربستان

نهاد ديني عربستان سعودي به عنوان بخشي از ساختار سياسي قدرت، همواره درخصوص مسائل مختلف مواضعي اتخاذ مي‌كند كه مورد خواست حاكمان و خانواده‌ سلطنتي است. در بحران لبنان نيز فتواهاي ديني با مواضع سياسي هماهنگ بود. در هفته اول جنگ اسرائيل عليه لبنان، دولت عربستان با بيان اين فتواها حزب‌الله را گروهي معرفي مي‌كرد كه مسئوليت كامل تجاوز اسرائيل به لبنان را برعهده دارد.
«عبدالله بن‌جبرين» كه پس از «شيخ عبدالرحمن البراك» دومين مرجع جنبش وهابيت محسوب مي‌شود، با صدور فتوايي ضد حزب‌الله اعلام كرد: «كمك به حزب رافضي و دعا براي پيروزي و موفقيت آن جايز نيست».
او ضمن نصحيت كردن مسلمانان سني از آنها خواست «از حزب‌الله تبري بجويند و از همراهي با آنان خودداري كنند، زيرا دشمني آنان با اسلام و مسلمانان اشكار است.» شايان ذكر است كه بن‌جبرين در كميته صدور فتواي عربستان پست مهمي داشت اما چند سال پيش بازنشسته شد. با اين حال، خبرگزاري رسمي عربستان سعودي (واس) سخنراني‌هاي او را در سطح جهان اسلام منتشر مي‌كند.
صدور چنين فتوايي پس از آن بود كه اختلافات شديدي بين سلفي‌هاي وهابي عربستان در خصوص موضع‌گيري نسبت به عملكرد حزب‌الله پيش آمد و براي اولين‌بار حمايت‌هايي از حزب‌الله صورت گرفت. در واقع، صدور اين فتوا براي جلوگيري از گسترش حمايت‌هاي عمومي سلفي‌ها از حزب‌الله شيعه بود.
تداوم تجاوز اسرائيل به لبنان و اعتراضات گسترده مردمي در كشورهاي مختلف باعث شد تا مواضع علماي سعودي نيز با تغييراتي مواجه شود، به‌گونه‌اي كه پس از گذشت سيزده روز از جمله اسرائيل به لبنان، دكتر حسن العواجي از مفتي هاي مشهور سعودي، سكوت خود را شكست و ضمن تأييد حزب‌الله و مقاومت قهرمانانه آن، خواستار كمك به آن از راه‌هاي قانوني شد.
او اعلام كرد: «چر چند اين نبرد تنها به طرفين درگيري محدود نمي‌شود و كشورهاي ديگري هم در آن نقش دارند، بي‌طرف بودن در قبال اين بحران پذيرفته نيست و هيچ توجيهي براي آن وجود ندارد، زير طرفين هيچ برابري با هم ندارند.» العواجي در مورد موضع رسمي عربستان سعودي كه حزب‌الله را متهم كرده بود، گفت: «من نمي‌خواهم به آنچه كه يك مقام مسئول در اين خصوص گفته و مورد سواستفاده رسانه‌ها قرار گرفته است، توجه كنيم. هركسي مسئول حرف‌هايي است كه بيان مي‌كند و همين‌طور كارهايي كه انجام مي‌دهد. ما مي‌خواهيم از آينده صحبت‌ كنيم.»
عده ديگري از علما و شخصيت‌هاي ديني سعودي نيز در حمايت از حزب‌الله و مقاومت آن موضع‌گيري كردند، از جمله شيخ محمدبن يحيي النجيمي، استاد فقه تطبيقي در مركز عالي قضاوت در رياض، شيخ موسي القرني، رئيس سابق گروه اصول فقه دانشگاه اسلامي، و شيخ سليمان العوده، ناظر كل مؤسسه «الاسلام اليوم» كه خواستار وحدت مسلمانان در برابر اسرائيل شد.
اين دوگانگي در مواضع علماي سعودي نشان‌دهنده فاصله و اختلافي است كه بين حكومت و افكار عمومي وجود دارد.

*واكنش مطبوعات سعودي

هرچند در جريان حمله اسرائيل به لبنان روزنامه‌هايي مثل الحيات و الشرق الاوسط و شبكه ماهواره‌اي «العربيه» كه مستقيماً با سرمايه دولت عربستان سعودي اداره مي‌شود به شدت از مواضع اين دولت حمايت كردند، اما مطبوعات داخلي عربستان مواضع متفاوتي از خود نشان دادند.
روزنامه الوطن كه در آغاز، عمليات حزب‌الله را امري بديهي مي‌دانست، نوشت: «اسارت سربازان در عمليات‌ها و درگيري‌هاي نظامي امري طبيعي است و دليلي براي شروع جنگ‌هاي فراگير محسوب نمي‌شود، بلكه براي سازش‌هاي سياسي‌‌، رهبران و سياست‌مداران كليد مذاكره را در اختيار دارند.»
اين روزنامه در مراحل و روزهاي بعدي بحران تلاش كرد با تغيير در سرمقاله‌هاي خود ذهن خوانندگان را متوجه مسائلي كند كه تأكيد آن بر اهداف و انگيزه‌هاي حزب‌الله از شروع درگيري بود: «آيا سخنان نخست‌وزير لبنان مبني بر اينكه دولت قبلاً از سوي حزب‌الله در مورد عمليات آن مطلع نشده، بدين معني است كه طرف‌ها و كشورهاي ديگري در اين خصوص دخالت داشته‌اند؟»
روزنامه الجزيره نيز تقريباً همان‌راه روزنامه الوطن را دنبال كرد. اين روزنامه در آغاز به طرفداري از عمليات حزب‌الله پرداخت و آن را «زباني قابل فهم براي اسرائيل» توصيف كرد. به اعتقاد اين روزنامه، وارد كردن ضربات دردناك به اسرائيل اين اميدواري را به‌وجود مي‌آورد كه اين رژيم در مسير صحيحي قرار گيرد. اما سرمقاله هاي بعدي اين روزنامه در راستاي تحليل موضع رسمي عربستان سعودي در قبال حوادث لبنان تغيير كرد و موضوع اين‌گونه ارائه شد كه حوادث فلسطين و لبنان نتيجه اقدامات غيرمسئولانه‌اي است كه براي هداف يك گروه خاص اتخاذ شده و در اجراي آن هيچ هماهنگي با طرف‌ها و گروه‌هاي ديگر لبنان صورت نگرفته است.
روزنامه‌هاي عكاظ و الرياض نيز كه موضع بي‌طرفانه و در برخي مواقع، انتقادآميزي در قبال حزب‌الله اتخاذ كرده بودند در سرمقاله‌هاي خود بر اهميت فعاليت مشترك تأكيد مي‌كردند و اينكه نبايد تصميم‌ خودسرانه‌اي اتخاذ شود كه بهاي آن را ملت‌ها بپردازند.
در مقالات و تحليل‌ها نيز اكثر نويسندگان سعودي بر رابطه حزب‌الله با ايران و سوريه تأكيد مي‌كنند. «عبدالله بن‌بجاد» در روزنامه الرياض به موضوع زمان انجام عمليات حزب‌الله لبنان اشاره و تأكيد كرد فشارهاي بين‌المللي كه به علت برنامه هسته‌اي ايران به اين كشور وارد مي‌شود باعث شده است كه ايران براي نشان دادن قدرت‌ و توانايي‌هاي خود، حزب‌الله را به انجام چنين عملي وادار كند.
«قينان الغامدي» از نويسندگان روزنامه الوطن نيز در مقاله‌اي با اشاره به اينكه حزب‌الله بازوي سياسي و نظامي سوريه و ايران در لبنان است، سخنان رئيس جمهور ايران در مورد سوريه را كه «چنانچه به سوريه حمله‌اي شود، ايران مقابله خواهد كرد» يك بازي سياسي مي‌داند كه با هدف كشاندن سوريه به ماجراي لبنان بيان شده است تا از اين طريق، ايران در رويارويي هسته‌اي خود با غرب بهره سياسي بيشتري برد. اين نويسنده موضع عربستان سعودي در قبال بحران لبنان را توجه اين كشور به خطراتي كه منطقه را دربرگرفته است و نيز تلاشي همه‌جانبه براي گشودن فضايي جديد در فعاليت‌هاي سياسي مشترك اعراب مي‌داند.
به نظر مي‌رسد كه روزنامه‌هاي عربستان در آغاز جنگ اسرائيل عليه حزب‌الله، تحت‌ تأثير پيشينه موضع‌گيري‌هاي رسمي دولت اين كشور در محكوم كردن اقدامات صهيونيست‌ها، از اقدام حزب‌الله استقبال كردند. اما پس از آنكه مشخص شد مقامات سعودي موضعي متفاوت با گذشته اتخاذ كرده‌اند و از سوي ديگر، با توجه به اينكه مطبوعات سعودي دولتي بوده و تريبون مقامات به حساب مي‌آيند، موضع‌گيري اوليه آنان تغيير كرد و به انتقاد از حزب‌الله تبديل شد. اين تغيير همان اهداف موردنظر مقامات رسمي را دنبال مي‌كرد.

*واكنش افكار عمومي عربستان

در كنار مواضعي كه نهاد ديني و رسانه‌هاي عربستان اتخاذ كردند و عمدتاً نيز در راستاي مواضع رسمي سعودي‌ها بود، افكار عمومي اين كشور وضعيت متفاوتي داشت. بسياري از مردم عربستان از واكنش دولت خود در قبال بحران لبنان استقبال نكردند، زيرا از نظر آنها حزب‌الله لبنان و گروه‌هاي فلسطيني مبارزه مي‌كنند تا اسرائيل و ايالات متحده را از تحميل سازشي غيرمنصفانه برخود بازدارند.
بنابراين، نمي‌توان استقبال و پذيرش موضع رسمي حكومت از سوي مطبوعات و رسانه‌هاي عربستان را موضع افكار عمومي اين كشور معرفي كرد؛ زيرا روزنامه‌هاي داخلي اين كشور در واقع روزنامه‌هايي دولتي هستند كه مسئولان آن از سوي حكومت تعيين مي‌شوند و زير نظر وزارت فرهنگ و تبليغات عربستان فعاليت مي‌كنند.
با آنكه بخش عمده‌اي از گروه‌هاي سلفي و ليبرال عربستان در تأييد موضع اعلام شده حكومت به انتقاد از حزب‌الله پرداختند، افكار عمومي اين كشور با طولاني شدن درگيري همراهي و همبستگي بيشتر از خود در قبال پايداري مقاومت نشان دادند. هرچند نخبگان اين كشور و به‌طور خاص ليبرال‌ها تلاش كردند سؤالاتي را در خصوص «نقش منطقه‌اي ايران»، «قدرت گرفتن شيعيان در منطقه»، «آينده قدرت در ايران» و «صداقت اهداف و نيات حزب‌الله» مطرح كنند، مشخص است كه دغدغه‌ اصلي اين نبخگان مسائل فرقه‌اي بوده كه نسبت به شيعيان منطقه با عناوين مختلفي مثل «هلال شيعي» و «وابستگي شيعيان كشورهاي مختلف به ايران» مطرح مي‌شود.
در كنار نارضايتي عامه مردم عربستان سعودي از عملكرد دولت در مورد بحران لبنان، شيعيان اين كشور در شهرهاي مختلف مثل القطيف و الدمام در محكوميت جنگي كه اسرائيل عليه لبنان آغاز كرده بود تظاهرات كردند. اين تظاهرات در شهر القطيف دو بار برگزار شد، اما در مرتبه سوم پليس با ايجاد محدوديت‌هاي گسترده مانع از برگزاري آن شد. گفتني است رسانه‌ها و مطبوعات عربستان اين تظاهرات را پوشش خبري ندادند.
نارضايتي مردم و افكار عمومي از عملكرد دولت تنها در بخش‌هاي شيعه‌نشين عربستان كه عمدتاً در مناطق شرقي كشور قرار دارد، به اعتراض‌هاي مردمي تبديل و با برخورد شديد پليس مواجه شد. موفقيت حزب‌الله در جنگي كه رژيم صهيونيستي برآن تحميل كرده بود، با استقبال مردمي در شهر الجاروميه در استان القطيف عربستان مواجه شد. مردم اين شهر كه پس از سخنراني سيدحسن نصرالله به سمت ميدان مركزي آن سرازير شده و به خوشحالي پرداخته بودند، پس از مدتي با پليس درگير شدند كه شليك گسترده تيرهاي هوايي از سوي پليس براي متفرق كردن جمعيت را به دنبال داشت.
طرح سخناني در خصوص آينده قدرت ايران در منطقه خاورميانه و بيان نظريه‌هايي مثل هلال شيعي از سوي سران كشورهاي مصر، اردن و عربستان را تنها مي‌توان در قالب نگراني‌هاي برخي رژيم‌هاي عرب از آينده خود توجيه كرد كه با طرح اين موضوعات قصد دارند افكار عمومي را متوجه مسائلي كنند كه آينده‌ آنان را تضمين كند. ضمن اينكه پيروزي يك گروه شيعه مورد حمايت ايران هم تأثيرات منفي بر اين رژيم‌ها مي‌گذارد كه در كشورهاي خود نيز جايگاه مردمي قابل توجهي ندارد.

*نتيجه‌گيري

موضع‌گيري بي‌سابقه عربستان سعودي در قبال جنگ اسرائيل عليه لبنان تا حد زيادي متأثر از شرايط منطقه خاورميانه‌ است، به‌گونه‌اي كه پس از سقطو صدام حسين و تشكيل دولت جديد عراق كه اكثريت آن را شيعيان در اختيار دارند، دغدغه‌هاي اين كشور نسبت به حضور شيعيان در منطقه بيشتر شده است. اين امر در داخل هم تأثير خواهد داشت. ضمن اينكه عربستان قدرت گرفتن شيعيان عراق را عاملي براي تقويت حضور ايران در اين كشور مي‌داند. از سوي ديگر، تحولات فلسطين و به قدرت رسيدن حماس به عنوان گروهي كه اسرائيل را به رسميت نمي‌شناسد، را نيز نبايد ناديده گرفت، زيرا پيروزي حزب‌الله، پافشاري حماس بر مواضع خودش را به دنبال دارد. اما به هر حال، موضع‌گيري عربستان در آينده با برخي تحولات و پيامدها مواجه خواهد شد.
در عرصه داخلي با توجه به اختلافاتي كه اين موضع‌گيري در خانواده سلطنتي اجياغد كرد، اين احتمال وجود دارد كه در منطقه حساس و ملتهبي مثل خاورميانه، تحولات آتي در روند تصميم‌گيري‌هاي اين كشور تأثير بگذارد. از سوي ديگر، دامن زدن مقامات سعودي به مسائل فرقه‌اي و عملكرد نامناسب در قبال موضوع عراق و بحران لبنان و هم‌چنين محدوديت‌هايي كه براي شيعيان داخل به‌وجود آوردند، اين احتمال را تقويت مي‌كند كه روابط حكومت با اين گروه مذهبي تيره‌تر شود. اين مسئله خود مي‌تواند تقويت تروريست‌هاي سلفي مخالف حكومت و برخوردها و درگيري‌هاي شديدتر با آنها را در پي داشته‌ باشد.
در عرصه منطقه‌اي و بين‌المللي نيز موضع‌گيري عربستان و مصر كه از كشورهاي تأثيرگذار جهان عرب و اسلام هستند، پيامدهايي را به دنبال خواهد داشت. موضع‌ عربستان نزد افكار عمومي جهان اسلام تأثيري منفي برجاي گذاشت و باعث شد تا موقعيت اين كشور تضعيف شود. در حالي كه سعودي‌ها با استفاده از توان مالي بالاي خود و نيز جايگاه ديني كه كشورشان دارد، براي تقويت آن تلاش بسياري انجام مي‌دهند.
از سوي ديگر، عدم موضع‌گيري هماهنگ كشورهاي عربي در قبال اين بحران كه به علت بي‌تفاوتي سه كشور عربستان، مصر و اردن نسبت به اقدامات رژيم صهيونيستي در نوع خود بي‌سابقه بود، بدون شك در موضع‌گيري‌هاي آتي كشورهاي عرب تأثيري منفي بر جاي مي‌گذارد و باعث مي‌شود تا در خصوص قضيه فلسطين هم بيش از پيش ضعيف عمل كنند و امتيازهاي بيشتري به رژيم صهيونيستي بدهند.
عملكرد نامناسب «اتحاديه عرب» نيز تأثيري نامطلوب برهويت اين اتحاد برجاي گذاشت. اين اتحاديه با تأخير نسبت به بحران واكنش نشان داد و پس از آن، با اختلافات داخلي بسياري دست به گريبان شد. از اين‌رو، با‌ آينده‌اي مبهم روبه‌رو است.
اين نكته را هم بايد در نظر داشت كه بحران اخير و ناكامي رژيم صهيونيستي بدون شك باعث خواهد شد تا ايالات متحده در سياست‌هاي خود نسبت به تحولات آتي منطقه تجديدنظر كند و تغييراتي در آن انجام دهد؛ امري كه حداقل طرح خاورميانه جديد را براي مدتي به تأخير خواهد انداخت.

محمدرضا بلوردي
*منبع:فصلنامه مطالعات منطقه اي جهان اسلام
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین