ويژگيهاي اخلاقي شخصيتي - استواري و صلابت روحي
شهيد بروجردي با اينكه بسيار ملايم و نرم بود اما در مقابل گروهكهاي منحرف وعناصر خود فروخته و وابسته با شدت عمل و برمنباي ” اشداء علي الكفار ” برخورد مي كرد.
عشق و علاقه وصف ناشدني آن شهيد به مردم كردستان ، تا حدي بود كه در سخت ترين شرايط ، به مشكلات مردم اين خطه مي انديشيد و چون خود فردي زجر كشيده بود ، با احساس عميق ديني همواره به محرومان فكر ميكرد .
او يك دوست و ياور به تمام معنا براي مردم مستضعف و محروم كردستان بود . اين علاقه نه تنها در رفتار ظاهري او نمايان بود ، بلكه در عمق وجودش ريشه دوانده بود .
هيچگاه در چهره او ترديد و ابهام وجود نداشت . داراي روحيه اي قوي و بزرگ بود و در شجاعت بي نظير ترين فرد در كردستان بود .
تقوي ، خلوص و اعتقادش به توحيد ، در او ايجاد آرامش مي كرد و تحمل و صبر و استقامتي كه در او بود، نشان مي داد كه چگونه مجاهدي است .
همواره يك ارتباط معنوي با بچه ها داشت .نفوذش بر قلبها به گونه اي بود كه حتي در رابطه با مردم كردستان نيز مصداق داشت . مردم كردستان با علاقه عجيبي او را دوست داشتند اين برخورد گرم و صميمي با مردم آن منطقه بود كه به او لقب مسيح كردستان داده بودند .
همواره تبسم بر لبانش بود . در حالي كه شكيبا بود ، خروشان هم بود او يك لحظه از تداوم عمليات غافل نبود ، با تلاش همه جانبه و شبانه روزي ديگران را براي خدمت هرچه بيشتر ترغيب مي كرد . محمد تمام وجود خود را وقف انقلاب كرده بود . كسي نمي توانست زماني را بيايد كه ايشان در حال استراحت باشد و يا وقفه اي دركارش ايجاد شود .(فرماندهان شهيد ، ص7)
عشق و علاقه وصف ناشدني آن شهيد به مردم كردستان ، تا حدي بود كه در سخت ترين شرايط ، به مشكلات مردم اين خطه مي انديشيد و چون خود فردي زجر كشيده بود ، با احساس عميق ديني همواره به محرومان فكر ميكرد .
او يك دوست و ياور به تمام معنا براي مردم مستضعف و محروم كردستان بود . اين علاقه نه تنها در رفتار ظاهري او نمايان بود ، بلكه در عمق وجودش ريشه دوانده بود .
هيچگاه در چهره او ترديد و ابهام وجود نداشت . داراي روحيه اي قوي و بزرگ بود و در شجاعت بي نظير ترين فرد در كردستان بود .
تقوي ، خلوص و اعتقادش به توحيد ، در او ايجاد آرامش مي كرد و تحمل و صبر و استقامتي كه در او بود، نشان مي داد كه چگونه مجاهدي است .
همواره يك ارتباط معنوي با بچه ها داشت .نفوذش بر قلبها به گونه اي بود كه حتي در رابطه با مردم كردستان نيز مصداق داشت . مردم كردستان با علاقه عجيبي او را دوست داشتند اين برخورد گرم و صميمي با مردم آن منطقه بود كه به او لقب مسيح كردستان داده بودند .
همواره تبسم بر لبانش بود . در حالي كه شكيبا بود ، خروشان هم بود او يك لحظه از تداوم عمليات غافل نبود ، با تلاش همه جانبه و شبانه روزي ديگران را براي خدمت هرچه بيشتر ترغيب مي كرد . محمد تمام وجود خود را وقف انقلاب كرده بود . كسي نمي توانست زماني را بيايد كه ايشان در حال استراحت باشد و يا وقفه اي دركارش ايجاد شود .(فرماندهان شهيد ، ص7)
لینک کپی شد
نظر شما
