خاطرات - ايجاد انگيزه
شوهر خاله اي دارم که در شهر ري ساکن است . او يک وانت بار داشت . حميد با وانت بار او تمام تعطيلاتش بچه ها را به خرج خودش مي برد اردو. مي برد منظريه و جاهاي تفريحي و پس از پذيرايي ، آنها را براي تعليم قرآن و احکام آماده مي کرد .مي گفت بايد اول برايشان انگيزه درست کرد و بعد رويشان کار فکري کرد . او واقعاً در اين زمينه الگو و نمونه بود . از پول خودش کتابخانه درست مي کرد و به هر دري مي زد که کتاب رايگان در اختيار بچه ها بگذارد .در حرم حضرت عبدالعظيم همين کار را با وسعت زيادي انجام داد .
خواهر شهيد
خواهر شهيد
لینک کپی شد
نظر شما
