خاطرات - معراج
حميد حالات خاصي داشت و در جذبه اي خدايي گاهي از جسم مي بريد و همه تن او روح مي شد . پس از پيروزي انقلاب يک روز به من گفت : «ديشب لذتي بردم که اين چند وقت نصيبم نشده بود .»من که هيچ گاه او را در لذت هاي مادي غرق نديده بودم ، با تعجب پرسيدم : چه لذتي؟ گفت :«روحم به پرواز در آمد و طبقات مختلف آسمان را طي کردم تا اينکه نور بهشت را ديدم، چيزي شبيه لايه ابر بسيار سفيد و خيلي شفاف بر روي ماه».
مقدس زاده
مقدس زاده
لینک کپی شد
نظر شما
