کرکوک در آتش - اولين حمله به پايگاه هوايي کرکوک
دو روز از شروع جنگ تحميلي مي گذشت. در اين مدت تيز پروزان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بارها مواضع دشمن را به سختي بمباران کرده بودند. عراق که تصور مي کرد با بمباران روز اول جنگ، قدرت نيروي هوايي ايران را به ميزان 70درصد کاهش داده است، با موجي مواجه شده بود که قابل مهار نبود. بجز حمله 140 فروندي روز اول، ده ها سورتي پرواز موفق ديگر توسط نيروي هوايي به عمق خاک عراق انجام شده بود و ضربات سختي بر پيکره رژيم بعثي عراق وارد مي شد.
هدف نيروي هوايي در اين زمان از کار انداختن نيروي هوايي عراق بود. نيروي هوايي براي رسيدن به اين هدف، طرح هاي متعددي را براي حمله به پايگاه هاي هوايي عراق طراحي کرده بود تا بدين وسيله بتواند قدرت تهاجمي عراق را کم کند. البته بعضي از اين پايگاه ها توسط پدافند قدرتمندي محافظت مي شدند که رسيدن به آن کار سختي بود.
يکي از پايگاه هاي مهم عراق، پايگاه هوايي کرکوک بود. اين پايگاه به عنوان يکي از مهم ترين مراکز نظامي عراق علاوه بر نقشي که در حمله به خاک کشورمان داشت، ماموريت محافظت از پالايشگاه کرکوک و تاسيسات برق و گاز اين شهر را نيز برعهده داشت.
هدف نيروي هوايي در اين زمان از کار انداختن نيروي هوايي عراق بود. نيروي هوايي براي رسيدن به اين هدف، طرح هاي متعددي را براي حمله به پايگاه هاي هوايي عراق طراحي کرده بود تا بدين وسيله بتواند قدرت تهاجمي عراق را کم کند. البته بعضي از اين پايگاه ها توسط پدافند قدرتمندي محافظت مي شدند که رسيدن به آن کار سختي بود.
يکي از پايگاه هاي مهم عراق، پايگاه هوايي کرکوک بود. اين پايگاه به عنوان يکي از مهم ترين مراکز نظامي عراق علاوه بر نقشي که در حمله به خاک کشورمان داشت، ماموريت محافظت از پالايشگاه کرکوک و تاسيسات برق و گاز اين شهر را نيز برعهده داشت.

طراحي عمليات
نيروي هوايي تصميم گرفت اين پايگاه را مورد حمله قرار دهد. کار بر روي نقشه ها آغاز شده بود. پايگاه هوايي کرکوک توسط سايت هاي موشکي سام 2 و سام 6 به شدت محافظت مي شد. علاوه بر آن، توپ هاي ضدهوايي 23 و 35 ميلي متري مستقر در اطراف اين پايگاه کار را براي رسيدن به هدف سخت تر مي کرد.
براي رسيدن به اين هدف، بايد نزديک ترين پايگاه هوايي در ايران مامور زدن کرکوک مي شد که تصميم گرفته شد اين مهم توسط پايگاه هوايي تبريز انجام شود.
قرار شد هواپيما بعد از پرواز ارتفاع را تا 15000 پا بالا برده و با نزديک شدن به مرز، ارتفاع را کم کرده و از لابه لاي دره ها و ارتفاعات عراق، راه کرکوک را در پيش بگيرند و پس از بمباران هدف، از همين مسير بازگردند. همچنين قرار شد اين عمليات توسط يک فرميشن چهار فروند اف 5 صورت پذيرد. هر اف 5 نيز مجهز به 4 تير بمب 2000 پوندي گردد. زمان اين عمليات نيز صبح زود تعيين شد.
نيروي هوايي تصميم گرفت اين پايگاه را مورد حمله قرار دهد. کار بر روي نقشه ها آغاز شده بود. پايگاه هوايي کرکوک توسط سايت هاي موشکي سام 2 و سام 6 به شدت محافظت مي شد. علاوه بر آن، توپ هاي ضدهوايي 23 و 35 ميلي متري مستقر در اطراف اين پايگاه کار را براي رسيدن به هدف سخت تر مي کرد.
براي رسيدن به اين هدف، بايد نزديک ترين پايگاه هوايي در ايران مامور زدن کرکوک مي شد که تصميم گرفته شد اين مهم توسط پايگاه هوايي تبريز انجام شود.
قرار شد هواپيما بعد از پرواز ارتفاع را تا 15000 پا بالا برده و با نزديک شدن به مرز، ارتفاع را کم کرده و از لابه لاي دره ها و ارتفاعات عراق، راه کرکوک را در پيش بگيرند و پس از بمباران هدف، از همين مسير بازگردند. همچنين قرار شد اين عمليات توسط يک فرميشن چهار فروند اف 5 صورت پذيرد. هر اف 5 نيز مجهز به 4 تير بمب 2000 پوندي گردد. زمان اين عمليات نيز صبح زود تعيين شد.

خلبانان براي پرواز آماده شدند
صبح زود در اتاق بريفينگ پايگاه دوم شکاري تبريز، ليدر دسته پروازي مشغول شرح عمليات و مختصات پروازي براي ديگر خلبانان پرواز بود. اهداف مشخص شد و همه خلبانان درباره نحوه عملکرد و نقاط نشانه توجيه شدند. پس از آماده شدن نقشه نهايي، خلبانان براي دريافت لوازم پروازي راهي اتاق تجهيزات شده و سپس به سمت هواپيما ها حرکت کردند.
اين نخستين حمله نيروي هوايي به کرکوک بود و بدرستي هيچ کس نمي دانست که در کرکوک چه چيزي در انتظار خلبانان ماست. آيا پدافند کرکوک مجهزتر از آني بود که در نقشه مشخص شده بود؟ آيا کرکوک توسط گشتي هاي دشمن محافظت مي شد؟ و هزاران سوال بي جواب ديگر که در ذهن خلبانان مي گذشت.
خلبان همگي سوار هواپيماها شده و چک هاي ضروري را انجام دادند. تماس راديوئي برقرار شد. ليدر دسته پروازي پس از چک نهائي منتظر اعلان آمادگي خلبانان همراه شد. تمام دستگاه ها و فرامين هواپيما خوب کار مي کردند. خلبانان دکمه ها را يک بار ديگر بررسي کرده و در موقعيت مناسب قرار دادند. بدين شکل که کليد بمب ها را در حالت خاموش گذاشتند (در اين حالت اگر اشتباها دست با دگمه بمب برخورد کند، اثري ندارد و بمب رها نمي شود) دستگاه نشانه گيري با هواپيما را روشن کردند. نشان دهنده موتور خوب، سرعت نما صفر، فشار هيدروليک نرمال و فرامين نرم و قابل حرکت در تمام جهات. همه آماده حرکت بودند.
شرح عمليات
ليدر دسته پروازي قبل از حرکت دستور چک را صادر کرد و خلبانان به ترتيب دو، سه و چهار جواب دادند. پيدا بود ارتباط هم ايرادي ندارد. آن گاه ليدر جهت پرواز با برج تماس گرفت و درخواست تاکسي و بلند شدن از روي باند را کرد.
برج نيز با اعلام سرعت باد و جهت آن اجازه پرواز را صادر نمود. اف 5 ها به ابتداي باند رسيده و با رساندن قدرت موتور به حداکثر بر روي باند حرکت کردند و ثانيه هايي بعد در دل آسمان جاي گرفتند. پرنده ها بلافاصله بعد از بلند شدن به سمت چپ گردش کردند لحظاتي بعد جنگنده ها بدين شکل به پرواز ادامه دادند که ليدر دسته جلوتر از بقيه شماره 2 روي بال چپ شماره 3 روي بال راست و شماره 4 روي بال راست شماره 3. اين فرميشني بود که بايد تا رسيدن به هدف حفظ مي شد.
در حدود 50 مايلي هدف ليدر دسته با رمزهايي که ديگر افراد گروه از آن اطلاع نداشتند با رادار تماس گرفت و موقعيت خود را به رادار اعلام کرد و سپس موقعيت بقيه خلبانان را نيز بررسي کرد. هوا به قدري صاف بود که از همين فاصله کوه هاي مرزي نيز مشخص بود.
هواپيماها همگي در ارتفاع 15 هزار پائي بود که دسته پروازي به مرز که نزديک شد. در اين لحظه به علامت ليدر دسته جنگنده ها ارتفاع را به حداقل رسانده و همگي دکمه هاي هواپيماي شان را در موقعيت بمباران قرار دادند.
مسير پروازي در خاک دشمن پوشيده از کوه هاي بلند و جنگل هاي انبوه بود. خلبانان مجبور بودند از لابه لاي دره ها و ارتفاعات پرواز کنند. همچنين بايد از ديد رادارهاي دشمن نيز محفوظ مي ماندند. ديد رضايت بخش و قابل محاسبه نبود. امکان درگيري با هواپيماهاي دشمن زياد بود هر چه دسته به کرکوک نزديک تر مي شد ليدر دسته با حساسيت بيشتر تمام جهات را، چپ و راست، عقب و جلو را تا جائي که در ديد بود مراقبت مي کرد. از هواپيماهاي دشمن خبري نبود، به دليل اين که اولين حمله به کرکوک صورت مي گرفت، کليه خلبانان هيجان خاصي داشتند و نمي دانستند چه چيزي در انتظار آنهاست. هواپيماها هر لحظه به هدف نزديک تر مي شدند. طبق نقشه پروازي جنگنده ها بايد از سمت غرب به پايگاه هوايي کرکوک حمله مي کردند زير چون اين قسمت به طرف خاک عراق بود نسبت به سمت شرق از حجم پدافند کم تري برخوردار بود.
آغاز حمله سهمگين به پايگاه کرکوک
با فرمان ليدر شکل فرميشن پروازي تغيير کرد و تمامي جنگنده ها به ترتيب در سمت چپ ليدر قرار گرفتند. با علامت ليدر دسته کليه خلبانان موتورها را در موقعيت 100 درصد قرار دادند و سرعت هواپيما را به حداکثر رسانند. اين کار به سرعت انجام يافت و آرايش مورد نظر براي حمله سريعا شکل گرفت.
در يک دقيقه اي هدف فرمانده دسته پروازي دستور پاپ داد. همگي خلبانان موقعيت مورد نظر را گرفته و منتظر حرکت ليدر دسته بودند.
فرمانده دسته پرواز در يک آن اوج گرفته و در ارتفاعي قرار گرفت که مي توانست بمب هاي خود را رها کند، باند پروازي دشمن درست در زير هواپيما بود، فرمانده دسته پروازي که گويا منتظر چنين چيزي بود بي وقفه به طرف باند شيرجه رفت. ضدهوائي هاي دشمن از هر طرف شروع به شليک کردند و منظره اي شبيه مناظر آتش بازي را توليد کردند. ليدر دسته در وسط شعله ها بود ولي اين غيور مردان ترسي از ضد هوايي نداشتند و تنها به هدف مي انديشيدند و فرمانده دسته در ذهن خود به اين مي انديشيد که از فاصله مطلوب بمب ها را رها سازد. سرانجام به ارتفاع معين رسيده و بمب ها را روي هدف فرو ريخت. بقيه خلبانان هم که منتظر ليدر بودند بدون وقفه بر روي هدف ها شيرجه رفته و بمب هاي خود را که آتش خشم ملت ايران بود بروي باند پروازي، سوله ها و تجهيزات پايگاه فرو ريختند. تمام اين کارها بيش از يک دقيقه به طول نينجاميد. يک دقيقه در ميان آتش گلوله هاي بي امان دشمن!
يکي از هواپيماها جواب نمي داد
پس از رها کردن بمب ها، هواپيماها سبک شده بود و به راحتي قابل مانور بود. آتشبارهاي دشمن بي امان شليک مي کردند. سالم گريختن از ميان آن همه گلوله هدف بعدي خلبانان بود.
چند موشک سام به طرف جنگنده ها رها شده بود اين بار جنگنده ها با چند گردش تند موفق به فرار از دست موشک هاي زمين به زمين شدند. زمان کوتاهي گذشت خلبانان اينک از هدفي که ويران ساخته بودند دور شدند. اينک 30 دقيقه از پرواز جنگنده ها مي گذشت.
ليدر دسته موقعيت ديگر خلبانان را جويا شد و در راديو، دو، سه، چهار را صدا زد و خواست که موقعيت شان را گزارش کنند. دو و چهار پاسخ دادند و از سه صدائي نيامد. اضطراب سراسر وجود فرمانده دسته پروازي را فرا گرفته بود.
هواپيماها 30 مايل از هدف دور شدند. فرمانده دسته جرات نداشت تا دوباره شماره 3 را صدا بزند براستي اگر او جواب نمي داد؟ بار اول را مي شد احتمال داد که نشنيده است اما اگر بار دوم جواب نمي آمد چه؟ عاقبت فرمانده تصميم گرفت دوباره گروه را چک کند. جواب دو آمد و بعد از يک مکث کوتاه جواب چهار. باز هم از سه خبري نبود. ممکن است هدف دشمن واقع شده باشد؟ هواپيماها هنوز در خاک دشمن بودم و رو به مرز کشورمان. ليدر هيچ کدام از نفرات را نمي ديد. دو بار صداي 2 و 4 را شنيده بود. ممکن بود شماره 3 را از دست رفته باشد؟ آيا مي شد به زنده بودنش اميد ببندم؟ ليدر دسته براي بار سوم و چهارم هم شماره 3 را صدا زد ولي بازهم صدايي نيامد به جاي نفر سوم همواره يک سکوت کوتاه شنيده مي شد. هنوز افراد دسته همديگر را نمي ديدند و هنوز در خاک دشمن بودند و هنوز نگران حمله هواپيماهاي دشمن.
ورود با حريم هوايي کشور و جواب شماره 3
لحظاتي بعد جنگنده ها به مرز کشور که رسيدند. ليدر دسته با رسيدن به کشورمان ابتدا ارتفاع را زياد کرد و سپس با عوض کردن موج، با رادار تماس گرفت. رادار بلافاصله همه دسته را صدا زد و درخواست اعلام موقعيت کرد که ابتدا ليدر و سپس شماره دو و بعد از او شماه 3 جواب داد. ليدر دسته با شنيدن صداي شماره 3 آن قدر خوشحال شده بود که منتظر شنيدن پاسخ شماره 4 نماند و گفت:
- شماره سه، تو که ما رو کشتي؟ چرا جواب نمي دادي؟
ليدر از زنده ماندن شماره 3 آن قدر خوشحال بودم که اجازه پاسخ شماره 4 را هم نداد. جنگنده ها کم کم نزديک فرودگاه شدند. ارتفاع را تقليل داده و با گرفتن اطلاعات ضروري از باند براي فرود موقعيت گرفتند و پس از کسب اجازه، آماده نشستن شدند. چرخ هاي جنگنده ها يکي پس از ديگري باند را لمس مي کرد. خلبانان با سرفرازي از انجام يک ماموريت موفق از پرنده هاي آهنين بال خود پياده شدند.
پرسنل پروازي به استقبال آنها آمده بودند و در چشم برهم زدني، خلبانان بر روي دست هاي آنها به طرف پست فرماندهي در حرکت بودند. خلبانان فرم هاي پروازي را پر کرده و به محل فرماندهي رفتند. در پست فرماندهي هر چه بود صفا بود و شادي و آغوش گرم همکاران. چه فرمانده و چه ديگر خلبانان.
صبح زود در اتاق بريفينگ پايگاه دوم شکاري تبريز، ليدر دسته پروازي مشغول شرح عمليات و مختصات پروازي براي ديگر خلبانان پرواز بود. اهداف مشخص شد و همه خلبانان درباره نحوه عملکرد و نقاط نشانه توجيه شدند. پس از آماده شدن نقشه نهايي، خلبانان براي دريافت لوازم پروازي راهي اتاق تجهيزات شده و سپس به سمت هواپيما ها حرکت کردند.
اين نخستين حمله نيروي هوايي به کرکوک بود و بدرستي هيچ کس نمي دانست که در کرکوک چه چيزي در انتظار خلبانان ماست. آيا پدافند کرکوک مجهزتر از آني بود که در نقشه مشخص شده بود؟ آيا کرکوک توسط گشتي هاي دشمن محافظت مي شد؟ و هزاران سوال بي جواب ديگر که در ذهن خلبانان مي گذشت.
خلبان همگي سوار هواپيماها شده و چک هاي ضروري را انجام دادند. تماس راديوئي برقرار شد. ليدر دسته پروازي پس از چک نهائي منتظر اعلان آمادگي خلبانان همراه شد. تمام دستگاه ها و فرامين هواپيما خوب کار مي کردند. خلبانان دکمه ها را يک بار ديگر بررسي کرده و در موقعيت مناسب قرار دادند. بدين شکل که کليد بمب ها را در حالت خاموش گذاشتند (در اين حالت اگر اشتباها دست با دگمه بمب برخورد کند، اثري ندارد و بمب رها نمي شود) دستگاه نشانه گيري با هواپيما را روشن کردند. نشان دهنده موتور خوب، سرعت نما صفر، فشار هيدروليک نرمال و فرامين نرم و قابل حرکت در تمام جهات. همه آماده حرکت بودند.
شرح عمليات
ليدر دسته پروازي قبل از حرکت دستور چک را صادر کرد و خلبانان به ترتيب دو، سه و چهار جواب دادند. پيدا بود ارتباط هم ايرادي ندارد. آن گاه ليدر جهت پرواز با برج تماس گرفت و درخواست تاکسي و بلند شدن از روي باند را کرد.
برج نيز با اعلام سرعت باد و جهت آن اجازه پرواز را صادر نمود. اف 5 ها به ابتداي باند رسيده و با رساندن قدرت موتور به حداکثر بر روي باند حرکت کردند و ثانيه هايي بعد در دل آسمان جاي گرفتند. پرنده ها بلافاصله بعد از بلند شدن به سمت چپ گردش کردند لحظاتي بعد جنگنده ها بدين شکل به پرواز ادامه دادند که ليدر دسته جلوتر از بقيه شماره 2 روي بال چپ شماره 3 روي بال راست و شماره 4 روي بال راست شماره 3. اين فرميشني بود که بايد تا رسيدن به هدف حفظ مي شد.
در حدود 50 مايلي هدف ليدر دسته با رمزهايي که ديگر افراد گروه از آن اطلاع نداشتند با رادار تماس گرفت و موقعيت خود را به رادار اعلام کرد و سپس موقعيت بقيه خلبانان را نيز بررسي کرد. هوا به قدري صاف بود که از همين فاصله کوه هاي مرزي نيز مشخص بود.
هواپيماها همگي در ارتفاع 15 هزار پائي بود که دسته پروازي به مرز که نزديک شد. در اين لحظه به علامت ليدر دسته جنگنده ها ارتفاع را به حداقل رسانده و همگي دکمه هاي هواپيماي شان را در موقعيت بمباران قرار دادند.
مسير پروازي در خاک دشمن پوشيده از کوه هاي بلند و جنگل هاي انبوه بود. خلبانان مجبور بودند از لابه لاي دره ها و ارتفاعات پرواز کنند. همچنين بايد از ديد رادارهاي دشمن نيز محفوظ مي ماندند. ديد رضايت بخش و قابل محاسبه نبود. امکان درگيري با هواپيماهاي دشمن زياد بود هر چه دسته به کرکوک نزديک تر مي شد ليدر دسته با حساسيت بيشتر تمام جهات را، چپ و راست، عقب و جلو را تا جائي که در ديد بود مراقبت مي کرد. از هواپيماهاي دشمن خبري نبود، به دليل اين که اولين حمله به کرکوک صورت مي گرفت، کليه خلبانان هيجان خاصي داشتند و نمي دانستند چه چيزي در انتظار آنهاست. هواپيماها هر لحظه به هدف نزديک تر مي شدند. طبق نقشه پروازي جنگنده ها بايد از سمت غرب به پايگاه هوايي کرکوک حمله مي کردند زير چون اين قسمت به طرف خاک عراق بود نسبت به سمت شرق از حجم پدافند کم تري برخوردار بود.
آغاز حمله سهمگين به پايگاه کرکوک
با فرمان ليدر شکل فرميشن پروازي تغيير کرد و تمامي جنگنده ها به ترتيب در سمت چپ ليدر قرار گرفتند. با علامت ليدر دسته کليه خلبانان موتورها را در موقعيت 100 درصد قرار دادند و سرعت هواپيما را به حداکثر رسانند. اين کار به سرعت انجام يافت و آرايش مورد نظر براي حمله سريعا شکل گرفت.
در يک دقيقه اي هدف فرمانده دسته پروازي دستور پاپ داد. همگي خلبانان موقعيت مورد نظر را گرفته و منتظر حرکت ليدر دسته بودند.
فرمانده دسته پرواز در يک آن اوج گرفته و در ارتفاعي قرار گرفت که مي توانست بمب هاي خود را رها کند، باند پروازي دشمن درست در زير هواپيما بود، فرمانده دسته پروازي که گويا منتظر چنين چيزي بود بي وقفه به طرف باند شيرجه رفت. ضدهوائي هاي دشمن از هر طرف شروع به شليک کردند و منظره اي شبيه مناظر آتش بازي را توليد کردند. ليدر دسته در وسط شعله ها بود ولي اين غيور مردان ترسي از ضد هوايي نداشتند و تنها به هدف مي انديشيدند و فرمانده دسته در ذهن خود به اين مي انديشيد که از فاصله مطلوب بمب ها را رها سازد. سرانجام به ارتفاع معين رسيده و بمب ها را روي هدف فرو ريخت. بقيه خلبانان هم که منتظر ليدر بودند بدون وقفه بر روي هدف ها شيرجه رفته و بمب هاي خود را که آتش خشم ملت ايران بود بروي باند پروازي، سوله ها و تجهيزات پايگاه فرو ريختند. تمام اين کارها بيش از يک دقيقه به طول نينجاميد. يک دقيقه در ميان آتش گلوله هاي بي امان دشمن!
يکي از هواپيماها جواب نمي داد
پس از رها کردن بمب ها، هواپيماها سبک شده بود و به راحتي قابل مانور بود. آتشبارهاي دشمن بي امان شليک مي کردند. سالم گريختن از ميان آن همه گلوله هدف بعدي خلبانان بود.
چند موشک سام به طرف جنگنده ها رها شده بود اين بار جنگنده ها با چند گردش تند موفق به فرار از دست موشک هاي زمين به زمين شدند. زمان کوتاهي گذشت خلبانان اينک از هدفي که ويران ساخته بودند دور شدند. اينک 30 دقيقه از پرواز جنگنده ها مي گذشت.
ليدر دسته موقعيت ديگر خلبانان را جويا شد و در راديو، دو، سه، چهار را صدا زد و خواست که موقعيت شان را گزارش کنند. دو و چهار پاسخ دادند و از سه صدائي نيامد. اضطراب سراسر وجود فرمانده دسته پروازي را فرا گرفته بود.
هواپيماها 30 مايل از هدف دور شدند. فرمانده دسته جرات نداشت تا دوباره شماره 3 را صدا بزند براستي اگر او جواب نمي داد؟ بار اول را مي شد احتمال داد که نشنيده است اما اگر بار دوم جواب نمي آمد چه؟ عاقبت فرمانده تصميم گرفت دوباره گروه را چک کند. جواب دو آمد و بعد از يک مکث کوتاه جواب چهار. باز هم از سه خبري نبود. ممکن است هدف دشمن واقع شده باشد؟ هواپيماها هنوز در خاک دشمن بودم و رو به مرز کشورمان. ليدر هيچ کدام از نفرات را نمي ديد. دو بار صداي 2 و 4 را شنيده بود. ممکن بود شماره 3 را از دست رفته باشد؟ آيا مي شد به زنده بودنش اميد ببندم؟ ليدر دسته براي بار سوم و چهارم هم شماره 3 را صدا زد ولي بازهم صدايي نيامد به جاي نفر سوم همواره يک سکوت کوتاه شنيده مي شد. هنوز افراد دسته همديگر را نمي ديدند و هنوز در خاک دشمن بودند و هنوز نگران حمله هواپيماهاي دشمن.
ورود با حريم هوايي کشور و جواب شماره 3
لحظاتي بعد جنگنده ها به مرز کشور که رسيدند. ليدر دسته با رسيدن به کشورمان ابتدا ارتفاع را زياد کرد و سپس با عوض کردن موج، با رادار تماس گرفت. رادار بلافاصله همه دسته را صدا زد و درخواست اعلام موقعيت کرد که ابتدا ليدر و سپس شماره دو و بعد از او شماه 3 جواب داد. ليدر دسته با شنيدن صداي شماره 3 آن قدر خوشحال شده بود که منتظر شنيدن پاسخ شماره 4 نماند و گفت:
- شماره سه، تو که ما رو کشتي؟ چرا جواب نمي دادي؟
ليدر از زنده ماندن شماره 3 آن قدر خوشحال بودم که اجازه پاسخ شماره 4 را هم نداد. جنگنده ها کم کم نزديک فرودگاه شدند. ارتفاع را تقليل داده و با گرفتن اطلاعات ضروري از باند براي فرود موقعيت گرفتند و پس از کسب اجازه، آماده نشستن شدند. چرخ هاي جنگنده ها يکي پس از ديگري باند را لمس مي کرد. خلبانان با سرفرازي از انجام يک ماموريت موفق از پرنده هاي آهنين بال خود پياده شدند.
پرسنل پروازي به استقبال آنها آمده بودند و در چشم برهم زدني، خلبانان بر روي دست هاي آنها به طرف پست فرماندهي در حرکت بودند. خلبانان فرم هاي پروازي را پر کرده و به محل فرماندهي رفتند. در پست فرماندهي هر چه بود صفا بود و شادي و آغوش گرم همکاران. چه فرمانده و چه ديگر خلبانان.
لینک کپی شد
نظر شما
