خاطرات/تعليم و تعلم در اسارت
اسراي مسلمان ايراني با الهام از دستورات مكتب اسلام و فرصتهاي گرانبهايي كه در آن جا داشتند با حرص و ولع خاصي پي گير تعليم و تعلم بودند و از عراقيها امكاناتي براي تدريس مطالعه و تحقيق مطالبه مي كردند اما جواب عراقيها آن چنان سرد بود كه از برودت آن آدمي يخ مي بست . پيدا شدن قلم و خودكار و كاغذ در نزد شخص مساوي بود با سخت ترين تنبيهات كه بعضا دردمندي هميشگي را به همراه داشت . اسيري در كمال مظلوميت بر ديوار نوشته بود :
« چه مي شود كرد كه در قرن بيستم جرم داشتن قلم از جرم قاچاق سلاح و هر جنايتي ديگر سنگين تر است » .
مساله تعليم و تعلم هم فراز و نشيبهاي فراواني داشت . يك سال اول ما با سخت ترين شرايط روبه رو بوديم چرا كه محدوديتهاي عجيبي در اين زمينه اعمال مي شد. دفتر نوآموزان در آن مدت خاك بود و قلمشان نيز انگشت آنان و اين هم در خفا انجام مي گرفت و چنانچه سرباز عراقي فردي را در حال نوشتن بر روي خاك مي ديد سخت تنبيه مي كرد. پس از مدتي به دليل بحثها و درخواستهاي بسيار زياد عراقيها با دادن تنها يك دفتر و يك خودكار براي نوآموزان هر اتاق كه معمولا تعداد آنان به سي چهل نفر مي رسيد موافقت كردند البته به اين صورت كه هر روز نوشته هاي آن را بازديد مي كردند و تعداد اوراقش را مي شمردند. زماني كه مامورين صليب سرخ وارد اردوگاه مي شدند عراقيها براي نوشتن نامه ها تعدادي مشخص خودكار تحويل هر آسايشگاه مي دادند و در پايان ديدار صليب همه را پس مي گرفتند چنانچه اتاقي حتي يك دانه كمتر تحويل مي داد كل افراد را به باد كتك و فحاشي مي گرفتند تا زمان پيدا شدن خودكار در اتاق حبس مي كردند.
هشت ماه بعد در اثر درخواستهاي مكرر اسرا از نمايندگان صليب سرخ و مذاكرات آنان با سردمداران رژيم عراق قلم و دفتر آزاد شد و صليبي ها هر دو ماه يك دفتر و يك قلم به هر فرد مي دادند. اين دوره طلايي حدود يك سال دوام آورد و از اين طريق حركت علمي برادران در سطوح مختلف به اوج شكوفايي خود رسيد هر چند كه عراقيها نيز گاه و بيگاه دفاتر را چك مي كردند و با بهانه هاي واهي صاحبان آن را مورد اذيت و آزار قرار مي دادند و بعضي اوقات هم براي چندين روز به زندان انفرادي انتقال مي دادند.
عراقيها با اين بهانه كه اسرا فعاليت سياسي مي كنند دوباره طرح ممنوعيت را به اجرا گذاردند كه البته اين وضع (گاهي ممنوع و گاهي آزاد) تا آخر اسارت ادامه يافت .
صليب سرخ تنها تامين كننده كتابهاي مورد نياز بود كه معمولا كتب آموزش زبانهاي مختلف عربي انگليسي فرانسه آلماني و نيز كتابهاي داستاني به زبانهاي غربي مي آورد. علي رغم اين كه هر بار درخواست ليست از كتب مورد نظر ميكرد و بچه ها هم در اسرع وقت تهيه نموده به او مي دادند ولي در طول سالهاي طولاني اسارت حتي 5 درصد از درخواستها جامه عمل نپوشيد به طوري كه اسرا يقين كردند آنان مي خواهند ليست بگيرند تا كتب خواسته شده را هيچ وقت نياورند! البته حساسيت اصلي آنان و بالطبع عراقيها روي كتب اسلامي دور مي زد والا كتب مربوط به زبانهاي اروپايي و فرهنگ آنان هر آنچه مي خواستيم مي آوردند! نكته آخر اين كه آنان بسيار مواظب بودند تا مبادا بنيه علمي افراد تقويت شود لذا هيچوقت تاليفاتي ارزشمند و قابل اعتنا حتي در زمينه علوم جديد و تجربي نيز به هيچ يك از زبانهاي اروپايي وغيراروپايي نمي آوردند! ناگفته نماند تنها نوشته اي كه در اين زمينه آوردند كتب علوم رياضي زيست شناسي فيزيك و شيمي دوره راهنمايي و دبيرستان ايران بود. آن هم به تعداد بسيار اندك ...
اين را نيز بيفزايم كه علي رغم همه تنگناها اسرا با توكل به خدا كمرهمت بستند و در وادي علم عاشقانه تاختند و در نتيجه آنان كه خواندن نمي دانستند از بند جهل و بيسوادي رستند و ديگراني كه در سطوح مختلف تحصيل بودند با جهاد علمي خويش اندوخته هاي علمي خود را بيش از پيش كردند اين بزرگترين افتخار است كه اعلام كنيم غير از آنان كه بزودي وارد مراكز آموزش عالي خواهند شد هم اكنون بيش از پنج هزار آزاده در مقاطع مختلف آموزش عالي مشغول تحصيلند و يا با موفقيت فارغ التحصيل شده اند.(خوشه هاي خاطره دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم )
پيداشدن قلم و كاغذ در نزد اسرا مساوي بود با سخت ترين تنبيهات . اسيري در كمال مظلوميت بر ديوار نوشته بود : چه مي شود كرد كه در قرن بيستم جرم داشتن قلم از جرم قاچاق سلاح و هر جنايت ديگر سنگين تر است !
بالاخره در اثر پافشاري اسراي قهرمان و درخواست هاي مكرر از نمايندگان صليب سرخ آنها هر دو ماه يك دفتر و يك قلم به اسرا مي دادند عراقي ها با اين بهانه كه اسرا فعاليت سياسي مي كنند دوباره طرح ممنوعيت را به اجرا گذاشتند كه البته اين وضع (گاهي ممنوع و گاهي آزاد) تا آخر اسارت ادامه يافت
با وجود همه تنگناها اسرا با توكل به خدا كمر همت بستند و در وادي علم عاشقانه تاختند و در نتيجه آنان كه خواندن نمي دانستند از بند جهل و بيسوادي رستند و ديگراني كه در سطوح مختلف تحصيل بودند با جهاد علمي خويش براندوخته هاي خود افزودند
روزنامه جمهوري اسلامي
« چه مي شود كرد كه در قرن بيستم جرم داشتن قلم از جرم قاچاق سلاح و هر جنايتي ديگر سنگين تر است » .
مساله تعليم و تعلم هم فراز و نشيبهاي فراواني داشت . يك سال اول ما با سخت ترين شرايط روبه رو بوديم چرا كه محدوديتهاي عجيبي در اين زمينه اعمال مي شد. دفتر نوآموزان در آن مدت خاك بود و قلمشان نيز انگشت آنان و اين هم در خفا انجام مي گرفت و چنانچه سرباز عراقي فردي را در حال نوشتن بر روي خاك مي ديد سخت تنبيه مي كرد. پس از مدتي به دليل بحثها و درخواستهاي بسيار زياد عراقيها با دادن تنها يك دفتر و يك خودكار براي نوآموزان هر اتاق كه معمولا تعداد آنان به سي چهل نفر مي رسيد موافقت كردند البته به اين صورت كه هر روز نوشته هاي آن را بازديد مي كردند و تعداد اوراقش را مي شمردند. زماني كه مامورين صليب سرخ وارد اردوگاه مي شدند عراقيها براي نوشتن نامه ها تعدادي مشخص خودكار تحويل هر آسايشگاه مي دادند و در پايان ديدار صليب همه را پس مي گرفتند چنانچه اتاقي حتي يك دانه كمتر تحويل مي داد كل افراد را به باد كتك و فحاشي مي گرفتند تا زمان پيدا شدن خودكار در اتاق حبس مي كردند.
هشت ماه بعد در اثر درخواستهاي مكرر اسرا از نمايندگان صليب سرخ و مذاكرات آنان با سردمداران رژيم عراق قلم و دفتر آزاد شد و صليبي ها هر دو ماه يك دفتر و يك قلم به هر فرد مي دادند. اين دوره طلايي حدود يك سال دوام آورد و از اين طريق حركت علمي برادران در سطوح مختلف به اوج شكوفايي خود رسيد هر چند كه عراقيها نيز گاه و بيگاه دفاتر را چك مي كردند و با بهانه هاي واهي صاحبان آن را مورد اذيت و آزار قرار مي دادند و بعضي اوقات هم براي چندين روز به زندان انفرادي انتقال مي دادند.
عراقيها با اين بهانه كه اسرا فعاليت سياسي مي كنند دوباره طرح ممنوعيت را به اجرا گذاردند كه البته اين وضع (گاهي ممنوع و گاهي آزاد) تا آخر اسارت ادامه يافت .
صليب سرخ تنها تامين كننده كتابهاي مورد نياز بود كه معمولا كتب آموزش زبانهاي مختلف عربي انگليسي فرانسه آلماني و نيز كتابهاي داستاني به زبانهاي غربي مي آورد. علي رغم اين كه هر بار درخواست ليست از كتب مورد نظر ميكرد و بچه ها هم در اسرع وقت تهيه نموده به او مي دادند ولي در طول سالهاي طولاني اسارت حتي 5 درصد از درخواستها جامه عمل نپوشيد به طوري كه اسرا يقين كردند آنان مي خواهند ليست بگيرند تا كتب خواسته شده را هيچ وقت نياورند! البته حساسيت اصلي آنان و بالطبع عراقيها روي كتب اسلامي دور مي زد والا كتب مربوط به زبانهاي اروپايي و فرهنگ آنان هر آنچه مي خواستيم مي آوردند! نكته آخر اين كه آنان بسيار مواظب بودند تا مبادا بنيه علمي افراد تقويت شود لذا هيچوقت تاليفاتي ارزشمند و قابل اعتنا حتي در زمينه علوم جديد و تجربي نيز به هيچ يك از زبانهاي اروپايي وغيراروپايي نمي آوردند! ناگفته نماند تنها نوشته اي كه در اين زمينه آوردند كتب علوم رياضي زيست شناسي فيزيك و شيمي دوره راهنمايي و دبيرستان ايران بود. آن هم به تعداد بسيار اندك ...
اين را نيز بيفزايم كه علي رغم همه تنگناها اسرا با توكل به خدا كمرهمت بستند و در وادي علم عاشقانه تاختند و در نتيجه آنان كه خواندن نمي دانستند از بند جهل و بيسوادي رستند و ديگراني كه در سطوح مختلف تحصيل بودند با جهاد علمي خويش اندوخته هاي علمي خود را بيش از پيش كردند اين بزرگترين افتخار است كه اعلام كنيم غير از آنان كه بزودي وارد مراكز آموزش عالي خواهند شد هم اكنون بيش از پنج هزار آزاده در مقاطع مختلف آموزش عالي مشغول تحصيلند و يا با موفقيت فارغ التحصيل شده اند.(خوشه هاي خاطره دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم )
پيداشدن قلم و كاغذ در نزد اسرا مساوي بود با سخت ترين تنبيهات . اسيري در كمال مظلوميت بر ديوار نوشته بود : چه مي شود كرد كه در قرن بيستم جرم داشتن قلم از جرم قاچاق سلاح و هر جنايت ديگر سنگين تر است !
بالاخره در اثر پافشاري اسراي قهرمان و درخواست هاي مكرر از نمايندگان صليب سرخ آنها هر دو ماه يك دفتر و يك قلم به اسرا مي دادند عراقي ها با اين بهانه كه اسرا فعاليت سياسي مي كنند دوباره طرح ممنوعيت را به اجرا گذاشتند كه البته اين وضع (گاهي ممنوع و گاهي آزاد) تا آخر اسارت ادامه يافت
با وجود همه تنگناها اسرا با توكل به خدا كمر همت بستند و در وادي علم عاشقانه تاختند و در نتيجه آنان كه خواندن نمي دانستند از بند جهل و بيسوادي رستند و ديگراني كه در سطوح مختلف تحصيل بودند با جهاد علمي خويش براندوخته هاي خود افزودند
روزنامه جمهوري اسلامي
لینک کپی شد
نظر شما
