کتاب به قلم شهيد - متن کتاب گوشه هايي از تاکتيک هاي نظامي پيامبر (ص)
حسين از اولين روزهاي حياتش با كلام خدا و آيات قران آشنا شد و تربيت يافت در سالهاي 41 و 42 حسين كه كودكي 5 ، 6 ساله بود جهاد در راه الله و مبارزه با طاغوتيان را در خانه خود كه مركز مبارزات مردم خوزستان بود به خوبي آموخت.
او قبل از آنكه به مدرسه رود و علم و دانش ياد گيرد به مكتب قرآن راه يافت تا ابتدا با كلام الله آشنا گردد و سپس درس مدرسه را آغاز كند. از سنين 8 ، 9 سالگي حسين نه تنها همسايگان را با نواي زيباي قرآن بيدار مي كند بلكه دانش آموزان مدرسه را نيز با آيات قرآن و صوت زيباي خود به راه خدا دعوت مي كرد. در سن 11 سالگي حسين به عنوان يك معلم قرآن در مسجد تدريس مي كرد. بدينوسيله او پيوندي ميان مسجد و مدرسه كه در زمان رژيم بسيار جدا بودند ايجاد كرد.
از آنجايي كه اصولا هدف رژيم گذشته ابتذال و به فساد كشاندن جامعه بود تا بتواند به ستم خويش ادامه دهد، رژيم اقدام به دعوت و تشكيل يك لانه بزرگ فساد در مركز شهر اهواز نمود. اين مركز فساد كه سيرك نام داشت متشكل از رقاصه هاي مصري بود كه تصميم داشتند پس از جمع آوري مقداري پول و فاسد نمودن جامعه ايران براي انجام ماموريت خود به كشورهاي مسلمان آفريقا بروند و آنها را نيز به فساد كشانند در اين زمان حسين كه 14 ساله بود پي به عمق اين فاجعه برد و تصميم گرفت به هر ترتيب كه شد لانه فساد را نابود و جامعه را نجات دهد. پس از بررسي هاي كامل حسين و دوستش در ساعات تعطيلي سيرك، را مراقبت از اينكه به هيچ كس صدمه اي نرسد چادر سيرك را با وسائل ساده و اوليه خود به آتش مي كشند. و بلافاصله بيرون آمده و ضمن تماشاي آتش سوزي محل مذكور را مواظبت مي كند تا مبادا به كسي آسيب رسد. عمل متهورانه نابودي سيرك مصري با موفقيت كامل انجام مي گيرد و موجب فرار رقاصه هاي مصري و نجات جامعه مي گردد. و اين اولين مبارزه علني حسين با رژيم فاسد بود.
او قبل از آنكه به مدرسه رود و علم و دانش ياد گيرد به مكتب قرآن راه يافت تا ابتدا با كلام الله آشنا گردد و سپس درس مدرسه را آغاز كند. از سنين 8 ، 9 سالگي حسين نه تنها همسايگان را با نواي زيباي قرآن بيدار مي كند بلكه دانش آموزان مدرسه را نيز با آيات قرآن و صوت زيباي خود به راه خدا دعوت مي كرد. در سن 11 سالگي حسين به عنوان يك معلم قرآن در مسجد تدريس مي كرد. بدينوسيله او پيوندي ميان مسجد و مدرسه كه در زمان رژيم بسيار جدا بودند ايجاد كرد.
از آنجايي كه اصولا هدف رژيم گذشته ابتذال و به فساد كشاندن جامعه بود تا بتواند به ستم خويش ادامه دهد، رژيم اقدام به دعوت و تشكيل يك لانه بزرگ فساد در مركز شهر اهواز نمود. اين مركز فساد كه سيرك نام داشت متشكل از رقاصه هاي مصري بود كه تصميم داشتند پس از جمع آوري مقداري پول و فاسد نمودن جامعه ايران براي انجام ماموريت خود به كشورهاي مسلمان آفريقا بروند و آنها را نيز به فساد كشانند در اين زمان حسين كه 14 ساله بود پي به عمق اين فاجعه برد و تصميم گرفت به هر ترتيب كه شد لانه فساد را نابود و جامعه را نجات دهد. پس از بررسي هاي كامل حسين و دوستش در ساعات تعطيلي سيرك، را مراقبت از اينكه به هيچ كس صدمه اي نرسد چادر سيرك را با وسائل ساده و اوليه خود به آتش مي كشند. و بلافاصله بيرون آمده و ضمن تماشاي آتش سوزي محل مذكور را مواظبت مي كند تا مبادا به كسي آسيب رسد. عمل متهورانه نابودي سيرك مصري با موفقيت كامل انجام مي گيرد و موجب فرار رقاصه هاي مصري و نجات جامعه مي گردد. و اين اولين مبارزه علني حسين با رژيم فاسد بود.

در عاشوراي سال 53 در اوج خفقان آريا مهري كه رژيم كوچكترين اعتراضي را با گلوله جواب مي داد و دسته دسته جوانان را به ميدان تير مي برد حسين به كمك ديگر دوستانش در كنار دسته هاي عزاداري معمولي ترتيب عزاداري به سبك راهپيمايي را مي دهند. در اين راهپيمايي روي سينه همه افراد جمله "ان الحيوه عقيده و جهاد" نوشته شده بود و در حاليكه همه با سكوت حركت مي كردند حسين آيات قرآن درباره جهاد و نجات مستضعفين و ... فرياد "هل من ناصر" امام حسين (ع9 را با ترجمه فارسي تكرار مي كرد. اين برنامه بيدارگر مورد توجه همگان قرار گرفت بگونه اي كه پليس قبل از رسيدن به مقصد تصميم به دستگيري همه افراد نمود. وقتي نقشه پليس مشخص شد همگي متفرق شدند. اما با اين وجود عده اي دستگير شدند. در بازجويي از دستگير شدگان برنامه آتش سوزي سيرك مصري فاش مي گردد. و طبق پرونده ساواك حسين (كه بعد از انقلاب به دستمام رسيد) 2 نفر از دوستان حسين (كه اينك جزو سران سازمان مجاهدين و كانديداي جنبش براي دوره اول مجلس شوراي اسلامي بوده اند) نام حسين را نيز به عنوان مشاركت در آتش سوزي معرفي مي كنند و بدينوسيله ساواك حسين را از دبيرستان دستگير مي كند. نمونه اي از شهامت و بي باكي حسين در مقابل پليس جلاد اينكه: وقتي "معبر" جلاد معروف و معدوم ساواك براي بازجوئي كمد حسين، به منزل مي آيد چون با كفش روي قالي مي رود حسين با پرخاش مي گويد: "ما روي اين فرشها نماز مي خوانيم كفش هايت را در آور". بدين ترتيب حسين تكبر فوق العاده مامور شكنجه ساواك و مزدوران همراهش را خرد مي كندو معبر جلاد كينه بيشتري از حسين در دل مي گيرد و بعداً او را با قدرت هر چه بيشتر شكنجه مي كند.
اين اول دفعه اي است كه حسين به زندان مي افتد و با وجود اينكه كوچكترين زنداني است در مقابل شكنجه هاي هولناك مقاومت مي كند و هيچگاه حاضر به معرفي همراهان خود نمي گردد. چون دستگيري حسين چند روز بعد از عاشوراي حسيني انجام گرفت بواسطه كمي سن و نيز بخاطر محبوبيتي كه حسين و خانواده حسين در جامعه داشتند، رژيم براي جلوگيري از موج اعتراض مردم و نارضايتي ميان مردم پس از چند ماه شكنجه حسين را از زندان ساواك آزاد مي كند. پس از آزادي از زندان همچنان براي شناخت اسلام و نجات جامعه كوشش بيدريغ مي نمود به گونه اي كه در كلاس پنجم و ششم دبيرستان نه تنها انجمن اسلامي دبيرستان خود را اداره مي كرد بلكه در دبيرستانهاي ديگر سخنراني هاي مكتبي، انقلابي و پر محتوا مي نمود. همچنين در چند مسجد اهواز برنامه و كلاس درس قرآن داشت، از آنجائي كه بهترين مكان براي گسترش فعاليت ها عليه رژيم طاغوت دانشگاه بود حسين تصميم مي گيرد وارد دانشگاه شود و نيز چون علاقه شديد به رشته هاي علوم انساني داشت عليرغم مشكلاتي، در رشته تاريخ دانشگاه فردوسي مشهد ثبت نام مي كند و دوره جديد دانشگاهي را آغاز مي نمايد. سال 56 كه حسين وارد دانشگاه مي شود آغاز اوجگيري مبارزات دانشگاهي است و حسين با تجربيات گذشته و فعاليت هايي كه عليه رژيم داشت از همان روزهاي اول با انجام كارهاي ابتكاري جالب در مدت كوتاهي نزد همه دانشگاهيان به عنوان مبتكر فعاليت هاي ضد رژيم شناخته مي شود و قابل توجه اينكه در كنار مبارزات سياسي هيچگاه مطالعات مكتبي خود را فراموش نمي كرد و اغلب روزها با طرح كنفرانس ها و بحث هاي زياد
گلوله قرار مي دهند اما خوشبختانه پس از 1000 متر دويدن و تيراندازي مسلسل هيچكدام از تيرها نه به حسين اصابت مي كند و نه به بسته مواد منفجره اي كه در دست داشته در اين لحظه حسين بمب ها را به خيابان پرتاب كرده و خود در تاريكي ها پنهان مي گردد. اما ماموران حكومت نظامي به كمك نورافكن ها و تانك و خودروهاي مستقر در محل پس از ساعتي تجسس حسين را پيدا و او را دستگير مي كنند. اين بار حسين خود را به اسم مستعار ديگري معرفي مي كند با اين وجود دادگاه نظامي تصميم دارد حسين را بجرم حمله مسلحانه اعدام كند چندين هفته با بدترين وضع حسين را شكنجه هاي مختلف مي دهند تا از او اقرار كتبي بگيرند و سپس حكم اعدام را صادر كنند اما عليرغم همه شكنجه ها حسين همراه داشتن مواد منفجره را انكار مي كند و نام يار ديگر خود را نمي برد شكنجه ها و زندان حسين ادامه داشت تا زمانيكه با اوجگيري انقلاب مردم، رژيم مجبور به آزاد كردن او مي شود حسين در زندان نيز برنامه تفسير قرآن را ادامه داده بود و عليرغم شكنجه ها به ديگران روحيه مي داد و نيز چند روز پيش از آزادي طرح و فرار از زندان را نيز ريخته بود كه اگر او را آزاد نمي كردند خود فرار مي كرد. پس از يك هفته شكنجه كه رژيم مجبور به آزادي حسين مي گردد، او بلافاصله به تهران مي رود. حسين از هنگام ورود امام خميني رهبر انقلاب تا 22 بهمن بعنوان يكي از پاسداران مسلح خصوصي امام اين افتخار را براي خود كسب مي كند.
در 22 بهمن كه مردم بفرمان امام حكومت نظامي را لغو و به تسخير پادگانها مي پردازند حسين كه خود مسلح بود همگام و پيشاپيش مردم مسلمان و انقلابي در تسخير پادگانها شركت فعال نمود. با پيروزي انقلاب، حسين بعنوان يكي از اعضاي شوراي مركزي كميته انقلاب تهران فعاليت ميكند و پس از مدتي به منظور سازماندهي كميته هاي انقلاب در اهواز به اين شهر مي آيد و تلاش بي امان خود را براي خدمت به مردم آغاز مي كند. در اين زمان بسياري شبها فقط 3 ساعت فرصت خواب داشت. در ادامه خدمت به مردم و مبارزه با ضد انقلاب براي تشكيل سپاه پاسداران خوزستان فعاليت مي كند. حسين كه با فكر گسترده و تحليلهاي مكتبي خود هميشه آينده را مي نگريست در اين زمان توانست از نقشه هاي خيانت و توطئه هاي عراق بر عليه جمهوري اسلامي آگاهي يابد و براي نشر اين آگاهي و پذيرش منطقي آن از طرف دولت موقت و اقدام مناسب با تلاش آن نمايشگاهي از اسناد توطئه ها، اسلحه ها و فشنگ هاي عراقي كه صدام بدست مزدوران داخلي داده بود تشكيل مي دهد عليرغم دعوت همه خبرنگاران و مسئوليت دولت متاسفانه هيچكس فرياد اين حسين فريادگر را نمي شنود و هيچ مقامي براي مقابله با توطئه هاي عراق اقدامي نمي كند.
در همين زمان در نتيجه تماسهاي نزديك و پي در پي با تيمسار مدني ماهيت ضد انقلابي او را در مي يابد و در اين راه كوششي فراوان مي نمايد بطوريكه با زيركي كليه پرونده هاي معاونان مدني را از خزانه استانداري خوزتسان بيرون آورده و با تكثير و توزيع آنها در مجامع مختلف خيانت هاي مدني را بازگو مي كند اما با كانديدا شدن مدني براي رياست جمهوري، حسين كه عمق فاجعه را احساس مي كرد لحظه اي نمي توانست آرام گيرد تا آنگاه كه به تهران آمده و سند جاسوسي مدني را در لانه جاسوسي گرفته و تكثير كرد. همچنين در كنار فعاليت هاي اجتماعي و سياسي هماره بسياري از وقت خود را صرف فعاليت هاي فرهنگي مي نمود بطوري كه عليرغم همه مسايل و مشكلات در اغلب راهپيماييها مردم شاهد سخنراني هاي گرم و آتشين حسين بودند و نيز كلاسهاي متعدد نهج البلاغه و تاريخ نيز داشت اما مهمترين فعاليت فرهنگي حسين در اين زمان چنانكه امام دستور داده بودند روي قانون اساسي بود كه در اين مورد چندين بار در مساجد و حسينيه اعظم اهواز سخنراني نمود در اين زمان، حسين كه كتاب ولايت فقيه امام را بررسي دقيق نموده بود مشاهده كرد كه جاي ولايت فقيه در پيش نويس قانون اساسي خالي است بهمين جهت به همراه برادر عادل اسدي نيا (نماينده فعلي مجلس شوراي اسلامي) كوششي بيدريغ براي تدوين ولايت فقيه در قانون اساسي نمود كه تلاش فراوان كاملا موفقيت آميز بود و به كمك نماينده اهواز در مجلس خبرگان (حجه الاسلام موسوي جزايري) طرح مذكور در قانون اساسي ذكر گرديد. با فرمان نهضت
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليك يا رسول الله ، درسهايي كه پيامبر اكرم به پيروانش در ميدان جهاد مي آموزد برادران و خواهران عزيز، مردم قهرمان ايران انقلابي، امروز ما در يكي از حساس ترين فرازهاي تاريخ اسلام بسر مي بريم. درك زماني كه در آن زندگي مي كنيم يكي از رسالتهاي بسيار مهمي است كه بر دوش تك تك ما قرار گرفته اين رسالت مكتبي ماست كه امروز پس از گذشت قرنها مجدداً به تاريخ اسلام بازگشت مي كنيم و حماسه هاي عظيم تاريخ صدر اسلام را بار ديگر در صحنه زمان زنده مي نمائيم از بهترين مسائلي كه بايد درك بكنيم در كنار رهبري امام امت خميني، در كنار رهبري پيامبر گونه او و در مقابل دشمنان قرار گرفته ايم شرايط ما بسيار حساس است امروز، روز جنگ است، امروز، روز جهاد است، و امروز روز پيكار و نبرد با كفار و دشمنان خداست امروز روز آزمايشات الهي است و هم اكنون ما در شرايطي قرار گرفته ايم كه پيامبر اكرم و يارانش ده سال در اين شرايط زندگي مي كردند شايد براي مردم قهرمان ما مسئله جنگ تازگي داشته باشد ولي اين تازگي داشتن و عدم آمادگي قبلي مي بايست ما را به تاريخمان بازگشت بدهد كه ببنيم پيامبر و يارانش كه ده سال پيش از هجرت در ميدانهاي جهاد تاخت و تاز مي كردند و ده سال در خطر دشمن زندگي مي كردند چگونه با دشمن مقابله مي كردند مهمترين مسئوليتي كه امروز ما بر دوش داريم پيوندي است محكم كه بايد با تاريخ صدر اسلام برقرار بكنيم يك پيوند عميق و زنجيري، يك پيوند مكتبي، پيوند با رهبر، پيوند با پيامبر، پيوند با رسول خدا و با پيوند با ياران همدوش او در ميدان هاي نبرد اگر تاريخ انقلابمان را مورد مطالعه قرار بدهيم مي بينيم كه مهمترين، مناسبت ترين لحظاتي كه امكان دارد براي ما تا بتوانيم با تاريخ صدر اسلام پيوند برقرار كنيم و خودمان را به آنها نزديك بكنيم همين شرايط جنگي است بهمين خاطر امام خميني در سخنرانيشان فرمودند: "كه اين جنگ رحمتهايي دارد، يكي از مهمترين رحمتهاي الهي كه درعمق اين جنگ، در قلب اين جنگ نهفته است اين است كه ما مي توانيم امروز با حماسه هاي شگفت تاريخ بشريت كه اولين بار بواسطه پيامبر، بواسطه علي، بواسطه ابوذر، بواسطه عمار و بلال حبشي و ديگر ياران سلحشور پيامبر در صحنه زمان شكل گرفت پيوند عميق مكتبي و انساني برقرار كنيم از آنها درس بگيريم امروز روزي است كه ما مي توانيم درس شهادت بياموزيم از كي؟ از ياران محمد كه يكسره در كنار او با كفار و مشتركين و منافقين پيكار كردند ما بارها و بارها پيوند عميق خودمان را بوسيله تظاهرات، بوسيله راهپيمائيها با امام امت با مكتب اسلام اعلام كرديم ما بارها اعلام كرديم كه به اسلام وفاداريم و شعار مرگ بر امريكا داديم و شعار اسلام مكتب ماست، خميني رهبر ماست داديم و بارها شعار داديم. "ما همه سرباز توايم خميني" امروز روز عمل است، امروز، روز فرياد است و امروز روز جهاد است و امروز روز آزمايش الهي است كه خداوند هميشه انسانها را مورد آزمايش قرار مي دهد "انا كنا لمبتلين" خداوند در قرآن مي فرمايد ما همواره شما را مورد آزمايش قرار مي دهيم، آزمايشات الهي دقيقاً در متن سختيها و مشكلات و رنجها و تعبهاست در مقابله با دشمن آزمايش معنا پيدا مي كند. ملت ما بارها و بارها حماسه هاي انقلابي خود را در اين قرن در صحنه زمان ظاهر ساخت و ملت ما با فريادهاي الله اكبرش مستضعفين جهان را بار ديگر اميد داد و امروز، جنگي روياروي، با دشمنان خدا، با طاغوتيان آغاز كرده ايم اين نبرد ادامه پيدا مي كند تا زماني كه واژه هاي اصلي مكتب صبر، جهاد، قتال در زندگي ما عمق و معنا پيدا كند ما بايد در اين نبرد به واژه هاي اصلي مكتب معنا بدهيم تحقق بدهيم و با اين واژه ها زندگي خودمان را يك زندگي مكتبي كنيم واژه جهاد و واژه قتال و واژه صبر در قرآن مكرر در مكرر بكار رفته ما آنقدر نبرد مي كنيم تا حقايق آشكار گردد "و ليبتلي الله ما في صدوركم و ليمحص ما في قلوبكم و الله عليم بذات الصدور" (ال عمران آيه 154)" ما در كوران آزمايشات الهي قرار مي گيريم تا خداوند ما را تزكيه بكند و ليمحص ما في قلوبكم "تا قلبهاي ما پاك سازي و تصفيه شود" و الله عليم بذات الصدور" بنابراين اين پيكار رحمت خداست چرا كه خداوند مي فرمايد:
ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لماياتكم مثل الذين خلوا من قبلكم (بقره آيه 214) آيا پنداشتيد همينطوري وارد بهشت مي شويد و مورد رحمت خدا قرار مي گيريد بدون اينكه شما مورد آزمايش قرار بگيريد تا مشخص و معلوم شود كه چه كساني در راه خدا جهاد مي كنند و چه كساني در ميدان جهاد صابرند.
بنابراين شرط ورود در بهشت خدا و رسيدن به وعده حق او اين است كه ما مشخص كنيم چقدر در راه خدا جهاد مي كنيم و چقدر در جهاد و پيكار در راه او صبر و استقامت داريم.
امروز يكي از بزرگترين رحمتهاي خدا است كه ما مي توانيم بخوبي ببينيم صحنه هاي نبرد پيامبر و يارانش را امروز ملت ما، رزمندگان ما، پاسداران عزيز و انقلابي ما در ميدان نبرد براحتي مي توانند پيوند برقرار كنند مي توانند صحنه هاي پيكار پيامبر و يارانش را با كفار و مشركين در ذهن مجسم كنند و اين تكرار عظيمي است كه مسئوليتش بدوش ماست ما بار ديگر مي خواهيم حماسه هاي پيامبر را زنده كنيم. در تاريخ انسانيت امروز مناسبترين شرايط براي احياء كردن اين حماسه ها وجود دارد. مسئوليت بزرگي كه بر دوش داريم اين است كه بار ديگر خداوند اين موقعيت را به ما داد تا ابوذرها و تا عمار با سرها و بلال حبشي ها و اين چهره هاي درخشان مكتب را به صحنه زمان بياوريم تا با صبر خودمان در ميدان جهاد و با مقاومت خودمان در مقابل دشمن و با ياد خدا و نيايش بدرگاه او خاطرات شگفت انگيز مسلمانان راستين صدر اسلام را زنده كنيم با ياران پيامبر كه مي گفتند "ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين" هم زمزمه شويم، اين دعا و اين نيايشهاي ياران پيامبر را بار ديگر در ميدان نبرد تكرار بكنيم.
زنان ما بايد در اين موقعيت مناسب حماسه هاي زنان صدر اسلام را به بشريت در عصر حاضر نشان بدهند حتي كودكان ما و دختران ما و فرزندان ما و پدران ما همه و همه بايد ياد پيامبر و يارانش را در تاريخ تكرار كنيم. ما درس ايثار، درس گذشت، درس تقوي، درس ايمان و درس جهاد را در اين موقعيت بخوبي مي توانيم بياموزيم.
امام دقيق فرمودند كه اين جنگ رحمت است يكي از بزرگترين رحمتها اين است كه مي توانيم اين جنگ را تبديل كنيم به يك دانشگاه، به يك كلاس درس كه اين كلاس درس مي تواند براحتي و بخوبي بما درس ايثار بدهد درس شهادت بدهد، درس گذشت بدهد، درس صبر و ايمان و اطمينان به ياري الله بدهد. امام نكته اي بسيار عميق فرمودند گفتند كه: "قواي متحركه انسان در جنگ بحركت مي آيد" براستي اين نكته چقدر عميق است استعدادهاي انساني ما در صحنه نبرد دوباره زنده مي شود دوباره چشمه ها به جوشش مي افتد. تفكر و انديشه و ايمان و اخلاص بار ديگر در صحنه عمل، در صحنه زندگي، معني عميق خودش را پيدا مي كند. در اين بحران و در اين طوفان است كه روح ايثار و گذشت و اخلاق اسلامي معنا پيدا مي كند، در شرايط سخت و مشكل است كه نيايش با خدا عمق پيدا مي كند چرا كه ما پيامبر را مي بينيم به ما آموزش مي دهد. علي بن ابيطالب را مي بينيم در ميدان جهاد به ما آموزش نيايش مي دهد. همواره ذكر خدا از مهمترين آموزشهائي بود كه پيامبر اكرم به يارانش در ميدانهاي نبرد تعليم مي داد و اين موقعيت، موقعيت بسيار مناسبي است كه بار ديگر روح عرفان در كنار جهاد و روح نيايش در كنار پيكار و دعا در كنار شمشير با هم جمع بشوند و با هم معنا بعمق زندگي ما بدهند. دقيقا در اين شرايط جنگ هست كه ما مي توانيم با پيامبر انس پيدا بكنيم حتي با ابوذر حرف بزنيم حتي با عمار و ياسر و يا بلالي كه شمشير بدست مي گرفت و در راه خدا پيكار مي كرد سخن بگوئيم و با او احساس نزديكي بكنيم و با او احساس محبت و احساس انس بكنيم.
چگونه مي شود در شرايط رفاه و آسايش، رنج و سختيهاي كسي را كه در ميدان پيكار و شرايط بسيار مشكر قرار گرفته است درك كرد؟ امكان ندارد كسي كه در رفاه است، چطور مي تواند درد كسي را كه در رنج است تشخيص بدهد و درك بكند امكان ندارد تنها در شرايط سختي و در شرايط مشكل و در شرايط رنج و تعب هست كه مي توانيم "حيات و دردها و رنجهاي كسي را كه در شرايط جنگ بوده، در شرايط رنج بوده درك بكنيم."
ما تاريخ اسلام را مطالعه مي كنيم پيامبر و يارانش بعد از هجرت 10 سال در حال نبرد بودند تازه نبردي كه ما شروع كرديم چند روز است؟ 10 سال در حال جنگ و گريز بودند هر روز احتمال حمله دشمن مي رفت در شهر كوچك مدينه. هر آن احتمال مي رفت كه توطئه گران شبيخوني به شهر مدينه بزنند و ياران پيامبر را قتل عام بكنند.
اين صحنه هايي كه امروز براي جامعه انقلابي ما بوجود آمده در رابطه با پيكار با عراق كه در حقيقت پيكار با ابر قدرتهاست پيكار با امريكاست. پيكار با اسرائيل است، چند روزي است ايجاد شده. اين صحنه بارها و بارها براي پيامبر و يارانش تكرار شده، بارها و بارها علي ابن ابيطالب را اين صحنه ها تهديد مي كرد و امروز چه صحنه هاي زيبائي و چه روحهاي پر عظمتي تجلي مي كنند. امروز پرده زمان، حجاب زمان دريده مي شود با تاريخ پيوند برقرار مي كنيم. امروز خداوند اين فرصت را به ما داده كه خود را به دردهاي بلال حبشي و به رنجهاي ابوذر و به سلحشوري ابورجائه انصاري و به استقامت مصعب بن عمير و به شهامت و ايثار و گذشت ديگر ياران محمد، ياران وفادار نزديك كنيم. امروز حماسه هاي حمزه بن عبدالمطلب بار ديگر تكرار مي شود.
ما در اين برنامه درسهايي را كه پيامبر اكرم در طي 10 سال مبارزات پي گير از هجرت تا وفات در حداقل 64 جنگ، جنگ روياروي با مشتركين به يارانش آموخت بيان مي كنيم به اين اميد كه اين درس ها پيوندي با صدر اسلام باشد. ما در اين درس ها خواهيم آموخت كه پيامبر چگونه يارانش را تربيت مي كند، خواهيم آموخت كه رهبري در ميدان جهاد چگونه معنا پيدا مي كند و خواهيم آموخت كه پيامبر خود چگونه در ميدان نبرد شركت مي كرد. تاكتيك هاي نظامي پيامبر را در مقابل مشركين مورد مطالعه قرار مي دهيم جنگ هاي تهاجمي و تدافعي پيامبر و يا جنگهائي كه تنها هدفهاي سياسي را دنبال مي كرد و يا حمله هايي كه پيامبر شبيخون وار به دشمنان خدا وارد مي كرد اينها را از هم تفكيك مي كنيم و مورد مطالعه قرار مي دهيم. باز مسائلي چون رعايت اصول مخفيكاري و مسائل امنيتي كه پيامبر در ميدان نبرد آموزش مي داد و خود عمل مي كرد، تركيب و تنظيم نيروهايي كه پيامبر در ميدان بكار مي برد، و يا بطور كلي نحوه بكار گرفتن كليه نيروها در راه خدا (في سبيل الله) و يا اينكه مبارزه در مقابل طاغوت چگونه در صدر اسلام شكل مي گرفت آيات قران كه در اين ظرف زماني بر پيامبر نازل مي شد مورد مطالعه قرار مي گيرند. ما در اين مطالعه و در اين درس آياتي را كه قبل از جنگها بر پيامبر نازل مي شد آياتي كه در خود هنگام جنگ نازل مي شد و يا آياتي را كه بعد از اتمام جنگ بر پيامبر نازل شده اينها را بطور جداگانه مورد مطالعه دقيق انشاءالله بفضل خدا قرار خواهيم داد و اين درس دقيقاً در ارتباط با صحنه هائي كه امروز در مقابلش قرار گرفته ايم رهنمودهاي مكتبي به ما خواهد داد و اينجاست كه ما مي بينيم پيامبر اسلام را كه هر لحظه اش و هر روزش براي امتش درسي است و هر زماني را كه پيامبر هر عملي در آن زمان انجام مي دهد آن عمل براي يك مسلمان يك درس زندگي هست.
امروز كه ما در شرايط جنگ قرار گرفته ايم بايد لحظه هايي را كه پيامبر در هنگام جنگ بوده و درسهايي را كه پيامبر در لحظه هاي جنگ و جهاد در ميدان پيكار به يارانش داده امروز در كلاس زندگيمان مطرح بكنيم و بياموزيم و عمل بكنيم تا به اميد حق همچنانكه پيامبر بر سيل خروشان دشمنان پيروز شده م هم بر سيل خروشان قدرت نظامي ابر قدرت ها پيروز بشويم و تنها پيروزي هنگامي نصيب ما خواهد شد كه بتوانيم همان تاكتيكها همان روشها و همان طرحهاي پيامبر در ميدان نبرد را بار ديگر در تاريخ زنده بكنيم و در صحنه زندگي پياده بكنيم. وقتي كه به درس جنگ بدر رسيديم خواهيم ديد كه اين جنگ، با عراق شباهتهاي بسيار زيادي از جهات مختلف با جنگ بدر دارد و ما مطالعه مي كنيم آياتي را كه خداوند در جنگ بدر به يارانش فرو فرستاد و بر پيامبر وحي فرستاد (آيات 9 الي 10 از سوره انفال) و اين آيات باعث شد كه دل مومنين اطمينان و آرامش يافته در ميدان پيكار سخت پيكار كنند، سخت كوش باشند، استقامت بخرج دهند و باعث رعب در دل مشركين گردند و اين رعب در دل مشركين و اين اطمينان در دل مومين باعث شد كه جنگ نتيجتاً و نهايتاً بنفع مسلمين ختم شود.
بطور خلاصه در درس امروز زندگي پيامبر را به دو دوره متمايز از هم تقسيم مي كنيم پيامبر اكبرم در 2 دوره مختلف بعد از بعثت زندگي مي كرد دوره اول سيزده سال –دوره مكي- و دوران دوم 10 سال -دوران مدني يا دوران مدنيت- از ابتداي بعثت تا لحظه هجرت پيامبر اكرم داراي يك خط مشي مبارزاتي خاص بود كه اين خط مشي بيشتر به وضعيت زندگي ما، پيش از پيروزي انقلاب شباهت دارد پيامبر در 13 سال دوران مكه در شرايط خفقان زندگي مي كرد. سران قريش و مشركين، ياران پيامبر را در طول اين مدت مورد شكنجه و آزار قرار مي دادند پيامبر در طول اين 13 سال دوران مكي مورد حصر اقتصادي و آزارهاي گوناگون قرار گرفت. پيامبر از كليه حقوق انساني در طول اين مدت محروم بود ياران پيامبر از شدت شكنجه اي كه مشركين به آنها وارد مي كردند به حبشه هجرت كردند و به شهرها و روستاهاي مختلف پناه بردند 13 سال ياران پيامبر و خود پيامبر در شرايط خفقان زندگي مي كردند در اين شرايط هنوز خداوند اذن قتال، اجازه جهاد را به پيغمبر نداده بود اذن جهاد روياروي و جنگ و پيكار در ميدان نبرد را به آنها نداده بود تا اينكه اين آيه بر پيامبر نازل شد: "اذن للذين يقاتلون بانهم ظلمو". اذن و اجازه داده شدد به مومنين كه قتال بكنند با كساني كه به آنها ظلم مي كنند. پيامبر در طول 13 سال دوران مكي يارانش را در ميدان صبر آزمايش كرد اين ياران در طول 13 سال شكنجه ديدند، زجر كشيدند، محروميت كشيدند، از خانواده ها به دور بودند و در اين 13 سال آزمايشات سنگيني از طرف خداوند براي ياران پيامبر آمد و اين ياران بخوبي آزمايشات خودشان را در درگاه خدا نشان دادند و موفق بيرون آمدند پس از طي اين 13 سال دوران خفقان، هجرت آغاز شد ياراني كه سيزده سال مبارزه كردند امروز آمادگي پذيرش مسئوليتهاي يك حكومت اسلامي را دارند امروز اين ياران از مكه به مدينه هجرت مي كنند و مسئوليتهاي پايه ريزي اولين ستون هاي حكومت اسلامي را بر دوش مي گيرند ياراني كه تصفيه شدند تزكيه شدند و ايمانشان ثابت شد و ايمانشان و تقواشان و مبارزه اشان به همه ثابت گرديد بعد از 13 سال مبارزه پايه هاي اوليه حكومت اسلامي در مدينه پايه ريزي مي شود در طول 10 سال مبارزه در مدينه يعني دوران دوم بعثت از ابتداي هجرت تا وفات پيامبر حداقل 64 جنگ وجود دارد كه در اين 64 جنگ پيامبر شركت مي كند ما در اين درس غزوه هاي پيامبر را به ترتيب زماني مورد مطالعه قرار مي دهيم به اين اميد كه اين آموزشها را امروز در صحنه نبرد با دژخيمان و با دشمنان خدا بخوبي بكار بگيريم كار مطالعه ما و درس ما در مورد دوران دوم زندگي پيامبر يعني دوران مدني مي باشد در دوران اول دوران مكي كه 13 سال طول كشيد دوره انقلاب فرهنگي و اعتقادي و اخلاقي تاريخ اسلام بشمار مي رود اگر مطالعه بكنيم ادوار وحي را در اين زمان مي بينيم. آياتي كه در طول اين مدت بر پيامبر نازل شد بيشتر آياتي هستند كه جنبه هاي اعتقادي مسلمين و جنبه هاي فرهنگي و اخلاقي و مسائل خانوادگي را مطرح مي كنند و دوره دوم انقلاب، دوره انقلاب سياسي، اقتصادي و نظامي تاريخ اسلام است كه "دوران مدني" باشد. آياتي كه در اين زمان و در اين دوره بر پيامبر اكرم (ص) نازل شد بيشتر آيات جهاد، آيات قتال و آياتي است در رابطه با يك تشكيلات حكومت اسلامي در رابطه با مسئوليت و رسالت هاي رهبري، مسئوليتهاي مردم، روابط سياسي و مقابله با منافقين و مقابله با مشركين و كفار.
انشاءالله در درس آينده از ابتداي هجرت تا اولين و مهمترين جنگ صدر اسلام يعني جنگ بدر به توضيحات تاريخي خواهيم پرداخت و درسهائي را كه اين مرحله از تاريخ زندگي پيامبر به ما مي دهد مورد مطالعه قرار خواهيم داد. والسلام.
"الهي چه زيباست ايام دوستان تو با تو و چه نيكوست معاملت ايشان در آرزوي ديدار تو."
( پيامبر و آيين نبرد )
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليك يا رسول الله. درس دوم ما درسهائي است كه غزوات پيامبر به پيروانش مي آموزد. در درس اول بيان كرديم كه زندگي پيامبر به دو دوره ممتاز و جداي از هم تقسيم مي گردد. دوران اول سيزده سال دوران مكي است كه از ابتداي بعثت تا ابتداي هجرت است و دوران دوم ده سال دوران مدينه كه از ابتداي هجرت تا وفات پيامبر است توضيح داديم كه دوران اول بعثت يعني دوران مكي، ادوار وحي همگام و هماهنگ با انقلاب اعتقادي، فرهنگي، اخلاقي، و دگرگوني در نظام زندگي خانوادگي بود. در طول اين سيزده سال مبارزه، سيزده سال صبر و مقاومت هجرت آغاز شد پيامبر و يارانش به مدينه آمدند. مدينه فضايي آزاد داشت.
درست بر خلاف موقعيت اجتماعي كه حاكم بر مكه بود، پيامبر و ياران در مدينه بآزادي مي توانستند تبليغ بكنند فرياد بكشند، مسجد درست كنند، نماز جماعت بپا كنند در حاليكه در مكه هرگز اين فرصت را نداشتند. نماز جماعت ها را بطول مخفيانه در بيرون مكه برگزار مي كردند. سيزده سال مبارزه پيگير پيامبر و يارانش باعث شد كه اينها در كوران مبارزه به خدا نزديك شوند و تصفيه و تزكيه بشوند و آمادگي پذيرش مسئوليتهاي حكومت اسلامي را داشته باشند. اينك پيامبر و يارانش از مكه به مدينه هجرت كرده اند. پيامبر در ابتداي ورود به مدينه در محلي بنام قبا مسجدي بعنوان اولين مسجد بنا مي كند (مسجد قبا) سپس پيامبر و ياران از محل قبا همراه با علي ابن ابيطالب كه چند روز بعد از آنها به محل قبا آمده بمدينه مي آيند. در روز جمعه كه پيامبر و يارانش در فاصله ميان قبا و مدينه و يا در يثرب هستند نماز جمعه را بعنوان اولين نماز جمعه در اسلام برگزار مي كنند. پيامبر در اين نماز جمعه خطبه بسيار مهمي را ايراد مي كند وقتي مطالعه مي كنيم مي بينيم كه پيامبر از همان ابتداي ورود به مدينه سياستهاي بسيار مهمي را، خط مشي بسيار مهمي را براي ايجاد يك حكومت اسلامي دنبال مي كند كه ما اگر مقايسه بكنيم دقيقاً همين خط مشي و همين سياست ها را در رابطه با عملكرد امام امت خميني بت شكن بعد از پيروزي انقلاب بخوبي مشاهده مي كنيم.
حال به مقايسه مي پردازيم و راجع به اين اعمال و روشهاي پيامبر فكر مي كنيم در ابتدا بايد تركيبي از اوضاع اجتماعي يثرب را كه بعد از هجرت پيامبر به اين شهرك بنام مدينه خوانده شد بيان بكنيم يثرب از دو قبيله اوس و خزرج تشكيل شده كه اين دو قبيله بعد از سالهاي بسيار كه با همديگر جنگ داشتند بعلت ايمان آوردن و اسلام آوردن هم اكنون با همديگر پيمان اخوت بسته اند، عقد اخوت بسته اند، بجز اين دو قبيله اوس و خزرج سه قبيله يهودي بنام بني قينقاع و بين قريضه و بين النضير در جامعه مدينه زندگي مي كنند اقتصاد شهر مدينه در دست يهوديان است. قبيله اوس و خزرج دو قبيله فقير هستند پيامبر اولين كاري را كه در ورود به مدينه انجام مي دهد يك منشور بسيار مهم سياسي را تدوين مي كند. كار تدوين اين منشور سياسي براي نظم دادن به اوضاع اجتماعي يثرب بسيار مهم است. اين منشور براساس مكتب اسلام مطرح مي شود در اين منشور حدود اجتماعي، حقوق افراد، گروهها، طبقات جامعه، اقليتها، سياست داخلي و خارجي حكومت پيامبر و بنياد حقوقي و سياسي و اجتماعي اسلام مشخص مي شود و پيامبر مدينه را بعنوان كانون قدرت معنوي و سياسي جزيره العرب براي اولين بار در تاريخ جزيره العرب قرار مي دهد. تمام هدف پيامبر از ايجاد اين منشور سياسي يك چيز است و آن صدور انقلاب و نفوذ اسلام است و اين منشور سياسي كه پيامبر تدوين كرد شباهت بسيار زيادي به تدوين قانون اساسي در جمهوري اسلامي دارد كه ديديم امام امت خميني در مورد تدوين قانون بسيار بسيار تاكيد فراوان داشتند. پيامبر در طول اين مدت دسته هاي كوچك و بزرگ سپاه، هيئتهاي تبيلغي، سفراي سياسي، جوانان پرشور و پر هيجان و آگاه را به قبايل، عشاير و نقاط مختلف اعزام مي كرد، از دروازه مدينه خارج مي كرد و همگام با صدور انقلاب جنگها آغاز شدند. بنابراين كار پيامبر در ابتداي ورود به مدينه، در آغاز حكومت اسلامي ايجاد :
1- منشور سياسي براي اجتماع يثرب براساس مكتب، بخاطر صدور انقلاب از مدينه.
2- پيامبر در ابتداي ورود به مدينه شروع كردند به ساختمان مسجد بعد از مسجد قبا، مسجد بعنوان پايگاه مهمي براي اجتماع مسلمين، براي حقوق سياسي، اجتماعي، براي كارهاي مربوط به دادگستري و براي رسيدگي به امور اجرايي و محلي براي اجتماع مسلمين است و حتي قبل از جنگها مسلمين در مسجد، در ابتدا اجتماع مي كردند و پيامبر براي آنها صحبت مي كرد و سپس همه سپاه از مسجد به ميدان جنگ اعزام مي شدند، در ابتدا بلال حبشي و يا ديگران فرياد "الله اكبر" را بر مدينه طنين افكن وي كردند سپس مردم مي فهميدند هنگام جنگ است و فرمان جنگ آمده است زره بر تن مي كردند و شمشير مي بستند و به مسجد مي آمدند و پيامبر براي آنها صحبت مي كرد و سپس پيامبر مسلمين را از مسجد به ميدان جهاد اعزام مي كرد بنابراين كانون بسيار مهمي در اسلام بعنوان مسجد مقر براي حكومت اسلام تشكيل شد و ما دقيقاً شباهت اينكار را در پيام هاي امام مي بينيم كه امام حسين بعد از پيروزي انقلاب چقدر تاكيد بر مساجد داشتند كه مساجد سنگر است، سنگرها را حفظ كنيد، انقلاب از مساجد شروع شد براي تداوم انقلاب بايد مساجد را حفظ كرد در مساجد اجتماع كنيد، مساجد را پر بكنيد. پيام امام خميني در ماه رمضان مبين اين مسئله بود و اين همان خط مشي است كه پيامبر اسلام در مدينه در آغاز تشكيل حكومت اسلامي دنبال مي كرد ايجاد تمركز و اجتماعات مسلمين، مسجد بعنوان مقر رسيدگي به امور قضايي، محل اجتماع مسلمين قبل از شروع جنگ، مركز آموزش هاي فرهنگي، آموزش هاي اعتقادي، مسجد مقري بود كه هنگامي كه در آيات خداوند بر پيامبر اكرم فرود مي آورد، نازل مي كرد. پيامبر مسلمين را در مسجد جمع مي كرد وآيات قرآن را به آنها آموزش مي داد و مسلمين در مسجد جمع مي شدند و در مورد اين آيات تفكر مي كردند، انديشه مي كردند و اين آيات را در صحنه عمل مي آوردند و به آيات خدا عمل مي كردند و همينطور آيات نازل شده بر پيامبر را به ديگران آموزش مي دادند.
3- آموزش هاي نظامي : آموزش هاي نظامي پيامبر بعد از هجرت در مدينه در دو شكل خاص بود آموزش هاي تئوري و آموزش هاي عملي، آموزش هاي عملي به اين ترتيب بود كه زمين مسطحي بود خارج از مدينه و پيامبر اكرم هر روز صبح كه در اكثر مواقع خودش در آن زمين حضور پيدا مي كرد جواناني را كه تازه ايمان آورده بودند، تازه اسلام آورده بودند، همه در آن زمين جمع مي شدند و شروع مي كردند به تيراندازي، اسب دواني، شمشير زني، و ديگر آموزش هاي رزمي را مي ديدند و در اكثر مواقع خود پيامبر شخصاً در اين آموزشها شركت مي كرد و پيامبر براي تشويق اين جوانان و براي ايجاد روحيه سلحشوري و شجاعت در آنان تشويقهاي مختلفي را انجام مي داد مثلاً يكبار پيامبر اكرم از همان زمين مسطحي كه تقريباً مشخص كرده بودند كه خارج از مدينه بود مي خواست عبور كند يك عده از اين جوانها در اين زمين مسطح در حال آموزش نظامي بودند پيامبر در ابتداي ورود به اين زمين مسطح كفشهايش را در مي آورد و بعد از زمين عبور مي كند و وقتي كه از زمين مسطح كه محل آموزش نظامي است عبور مي كند كفشها را دوباره بپا مي كند و راهش را ادامه مي دهد يكي از جوانهاي مسلمان نسبت به اين عمل پيامبر كنجكاو مي شود مي ورد دنبالش و مي گويد "يا رسول الله" اين عمل تو چه بود؟ چرا كفشهايت را در اين زميني كه ما داشتيم در آن آموزش نظامي مي ديديم در آوردي و بعد پوشيدي؟ و پيامبر در جواب او چنين گفت زميني كه ياران خدا براي جهاد در راه او در آن زمين آموزش ببينند و خودشان را براي جهاد در راه خدا تجهيز بكنند آن زمين قطعه اي از بهشت است و چون اين زمين قطعه اي از بهشت بود من به احترام اين كفشهايم را در آوردم. از تشويق هاي بسيار زيادي كه پيامبر در مورد يارانش داشت در هنگام آموزش هاي تئوري نمونه هاي زيادي داريم اما آموزش هاي عملي نظامي كه پيامبر از آغاز وورد به مدينه داشت بصورت سريه ها، غزوه ها مي باشد سريهدر تاريخ اسلام براي جنگهايي بكار مي رود كه پيامبر در آن حضور نداشته و غزوه به جنگهايي كه خود پيامبر شخصاً در آنها شركت داشته است گفته مي شود. ما مي بينيم پيامبر اكرم در ابتداي ورود به مدينه يك سري سريه ها را به رهبري ياران خاصش شروع مي كند اولين سريه به رهبري "حمزه ابن عبدالمطلب" است كه در ماه هشتم هجرت صورت مي گيرد. حمزه ابن عبدالمطلب فرمانده سپاه است و 30 نفر از مجاهدين صدر اسلام، سپاه او هستند، نقطه اي نام عيس (امين) كه در كرانه درياري احمر است هدفشان است و هدف اصلي اين است كه كارواني از قريش كه رهبرشان ابوجهل است و 300 نفر محافظ دارند از محل مدينه در حال عبور است و پيامبر اكرم "حمزه ابن عبدالمطلب" را با همراهي اين 30 نفر مجاهد به آن نقطه اعزام مي كند تا "حمزه ابن عبدالمطلب" ابوجهل و اين كاروان تجاري قريش را مورد تهديد قرار بدهد.
باز در ماه نهم سريه اي است به رهبري "عبيده ابن حارث" كه در اين سريه 60 نفر از مجاهدين صدراسلام همراه او هستند باز هدف اين سريه اين بود كه با كارواني كه به رهبري ابوسفيان بود و كاروان تجاري بود كه 200 نفر محافظ همراه داشت درگير بشوند.
سوم سريه اي دارم به رهبري "سعدابن ابي وقاص" كه همراه با هشت نفر از مجاهدين صدر اسلام بود به قصد تهديد كاروان تجارتي قريش.
چهارم در ماه دهم هجرت غزوه ابداء است كه خود پيامبر شخصاً در اين غزوه شركت دارد پيامبر مدينه را به "سعدابن ابومعاذ" مي سپرد. سعدابن ابومعاذ را جانشين خودش در مدينه قرار مي دهد خودش همراه ياران سلحشورش، براي درگير شدن با كاروان قريش اعزام مي شوند اين درگيري، اين اعزام نبرد، منجر به درگيري نيز مي شود ولي پيامبر موفق مي شود كه در اين غزوه "ابداء" يك سري پيمانهاي سياسي با قبايل مختلف كه بر سر راهش بودند منعقد كند.
باز در نخستين ماه سال دوم هجرت غزوه "بوات" است كه پيامبر همراه 200 نفر از مجاهدين صدر اسلام اعزام مي شوند براي كاروان تجاري كه به رهبري "اميه اين خلف" است كه با 100 نفر مسلح محافظت مي شود، باز درگيري مي شود ولي پيامبر موفق مي شود كه در طول اين مسير پيمانهاي نظامي را منعقد بكند.
در نيمه جمادي الاول كاروان تجارتي است به رهبري ابوسفيان، كه پيامبر همراه 600 تن از ياران سحلشورش براي درگيري با اين كاروان از مدينه خارج مي شوند كه غزوه عشيره نام دارد اما پيامبر مدتي در انتظار كاروان در محل عشيره توقف مي كنند ولي با كاروان روبرو نمي شوند اما پيامبر موفق مي شود كه با قبايل مختلفي كه سر راهش هستند پيمانهاي عدم تعارض را منعقد بكند.
باز غزوه بدرالاول است كه كارواني از قريش حمله اي شبيخون وار به اطراف مدينه مي زنند كه پيامبر و يارانش به تعقيب آنها مي پردازند اما موفق به درگيري نمي شوند هشتمين مورد قبل از جنگ بدر سريه اي است به رهبري عبداله ابن حجج است در ماه رجب سال دوم هجرت صورت مي گيرد در اين سريه حادثه بسيار مهمي اتفاق مي افتد و آن اينكه "عبدالله ابن حجج" و يارانش با كاروان قريش درگير مي شوند و يك نفر از كاروان قريش را به قتل مي رسانند ولي اين قتل در يكي از ماههاي حرام صورت مي گيرد كه بعد كه عبدالله ابن حجج و يارانش به مدينه بر مي گردند پيامبر مي بيند كه عده اي از مردم مدينه آنها را سرزنش مي كنند كه چرا شما در ماه حرام خون ريختيد؟ در همين زمان است كه اين آيه بر پيامبر نازل مي شود "يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه ك
اين اول دفعه اي است كه حسين به زندان مي افتد و با وجود اينكه كوچكترين زنداني است در مقابل شكنجه هاي هولناك مقاومت مي كند و هيچگاه حاضر به معرفي همراهان خود نمي گردد. چون دستگيري حسين چند روز بعد از عاشوراي حسيني انجام گرفت بواسطه كمي سن و نيز بخاطر محبوبيتي كه حسين و خانواده حسين در جامعه داشتند، رژيم براي جلوگيري از موج اعتراض مردم و نارضايتي ميان مردم پس از چند ماه شكنجه حسين را از زندان ساواك آزاد مي كند. پس از آزادي از زندان همچنان براي شناخت اسلام و نجات جامعه كوشش بيدريغ مي نمود به گونه اي كه در كلاس پنجم و ششم دبيرستان نه تنها انجمن اسلامي دبيرستان خود را اداره مي كرد بلكه در دبيرستانهاي ديگر سخنراني هاي مكتبي، انقلابي و پر محتوا مي نمود. همچنين در چند مسجد اهواز برنامه و كلاس درس قرآن داشت، از آنجائي كه بهترين مكان براي گسترش فعاليت ها عليه رژيم طاغوت دانشگاه بود حسين تصميم مي گيرد وارد دانشگاه شود و نيز چون علاقه شديد به رشته هاي علوم انساني داشت عليرغم مشكلاتي، در رشته تاريخ دانشگاه فردوسي مشهد ثبت نام مي كند و دوره جديد دانشگاهي را آغاز مي نمايد. سال 56 كه حسين وارد دانشگاه مي شود آغاز اوجگيري مبارزات دانشگاهي است و حسين با تجربيات گذشته و فعاليت هايي كه عليه رژيم داشت از همان روزهاي اول با انجام كارهاي ابتكاري جالب در مدت كوتاهي نزد همه دانشگاهيان به عنوان مبتكر فعاليت هاي ضد رژيم شناخته مي شود و قابل توجه اينكه در كنار مبارزات سياسي هيچگاه مطالعات مكتبي خود را فراموش نمي كرد و اغلب روزها با طرح كنفرانس ها و بحث هاي زياد
گلوله قرار مي دهند اما خوشبختانه پس از 1000 متر دويدن و تيراندازي مسلسل هيچكدام از تيرها نه به حسين اصابت مي كند و نه به بسته مواد منفجره اي كه در دست داشته در اين لحظه حسين بمب ها را به خيابان پرتاب كرده و خود در تاريكي ها پنهان مي گردد. اما ماموران حكومت نظامي به كمك نورافكن ها و تانك و خودروهاي مستقر در محل پس از ساعتي تجسس حسين را پيدا و او را دستگير مي كنند. اين بار حسين خود را به اسم مستعار ديگري معرفي مي كند با اين وجود دادگاه نظامي تصميم دارد حسين را بجرم حمله مسلحانه اعدام كند چندين هفته با بدترين وضع حسين را شكنجه هاي مختلف مي دهند تا از او اقرار كتبي بگيرند و سپس حكم اعدام را صادر كنند اما عليرغم همه شكنجه ها حسين همراه داشتن مواد منفجره را انكار مي كند و نام يار ديگر خود را نمي برد شكنجه ها و زندان حسين ادامه داشت تا زمانيكه با اوجگيري انقلاب مردم، رژيم مجبور به آزاد كردن او مي شود حسين در زندان نيز برنامه تفسير قرآن را ادامه داده بود و عليرغم شكنجه ها به ديگران روحيه مي داد و نيز چند روز پيش از آزادي طرح و فرار از زندان را نيز ريخته بود كه اگر او را آزاد نمي كردند خود فرار مي كرد. پس از يك هفته شكنجه كه رژيم مجبور به آزادي حسين مي گردد، او بلافاصله به تهران مي رود. حسين از هنگام ورود امام خميني رهبر انقلاب تا 22 بهمن بعنوان يكي از پاسداران مسلح خصوصي امام اين افتخار را براي خود كسب مي كند.
در 22 بهمن كه مردم بفرمان امام حكومت نظامي را لغو و به تسخير پادگانها مي پردازند حسين كه خود مسلح بود همگام و پيشاپيش مردم مسلمان و انقلابي در تسخير پادگانها شركت فعال نمود. با پيروزي انقلاب، حسين بعنوان يكي از اعضاي شوراي مركزي كميته انقلاب تهران فعاليت ميكند و پس از مدتي به منظور سازماندهي كميته هاي انقلاب در اهواز به اين شهر مي آيد و تلاش بي امان خود را براي خدمت به مردم آغاز مي كند. در اين زمان بسياري شبها فقط 3 ساعت فرصت خواب داشت. در ادامه خدمت به مردم و مبارزه با ضد انقلاب براي تشكيل سپاه پاسداران خوزستان فعاليت مي كند. حسين كه با فكر گسترده و تحليلهاي مكتبي خود هميشه آينده را مي نگريست در اين زمان توانست از نقشه هاي خيانت و توطئه هاي عراق بر عليه جمهوري اسلامي آگاهي يابد و براي نشر اين آگاهي و پذيرش منطقي آن از طرف دولت موقت و اقدام مناسب با تلاش آن نمايشگاهي از اسناد توطئه ها، اسلحه ها و فشنگ هاي عراقي كه صدام بدست مزدوران داخلي داده بود تشكيل مي دهد عليرغم دعوت همه خبرنگاران و مسئوليت دولت متاسفانه هيچكس فرياد اين حسين فريادگر را نمي شنود و هيچ مقامي براي مقابله با توطئه هاي عراق اقدامي نمي كند.
در همين زمان در نتيجه تماسهاي نزديك و پي در پي با تيمسار مدني ماهيت ضد انقلابي او را در مي يابد و در اين راه كوششي فراوان مي نمايد بطوريكه با زيركي كليه پرونده هاي معاونان مدني را از خزانه استانداري خوزتسان بيرون آورده و با تكثير و توزيع آنها در مجامع مختلف خيانت هاي مدني را بازگو مي كند اما با كانديدا شدن مدني براي رياست جمهوري، حسين كه عمق فاجعه را احساس مي كرد لحظه اي نمي توانست آرام گيرد تا آنگاه كه به تهران آمده و سند جاسوسي مدني را در لانه جاسوسي گرفته و تكثير كرد. همچنين در كنار فعاليت هاي اجتماعي و سياسي هماره بسياري از وقت خود را صرف فعاليت هاي فرهنگي مي نمود بطوري كه عليرغم همه مسايل و مشكلات در اغلب راهپيماييها مردم شاهد سخنراني هاي گرم و آتشين حسين بودند و نيز كلاسهاي متعدد نهج البلاغه و تاريخ نيز داشت اما مهمترين فعاليت فرهنگي حسين در اين زمان چنانكه امام دستور داده بودند روي قانون اساسي بود كه در اين مورد چندين بار در مساجد و حسينيه اعظم اهواز سخنراني نمود در اين زمان، حسين كه كتاب ولايت فقيه امام را بررسي دقيق نموده بود مشاهده كرد كه جاي ولايت فقيه در پيش نويس قانون اساسي خالي است بهمين جهت به همراه برادر عادل اسدي نيا (نماينده فعلي مجلس شوراي اسلامي) كوششي بيدريغ براي تدوين ولايت فقيه در قانون اساسي نمود كه تلاش فراوان كاملا موفقيت آميز بود و به كمك نماينده اهواز در مجلس خبرگان (حجه الاسلام موسوي جزايري) طرح مذكور در قانون اساسي ذكر گرديد. با فرمان نهضت
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليك يا رسول الله ، درسهايي كه پيامبر اكرم به پيروانش در ميدان جهاد مي آموزد برادران و خواهران عزيز، مردم قهرمان ايران انقلابي، امروز ما در يكي از حساس ترين فرازهاي تاريخ اسلام بسر مي بريم. درك زماني كه در آن زندگي مي كنيم يكي از رسالتهاي بسيار مهمي است كه بر دوش تك تك ما قرار گرفته اين رسالت مكتبي ماست كه امروز پس از گذشت قرنها مجدداً به تاريخ اسلام بازگشت مي كنيم و حماسه هاي عظيم تاريخ صدر اسلام را بار ديگر در صحنه زمان زنده مي نمائيم از بهترين مسائلي كه بايد درك بكنيم در كنار رهبري امام امت خميني، در كنار رهبري پيامبر گونه او و در مقابل دشمنان قرار گرفته ايم شرايط ما بسيار حساس است امروز، روز جنگ است، امروز، روز جهاد است، و امروز روز پيكار و نبرد با كفار و دشمنان خداست امروز روز آزمايشات الهي است و هم اكنون ما در شرايطي قرار گرفته ايم كه پيامبر اكرم و يارانش ده سال در اين شرايط زندگي مي كردند شايد براي مردم قهرمان ما مسئله جنگ تازگي داشته باشد ولي اين تازگي داشتن و عدم آمادگي قبلي مي بايست ما را به تاريخمان بازگشت بدهد كه ببنيم پيامبر و يارانش كه ده سال پيش از هجرت در ميدانهاي جهاد تاخت و تاز مي كردند و ده سال در خطر دشمن زندگي مي كردند چگونه با دشمن مقابله مي كردند مهمترين مسئوليتي كه امروز ما بر دوش داريم پيوندي است محكم كه بايد با تاريخ صدر اسلام برقرار بكنيم يك پيوند عميق و زنجيري، يك پيوند مكتبي، پيوند با رهبر، پيوند با پيامبر، پيوند با رسول خدا و با پيوند با ياران همدوش او در ميدان هاي نبرد اگر تاريخ انقلابمان را مورد مطالعه قرار بدهيم مي بينيم كه مهمترين، مناسبت ترين لحظاتي كه امكان دارد براي ما تا بتوانيم با تاريخ صدر اسلام پيوند برقرار كنيم و خودمان را به آنها نزديك بكنيم همين شرايط جنگي است بهمين خاطر امام خميني در سخنرانيشان فرمودند: "كه اين جنگ رحمتهايي دارد، يكي از مهمترين رحمتهاي الهي كه درعمق اين جنگ، در قلب اين جنگ نهفته است اين است كه ما مي توانيم امروز با حماسه هاي شگفت تاريخ بشريت كه اولين بار بواسطه پيامبر، بواسطه علي، بواسطه ابوذر، بواسطه عمار و بلال حبشي و ديگر ياران سلحشور پيامبر در صحنه زمان شكل گرفت پيوند عميق مكتبي و انساني برقرار كنيم از آنها درس بگيريم امروز روزي است كه ما مي توانيم درس شهادت بياموزيم از كي؟ از ياران محمد كه يكسره در كنار او با كفار و مشتركين و منافقين پيكار كردند ما بارها و بارها پيوند عميق خودمان را بوسيله تظاهرات، بوسيله راهپيمائيها با امام امت با مكتب اسلام اعلام كرديم ما بارها اعلام كرديم كه به اسلام وفاداريم و شعار مرگ بر امريكا داديم و شعار اسلام مكتب ماست، خميني رهبر ماست داديم و بارها شعار داديم. "ما همه سرباز توايم خميني" امروز روز عمل است، امروز، روز فرياد است و امروز روز جهاد است و امروز روز آزمايش الهي است كه خداوند هميشه انسانها را مورد آزمايش قرار مي دهد "انا كنا لمبتلين" خداوند در قرآن مي فرمايد ما همواره شما را مورد آزمايش قرار مي دهيم، آزمايشات الهي دقيقاً در متن سختيها و مشكلات و رنجها و تعبهاست در مقابله با دشمن آزمايش معنا پيدا مي كند. ملت ما بارها و بارها حماسه هاي انقلابي خود را در اين قرن در صحنه زمان ظاهر ساخت و ملت ما با فريادهاي الله اكبرش مستضعفين جهان را بار ديگر اميد داد و امروز، جنگي روياروي، با دشمنان خدا، با طاغوتيان آغاز كرده ايم اين نبرد ادامه پيدا مي كند تا زماني كه واژه هاي اصلي مكتب صبر، جهاد، قتال در زندگي ما عمق و معنا پيدا كند ما بايد در اين نبرد به واژه هاي اصلي مكتب معنا بدهيم تحقق بدهيم و با اين واژه ها زندگي خودمان را يك زندگي مكتبي كنيم واژه جهاد و واژه قتال و واژه صبر در قرآن مكرر در مكرر بكار رفته ما آنقدر نبرد مي كنيم تا حقايق آشكار گردد "و ليبتلي الله ما في صدوركم و ليمحص ما في قلوبكم و الله عليم بذات الصدور" (ال عمران آيه 154)" ما در كوران آزمايشات الهي قرار مي گيريم تا خداوند ما را تزكيه بكند و ليمحص ما في قلوبكم "تا قلبهاي ما پاك سازي و تصفيه شود" و الله عليم بذات الصدور" بنابراين اين پيكار رحمت خداست چرا كه خداوند مي فرمايد:
ام حسبتم ان تدخلوا الجنه و لماياتكم مثل الذين خلوا من قبلكم (بقره آيه 214) آيا پنداشتيد همينطوري وارد بهشت مي شويد و مورد رحمت خدا قرار مي گيريد بدون اينكه شما مورد آزمايش قرار بگيريد تا مشخص و معلوم شود كه چه كساني در راه خدا جهاد مي كنند و چه كساني در ميدان جهاد صابرند.
بنابراين شرط ورود در بهشت خدا و رسيدن به وعده حق او اين است كه ما مشخص كنيم چقدر در راه خدا جهاد مي كنيم و چقدر در جهاد و پيكار در راه او صبر و استقامت داريم.
امروز يكي از بزرگترين رحمتهاي خدا است كه ما مي توانيم بخوبي ببينيم صحنه هاي نبرد پيامبر و يارانش را امروز ملت ما، رزمندگان ما، پاسداران عزيز و انقلابي ما در ميدان نبرد براحتي مي توانند پيوند برقرار كنند مي توانند صحنه هاي پيكار پيامبر و يارانش را با كفار و مشركين در ذهن مجسم كنند و اين تكرار عظيمي است كه مسئوليتش بدوش ماست ما بار ديگر مي خواهيم حماسه هاي پيامبر را زنده كنيم. در تاريخ انسانيت امروز مناسبترين شرايط براي احياء كردن اين حماسه ها وجود دارد. مسئوليت بزرگي كه بر دوش داريم اين است كه بار ديگر خداوند اين موقعيت را به ما داد تا ابوذرها و تا عمار با سرها و بلال حبشي ها و اين چهره هاي درخشان مكتب را به صحنه زمان بياوريم تا با صبر خودمان در ميدان جهاد و با مقاومت خودمان در مقابل دشمن و با ياد خدا و نيايش بدرگاه او خاطرات شگفت انگيز مسلمانان راستين صدر اسلام را زنده كنيم با ياران پيامبر كه مي گفتند "ربنا اغفرلنا ذنوبنا و اسرافنا امرنا و ثبت اقدامنا و انصرنا علي القوم الكافرين" هم زمزمه شويم، اين دعا و اين نيايشهاي ياران پيامبر را بار ديگر در ميدان نبرد تكرار بكنيم.
زنان ما بايد در اين موقعيت مناسب حماسه هاي زنان صدر اسلام را به بشريت در عصر حاضر نشان بدهند حتي كودكان ما و دختران ما و فرزندان ما و پدران ما همه و همه بايد ياد پيامبر و يارانش را در تاريخ تكرار كنيم. ما درس ايثار، درس گذشت، درس تقوي، درس ايمان و درس جهاد را در اين موقعيت بخوبي مي توانيم بياموزيم.
امام دقيق فرمودند كه اين جنگ رحمت است يكي از بزرگترين رحمتها اين است كه مي توانيم اين جنگ را تبديل كنيم به يك دانشگاه، به يك كلاس درس كه اين كلاس درس مي تواند براحتي و بخوبي بما درس ايثار بدهد درس شهادت بدهد، درس گذشت بدهد، درس صبر و ايمان و اطمينان به ياري الله بدهد. امام نكته اي بسيار عميق فرمودند گفتند كه: "قواي متحركه انسان در جنگ بحركت مي آيد" براستي اين نكته چقدر عميق است استعدادهاي انساني ما در صحنه نبرد دوباره زنده مي شود دوباره چشمه ها به جوشش مي افتد. تفكر و انديشه و ايمان و اخلاص بار ديگر در صحنه عمل، در صحنه زندگي، معني عميق خودش را پيدا مي كند. در اين بحران و در اين طوفان است كه روح ايثار و گذشت و اخلاق اسلامي معنا پيدا مي كند، در شرايط سخت و مشكل است كه نيايش با خدا عمق پيدا مي كند چرا كه ما پيامبر را مي بينيم به ما آموزش مي دهد. علي بن ابيطالب را مي بينيم در ميدان جهاد به ما آموزش نيايش مي دهد. همواره ذكر خدا از مهمترين آموزشهائي بود كه پيامبر اكرم به يارانش در ميدانهاي نبرد تعليم مي داد و اين موقعيت، موقعيت بسيار مناسبي است كه بار ديگر روح عرفان در كنار جهاد و روح نيايش در كنار پيكار و دعا در كنار شمشير با هم جمع بشوند و با هم معنا بعمق زندگي ما بدهند. دقيقا در اين شرايط جنگ هست كه ما مي توانيم با پيامبر انس پيدا بكنيم حتي با ابوذر حرف بزنيم حتي با عمار و ياسر و يا بلالي كه شمشير بدست مي گرفت و در راه خدا پيكار مي كرد سخن بگوئيم و با او احساس نزديكي بكنيم و با او احساس محبت و احساس انس بكنيم.
چگونه مي شود در شرايط رفاه و آسايش، رنج و سختيهاي كسي را كه در ميدان پيكار و شرايط بسيار مشكر قرار گرفته است درك كرد؟ امكان ندارد كسي كه در رفاه است، چطور مي تواند درد كسي را كه در رنج است تشخيص بدهد و درك بكند امكان ندارد تنها در شرايط سختي و در شرايط مشكل و در شرايط رنج و تعب هست كه مي توانيم "حيات و دردها و رنجهاي كسي را كه در شرايط جنگ بوده، در شرايط رنج بوده درك بكنيم."
ما تاريخ اسلام را مطالعه مي كنيم پيامبر و يارانش بعد از هجرت 10 سال در حال نبرد بودند تازه نبردي كه ما شروع كرديم چند روز است؟ 10 سال در حال جنگ و گريز بودند هر روز احتمال حمله دشمن مي رفت در شهر كوچك مدينه. هر آن احتمال مي رفت كه توطئه گران شبيخوني به شهر مدينه بزنند و ياران پيامبر را قتل عام بكنند.
اين صحنه هايي كه امروز براي جامعه انقلابي ما بوجود آمده در رابطه با پيكار با عراق كه در حقيقت پيكار با ابر قدرتهاست پيكار با امريكاست. پيكار با اسرائيل است، چند روزي است ايجاد شده. اين صحنه بارها و بارها براي پيامبر و يارانش تكرار شده، بارها و بارها علي ابن ابيطالب را اين صحنه ها تهديد مي كرد و امروز چه صحنه هاي زيبائي و چه روحهاي پر عظمتي تجلي مي كنند. امروز پرده زمان، حجاب زمان دريده مي شود با تاريخ پيوند برقرار مي كنيم. امروز خداوند اين فرصت را به ما داده كه خود را به دردهاي بلال حبشي و به رنجهاي ابوذر و به سلحشوري ابورجائه انصاري و به استقامت مصعب بن عمير و به شهامت و ايثار و گذشت ديگر ياران محمد، ياران وفادار نزديك كنيم. امروز حماسه هاي حمزه بن عبدالمطلب بار ديگر تكرار مي شود.
ما در اين برنامه درسهايي را كه پيامبر اكرم در طي 10 سال مبارزات پي گير از هجرت تا وفات در حداقل 64 جنگ، جنگ روياروي با مشتركين به يارانش آموخت بيان مي كنيم به اين اميد كه اين درس ها پيوندي با صدر اسلام باشد. ما در اين درس ها خواهيم آموخت كه پيامبر چگونه يارانش را تربيت مي كند، خواهيم آموخت كه رهبري در ميدان جهاد چگونه معنا پيدا مي كند و خواهيم آموخت كه پيامبر خود چگونه در ميدان نبرد شركت مي كرد. تاكتيك هاي نظامي پيامبر را در مقابل مشركين مورد مطالعه قرار مي دهيم جنگ هاي تهاجمي و تدافعي پيامبر و يا جنگهائي كه تنها هدفهاي سياسي را دنبال مي كرد و يا حمله هايي كه پيامبر شبيخون وار به دشمنان خدا وارد مي كرد اينها را از هم تفكيك مي كنيم و مورد مطالعه قرار مي دهيم. باز مسائلي چون رعايت اصول مخفيكاري و مسائل امنيتي كه پيامبر در ميدان نبرد آموزش مي داد و خود عمل مي كرد، تركيب و تنظيم نيروهايي كه پيامبر در ميدان بكار مي برد، و يا بطور كلي نحوه بكار گرفتن كليه نيروها در راه خدا (في سبيل الله) و يا اينكه مبارزه در مقابل طاغوت چگونه در صدر اسلام شكل مي گرفت آيات قران كه در اين ظرف زماني بر پيامبر نازل مي شد مورد مطالعه قرار مي گيرند. ما در اين مطالعه و در اين درس آياتي را كه قبل از جنگها بر پيامبر نازل مي شد آياتي كه در خود هنگام جنگ نازل مي شد و يا آياتي را كه بعد از اتمام جنگ بر پيامبر نازل شده اينها را بطور جداگانه مورد مطالعه دقيق انشاءالله بفضل خدا قرار خواهيم داد و اين درس دقيقاً در ارتباط با صحنه هائي كه امروز در مقابلش قرار گرفته ايم رهنمودهاي مكتبي به ما خواهد داد و اينجاست كه ما مي بينيم پيامبر اسلام را كه هر لحظه اش و هر روزش براي امتش درسي است و هر زماني را كه پيامبر هر عملي در آن زمان انجام مي دهد آن عمل براي يك مسلمان يك درس زندگي هست.
امروز كه ما در شرايط جنگ قرار گرفته ايم بايد لحظه هايي را كه پيامبر در هنگام جنگ بوده و درسهايي را كه پيامبر در لحظه هاي جنگ و جهاد در ميدان پيكار به يارانش داده امروز در كلاس زندگيمان مطرح بكنيم و بياموزيم و عمل بكنيم تا به اميد حق همچنانكه پيامبر بر سيل خروشان دشمنان پيروز شده م هم بر سيل خروشان قدرت نظامي ابر قدرت ها پيروز بشويم و تنها پيروزي هنگامي نصيب ما خواهد شد كه بتوانيم همان تاكتيكها همان روشها و همان طرحهاي پيامبر در ميدان نبرد را بار ديگر در تاريخ زنده بكنيم و در صحنه زندگي پياده بكنيم. وقتي كه به درس جنگ بدر رسيديم خواهيم ديد كه اين جنگ، با عراق شباهتهاي بسيار زيادي از جهات مختلف با جنگ بدر دارد و ما مطالعه مي كنيم آياتي را كه خداوند در جنگ بدر به يارانش فرو فرستاد و بر پيامبر وحي فرستاد (آيات 9 الي 10 از سوره انفال) و اين آيات باعث شد كه دل مومنين اطمينان و آرامش يافته در ميدان پيكار سخت پيكار كنند، سخت كوش باشند، استقامت بخرج دهند و باعث رعب در دل مشركين گردند و اين رعب در دل مشركين و اين اطمينان در دل مومين باعث شد كه جنگ نتيجتاً و نهايتاً بنفع مسلمين ختم شود.
بطور خلاصه در درس امروز زندگي پيامبر را به دو دوره متمايز از هم تقسيم مي كنيم پيامبر اكبرم در 2 دوره مختلف بعد از بعثت زندگي مي كرد دوره اول سيزده سال –دوره مكي- و دوران دوم 10 سال -دوران مدني يا دوران مدنيت- از ابتداي بعثت تا لحظه هجرت پيامبر اكرم داراي يك خط مشي مبارزاتي خاص بود كه اين خط مشي بيشتر به وضعيت زندگي ما، پيش از پيروزي انقلاب شباهت دارد پيامبر در 13 سال دوران مكه در شرايط خفقان زندگي مي كرد. سران قريش و مشركين، ياران پيامبر را در طول اين مدت مورد شكنجه و آزار قرار مي دادند پيامبر در طول اين 13 سال دوران مكي مورد حصر اقتصادي و آزارهاي گوناگون قرار گرفت. پيامبر از كليه حقوق انساني در طول اين مدت محروم بود ياران پيامبر از شدت شكنجه اي كه مشركين به آنها وارد مي كردند به حبشه هجرت كردند و به شهرها و روستاهاي مختلف پناه بردند 13 سال ياران پيامبر و خود پيامبر در شرايط خفقان زندگي مي كردند در اين شرايط هنوز خداوند اذن قتال، اجازه جهاد را به پيغمبر نداده بود اذن جهاد روياروي و جنگ و پيكار در ميدان نبرد را به آنها نداده بود تا اينكه اين آيه بر پيامبر نازل شد: "اذن للذين يقاتلون بانهم ظلمو". اذن و اجازه داده شدد به مومنين كه قتال بكنند با كساني كه به آنها ظلم مي كنند. پيامبر در طول 13 سال دوران مكي يارانش را در ميدان صبر آزمايش كرد اين ياران در طول 13 سال شكنجه ديدند، زجر كشيدند، محروميت كشيدند، از خانواده ها به دور بودند و در اين 13 سال آزمايشات سنگيني از طرف خداوند براي ياران پيامبر آمد و اين ياران بخوبي آزمايشات خودشان را در درگاه خدا نشان دادند و موفق بيرون آمدند پس از طي اين 13 سال دوران خفقان، هجرت آغاز شد ياراني كه سيزده سال مبارزه كردند امروز آمادگي پذيرش مسئوليتهاي يك حكومت اسلامي را دارند امروز اين ياران از مكه به مدينه هجرت مي كنند و مسئوليتهاي پايه ريزي اولين ستون هاي حكومت اسلامي را بر دوش مي گيرند ياراني كه تصفيه شدند تزكيه شدند و ايمانشان ثابت شد و ايمانشان و تقواشان و مبارزه اشان به همه ثابت گرديد بعد از 13 سال مبارزه پايه هاي اوليه حكومت اسلامي در مدينه پايه ريزي مي شود در طول 10 سال مبارزه در مدينه يعني دوران دوم بعثت از ابتداي هجرت تا وفات پيامبر حداقل 64 جنگ وجود دارد كه در اين 64 جنگ پيامبر شركت مي كند ما در اين درس غزوه هاي پيامبر را به ترتيب زماني مورد مطالعه قرار مي دهيم به اين اميد كه اين آموزشها را امروز در صحنه نبرد با دژخيمان و با دشمنان خدا بخوبي بكار بگيريم كار مطالعه ما و درس ما در مورد دوران دوم زندگي پيامبر يعني دوران مدني مي باشد در دوران اول دوران مكي كه 13 سال طول كشيد دوره انقلاب فرهنگي و اعتقادي و اخلاقي تاريخ اسلام بشمار مي رود اگر مطالعه بكنيم ادوار وحي را در اين زمان مي بينيم. آياتي كه در طول اين مدت بر پيامبر نازل شد بيشتر آياتي هستند كه جنبه هاي اعتقادي مسلمين و جنبه هاي فرهنگي و اخلاقي و مسائل خانوادگي را مطرح مي كنند و دوره دوم انقلاب، دوره انقلاب سياسي، اقتصادي و نظامي تاريخ اسلام است كه "دوران مدني" باشد. آياتي كه در اين زمان و در اين دوره بر پيامبر اكرم (ص) نازل شد بيشتر آيات جهاد، آيات قتال و آياتي است در رابطه با يك تشكيلات حكومت اسلامي در رابطه با مسئوليت و رسالت هاي رهبري، مسئوليتهاي مردم، روابط سياسي و مقابله با منافقين و مقابله با مشركين و كفار.
انشاءالله در درس آينده از ابتداي هجرت تا اولين و مهمترين جنگ صدر اسلام يعني جنگ بدر به توضيحات تاريخي خواهيم پرداخت و درسهائي را كه اين مرحله از تاريخ زندگي پيامبر به ما مي دهد مورد مطالعه قرار خواهيم داد. والسلام.
"الهي چه زيباست ايام دوستان تو با تو و چه نيكوست معاملت ايشان در آرزوي ديدار تو."
( پيامبر و آيين نبرد )
بسم الله الرحمن الرحيم
السلام عليك يا رسول الله. درس دوم ما درسهائي است كه غزوات پيامبر به پيروانش مي آموزد. در درس اول بيان كرديم كه زندگي پيامبر به دو دوره ممتاز و جداي از هم تقسيم مي گردد. دوران اول سيزده سال دوران مكي است كه از ابتداي بعثت تا ابتداي هجرت است و دوران دوم ده سال دوران مدينه كه از ابتداي هجرت تا وفات پيامبر است توضيح داديم كه دوران اول بعثت يعني دوران مكي، ادوار وحي همگام و هماهنگ با انقلاب اعتقادي، فرهنگي، اخلاقي، و دگرگوني در نظام زندگي خانوادگي بود. در طول اين سيزده سال مبارزه، سيزده سال صبر و مقاومت هجرت آغاز شد پيامبر و يارانش به مدينه آمدند. مدينه فضايي آزاد داشت.
درست بر خلاف موقعيت اجتماعي كه حاكم بر مكه بود، پيامبر و ياران در مدينه بآزادي مي توانستند تبليغ بكنند فرياد بكشند، مسجد درست كنند، نماز جماعت بپا كنند در حاليكه در مكه هرگز اين فرصت را نداشتند. نماز جماعت ها را بطول مخفيانه در بيرون مكه برگزار مي كردند. سيزده سال مبارزه پيگير پيامبر و يارانش باعث شد كه اينها در كوران مبارزه به خدا نزديك شوند و تصفيه و تزكيه بشوند و آمادگي پذيرش مسئوليتهاي حكومت اسلامي را داشته باشند. اينك پيامبر و يارانش از مكه به مدينه هجرت كرده اند. پيامبر در ابتداي ورود به مدينه در محلي بنام قبا مسجدي بعنوان اولين مسجد بنا مي كند (مسجد قبا) سپس پيامبر و ياران از محل قبا همراه با علي ابن ابيطالب كه چند روز بعد از آنها به محل قبا آمده بمدينه مي آيند. در روز جمعه كه پيامبر و يارانش در فاصله ميان قبا و مدينه و يا در يثرب هستند نماز جمعه را بعنوان اولين نماز جمعه در اسلام برگزار مي كنند. پيامبر در اين نماز جمعه خطبه بسيار مهمي را ايراد مي كند وقتي مطالعه مي كنيم مي بينيم كه پيامبر از همان ابتداي ورود به مدينه سياستهاي بسيار مهمي را، خط مشي بسيار مهمي را براي ايجاد يك حكومت اسلامي دنبال مي كند كه ما اگر مقايسه بكنيم دقيقاً همين خط مشي و همين سياست ها را در رابطه با عملكرد امام امت خميني بت شكن بعد از پيروزي انقلاب بخوبي مشاهده مي كنيم.
حال به مقايسه مي پردازيم و راجع به اين اعمال و روشهاي پيامبر فكر مي كنيم در ابتدا بايد تركيبي از اوضاع اجتماعي يثرب را كه بعد از هجرت پيامبر به اين شهرك بنام مدينه خوانده شد بيان بكنيم يثرب از دو قبيله اوس و خزرج تشكيل شده كه اين دو قبيله بعد از سالهاي بسيار كه با همديگر جنگ داشتند بعلت ايمان آوردن و اسلام آوردن هم اكنون با همديگر پيمان اخوت بسته اند، عقد اخوت بسته اند، بجز اين دو قبيله اوس و خزرج سه قبيله يهودي بنام بني قينقاع و بين قريضه و بين النضير در جامعه مدينه زندگي مي كنند اقتصاد شهر مدينه در دست يهوديان است. قبيله اوس و خزرج دو قبيله فقير هستند پيامبر اولين كاري را كه در ورود به مدينه انجام مي دهد يك منشور بسيار مهم سياسي را تدوين مي كند. كار تدوين اين منشور سياسي براي نظم دادن به اوضاع اجتماعي يثرب بسيار مهم است. اين منشور براساس مكتب اسلام مطرح مي شود در اين منشور حدود اجتماعي، حقوق افراد، گروهها، طبقات جامعه، اقليتها، سياست داخلي و خارجي حكومت پيامبر و بنياد حقوقي و سياسي و اجتماعي اسلام مشخص مي شود و پيامبر مدينه را بعنوان كانون قدرت معنوي و سياسي جزيره العرب براي اولين بار در تاريخ جزيره العرب قرار مي دهد. تمام هدف پيامبر از ايجاد اين منشور سياسي يك چيز است و آن صدور انقلاب و نفوذ اسلام است و اين منشور سياسي كه پيامبر تدوين كرد شباهت بسيار زيادي به تدوين قانون اساسي در جمهوري اسلامي دارد كه ديديم امام امت خميني در مورد تدوين قانون بسيار بسيار تاكيد فراوان داشتند. پيامبر در طول اين مدت دسته هاي كوچك و بزرگ سپاه، هيئتهاي تبيلغي، سفراي سياسي، جوانان پرشور و پر هيجان و آگاه را به قبايل، عشاير و نقاط مختلف اعزام مي كرد، از دروازه مدينه خارج مي كرد و همگام با صدور انقلاب جنگها آغاز شدند. بنابراين كار پيامبر در ابتداي ورود به مدينه، در آغاز حكومت اسلامي ايجاد :
1- منشور سياسي براي اجتماع يثرب براساس مكتب، بخاطر صدور انقلاب از مدينه.
2- پيامبر در ابتداي ورود به مدينه شروع كردند به ساختمان مسجد بعد از مسجد قبا، مسجد بعنوان پايگاه مهمي براي اجتماع مسلمين، براي حقوق سياسي، اجتماعي، براي كارهاي مربوط به دادگستري و براي رسيدگي به امور اجرايي و محلي براي اجتماع مسلمين است و حتي قبل از جنگها مسلمين در مسجد، در ابتدا اجتماع مي كردند و پيامبر براي آنها صحبت مي كرد و سپس همه سپاه از مسجد به ميدان جنگ اعزام مي شدند، در ابتدا بلال حبشي و يا ديگران فرياد "الله اكبر" را بر مدينه طنين افكن وي كردند سپس مردم مي فهميدند هنگام جنگ است و فرمان جنگ آمده است زره بر تن مي كردند و شمشير مي بستند و به مسجد مي آمدند و پيامبر براي آنها صحبت مي كرد و سپس پيامبر مسلمين را از مسجد به ميدان جهاد اعزام مي كرد بنابراين كانون بسيار مهمي در اسلام بعنوان مسجد مقر براي حكومت اسلام تشكيل شد و ما دقيقاً شباهت اينكار را در پيام هاي امام مي بينيم كه امام حسين بعد از پيروزي انقلاب چقدر تاكيد بر مساجد داشتند كه مساجد سنگر است، سنگرها را حفظ كنيد، انقلاب از مساجد شروع شد براي تداوم انقلاب بايد مساجد را حفظ كرد در مساجد اجتماع كنيد، مساجد را پر بكنيد. پيام امام خميني در ماه رمضان مبين اين مسئله بود و اين همان خط مشي است كه پيامبر اسلام در مدينه در آغاز تشكيل حكومت اسلامي دنبال مي كرد ايجاد تمركز و اجتماعات مسلمين، مسجد بعنوان مقر رسيدگي به امور قضايي، محل اجتماع مسلمين قبل از شروع جنگ، مركز آموزش هاي فرهنگي، آموزش هاي اعتقادي، مسجد مقري بود كه هنگامي كه در آيات خداوند بر پيامبر اكرم فرود مي آورد، نازل مي كرد. پيامبر مسلمين را در مسجد جمع مي كرد وآيات قرآن را به آنها آموزش مي داد و مسلمين در مسجد جمع مي شدند و در مورد اين آيات تفكر مي كردند، انديشه مي كردند و اين آيات را در صحنه عمل مي آوردند و به آيات خدا عمل مي كردند و همينطور آيات نازل شده بر پيامبر را به ديگران آموزش مي دادند.
3- آموزش هاي نظامي : آموزش هاي نظامي پيامبر بعد از هجرت در مدينه در دو شكل خاص بود آموزش هاي تئوري و آموزش هاي عملي، آموزش هاي عملي به اين ترتيب بود كه زمين مسطحي بود خارج از مدينه و پيامبر اكرم هر روز صبح كه در اكثر مواقع خودش در آن زمين حضور پيدا مي كرد جواناني را كه تازه ايمان آورده بودند، تازه اسلام آورده بودند، همه در آن زمين جمع مي شدند و شروع مي كردند به تيراندازي، اسب دواني، شمشير زني، و ديگر آموزش هاي رزمي را مي ديدند و در اكثر مواقع خود پيامبر شخصاً در اين آموزشها شركت مي كرد و پيامبر براي تشويق اين جوانان و براي ايجاد روحيه سلحشوري و شجاعت در آنان تشويقهاي مختلفي را انجام مي داد مثلاً يكبار پيامبر اكرم از همان زمين مسطحي كه تقريباً مشخص كرده بودند كه خارج از مدينه بود مي خواست عبور كند يك عده از اين جوانها در اين زمين مسطح در حال آموزش نظامي بودند پيامبر در ابتداي ورود به اين زمين مسطح كفشهايش را در مي آورد و بعد از زمين عبور مي كند و وقتي كه از زمين مسطح كه محل آموزش نظامي است عبور مي كند كفشها را دوباره بپا مي كند و راهش را ادامه مي دهد يكي از جوانهاي مسلمان نسبت به اين عمل پيامبر كنجكاو مي شود مي ورد دنبالش و مي گويد "يا رسول الله" اين عمل تو چه بود؟ چرا كفشهايت را در اين زميني كه ما داشتيم در آن آموزش نظامي مي ديديم در آوردي و بعد پوشيدي؟ و پيامبر در جواب او چنين گفت زميني كه ياران خدا براي جهاد در راه او در آن زمين آموزش ببينند و خودشان را براي جهاد در راه خدا تجهيز بكنند آن زمين قطعه اي از بهشت است و چون اين زمين قطعه اي از بهشت بود من به احترام اين كفشهايم را در آوردم. از تشويق هاي بسيار زيادي كه پيامبر در مورد يارانش داشت در هنگام آموزش هاي تئوري نمونه هاي زيادي داريم اما آموزش هاي عملي نظامي كه پيامبر از آغاز وورد به مدينه داشت بصورت سريه ها، غزوه ها مي باشد سريهدر تاريخ اسلام براي جنگهايي بكار مي رود كه پيامبر در آن حضور نداشته و غزوه به جنگهايي كه خود پيامبر شخصاً در آنها شركت داشته است گفته مي شود. ما مي بينيم پيامبر اكرم در ابتداي ورود به مدينه يك سري سريه ها را به رهبري ياران خاصش شروع مي كند اولين سريه به رهبري "حمزه ابن عبدالمطلب" است كه در ماه هشتم هجرت صورت مي گيرد. حمزه ابن عبدالمطلب فرمانده سپاه است و 30 نفر از مجاهدين صدر اسلام، سپاه او هستند، نقطه اي نام عيس (امين) كه در كرانه درياري احمر است هدفشان است و هدف اصلي اين است كه كارواني از قريش كه رهبرشان ابوجهل است و 300 نفر محافظ دارند از محل مدينه در حال عبور است و پيامبر اكرم "حمزه ابن عبدالمطلب" را با همراهي اين 30 نفر مجاهد به آن نقطه اعزام مي كند تا "حمزه ابن عبدالمطلب" ابوجهل و اين كاروان تجاري قريش را مورد تهديد قرار بدهد.
باز در ماه نهم سريه اي است به رهبري "عبيده ابن حارث" كه در اين سريه 60 نفر از مجاهدين صدراسلام همراه او هستند باز هدف اين سريه اين بود كه با كارواني كه به رهبري ابوسفيان بود و كاروان تجاري بود كه 200 نفر محافظ همراه داشت درگير بشوند.
سوم سريه اي دارم به رهبري "سعدابن ابي وقاص" كه همراه با هشت نفر از مجاهدين صدر اسلام بود به قصد تهديد كاروان تجارتي قريش.
چهارم در ماه دهم هجرت غزوه ابداء است كه خود پيامبر شخصاً در اين غزوه شركت دارد پيامبر مدينه را به "سعدابن ابومعاذ" مي سپرد. سعدابن ابومعاذ را جانشين خودش در مدينه قرار مي دهد خودش همراه ياران سلحشورش، براي درگير شدن با كاروان قريش اعزام مي شوند اين درگيري، اين اعزام نبرد، منجر به درگيري نيز مي شود ولي پيامبر موفق مي شود كه در اين غزوه "ابداء" يك سري پيمانهاي سياسي با قبايل مختلف كه بر سر راهش بودند منعقد كند.
باز در نخستين ماه سال دوم هجرت غزوه "بوات" است كه پيامبر همراه 200 نفر از مجاهدين صدر اسلام اعزام مي شوند براي كاروان تجاري كه به رهبري "اميه اين خلف" است كه با 100 نفر مسلح محافظت مي شود، باز درگيري مي شود ولي پيامبر موفق مي شود كه در طول اين مسير پيمانهاي نظامي را منعقد بكند.
در نيمه جمادي الاول كاروان تجارتي است به رهبري ابوسفيان، كه پيامبر همراه 600 تن از ياران سحلشورش براي درگيري با اين كاروان از مدينه خارج مي شوند كه غزوه عشيره نام دارد اما پيامبر مدتي در انتظار كاروان در محل عشيره توقف مي كنند ولي با كاروان روبرو نمي شوند اما پيامبر موفق مي شود كه با قبايل مختلفي كه سر راهش هستند پيمانهاي عدم تعارض را منعقد بكند.
باز غزوه بدرالاول است كه كارواني از قريش حمله اي شبيخون وار به اطراف مدينه مي زنند كه پيامبر و يارانش به تعقيب آنها مي پردازند اما موفق به درگيري نمي شوند هشتمين مورد قبل از جنگ بدر سريه اي است به رهبري عبداله ابن حجج است در ماه رجب سال دوم هجرت صورت مي گيرد در اين سريه حادثه بسيار مهمي اتفاق مي افتد و آن اينكه "عبدالله ابن حجج" و يارانش با كاروان قريش درگير مي شوند و يك نفر از كاروان قريش را به قتل مي رسانند ولي اين قتل در يكي از ماههاي حرام صورت مي گيرد كه بعد كه عبدالله ابن حجج و يارانش به مدينه بر مي گردند پيامبر مي بيند كه عده اي از مردم مدينه آنها را سرزنش مي كنند كه چرا شما در ماه حرام خون ريختيد؟ در همين زمان است كه اين آيه بر پيامبر نازل مي شود "يسئلونك عن الشهر الحرام قتال فيه قل قتال فيه ك
لینک کپی شد
نظر شما
