ويژگيهاي اخلاقي شخصيتي - سادگي و خاکي بودن
مثلاً اگر از پيرانشهر به نقده و اروميه مي خواستيم بياييم ، فرمانده سپاه پيرانشهر وظيفه خود مي دانست كه همراه آخرين گروهي كه بطرف شهر نقده مي روند، حتماً يك اسكورت اضافي بفرستد و صرفاً اين طور نبود كه براي يك فرد مسئول بفرستد طبعاً براي مسئولين تاكيد بيشتري مي شد چون مسئولين بواسطه كارشان شايد اصرار داشتند كه مسير را طي كنند و بعضاً نيروهايي كه عادي تر بودند ، در همان شهر مي ماندند . ولي چيزي كه قطعي بود اين بود كه فرمانده بومي منطقه روي اين امر تاكيد داشت و جزءوظايف خودش مي دانست كه همراه اين گروه يك گروه اسكورت بفرستد كه به نحو احسن بتوانند امنيت را برايش برقرار كنند ما تقريباً يكي از مشكلاتي كه داشتيم اين بود كه وقتي با شهيد بروجردي به شهرستانهاي كه دور از مركزيت بود مي رفتيم در هنگام برگشت اگر كارمان به ساعتهاي آخر تامين جاده مي كشيد ،معمولاً شهيد بروجردي قبول نمي كردند كه همراه ما يك گروه اضافه بياييد و خيلي ابا داشتند از اينكه خداي نكرده براي آنان اتفاقي بيافتد يا اينكه فردي مجروح يا شهيد شود و حداقل اينكه صرفاً از شهيد بروجردي حمايت نمايند و براي ايجاد امنيت ايشان ،افرادي به زحمت بيفتد در نهايت وقتي مسئولين منطقه را مصر مي ديد و ميديد چاره اي ندارد و بايد به خواسته آنها تن بدهد ، ايشان از خودروي خودمان پياده مي شد و به پشت تويوتا وانت كه مسئوليت اسكورت را برعهده داشت مي رفت (در داخل ماشين نيروهايي كه به عنوان اسكورت آمده بودند مي نشستند و همراه اين نيروها مي آمد تا از منطقه مورد نظر خارج مي شديم) و هنگامي كه قرار بود اين نيروها برگردند ، از تويوتا وانت آنها پياده مي شد و مي آمد سوار ماشين خودمان مي شد و ادامه مسير مي داديم.
لینک کپی شد
نظر شما
