جنگ حيات دوباره اي به اين انقلاب بخشيد
مشاورمسئوليت اجرايي ندارد اما چشم وگوش رئيس جمهور است وبرآن چه که برقشر ايثارگرجامعه مي گذرد نظارت دارد. معاون دست وبازوي رئيس جمهور است و مشاور چشم وگوش او است . کارمشاور رئيس جمهور درامور ايثارگران نظارت بر حسن اجرايي قوانين، هماهنگي ميان دستگاه هاي مختلف کشور درامورايثارگران ،شناسايي قوانين و مقرراتي که نيازمندتدوين وتصويب هستند، تشخيص خلاء هاي قانوني،تشخيص قوانين متناقض ومتضاد ، تشخيص قوانيني که بايد اصلاح شوند،تشخيص وشناسايي دستگاه هايي که درانجام وظايف خود نسبت به ايثارگران کم کاري مي کنند، پيگيري قوانين ومصوباتي که در برنامه هاي سالانه وبرنامه هاي بلندمدت ودرمصوبات دولت گنجانده شده اند،مي باشد.
درکنار اين وظايف رسيدگي به برخي درخواست ها ومسائل موردي مربوط به ايثارگران است . به عبارتي حدود90 -80 درصد کار من مربوط به قسمت اول وحدود 20-10 درصد هم رسيدگي به مسائل موردي ايثارگران مي شود. البته دفتر مشاور بودجه خاصي براي رسيدگي به اين گونه امور را ندارد بلکه مي تواند از طريق هماهنگي با دستگاه هاي اجرايي به اين مسائل موردي رسيدگي کند. دفتر ما در سفرهاي متعدد استاني وديدو بازديدهايي که انجام مي دهد به روند رسيدگي به امور ايثارگران و نحوه اجراي قوانين و مصوبات مربوط به آنان نظارت مي کند وهمچنين بردستگاه هايي که وظايف تعريف شده اي نسبت به ايثارگران دارند، نظارت مي کند.
همه اين وظايف وکارکردهاي ما دريک جمله خلاصه مي شود و آن اينکه ما مي رويم تا نگذاريم پيشکسوتان جهاد وشهادت درپيچ وخم زندگي روزمره خود به فراموشي سپرده شوند. گر چه ظلم است که ما دراين دولت بگوييم تلاش مي کنيم به فراموشي سپرده نشوند بلکه دراين دولت مابايد به دنبال چيزي بيش از به فراموشي سپرده نشدن باشيم. انصافا دراين دولت کارهاي خوبي درخصوص خدمت رساني به ايثارگران صورت گرفته است اما هنوز هستند ايثارگراني که نيازمند به توجه بيشتر دولت و مسئولين هستند.
درکنار اين وظايف رسيدگي به برخي درخواست ها ومسائل موردي مربوط به ايثارگران است . به عبارتي حدود90 -80 درصد کار من مربوط به قسمت اول وحدود 20-10 درصد هم رسيدگي به مسائل موردي ايثارگران مي شود. البته دفتر مشاور بودجه خاصي براي رسيدگي به اين گونه امور را ندارد بلکه مي تواند از طريق هماهنگي با دستگاه هاي اجرايي به اين مسائل موردي رسيدگي کند. دفتر ما در سفرهاي متعدد استاني وديدو بازديدهايي که انجام مي دهد به روند رسيدگي به امور ايثارگران و نحوه اجراي قوانين و مصوبات مربوط به آنان نظارت مي کند وهمچنين بردستگاه هايي که وظايف تعريف شده اي نسبت به ايثارگران دارند، نظارت مي کند.
همه اين وظايف وکارکردهاي ما دريک جمله خلاصه مي شود و آن اينکه ما مي رويم تا نگذاريم پيشکسوتان جهاد وشهادت درپيچ وخم زندگي روزمره خود به فراموشي سپرده شوند. گر چه ظلم است که ما دراين دولت بگوييم تلاش مي کنيم به فراموشي سپرده نشوند بلکه دراين دولت مابايد به دنبال چيزي بيش از به فراموشي سپرده نشدن باشيم. انصافا دراين دولت کارهاي خوبي درخصوص خدمت رساني به ايثارگران صورت گرفته است اما هنوز هستند ايثارگراني که نيازمند به توجه بيشتر دولت و مسئولين هستند.
شماعلاوه بر آنکه مسئوليت هايي در ارتباط با مسائل ايثارگران وجبهه وجنگ داشته ايد و داريد، صاحب آثار نوشته هاي ادبي متعددي هم دراين زمينه هستيد. به نظر شما چه دسته بندي مي توان ازآثار ادبي مربوط به دفاع مقدس ارائه داد؟ ما دررابطه با دفاع مقدس آثار ادبي متعددي درقالب هايي چون رمان،داستان ،خاطره،شعر ، نمايشنامه و... داريم . اگر چه درميان اين قالب هاي ادبي، رمان ماندگار ترين آنهاست اما خاطرات بچه هاي جنگ به قدري جذاب وزيبا وشنيدني ا ست که اگر رزمنده اي اين خاطرات را خوب تعريف کندوکسي اين خاطرات راخوب بنويسد به نظرمن ازرمان وداستان چيزي کم نخواهد داشت. به همين علت من معتقدم همه کساني که مي توانندخاطره جنگ توليد کنند به دليل حضوري که در جبهه داشته اند موظفند آنها رانقل کنند چرا که اين خاطرات به رمان وداستان پهلو مي زنند.
ما هم اکنون دستهايمان از لحاظ خاطره پر است و ثروت عظيمي دراين زمينه داريم وازلحاظ داستان کوتاه جنگ هم غني هستيم اما درعرصه رمان وضع مطلوبي نداريم. يک دسته بندي ديگري هم مي توان از آثار ادبي مربوط به دفاع مقدس ارائه داد. آثاري هستند که توسط کساني تهيه شده که جبهه وجنگ را درک کرده اند ودر ميدان هاي نبرد حضور داشته اند. آثاري هم هستند که توسط کساني تهيه شده که از دور، دستي برآتش داشته اند وپا به جبهه نگذاشتند. عده اي هم هستند که پس ازجنگ وارد عرصه ادبيات جنگ شده اند و آثار متعددي تابه امروز به رشته تحرير درآورده اند . خوب روشن است که بچه هايي که درجبهه هاي جنگ بوده اندوبه اين حضور اعتقاد داشتند سرمايه اصلي توليد داستان ورمان هستند. فقط لازم است دوره آموزش داستان نويسي بروند آنگاه شماخواهيد ديد که چه آثار گرانبهايي از آنان به وجود مي آيد .
به نظر من اين دسته ازافراد بهترين خالقان داستان هاي کوتاه ورمان هاي مربوط به دفاع مقدس رزمندگان ماهستند. ازاين لحاظ تفاوت بين آثاري که رزمنده ها تهيه وتوليد کرده اند بسيار متفاوت از دو دسته ديگر است . بچه هايي که پس از جنگ وارد عرصه قلم زني دفاع مقدس شده اند وهمچنين کساني که تازه مي خواهند وارد اين عرصه شوند سرمايه عظيمي تحت عنوان خاطرات مکتوب جنگ رادارند. ما آنقدر خاطرات جذاب وشنيدني وپرمحتوا داريم که منبع اوليه والهام بخش نويسندگان فعلي خواهدبود. لذا اگرکسي که جنگ را نديده بخواهد دراين زمينه قلم زني کندسرمايه اوليه وگرانبهايي رادارد.
برخي از آثار مربوط به دفاع مقدس براي نسل جوان امروز چهره اي رويايي از رزمندگان ورويدادهاي جنگ ارائه مي دهند که نسل امروز را در درک وشناخت حقيقي دفاع مقدس به انحراف مي کشاند . مثلااز شهداي دفاع مقدس چهره اي فرازميني ارائه مي دهند. نظرشما دراين خصوص چيست؟
البته اغلب نويسندگان دفاع مقدس اين کار را نمي کنند. من معتقدم که بچه هاي جنگ ، افرادي زميني مثل سايرمردم بودند . اگر مااين افراد را فرازميني يافرازماني توصيف کنيم وتصويري غير حقيقي از صحنه هاي جنگ ارائه دهيم خدمتي به دفاع مقدس نکرده ايم به اين گونه آثار نمي توان نام ادبيات گذاشت بلکه اينها رمانس ، اسطوره يا آثار فانتزي هستند. عده اي هم بودندکه از اين سوي پشت بام سقوط کردند. يعني ماهم افراط راداريم وهم تفريط را .
عده اي دراين مسير به قدري تندروي کردندکه گاهي بچه هاي جبهه وجنگ را ازآن معنويت وانسانيت ساقط کردند وبعد ارزش قضيه رابه فراموشي سپردند. اغلب نويسندگان که اين گونه آثار را مي نويسند ، رزمندگان جبهه نبوده اند. ما نبايد جنگ وهمه آنچه که به آن مربوط است را ازحالت عادي اش خارج کنيم وتصويري ارائه دهيم که وقتي نسل جنگ نديده آن را مطالعه مي کند بگويد اين جنگ يک قصه تخيلي است. همچنين ما نبايد براي فرار از اين افراط به ارزش هاي دفاع مقدس توهين کنيم. جنگ از يک معنويت خاصي برخوردار است که نبايد به ساحت آن توهين شود. ممکن است فردي براي دزدي به جبهه رفته باشد. يک نويسنده حق ندارد در اثر خود به گونه اي اين موضوع را بپروراند که از اين شخصيت يک تيپ ساخته شود و بعد به همه رزمندگان تعميم داده شود. اين گونه افراد هرگز در جبهه به عنوان يک تيپ مطرح نبوده اند.
زماني که يک فردي به من رماني در ارتباط با جبهه و جنگ داد،پس از مطالعه اين اثر به او گفتم شما رفته اي مهره هاي شر جنگ را گزينش کرده اي و اينها را همچون تسبيح با يک نخ به هم متصل کرده اي و يک تسبيح شر آفريده اي. يک نويسنده نبايد انبوه زيبايي هاي جبهه را ناديده بگيرد و بگردد معدود جنبه هاي منفي جنگ را پيدا کند و روي آن مانور بدهد. رزمندگان ما شخصيت هايي بودند که حضرت امام (ره) درباره آنان فرمود: من دست شما را مي بوسم و به اين بوسه افتخار مي کنم. امام که دست افراد بد را نمي بوسد.
آموزش نسل جديدي که قصد دارد وارد عرصه ادبيات دفاع مقدس شود بسيار مهم است. اين نسل وظيفه انتقال هر آنچه که در جنگ گذشت را به نسل آينده بر عهده دارد. وضعيت آموزش نويسندگان جوان در خصوص دفاع مقدس را در کشور چطور ارزيابي مي کنيد؟
من فقط در حوزه داستان و رمان اظهار نظر مي کنم. داستان عرصه اي است که براي پرواز در آن به 2 بال نياز است.
يکي تکنيک و ديگري محتواست. تکنيک آموزش دادني است. در آموزش و پرورش ما و متون آموزشي دوره هاي مختلف تحصيلي خبري از اين آموزش نيست. کتب نظريه ادبيات داستاني در بازار و کتابخانه ها موجود است و مي تواند پاسخگوي خيلي از نيازهاي فعالان اين عرصه باشد. در مراکز آموزش نظامي ازتجربه هاي جنگ خوب استفاده شده اما درعرصه ادبيات اين استفاده به خوبي انجام نشده .بال محتوايي هم از اين قرار است که فرد يا بايد خود در جبهه حضور داشته باشد يا بايد از کتاب ها و خاطرات دفاع مقدس استفاده کند.
ما بعد از جنگ نويسنده هاي داوطلب را به مناطق جنگي برديم و پس از ارائه اطلاعات مربوط به جنگ از آنان خواستيم که با توجه به اين فضا اثر ادبي توليد کنند. لذا دو بال تکنيک و محتوا مي توانند يک نويسنده را براي خلق يک اثر ادبي ارزنده به پرواز درآورند.
شما لزوم گراميداشت هفته دفاع مقدس را در چه مي دانيد؟
اگر ما تا ابد هم اين هفته را به بزرگداشت دفاع مقدس اختصاص بدهيم کار بزرگي نکرده ايم زيرا حادثه در جنگ آنقدر بزرگ بود که حيات نظام ما را نشانه رفته بود. جنگ و دفاع مقدس تمام نظام را حفظ کرد. ما در اين جنگ يک سانتيمتر از خاک کشور، يک بند از قانون اساسي و يک سر سوزن از اعتقادات کلان ملت را از دست نداديم. لذا جنگ حيات دوباره اي به اين انقلاب بخشيد و هر چه اين حماسه را مورد تقدير قرار دهيم کم است. به طور مثال آيا ما مي توانيم ادعا کنيم که نسبت به پدر و مادر خود ديني نداريم. حتي اگر تمام عمر به آنان خدمت کنيم باز هم کم است. بچه هاي رزمنده ما پدران و مادران انقلاب ما هستند. در دولت هاي گذشته زمزمه هايي بود مبني بر اينکه هفته دفاع مقدس را به روز 31 شهريور تقليل دهند.
اما همان زمان از صدام آموختيم که نبايد اين کار را کنيم زيرا او با آنکه شکست خورده بود يک هفته را به گراميداشت جنگ اختصاص داده بود. اما ملاحظه اي هم بر اين قضيه دارم و آن اينکه ما بايد در تمام طول سال به مناسبت هاي متعدد دفاع مقدس را گرامي بداريم. هفته دفاع مقدس با روزي آغاز مي شود که ما زير آتش دشمن قرار گرفتيم. اما ما نمي توانيم سوم خرداد را ناديده بگيريم، حادثه اي که سر تاسر مقاومت، ايثار، پيروزي و نشاط است. سالگردهاي پيروزي عمليات ها هم مهم است که بايد گرامي داشته شوند. شکست حصر آبادان هم از اين جمله است.
اميرحسين دهقاني
سايت ساجد
ما هم اکنون دستهايمان از لحاظ خاطره پر است و ثروت عظيمي دراين زمينه داريم وازلحاظ داستان کوتاه جنگ هم غني هستيم اما درعرصه رمان وضع مطلوبي نداريم. يک دسته بندي ديگري هم مي توان از آثار ادبي مربوط به دفاع مقدس ارائه داد. آثاري هستند که توسط کساني تهيه شده که جبهه وجنگ را درک کرده اند ودر ميدان هاي نبرد حضور داشته اند. آثاري هم هستند که توسط کساني تهيه شده که از دور، دستي برآتش داشته اند وپا به جبهه نگذاشتند. عده اي هم هستند که پس ازجنگ وارد عرصه ادبيات جنگ شده اند و آثار متعددي تابه امروز به رشته تحرير درآورده اند . خوب روشن است که بچه هايي که درجبهه هاي جنگ بوده اندوبه اين حضور اعتقاد داشتند سرمايه اصلي توليد داستان ورمان هستند. فقط لازم است دوره آموزش داستان نويسي بروند آنگاه شماخواهيد ديد که چه آثار گرانبهايي از آنان به وجود مي آيد .
به نظر من اين دسته ازافراد بهترين خالقان داستان هاي کوتاه ورمان هاي مربوط به دفاع مقدس رزمندگان ماهستند. ازاين لحاظ تفاوت بين آثاري که رزمنده ها تهيه وتوليد کرده اند بسيار متفاوت از دو دسته ديگر است . بچه هايي که پس از جنگ وارد عرصه قلم زني دفاع مقدس شده اند وهمچنين کساني که تازه مي خواهند وارد اين عرصه شوند سرمايه عظيمي تحت عنوان خاطرات مکتوب جنگ رادارند. ما آنقدر خاطرات جذاب وشنيدني وپرمحتوا داريم که منبع اوليه والهام بخش نويسندگان فعلي خواهدبود. لذا اگرکسي که جنگ را نديده بخواهد دراين زمينه قلم زني کندسرمايه اوليه وگرانبهايي رادارد.
برخي از آثار مربوط به دفاع مقدس براي نسل جوان امروز چهره اي رويايي از رزمندگان ورويدادهاي جنگ ارائه مي دهند که نسل امروز را در درک وشناخت حقيقي دفاع مقدس به انحراف مي کشاند . مثلااز شهداي دفاع مقدس چهره اي فرازميني ارائه مي دهند. نظرشما دراين خصوص چيست؟
البته اغلب نويسندگان دفاع مقدس اين کار را نمي کنند. من معتقدم که بچه هاي جنگ ، افرادي زميني مثل سايرمردم بودند . اگر مااين افراد را فرازميني يافرازماني توصيف کنيم وتصويري غير حقيقي از صحنه هاي جنگ ارائه دهيم خدمتي به دفاع مقدس نکرده ايم به اين گونه آثار نمي توان نام ادبيات گذاشت بلکه اينها رمانس ، اسطوره يا آثار فانتزي هستند. عده اي هم بودندکه از اين سوي پشت بام سقوط کردند. يعني ماهم افراط راداريم وهم تفريط را .
عده اي دراين مسير به قدري تندروي کردندکه گاهي بچه هاي جبهه وجنگ را ازآن معنويت وانسانيت ساقط کردند وبعد ارزش قضيه رابه فراموشي سپردند. اغلب نويسندگان که اين گونه آثار را مي نويسند ، رزمندگان جبهه نبوده اند. ما نبايد جنگ وهمه آنچه که به آن مربوط است را ازحالت عادي اش خارج کنيم وتصويري ارائه دهيم که وقتي نسل جنگ نديده آن را مطالعه مي کند بگويد اين جنگ يک قصه تخيلي است. همچنين ما نبايد براي فرار از اين افراط به ارزش هاي دفاع مقدس توهين کنيم. جنگ از يک معنويت خاصي برخوردار است که نبايد به ساحت آن توهين شود. ممکن است فردي براي دزدي به جبهه رفته باشد. يک نويسنده حق ندارد در اثر خود به گونه اي اين موضوع را بپروراند که از اين شخصيت يک تيپ ساخته شود و بعد به همه رزمندگان تعميم داده شود. اين گونه افراد هرگز در جبهه به عنوان يک تيپ مطرح نبوده اند.
زماني که يک فردي به من رماني در ارتباط با جبهه و جنگ داد،پس از مطالعه اين اثر به او گفتم شما رفته اي مهره هاي شر جنگ را گزينش کرده اي و اينها را همچون تسبيح با يک نخ به هم متصل کرده اي و يک تسبيح شر آفريده اي. يک نويسنده نبايد انبوه زيبايي هاي جبهه را ناديده بگيرد و بگردد معدود جنبه هاي منفي جنگ را پيدا کند و روي آن مانور بدهد. رزمندگان ما شخصيت هايي بودند که حضرت امام (ره) درباره آنان فرمود: من دست شما را مي بوسم و به اين بوسه افتخار مي کنم. امام که دست افراد بد را نمي بوسد.
آموزش نسل جديدي که قصد دارد وارد عرصه ادبيات دفاع مقدس شود بسيار مهم است. اين نسل وظيفه انتقال هر آنچه که در جنگ گذشت را به نسل آينده بر عهده دارد. وضعيت آموزش نويسندگان جوان در خصوص دفاع مقدس را در کشور چطور ارزيابي مي کنيد؟
من فقط در حوزه داستان و رمان اظهار نظر مي کنم. داستان عرصه اي است که براي پرواز در آن به 2 بال نياز است.
يکي تکنيک و ديگري محتواست. تکنيک آموزش دادني است. در آموزش و پرورش ما و متون آموزشي دوره هاي مختلف تحصيلي خبري از اين آموزش نيست. کتب نظريه ادبيات داستاني در بازار و کتابخانه ها موجود است و مي تواند پاسخگوي خيلي از نيازهاي فعالان اين عرصه باشد. در مراکز آموزش نظامي ازتجربه هاي جنگ خوب استفاده شده اما درعرصه ادبيات اين استفاده به خوبي انجام نشده .بال محتوايي هم از اين قرار است که فرد يا بايد خود در جبهه حضور داشته باشد يا بايد از کتاب ها و خاطرات دفاع مقدس استفاده کند.
ما بعد از جنگ نويسنده هاي داوطلب را به مناطق جنگي برديم و پس از ارائه اطلاعات مربوط به جنگ از آنان خواستيم که با توجه به اين فضا اثر ادبي توليد کنند. لذا دو بال تکنيک و محتوا مي توانند يک نويسنده را براي خلق يک اثر ادبي ارزنده به پرواز درآورند.
شما لزوم گراميداشت هفته دفاع مقدس را در چه مي دانيد؟
اگر ما تا ابد هم اين هفته را به بزرگداشت دفاع مقدس اختصاص بدهيم کار بزرگي نکرده ايم زيرا حادثه در جنگ آنقدر بزرگ بود که حيات نظام ما را نشانه رفته بود. جنگ و دفاع مقدس تمام نظام را حفظ کرد. ما در اين جنگ يک سانتيمتر از خاک کشور، يک بند از قانون اساسي و يک سر سوزن از اعتقادات کلان ملت را از دست نداديم. لذا جنگ حيات دوباره اي به اين انقلاب بخشيد و هر چه اين حماسه را مورد تقدير قرار دهيم کم است. به طور مثال آيا ما مي توانيم ادعا کنيم که نسبت به پدر و مادر خود ديني نداريم. حتي اگر تمام عمر به آنان خدمت کنيم باز هم کم است. بچه هاي رزمنده ما پدران و مادران انقلاب ما هستند. در دولت هاي گذشته زمزمه هايي بود مبني بر اينکه هفته دفاع مقدس را به روز 31 شهريور تقليل دهند.
اما همان زمان از صدام آموختيم که نبايد اين کار را کنيم زيرا او با آنکه شکست خورده بود يک هفته را به گراميداشت جنگ اختصاص داده بود. اما ملاحظه اي هم بر اين قضيه دارم و آن اينکه ما بايد در تمام طول سال به مناسبت هاي متعدد دفاع مقدس را گرامي بداريم. هفته دفاع مقدس با روزي آغاز مي شود که ما زير آتش دشمن قرار گرفتيم. اما ما نمي توانيم سوم خرداد را ناديده بگيريم، حادثه اي که سر تاسر مقاومت، ايثار، پيروزي و نشاط است. سالگردهاي پيروزي عمليات ها هم مهم است که بايد گرامي داشته شوند. شکست حصر آبادان هم از اين جمله است.
اميرحسين دهقاني
سايت ساجد
لینک کپی شد
نظر شما
