مقالات - چرايي ادامه ي جنگ بعد از فتح خرمشهر
يکي از شبهات و سؤالاتي که در ذهن برخي از افراد جامعه و کاوشگران دفاع مقدس بعد از پيروزي چشمگير در عمليات بيت المقدّس و فتح خرّمشهر در سال 1361 شکل گرفت و شايد تا کنون براي آن پاسخ قانع کننده اي دريافت ننموده باشند، چرايي و علّت ادامه ي جنگ توسّط ايران بعد از آن حماسه و موفّقيّت بزرگ و بازپس گيري مناطق متصرّف شده از ايران توسّط عراق بود. براي پاسخگويي به اين سؤال و شبهه از دو بعد آن را مورد بررسي قرار مي دهيم:
1)مقوله ي سياسي و حقوقي
2)مقوله ي دفاعي - امنيتي
1)مقوله ي سياسي و حقوقي:
با شروع جنگ بين ايران و عراق در شهريور ماه 1359 شوراي امنيّت سازمان ملل متحّد، نسبت به تجاوز عراق عليه کشور جمهوري اسلامي ايران، علي رغم اينکه اين اقدام خلاف حقوق بين الملل و نقض حاکميت يک کشور مستقل يا شخصيت حقوقي بوده، عکس العملي جدّي اي نشان نداد و صرفاً به تصويب قطعنامه ي 479 اکتفا نمود. در اين قرارداد از طرفين خواسته شده بود، از به کار بردن زور عليه يکديگر خودداري کنند و اختلافات خود را به صورت مسالمت آميز حلّ و فصل کنند.
جالب اينجاست که هيچ اشاره اي به تشخيص و معرّفي متجاوز و دفاع از کشور مورد تجاوز واقع شده در اين قطعنامه نشده بود. حتّي در اين قطعنامه از کشور عراق خواسته نشده بود که به مرزهاي بين المللي بازگردد و خاک کشور ايران را ترک کند.
در واقع آمريکا و متّحدانش درصدد بودند با اشغال بخش هايي از خاک ايران توسّط کشور مجري اهداف خود، يعني عراق؛ ايران را وادار به قبول خواسته هاي خود و عقب نشيني از آرمان هاي انقلابي خود نمايند. تصويب اين قطعنامه ي ضعيف و ناعادلانه نيز در شوراي امنيّت، تحت تأثير همين خواسته ها و منويّات و آمريکا و شرکاي غربيش بود که نفوذ قابل توجّهي در سازمان ملل و شوراي امنيّت داشتند. بعد از اين قطعنامه، شوراي امنيّت سکوت بيست و دو ماهه اي را در برابر تجاوز رژيم بعثي به ايران اتّخاذ کرد. اين در زماني است که عراق از حيث شرايط جنگ در برتري نسبي نسبت به ايران قرار داشت. بعد از پيروزي رزمندگان ايراني در عمليات بيت المقدّس و بازپس گيري شهر مهم و استراتژيک خرّمشهر که عراق و متّحدانش را شگفت زده کرده بود، شوراي امنيّت بنا به درخواست کشورهاي اُردن و آمريکا تشکيل جلسه داد و قطعنامه ي 514 را به اتّفاق آراء به تصويب رساند. در اين قرارداد، برخلاف قرارداد قبل، براي نخستين بار از برقراري آتش بس و عقب نشيني نيروها به مرزهاي بين المللي، احترام به حاکميت، استقلال و تماميّت ارضي کشورها سخن به ميان آمد. چرا که شرايط جنگ به نفع ايران تغيير پيدا کرده بود و اين سبب نگراني متّحدين عراق و در رأس آنها آمريکا شده بود. جمهوري اسلامي ايران، اين قطعنامه را نپذيرفت. زيرا که در چارچوب آن خواسته ها و منويّات ايران لحاظ نگرديده بود. اوّلاً ايران خواستار شناسايي متجاوز بود. ثانياً تنبيه متجاوز و تعيين خسارات وارده به ايران از ديگر خواسته هاي جمهوري اسلامي بود که مورد توجّه قرار نگرفت. ثالثاً تضمين صلح و بقاي آن به کشور مورد تجاوز از ديگر خواسته هاي بجاي ايران بود. امّا نه سازمان ملل و نه ديگر مجامع بين المللي و نه حتّي خود کشور عراق، حاضر به قبول اين خواسته هاي بجا و بحقّ جمهوري اسلامي ايران به عنوان طرف برتر و پيروز جنگ نگرديدند.
در چنين شرايطي، پذيرش قطعنامه ي 514 توسّط جمهوري اسلامي ايران، نه تنها به منزله ي پيروزي نبود، بلکه شکست و عدم دستيابي به حقوق حقّه ي خود تلقّي مي شد.
2)مقوله ي دفاعي – امنيّتي
در اين مقوله، مهم ترين استراتژي اي که ايران دنبال مي کرد، تثبيت موقعيّت دفاعي خود و سپس ورود محدود به خاک عراق و در نتيجه تثبيت شرايط جنگ به نفع خود بود.
اوّلاً ما در منطقه ي خرّمشهر داراي شرايط موازنه ي مرزي با عراقي ها بوديم که درآن سوي مرزها به حالت آماده باش و مجهّز، درصدد غفلت ايران و تسخير مجدّد اين شهر بندري بودند. ثانياً هنوز بخش هاي قابل توجّهي از خاک کشور از جمله نفت شهر در اختيار رژيم بعثي عراق قرار داشت و پذيرش آتش بس توسّط ايران، مي توانست تثبيت موقعيّت عراق را در اين مناطق و در نتيجه جدايي احتمالي اين بخش ها از خاک کشور ما را با توجه به حمايت مطلق جامعه ي بين الملل از عراق، به همراه داشته باشد.
با در نظرگرفتن اين شرايط و با توجه به اين که مقامات سياسي و نظامي ايران به نحوي مي دانستند که در جامعه ي بين المللي از حيث سياسي، تمامي حمايت ها توسط مجامع و قدرت ها از طرف ديگر جنگ يعني عراق، صورت خواهد پذيرفت تا اينکه شرايط جنگ و صلح به نفع اين کشور تثبيت گردد، تصميم مقامات ايران بر انجام عمليات براي ورود محدود به خاک عراق و ايجاد پشتوانه ي سياسي مذاکرات تعيين شد. در واقع با موفّقيّت در اين استراتژي، ايران مي توانست از موضع قدرت و برتري، خواسته هاي خود را بر جامعه ي بين المللي و عراق تحميل کرده و شرايطي را فراهم کرده تا حاميان عراق با تأمين خواسته هاي بديهي و بحقّ جمهوري اسلامي در شناسايي متجاوز، تعيين و پرداخت خسارت به کشور مورد تجاوز قرار گرفته و تضمين صلح، شرايط را براي خاتمه دادن به جنگ و رهايي از شرايط نه جنگ و نه صلح که مي توانست براي ايران گران تمام شود و موجبات سوء استفاده ي عراق و متّحدانش را با توجّه به تغيير شرايط جنگ فراهم آورد، آماده سازند.
با در نظر گرفتن موارد مطرح شده در مقوله هاي سياسي و حقوقي و همچنين دفاعي – امنيّتي مي توان به اين نتيجه رسيد که با توجّه به عدم دستيابي ايران بعد از فتح خرّمشهر به حداقل حقوق حقّه ي خود، همچنين عدم توجّه سازمان ملل متّحد و شوراي امنيّت به تنبيه متجاوز و فشار بر عراق براي پرداخت خسارت و با عنايت به عدم تضمين صلح از سوي جامعه ي بين المللي و کشور متجاوز و همچنين نداشتن اعتماد به کشور عراق براي خروج از مناطق متصرّف شده ي ايران، تصميم به ادامه ي جنگ و عدم پذيرش صلح غيرعادلانه، منطقي و عاقلانه بود. کما اينکه حضرت امام خميني (ره) در همان روزها در جمع گروهي از دانشجويان دانشکده ي افسري ارتش و مسئولان اين دانشکده فرمودند: «ما از اوّل هم صلح طلب بوديم و صلح يکي از اموري است که ما به تبع از اسلام قبول کرديم. صلح اسلامي، صلحي که برادر مي شوند بعد از صلح، و ما طالب اين هستيم. امّا صلحي که اصلاً اعتنا نکنند به اين که جنايت کردند در اينجا و اعتنا نکنند به اين که غراماتي وارد شده است و بايد جبران کنند، اين اسمش صلح نيست. اسمش را مي توانيم بگذاريم صلح صدّامي.»
منابع:
1)منصوري لاريجاني، اسماعيل، آشنايي با دفاع مقدّس، انتشارات خادم الرّضا (ع)، چاپ اوّل، پاييز 1387
2)اردستاني، حسين، تجزيه و تحليل جنگ ايران و عراق (جلد سوّم)، نشر مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ، چاپ دوّم، 1384
3)دروديان، محمّد، علل تداوم جنگ، نشر مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ، چاپ دوّم، 1384
گردآوري و تدوين: خسرو هداوند خاني
کارشناس ارشد روابط بين الملل
1)مقوله ي سياسي و حقوقي
2)مقوله ي دفاعي - امنيتي
1)مقوله ي سياسي و حقوقي:
با شروع جنگ بين ايران و عراق در شهريور ماه 1359 شوراي امنيّت سازمان ملل متحّد، نسبت به تجاوز عراق عليه کشور جمهوري اسلامي ايران، علي رغم اينکه اين اقدام خلاف حقوق بين الملل و نقض حاکميت يک کشور مستقل يا شخصيت حقوقي بوده، عکس العملي جدّي اي نشان نداد و صرفاً به تصويب قطعنامه ي 479 اکتفا نمود. در اين قرارداد از طرفين خواسته شده بود، از به کار بردن زور عليه يکديگر خودداري کنند و اختلافات خود را به صورت مسالمت آميز حلّ و فصل کنند.
جالب اينجاست که هيچ اشاره اي به تشخيص و معرّفي متجاوز و دفاع از کشور مورد تجاوز واقع شده در اين قطعنامه نشده بود. حتّي در اين قطعنامه از کشور عراق خواسته نشده بود که به مرزهاي بين المللي بازگردد و خاک کشور ايران را ترک کند.
در واقع آمريکا و متّحدانش درصدد بودند با اشغال بخش هايي از خاک ايران توسّط کشور مجري اهداف خود، يعني عراق؛ ايران را وادار به قبول خواسته هاي خود و عقب نشيني از آرمان هاي انقلابي خود نمايند. تصويب اين قطعنامه ي ضعيف و ناعادلانه نيز در شوراي امنيّت، تحت تأثير همين خواسته ها و منويّات و آمريکا و شرکاي غربيش بود که نفوذ قابل توجّهي در سازمان ملل و شوراي امنيّت داشتند. بعد از اين قطعنامه، شوراي امنيّت سکوت بيست و دو ماهه اي را در برابر تجاوز رژيم بعثي به ايران اتّخاذ کرد. اين در زماني است که عراق از حيث شرايط جنگ در برتري نسبي نسبت به ايران قرار داشت. بعد از پيروزي رزمندگان ايراني در عمليات بيت المقدّس و بازپس گيري شهر مهم و استراتژيک خرّمشهر که عراق و متّحدانش را شگفت زده کرده بود، شوراي امنيّت بنا به درخواست کشورهاي اُردن و آمريکا تشکيل جلسه داد و قطعنامه ي 514 را به اتّفاق آراء به تصويب رساند. در اين قرارداد، برخلاف قرارداد قبل، براي نخستين بار از برقراري آتش بس و عقب نشيني نيروها به مرزهاي بين المللي، احترام به حاکميت، استقلال و تماميّت ارضي کشورها سخن به ميان آمد. چرا که شرايط جنگ به نفع ايران تغيير پيدا کرده بود و اين سبب نگراني متّحدين عراق و در رأس آنها آمريکا شده بود. جمهوري اسلامي ايران، اين قطعنامه را نپذيرفت. زيرا که در چارچوب آن خواسته ها و منويّات ايران لحاظ نگرديده بود. اوّلاً ايران خواستار شناسايي متجاوز بود. ثانياً تنبيه متجاوز و تعيين خسارات وارده به ايران از ديگر خواسته هاي جمهوري اسلامي بود که مورد توجّه قرار نگرفت. ثالثاً تضمين صلح و بقاي آن به کشور مورد تجاوز از ديگر خواسته هاي بجاي ايران بود. امّا نه سازمان ملل و نه ديگر مجامع بين المللي و نه حتّي خود کشور عراق، حاضر به قبول اين خواسته هاي بجا و بحقّ جمهوري اسلامي ايران به عنوان طرف برتر و پيروز جنگ نگرديدند.
در چنين شرايطي، پذيرش قطعنامه ي 514 توسّط جمهوري اسلامي ايران، نه تنها به منزله ي پيروزي نبود، بلکه شکست و عدم دستيابي به حقوق حقّه ي خود تلقّي مي شد.
2)مقوله ي دفاعي – امنيّتي
در اين مقوله، مهم ترين استراتژي اي که ايران دنبال مي کرد، تثبيت موقعيّت دفاعي خود و سپس ورود محدود به خاک عراق و در نتيجه تثبيت شرايط جنگ به نفع خود بود.
اوّلاً ما در منطقه ي خرّمشهر داراي شرايط موازنه ي مرزي با عراقي ها بوديم که درآن سوي مرزها به حالت آماده باش و مجهّز، درصدد غفلت ايران و تسخير مجدّد اين شهر بندري بودند. ثانياً هنوز بخش هاي قابل توجّهي از خاک کشور از جمله نفت شهر در اختيار رژيم بعثي عراق قرار داشت و پذيرش آتش بس توسّط ايران، مي توانست تثبيت موقعيّت عراق را در اين مناطق و در نتيجه جدايي احتمالي اين بخش ها از خاک کشور ما را با توجه به حمايت مطلق جامعه ي بين الملل از عراق، به همراه داشته باشد.
با در نظرگرفتن اين شرايط و با توجه به اين که مقامات سياسي و نظامي ايران به نحوي مي دانستند که در جامعه ي بين المللي از حيث سياسي، تمامي حمايت ها توسط مجامع و قدرت ها از طرف ديگر جنگ يعني عراق، صورت خواهد پذيرفت تا اينکه شرايط جنگ و صلح به نفع اين کشور تثبيت گردد، تصميم مقامات ايران بر انجام عمليات براي ورود محدود به خاک عراق و ايجاد پشتوانه ي سياسي مذاکرات تعيين شد. در واقع با موفّقيّت در اين استراتژي، ايران مي توانست از موضع قدرت و برتري، خواسته هاي خود را بر جامعه ي بين المللي و عراق تحميل کرده و شرايطي را فراهم کرده تا حاميان عراق با تأمين خواسته هاي بديهي و بحقّ جمهوري اسلامي در شناسايي متجاوز، تعيين و پرداخت خسارت به کشور مورد تجاوز قرار گرفته و تضمين صلح، شرايط را براي خاتمه دادن به جنگ و رهايي از شرايط نه جنگ و نه صلح که مي توانست براي ايران گران تمام شود و موجبات سوء استفاده ي عراق و متّحدانش را با توجّه به تغيير شرايط جنگ فراهم آورد، آماده سازند.
با در نظر گرفتن موارد مطرح شده در مقوله هاي سياسي و حقوقي و همچنين دفاعي – امنيّتي مي توان به اين نتيجه رسيد که با توجّه به عدم دستيابي ايران بعد از فتح خرّمشهر به حداقل حقوق حقّه ي خود، همچنين عدم توجّه سازمان ملل متّحد و شوراي امنيّت به تنبيه متجاوز و فشار بر عراق براي پرداخت خسارت و با عنايت به عدم تضمين صلح از سوي جامعه ي بين المللي و کشور متجاوز و همچنين نداشتن اعتماد به کشور عراق براي خروج از مناطق متصرّف شده ي ايران، تصميم به ادامه ي جنگ و عدم پذيرش صلح غيرعادلانه، منطقي و عاقلانه بود. کما اينکه حضرت امام خميني (ره) در همان روزها در جمع گروهي از دانشجويان دانشکده ي افسري ارتش و مسئولان اين دانشکده فرمودند: «ما از اوّل هم صلح طلب بوديم و صلح يکي از اموري است که ما به تبع از اسلام قبول کرديم. صلح اسلامي، صلحي که برادر مي شوند بعد از صلح، و ما طالب اين هستيم. امّا صلحي که اصلاً اعتنا نکنند به اين که جنايت کردند در اينجا و اعتنا نکنند به اين که غراماتي وارد شده است و بايد جبران کنند، اين اسمش صلح نيست. اسمش را مي توانيم بگذاريم صلح صدّامي.»
منابع:
1)منصوري لاريجاني، اسماعيل، آشنايي با دفاع مقدّس، انتشارات خادم الرّضا (ع)، چاپ اوّل، پاييز 1387
2)اردستاني، حسين، تجزيه و تحليل جنگ ايران و عراق (جلد سوّم)، نشر مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ، چاپ دوّم، 1384
3)دروديان، محمّد، علل تداوم جنگ، نشر مرکز مطالعات و تحقيقات جنگ، چاپ دوّم، 1384
گردآوري و تدوين: خسرو هداوند خاني
کارشناس ارشد روابط بين الملل
لینک کپی شد
نظر شما
