پربكن جام شهادت تا بنوشم جرعه اي

کد خبر: ۱۲۴۳۶۴
تاریخ انتشار: ۱۸ مرداد ۱۳۸۸ - ۰۳:۲۴ - 09August 2009
134
پيمان او خدائي و راهش به سوي او
بنگر كه"پاكداد"كجا آشيان گرفت
ياران پس از تو باز به راه تو مي روند
شرمنده آن كه راه بر اين كاروان گرفت

135
عارفا در لوحه دين اين عبادت بهتر است
جنگ با دشمن نمودن با رشادت بهتر است
پربكن جام شهادت تا بنوشم جرعه اي
در ره آزادي و ايمان شهادت بهتر است

136
اي نو گل شكفته به باغ نگاه دوست
اي باعث شرافت خيل سپاه دوست
نامت "علي" و شهرت تو بود "دهخدا"
در سايه جلالت و در ظل جاه دوست
پور محمدي و تو هرگز نمرده اي
در سن هيجده تو شدي عذرخواه دوست
بر روي خاك گرم "زبيدات "اي عزيز
گشتي شهيد دوست تو با يك نگاه دوست
در بيست و يكم بهمن ،به شصت و يك به سوي خلد
گشتي روانه اي گل پرپر به راه دوست

137
اي رهگذر درنگ كن اينجا وياد كن
ز آن گلبني كه در دل خاك آشيان گرفت
ا وخون خويش بر سر پيمان خويش ريخت
خون داد و راد مردي از اين مرگ جان گرفت
ياران پس از تو باز به اين راه مي روند
شرمنده آن كه راه بر اين كاروان گرفت

138
مرد نام آوري ز دنيا رفت
عسگري سوي آسمانها رفت
خلباني رشيد و با ايمان
اي دريغا كه از كف ما رفت
افسري كاردان و ميهندوست
حيف با آن مقام والا رفت
عاشق آسمان ايران بود
كز فراز سپهر بالا رفت
بود سرباز پاك دل بي باك
كز حوادث نكرد پروا رفت
او كه شاهين عرش پيما بود
عاقبت سوي عرش اعلا رفت

139
اين گل كه بخون نشسته "مژگان نام است
اين غنچه ي گل چو لاله اي گلفام است
اينگونه به خون خفتن ، اين مادر وطفل
تحميلي جنگ و فتنه صدام است

140
پروانه به شمع گفت از روز نخست
چون كشته شدم به عشق ، از آتش توست
زنهار به اشك خود بشوئي تو مرا
شمعش گفتا شهيد را نتوان شست

141
هر آنكه در جهان ارباب عيني است
حقيقت بين و جوياي حسيني است
تنور جبهه ها را گرم دارد
كه اين فرموده ي پير خميني است

142
من همان دم كه وضو ساختم از چشمه عشق
چار تكبير زدم يكسره بر هر چه كه هست

143
گويند كه اين مجيد سرمست
افسوس و دريغ رفت از دست
گوئيم شهيد دين اسلام
در نزد خداي تا ابد هست
حج كرد و جهاد، در جواني
او گشت بلند و دشمنش پست
آمرزش روح وي يقين است
چون بر شهداي "بدر" پيوست
علم و ادبش به كس نهان نيست
هر كس كه شنيد زد به سر دست
نظر شما
captcha
پربیننده ها
پربحث ترین عناوین