شهادت در وطن دامادي ماست

کد خبر: ۱۲۴۳۶۶
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۸۸ - ۲۳:۴۸ - 11August 2009
144
اين غنچه گل ، كه طفل دلبند من است
اين خفته بخاك تيره ، فرزند من است
يا رب تو بدادي و گرفتيش ز من
هر چند كه او حاصل پيوند من است

145
كشته راه وطن زنده جاويدان است
خنك آن كس كه براه وطنش قربان است
آسمان گشت مسخر به تو شاهين جوان
"باستاني"به خدا جايگهت رضوان است
مام ميهن به تو ميبالد و دلها نگران
چشم مادر به رهت تا به ابد گريان است
تو ملك بودي و عاشق به سماوات و سپهر
روح پاكت چو ملائك به سما پران است

146
شكسته در افق خاك آفتاب يقين
به بام ديده، براي نظاره بايد رفت
امير قافله نور مي دهد فرمان
به قاف واقعه بي استخاره بايد رفت

147
به گوش لاله خونين نسيم عاشق گفت
چو گل زباغ جهان پاره پاره بايد رفت
رسيد لحظه موعود و نيست گاه درنگ
به عرصه گاه شهادت هماره بايد رفت

148
گشت ميهن گلشني از خون پاك هر شهيد
تا ابد اين خون چو لاله جاودانه احمر است
ريشه كن بايد شود اين شرق و غرب نابكار
تا شود دنيا رها از چنگ هر چه خود سر است

149
شهادت در وطن دامادي ماست
شهادت در ره دين شادي ماست
پاسداريم و به تن رخت شهادت كرديم
چون خميني بخدا رهبر آزادي ماست

150
هر بعثي لعين كه غزالي ز اهل دين
در چنگ خويش ديد ز كين بردريد و رفت
صدام پست نزد خدا رو سياه شد
هر نوجوان مقابل او شد شهيد و رفت

151
ايجاد نفس آدم چون بر خدا شناسي است
در ذات كائنات است طيران آدميت
گو حس آدميت ظاهر شود بر آدم
آدم شود سراپا حيران آدميت

152
ما را كه به خدمتت رسيدن سخت است
ديدن همه را، تو را نديدن سخت است
مي گفت شهيدي دم آخر كه حسين(ع)
جان دادن و كربلا نديدن سخت است

153
اي هاجر دوران كه ذبيح تو به مسلخ
خود رفته و از آمدن او خبري نيست
آن ميوه شيرين تو كش دست اجل چيد
در راه خدا رفته و ضايع ثمري نيست


نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار