خاطره اي از: سرتيپ خلبان "علي بختياري"

کد خبر: ۱۲۵۱۰۶
تاریخ انتشار: ۱۱ مهر ۱۳۸۸ - ۰۵:۳۱ - 03October 2009

خداوند ناجي ما شد
روزهاي اول جنگ بود. لازم بود که تاسيسات دريايي دشمن و ناوهاي موشک انداز آن مورد تهاجم قرار گيرند. ما ماموريت داشتيم مانع از حرکت شناورهاي دشمن در شمال غرب خليج فارس بشويم و بدين گونه سيادت دريايي ايران را بر منطقه حکم فرما کنيم. بايد شناورهاي دشمن گوشه نشين مي شدند و در هر نقطه از صحنه پهناور شمال خليج  فارس مورد هدف قرار مي گرفتند و از جولان آنان در منطقه جلوگيري مي شد.
وقتي به ما ماموريت بمباران اين تاسيسات عظيم با سيستم دفاع هوايي پيچيده را دادند، لازم بود که نهايت دقت را در طرح ريزي ماموريت به عمل آوريم. به همراه ساير خلبانان دسته پروازي توجيهات لازم را انجام داديم. عکس هاي گويايي از منطقه هدف در اختيار داشتيم. ساير اطلاعات نيز بسيار مفيد بود و نحوه آرايش دشمن، خصوصاً در بخش دفاع هوايي را در منطقه به خوبي نشان مي داد. مدتي براي طراحي مسير حرکت به سوي هدف، وقت صرف کرديم و با خلبان هواپيماي دوم بحث زيادي براي هر چه بهتر پيش رفتن به سمت هدف نموديم. مسير پرواز را طوري انتخاب کرديم تا احتمال آگاهي دشمن از پروازمان به حداقل برسد.

به سوي هدف پرواز کرديم
موتورها را روشن کرديم و به سر باند پروازي رفتيم و يکي پس از ديگري به پرواز در آمديم. مسير را در ارتفاع کم و سرعت زياد پيموديم و غافلگيرانه بر سر دشمن هجوم برديم و حالا شاهد اجراي موفقيت آميز ماموريت هواپيمايمان بوديم.
پايگاه عظيم دريايي ام القصر عراق در آماج حملات ما قرار داشت. ليدر يک دسته پروازي دو فروندي بودم. هر يک از هواپيماهاي ما با 6 تير بمب 750 پوندي و مقدار قابل توجهي فشنگ مجهز شده بود و به سرعت و در ارتفاع پايين براي بمباران هدف پيش مي رفتيم. محل تعيين شده را همان گونه يافتم که در عکس ها و توجيهات قبل از پرواز ديده بودم.
پهنه اي وسيع از تاسيسات و امکانات مختلف در کنار ساحل به همراه لنگرگاه هاي متعدد براي استقرار انواع شناورهاي جنگي دشمن کنار اسکله ها قرار داشتند. براي بمباران آماده شديم و به دستور من، از هم جدا شده و به سمت هدف هاي خود يورش برديم. بايد حداکثر ضربه ممکن را به توان رزمي نيروي دريايي عراق وارد          مي کرديم. برابر طرح از پيش تعيين شده براي حمله به هدف اوج گرفته و به سمت آن شيرجه رفتم. هدف هاي مورد نظر خود را يافتم. هدف گيري به دقت انجام گرفت و بمب ها را به سمت آنها رها کردم. همراه با رها سازي بمب ها با مسلسل نيز شليک مي کردم. يک شاخه از اسکله نظامي بندر ام القصر هدف اصلي من بود و بايد علاوه بر اسکله، ناوچه هاي اوزاي مستقر در کنار اسکله را نيز هدف قرار مي دادم. فرود بمب ها را بر روي هدف ها به خوبي مشاهده کردم. هواپيماي دوم نيز بمبارانش را انجام داده بود. به نظر مي رسيد که توانسته ايم با غافلگيري کامل به منطقه هدف برسيم و بمباران هدف را به دقت انجام دهيم .
بخش هاي وسيعي از اسکله و تاسيسات بندري دچار آتش سوزي شد. به چشم، انفجار شناورهاي دشمن را مي ديدم. براي آخرين بار به صحنه بمباران نگاه کردم. هجومي موفقيت آميز را انجام داده بوديم و بايد راهي پايگاه خود مي شديم. هواپيماي اکتشاف هوايي ما بايد طبق برنامه بيست دقيقه پس از بمباران، از هدف عکس     مي گرفت تا بتوانيم نتيجه بمباران را ببينيم و خسارت هاي وارد شده بر دشمن را تشخيص دهيم.

آتش از بال راست زبانه مي کشيد
حدود 20 مايل با مرز فاصله داشتيم و در حال بازگشت به پايگاه خودي بوديم که ناگهان صداي انفجار شديدي را در زير بال راست هواپيما شنيدم. هواپيمايم مورد اصابت موشک ضد هوايي دشمن قرار گرفته بود. هواپيما با فشار زيادي به سمت بالا پرتاب شد. به سرعت هواپيما را کنترل کردم. به بررسي و بازديد از بخش هاي مختلف هواپيما پرداختم. بال راست هواپيما آسيب ديده بود و آتش از آن زبانه مي کشيد. هواپيماي قدرتمند ما در مقابل اين آسيب از خود واکنش خوبي نشان مي داد. سيستم هاي مختلف هواپيما آسيب و سطوح و فرامين خسارت ديده بود. کنترل فرامين مشکل شده و تعداد زيادي از نشان دهنده هاي داخل کابين به ويژه نشان دهنده هاي سوخت از کار افتاده بودند. با وجود خسارات و ضايعات هواپيما قابل پرواز بود. اين هواپيما قدرتمندتر از آن بود که با آسيب هاي اين چنين از پا در آيد.
مستقيماً به سمت مرز پرواز کردم. تهديد ديگري در منطقه مشاهده نمي شد. پس از طي مسافتي تدريجاً آتش بال سمت راست فروکش کرد و به خاموشي گراييد. اشکال در سيستم کنترل فرامين براي من مشکل بزرگي بود. از آن بيم داشتم که نتوانم راه دور تا پايگاه خود را طي کنم در نتيجه تصميم گرفتم که به محض عبور از مرز و ورود به ايران به سمت نزديک ترين پايگاه هوايي در منطقه تغيير مسير دهم.

از مرز عبور کرديم و در فرودگاه فرود آمدم
با گذشت زمان به سلامت مرز را پشت سر گذاشتم. کليه پيش بيني ها را براي رفتن به نزديک ترين پايگاه کرده بودم و به سمت اين پايگاه تغيير مسير دادم. هر لحظه در انتظار وقوع حادثه جديدي ناشي از برخورد موشک دشمن بودم. اين امکان وجود داشت که انفجار مجددي در داخل هواپيما به وقوع بپيوندد و هر لحظه ممکن بود که هواپيما از کنترل خارج شود. نشان دهنده هاي سوخت هواپيما کار نمي کردند. با توجه به آتش سوزي وسيعي که در بال راست اتفاق افتاده بود اين احتمال وجود داشت که با تمام شدن سوخت، موتورهاي هواپيما از کار بيفتد. راهي جز رفتن به نزديک ترين پايگاه هوايي نداشتم. هواپيما هنوز با وجود مشکلات در کنترل کامل من بود.
فاصله مرز تا پايگاه خودي را به خوبي طي کردم. سرانجام از فاصله دور باندهاي پروازي را مشاهده کردم. بر فراز پايگاه چرخي زدم تا وضعيت آن را بررسي کنم. باندهاي پروازي بر اثر يورش اوليه هواپيماهاي دشمن آسيب کلي ديده بودند. هنوز آثار بمباران آنها بر سطح باندها ديده مي شد. بخش مناسبي از باند را براي فرود انتخاب کردم. چرخ ها را پايين زدم و هواپيما را با نهايت دقت در اين منطقه از باند فرود آوردم.
هواپيما در هنگام فرود، غير قابل کنترل بود. در نتيجه مجبور شدم عمل فرود را با سرعتي بيشتر از سرعت معمول انجام دهم. با توجه به شرايط باند، اين اضافه سرعت مانع بزرگي براي کنترل هواپيما بود. به محض فرود احساس کردم که لاستيک چرخ سمت راست بر اثر آتش سوزي و انفجار موشک از بين رفته است. پس از فرود، لاستيک چرخ اصلي سمت چپ نيز بر اثر برخورد با آسفالت و چاله هاي ايجاد شده بر روي باند به دليل بمباران دشمن ترکيد. با ترکيدن لاستيک سمت چپ در حرکت کنترل هواپيما در چنين شرايطي مقدور نبود. براي توقف هر چه سريع تر هواپيما از سيستم ترمز هاي اضطراري استفاده کردم. سرعت به مقدار زيادي کاهش يافته بود ولي هنوز حدود پنجاه مايل در ساعت سرعت داشتم. وجود پستي و بلندي ها و حرکت روي رينگ باعث انحراف هواپيما از وسط باند پروازي شد.

هواپيما از حرکت باز ايستاد
به تدريج هواپيما به سمت راست باند کشيده مي شد. با وجود کليه حرکاتي که براي جلوگيري از انحراف آن نمودم ولي هواپيما نهايتاً از سمت راست از باند فرود خارج شد و چرخ اصلي سمت راست به دليل فرو رفتن در شانه خاکي باند شکست و بال راست به زمين بخورد کرد و پس از کشيده شدن مسافتي بر روي زمين، هواپيما متوقف شد. بي درنگ موتورها را خاموش کردم و از کابين عقب خواستم تا هر چه سريع تر هواپيما را ترک کند. خود نيز بلافاصله هواپيما را ترک کردم و از آن فاصله گرفتم.
تيم نجات و کنترل آتش بلافاصله در محل حاضر شد ولي هواپيما دچار آتش سوزي مجدد نشد. پس از پانرده دقيقه به وارسي مجدد هواپيما پرداختم. سطوح فرامين بال راست به کلي از بين رفته بود. قسمت زيادي از زير بال به دليل برخورد و کشيده شدن بر روي زمين اسيب ديده بود. هواپيما را در همين شرايط باقي گذاشتيم و به سمت پست فرماندهي پايگاه حرکت کرديم. پس از آگاهي پايگاه خودمان از فرود سالم ما بلافاصله هواپيمايي براي مراجعت به پايگاه فرستاده شد.

يک شاخه اسکه منهدم شده بود
پس از ورود به پايگاه خودي اطلاع يافتيم که هواپيماي عکاسي ما، ماموريت خود را با موفقيت انجام داده و عکس هاي گرفته شده از منطقه هدف پس از بمباران ما در حال آماده شدن است.
به محض دريافت عکس ها به بررسي و تجزيه و تحليل آنها پرداختيم. منطقه هدف به خوبي در عکس ديده مي شد و نشان مي داد که يک شاخه از اسکله ناوچه هاي موشک انداز اوزا به کلي منهدم شده است. به علاوه يک فروند از اين ناوچه ها نيز منهدم و غرق شده بود. يک فروند ديگر از ناوهاي نيروي دريايي دشمن نيز به دقت مورد اصابت قرار گرفته و در حال سوختن بود. قسمت هاي زيادي از تاسيسات بندري نيز تخريب شده بود. ماموريت موفقي را انجام داده بوديم. گرچه در برگشت مورد اصابت موشک دشمن قرار گرفتيم ولي به لطف الهي توانستيم به سلامت در پايگاه خودي فرود بياييم.
نگران وضعيت هواپيماي آسيب ديده بودم. اطلاع يافتم تلاش وسيعي براي انتقال و تعمير هواپيما در حال انجام است. بعدها آگاه شدم که هواپيما پس از وارسي اوليه و جدا کردن بخش هاي مختلف با استفاده از تريلر براي تعمير از محل به فاصله اي بسيار دور انتقال يافته است. با مراجعه به بررسي هاي تيم فني مشاهده کردم که بال هواپيما به دليل اصابت موشک و خسارات ناشي از فرود ديگر قابل استفاده نيست و کاملاً از بين رفته محسوب شده است. بخش هاي اصلي بدنه و قسمت دماغه هوايما نيز تا حدودي آسيب ديده است .

کار براي تعميرات اساسي هواپيما آغاز شد
دوماه بعد، تيمي از متعهدترين متخصصان نيروي هوايي، مامور تعمير اين هواپيما شد. اين تيم بازسازي و تعمير اساسي هواپيما را آغاز کرد. بال صدمه ديده هواپيما با بال جديد تعويض شد. هر دو کاناپي هواپيما که آسيب ديده بود تعويض شد. شاسي هاي صدمه ديده از هواپيما جدا وبا شاسي هاي نو تعويض شد.
کليه دريچه هاي صدمه ديده پياده و تعويض و نصب و جاسازي شد. مقدار قابل توجهي از کابل ها  براي کنترل فرامين و سيم کشي هواپيما در سيستم الکتريکي  و تجهيزات الکترونيکي در آتش سوزي وآسيب هاي کلي از بين رفته بود که کليه      آنها به وسيله تيم متخصص مجدداً ساخته شد. بسياري از قطعات که بر اثر انفجار موشک دچار آسيب شده بودند ساخته و يا تعويض شدند و نهايتاً موتورهاي هواپيما با موتورهاي آماده و مناسب تعويض شد. کليه تدابير مربوط به وارسي هاي عملياتي هواپيما در روي زمين به دقت و حوصله فراوان صورت گرفت. با توجه به طي زمان طولاني براي انجام تعميرات لازم بود که علاوه بر  انجام اين گونه امور، کليه ي بازرسي هاي دوره اي هواپيما نيز صورت پذيرد. اين بازرسي ها زماني طولاني را در برگرفت ولي براي آماده شدن کامل هواپيما لازم به نظر مي رسيد.
تيم تعميراتي توانسته بود براي اولين بار در کشور بال اين هواپيما را تعويض کند. پيش از اين هيچ گونه سابقه اي از انجام اين کار در نيروي هوايي وجود نداشت. کليه تعميرات دقيقاً مبتني بر روش ها، دستورالعمل ها و کتاب هاي فني مربوطه صورت مي گرفت. پس از خاتمه هر مرحله اي از تعميرات، تيم هاي بازرسي فني و ايمني پرواز با وسواس نتايج تعميرات را مورد بازرسي و بازديد دقيق قرار مي دادند. پس از انجام کليه امور که خود موفقيت بزرگي به شمار مي رفت هواپيما از هر نظر براي انجام مراحل پرواز آزمايشي آماده شد و بدين ترتيب قدمي بلند و آينده ساز توسط متخصصان نيروي هوايي برداشته شد و به همت پرسنل متخصص نيروي هوايي کار بازسازي اين هواپيما با موفقيت به پايان رسيد.
هواپيما پس از 16 ماه کار مداوم و انجام حدود 15000 ساعت کار مفيد از هر نظر براي انجام پرواز ازمايشي آماده شد و نهايتاً در اواخر سال 1360 پرواز آزمايشي خود را با موفقيت به انجام رسانيد.
منبع : بربلندي سپهر

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین