انگشت نشانه
باند پانسمان، آمپول، آتل و ... را کنار گذاشتند و به سراغ آرپي جي رفتم.
آرپي جي را به شانه ام گذاشتم و انگشت نشانه را روي ماشه فشار دادم. ناگاه انگشت نشانه ام را جلوي چشمانم در هوا معلق ديدم! بعد از شليک موشک آرپي جي، کاليبر تانک ها شروع به تير اندازي کرده و انگشت نشانه انم را نشانه گرفته بودند . از درد به خود پيچيدم تا وارد اورژانس شدم.
کسي داد زد : فرمانده بهداري مجروح شده است .
منصور سليماني
مجموعه خاطرات فرشتگان نجات سايت ساجد
آرپي جي را به شانه ام گذاشتم و انگشت نشانه را روي ماشه فشار دادم. ناگاه انگشت نشانه ام را جلوي چشمانم در هوا معلق ديدم! بعد از شليک موشک آرپي جي، کاليبر تانک ها شروع به تير اندازي کرده و انگشت نشانه انم را نشانه گرفته بودند . از درد به خود پيچيدم تا وارد اورژانس شدم.
کسي داد زد : فرمانده بهداري مجروح شده است .
منصور سليماني
مجموعه خاطرات فرشتگان نجات سايت ساجد
لینک کپی شد
نظر شما
