طرح و توضيح چند سوال درباره مباني ادبيات پايداري - بخش اول

کد خبر: ۱۲۵۷۲۷
تاریخ انتشار: ۱۸ آذر ۱۳۸۸ - ۱۵:۵۴ - 09December 2009
در توضيح اين پرسش ها، ابتدا تعريفي از ادبيات پايداري بيان گرديده است که :
(ادبيات پايداري ، نوعي از ادبيات متعهد و ملتزم است که از طرف مردم و پيشروان فکري جامعه در برابر آنچه حيات معنوي و مادي آنها را تهديد مي کند به وجود مي آيد . ) در ادامه سخن به عنصر تعهد و الزام در ادبيات پرداخته شده است و اعتقاد نگارنده در اين مقاله بر آن است که ابيات متعهد و ملتزم به آموزه هاي ديني و تعاليم قرآني بر مي گردد و پيشينه اي سابق بر مکاتب ادبي غرب دارد . در بخش دوم اين مقاله بر شناسه هاي خاصي در ادبيات پايداري همچون : مردم ، تحولات اجتماعي و پيشروان فکري جامعه تاکيد شده است و در بخش سوم درباره پيشينه ادبيات پايداري ايران ، هفت دوره تاريخي ، بدين ترتيب پيشنهاد گرديده است :
1 ـ دوره نهضت هاي داخلي و اوليه پس از ورود اسلام به ايران ، مثل نهضت شعوبيه .
2 ـ دوره جنگ هاي داخلي و هجوم هاي خارجي به ايران .
3 ـ عصر صفوي و ايجاد جنگنامه هاي منظوم .
4 ـ جنگ هاي ايران و روس در دوره قاجار و پس از آن عصر مشروطه .
5 ـ از مشروطه تا انقلاب اسلامي ايران .
6 ـ دوره انقلاب اسلامي ايران .
7 ـ دوره هشت ساله دفاع دمقدس .

مقدمه بحث :
سخن را با چکامه اي کوتاه از شاعر همروزگارمان ، ناصر قلي بهرامي ، آغاز مي کنيم
که ضمن ارائه نوعي ادبيات پايداري ، تعريفي از ادب پايداري را در اين شعر مي توان ملاحظه کرد :
کجا ز پاي نشيند کسي که بي تاب است              که رودخانه بر گل نشسته مرداب است
چو رودخانه روانم ترانه ام درياست                    گواه من دل بيدار و چشم پر آب است
چگونه دل نتپد در هواي کوچيدن                    ز سينه اي که بر آن نقش داغ احباب است
و چون به کشتي ما ناخداست نوح زمان          چه بيممان ز شب موج خيز و گرداب است
شکست جبهه بيداد غاصبان سحر                      ز برق همت ياران و خون اصحاب است
( گل ، غزل ، گلوله ، 1373 ، ص 60 )
ادبيات پايداري ، ادبيات ستيهندگي و عشق است . ادبيات توفنده و پر تلاطمي که آلودگي به ياس و سکون را نمي پذيرد و بسان روح ، پيوسته در کالبد خمود ادبيات هر عصر دميده مي شود . در واقع اين گونه ادبي ، در طول تاريخ و در کشاکش تهاجم قدرت ها و تدافع جوامع سلطه ناپذير ، همواره به مثابه ابزار و سلاحي باز دارنده رخ نموده و موجبات احياء ، تداوم و بقاي فرهنگي جوامع مورد هجوم يا تحت سلطه را فراهم آورده است .
درباره ادبيات پايداري ، چيستي آن ، مراحل پيدايش و تکوين و تکاملش و دوره هاي تاريخي و فراز و فرود و تحولاتي که بر آن در جوامع مختلف به ويژه در ايران گذشته است تا کنون محققان سخناني گفته و نوشته اند و هر يک به زباني سخن حمدش را بر زبان آورده و گوشه اي از زواياي پنهان و آشکار ادبيات پايداري را مطرح نموده اند . تلاش نگارنده اين مقاله بر ارائه تعريفي دقيق و طرح چند پرسش و توضيح لازم درباره مباني ادبيات پايداري خواهد بود .

پرسش اول )ادبيات پايداري چيست و کدام انواع ادبي را در بر مي گيرد ؟
ادبيات پايداري نوعي از ادبيات متعهد و ملتزم است که از طرف مردم و پيشروان فکري جامعه در برابر آنچه حيات معنوي و مادي آنها را تهديد مي کند به وجود مي آيد .
اين گونه ي ادبي عموما با زباني صريح بيان مي شود و با توجه به شرايط و مقتضيات هر دوره تاريخي جلوه ان و نحوه بروز و ظهورش مي تواند متفاوت با دوره ديگر باشد ؛ چنان که در يک برهه تاريخي نوع ادب معترض ، افشاگر و هشدار دهند ه و در دوره اي ديگر نوع ادب عارفانه و زاهدانه و در روزگاري ديگر ادب سوگ و مرثيه را در مجموعه ادبيات پايداري به حساب مي آوريم .

پرسش دوم ) ويژگي هاي خاص ادبيات پايداري کدامند و چه شناسه هايي را بايد در آن مطالعه کرد ؟
شناسه اصلي در ادبيات پايداري طبق تعريفي که ارائه گرديد عنصر تعهد است . يعني ادبيات پايداري را نوعي از ادبيات متعهد و ملتزم مي دانيم . ادبيات ملتزم بنابر آنچه در منابع مربوط به نقد ادبي معاصر آمده است به نظريه سارتر ( 1946 ) نسبت داده شده است که پس از جنگ جهاني دوم در فرانسه ابراز نموده است : ( ما مي خواهيم در تغيير دادن جامعه اي که ما را در ميان گرفته است شرکت کنيم . ما مي خواهيم ادبيات وظيفه اجتماعي خود را ، که هرگز نبايد فرو مي گذاشت ، دوباره به عهده گيرد . نوشتن شکل ثانوي عمل است و بنابر اين ادبيات موظف است مانند ديگر شکل هاي عمل ، به ويژه عمل سياسي ، در تحول تاريخي و اجتماعي فرانسه شرکت کند . ) ( «وظيفه ادبيات » ) ، 1356 ، صص 54 ، 55 )
 ژان پل سارتر در مورد ادبيات ملتزم ، به صراحت مي گويد : ( غرض از ادبيات ، تلاش و مبارزه است . تلاش و مبارزه براي نيل به آگاهي ، براي تحري حقيقت و براي آزادي انسان و از اين روست که نويسنده در مقابل عملي که مي کند مسئول است . براي چه  مي نويسد و دست به چه اقدامي زده است و چرا اين اقدام مستلزم توسل به نگارش بوده است . زيرا سخن گفتن در حکم عمل کردن است . ) ( «ادبيات چيست » ، 1348 ، ص 35 )
در مقابل ديدگاه هاي سارتر و پيروانش ، عده اي از نويسندگان غربي جبهة مخالف التزام را در دابيات گشودند . آنها تحت عناويني از جمله : رمان نو و نظرية هنر براي هنر ، مدّعي ادبيّاتي و راُي مسائل سياسي و اجتماعي شدند و براي آنان مطلوب و مقصود ، خود ادبيّات و خود هنر بود . از نظر آنها صورت ( فرم ) رمان ها و شعر ها بسيار مهم تر از محتوا و مطالب نهفته در آن است . («وظيفة ادبيّات » ) ، 1356 ، ص 80 ) آنها ادبيّات را به دو نوع تقسيم مي کنند : آنچه مقصودش مسائل سياسي و اجتماعي است ( گزارش ) وآنچه مقصودش هنر است ( آفرينش ادبي ) نام داده اند و مي گويند : ( به عقيدة ما ادبيّات وسيلة بيان نيست ، بلکه وسيلة پژوهش است و حتي نويسنده هرگز نمي داند که مورد پژوهش چيست از پيش نمي داند که چه بايد بگويد ، « شاعرانه » در نظر ما يعني ابداع ، ابداع جهان و انسان ، ابداع مداوم شک و ... به همين سبب است که سياست مورد توجه ما نيست و ما پژوهش ها و ترديدها و تناقض هاي خود را بيشتر مي پسنديم و شاديم از اين که بتوانيم باز هم چيز تازه اي ابداع کنيم . » ( همان ، ص 219 )
به اين ترتيب از بين اين اظهار نظرها ، گروهي ادبيّات و سياست را دو چيز مختلف دانستند و ادبيّات را امري وراي امور اجتماعي و سياسي به حساب آوردند . گروهي ادبيات را براي سياست خود خواستند و گروهي ديگر اظهار داشتند که ادبيّات به محض عرضه شدن ، امري اجتماعي است و به اين اعتبار ، وظيفه اي سياسي و اجتماعي انجام مي دهد . دايرة بحث هاي التزام و عدم التزام در ادبيّات و هنر براي هنر و موضوعاتي از اين قبيل ، به ويژه در غرب ، وقتي گسترش يافت که کم کم هدف هاي معنوي از جامعه رخت بر بست و طبعاً بايستي جاي آن اهداف معنوي با اهداف مادي پر مي شد و اين اهداف به تناسب يا ماتر ياليسم بوده يا اومانيسم و يا ماتر ياليسم سرمايه داري و چنان تشتتّي در هدف گذاري هنر و ادبيّات پديد آمد که به تعداد گروه ها و حتي افراد ، اهداف متنوّعي بروز نمود و اين تحولات دنياي غرب بر دنياي شرق بي تاُثير نبود و ادبيّات معاصر ما را نيز تحت الشعاع قرار داد .
اما بر اساس آنچه که از مفهوم التزام وتعهد در پيوند با اهداف بلند و آسماني ادبيّات دريافت مي شود ، نظرية ادبيّات متعهّد و ملتزم به زماني بر مي گردد که بزرگ ترين معجزة الهي براي هدايت نوع بشر به وقوع پيوست و قرآن کريم بر نبيّ مکرم اسلام نازل گرديد . قرآن که راهنماي جامع و کامل انسان در هر زمينه اي است در باب شعر به عنوان مظهر اتمّ کلام ادبي نکاتي را مطرح کرده و تفاوت شاعر و شعر متعهّد را از غير متعهّد در آيات مختلف بيان فرموده است . در  اينجا تنها به ذکر آياتي که به واژه هاي شعر و شاعر تصريح دارند اشاره مي شود ؛ در قرآن کريم يک بار واژة شعرا ، يک بار واژة شعر و چهار بار واژة شاعر آمده است :
1 ـ والشّعراء يتّبعهم الغاوون * الَم تَر اَنَّهم في کلِّ واد يَهيمون * وانّهم يقولون مالا يفعلون
*الاالذين آمنوا و عملوالصالحات و ذکروالله کَثيراً * ( سوره شعراء ، آيات 224 تا 227 )
2 ـ وَ ما علّمناه الشِّعر و ما ينبَغي لَهُ اِن هُوَ الا ذکرٌ و قرآنٌ مبين ( سوره يس ، آيه 69 )
3 ـ بَل قالوا اضغاثَ احلام بَلِ افتريهُ بل هوَ شاعِرٌ ( سوره انبياء ، آيه 5 )
4 ـ و يقولون اُ اِنّا لتار کواً آلِهتَنا لشاعرٍ مجنون ( سوره صافات ، آيه 36 )
5 ـ اَم يقولون شاعِرٌ نَتَربَّصُ به رَيبَ المنون ( سوره طور )
6 ـ وَ ما هُوَ بقولِ شاعرٍ قليلاً ما تؤمنون ( سوره حاقه ، آيه 41 )
باهمين برداشت از قرآن ، شعر جهت پيدا کرد و در باب شعر و شاعر بايد و نبايد و مقصد و مقصود مطرح گرديد . و اين بايد و نبايدها مفهوم شعر متعهّد را نمايان مي کند ؛ به طوري که صاحب چهار مقاله مي گويد :
« شاعر بايد سليم الفطره ، عظيم الفکره ، صحيح الطبع ، جيّد الرويّه ، دقيق النظر باشد و در انواع علوم متنوّع باشد و در انواع رسوم مسطرف . زيرا چنان که شعر در هر علمي به کار همي بشود ، هر علمي در شعر به کار همي شود . و چون شعر بدين درجه نباشد تأثير او را اثر نبود و پيش از خداوند خود بميرد . » ( « چهار مقاله » ، چاپ دوم ، ص29 )
و نظامي گنجوي ، در مخزن الاسرار ، شعر را زماني مؤثر و مفيد مي داند که از زبان شرع سروده شود :
پيش و پسي بست صف کبريا                                            پس شعراء آمد و پيش انبياء
چون سخنت شهد شد ارزان مکن                                  شهد سخن را مگس افشان مکن
تا نکند شرع تو را نامدار                                                       نامزد شعر مشو زينهار
شعر تو را سدره نشاني دهد                                                 سلطنت ملک معاني دهد
شعر تو از شرع بدانجا رسد                                          کز کمرت سايه به جوزا رسد
 شعر بر آرد به اميريت نام                                                 کالشّعراء امراء الکلام
                    ( « مخزن الاسرار نظامي » ، 1313 ص 43 )
و عطار نيشابوري ، شعر و عرش و شرع را از يک مقوله مي داند :
 
شعر و عرش و شرع از هم خاستند                        تا دو عالم زين سه حرف آراستند
( عطار ، « مصيبت نامه » ، ص 46 )

دکتر محمد صادق بصيري
استاديار دانشگاه شهيد باهنر کرمان

ادامه دارد...
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین