كرمانشاه را تصرف كرديم و آنجا مستقر هستيم!
متن زير قسمتي از گفت وگوي مفصل با «هادي شعباني» راننده رئيس وقت گروهك منافقين (مژگان پارسايي) و از نيروهاي حاضر در عمليات مرصاد (فروغ جاويدان) است كه حدود 20سال از زندگي پنجاه ساله خود را در اين گروهك سپري كرد تا اينكه در سال 1383 از مقر منافقين گريخت و به ايران بازگشت. او در رابطه با شركت خود در عمليات فروغ جاويدان و نيز بازخورد شتست منافقين در عمليات مرصاد مي گويد:
... من در عمليات مرصاد در واحد توپخانه مشغول بودم، فرمانده لشكرمان هم «مهين رضايي» معروف به «آذر» بود. روز عمليات يك توپ122 همراه دو دستگاه آيفا مهمات تحويل ما شد كه چهار نفر بوديم. تا اسلام آباد درگيري خاصي نداشتيم تا اينكه به تنگه «چهار زبر» رسيديم. آنجا درگيري كوچكي رخ داد ولي به هر صورتي بود توانستيم راه را باز كنيم. تا به تنگه حسن آباد رسيديم كه درگيري اصلي شروع شد. حوالي10 صبح بود كه از ناحيه شكم مجروح شدم و من را به زير پل حسن آباد كه اكثر زخمي هاي مرصاد آنجا بودند، منتقل كردند.
از حسن آباد به فرمانداري اسلام آباد رفتيم. تعداد زخمي ها خيلي زياد بود و اكثراً حال وخيمي داشتند. ما را از آنجا به «كرند» و سپس به سر پل ذهاب بردند و از سرپل ذهاب به وسيله بالگرد عراقي به بيمارستاني در بغداد منتقل كردند.
هوا در حال تاريك شدن بود، تعداد زخمي ها در بيمارستان به قدري شد كه مابقي مريض ها را از آنجا منتقل كردند و بيمارستان به صورت كامل در اختيار سازمان قرار گرفت. من از ناحيه شكم تير خورده بودم و حال خوبي نداشتم. جالب اينجاست كه بعد از اتمام عمليات و شكست كامل سازمان، برخي از فرماندهان پيش ما مي آمدند و به دروغ مي گفتند كه كرمانشاه را تصرف كرديم و آنجا مستقر هستيم! من هشت ماه بستري بودم و بعد از آن هم تا دو سال تحت نظر دكتر قرار داشتم.
بازتاب اين شكست آنقدر وحشتناك بود كه مسعود رجوي تنها يك هفته بعد از آن اعلام نشست عمومي كرد و دستور داد تا همه نيروها حتي مجروحان را از بيمارستان به اين نشست بياورند. من آن موقع در بيمارستان بستري بودم با همان تخت بيمارستان مرا به محل مراسم آوردند. وضع خيلي خراب بود و اكثر نيروها بريده بودند، چون از يك طرف به تهران نرسيده بوديم و از آن بدتر اينكه دوباره به عراق برگشتيم و نمي دانستيم آينده چه مي شود، آتش بس هم كه برقرار شده بود و دائم بايد دروغ فرماندهان را مي شنيديم كه ما فلان قدر كشتيم، كرمانشاه را گرفتيم و ...
