تونس : انقلاب، اصلاحات يا كودتا ؟!
، نسبت مي دهند كه پس از آن اين شخص به فرمانداري شكايت كرد، اما فرمانداري ترتيب اثر نداد و در نتيجه اين فرد در جلوي فرمانداري خودسوزي كردو در نتيجه اين مسئله باعث شد كه جرقه اي زده شود و اعتراض شكل بگيرد، اما برخي ريشه آن را سياسي مي دانند.
اين اعتراض بلافاصله به شهرهاي ديگر سرايت كرد و تظاهرات گسترده اي عليه سياست هاي دولت صورت گرفت. دولت تونس با استفاده از نيروهاي ضد شورش، پليس و تك تيرانداز شدت عمل به خرج داد و عده زيادي از تظاهركنندگان را به قتل رساند. اين خشونت و سركوب شديد از سوي دولت نه تنها اين ناآرامي ها را پايان نداد بلكه موجب بروز خشم و كينه بيشتري در جامعه شد.
همچنين منابع تونسي با اعلام حكومت نظامي در شهرهاي تونس از سوي دولت، اظهار داشتند: ارتش به بهانه مراقبت از اموال عمومي و ادارات دولتي وارد صحنه شده است، اما به نظر مي رسد كه هدف اصلي ورود ارتش سركوب گسترده است .
اين درحالي است كه با ادامه ناآرامي ها و تظاهرات گسترده مردم تونس عليه سياست هاي سركوبگرايانه زين العابدين بن علي، دولت وي سقوط كرد و زين العابدين بن علي از اين كشور گريخت و به دولت سعودي پناه برد.
با فرار زين العابدين بن علي از تونس، دولت ساقط شده تونس سعي كرد با روي كار آوردن محمد الغنوشي به عنوان رئيس جمهور موقت تونس، شوكي تازه به بدنه نيمه جان خود دهد.
با اين وجود، مردم تونس بر اصل پاكسازي كشور از عناصر دولت بن علي تأكيد كرده اند، چنانكه هزاران تن از مردم تونس در اعتراض به روي كار آمدن دولت موقت وحضور وزيران عضو حزب حاكم سابق در دولت جديد تونس در مركز اين كشور تظاهرات كرده و خواهان بركناري دولت شدند. اين امر موجب شد تا انقلاب مردمي تونس ادامه يافته و صحنه سياسي اين كشور وضعيت متشنجي را سپري نمايد.
هر چند كه اقدام مردم تونس در سرنگوني دولت بن علي تحولي بزرگ براي اين كشور قلمداد مي شود، اما به اعتقاد تحليل گران سياسي پس لرزه هاي آن، كشورهاي عربي و آفريقايي را فرا خواهد گرفت، بطوريكه اين مسئله به يكي از مهم ترين موضوعات محافل سياسي و كانون هاي خبرساز جهان تبديل شده است.
اما آنچه كه در اين ميان حائز اهميت است، رويكرد غرب به ويژه آمريكا و رژيم صهيونيستي نسبت به روندتحولات تونس و شرايط خاص سياسي اين كشور مي باشد.
با سقوط دولت بن علي و ادامه تظاهرات مردمي در تونس، غرب با ابراز نگراني از سقوط دولت زين العابدين بن علي تلاش كرد تا با فراخواندن مردم به آرامش ، فضاي سياسي اين كشور را آرام نگه دارد. به همين منظور، باراك اوباما، رئيس جمهور آمريكا، از تمامي گروه هاي تونسي خواست كه دست از خشونت بردارند و آرامش را حفظ كنند.
اتحاديه اروپا نيز، دستيابي به راه حل دموكراتيك دائم در تونس را خواستار شد و بعد از فرار زين العابدين بن علي از كشور، مردم تونس را به حفظ آرامش فراخواند.
باري مارستون، سخنگوي وزارت خارجه انگليس نيز اعلام مي كند: تونس در لحظه تاريخي بسر مي برد و تونسي ها از چند هفته گذشته اهداف خود را مطرح كردند.
همچنين مقامات آلمان از تمامي طرف هاي ذي ربط مي خواهند كه تمامي تلاش خود را براي انجام مذاكرات و حل مشكلات به طور مسالمت آميز به منظور ممانعت از خشونت هاي بيشتر به كار بگيرند.
با نگاهي به مواضع سران غربي نسبت به تحولات داخلي تونس ، اين سوال جدي در ذهن متبادر مي شود كه با وجود اينكه غرب همواره از حاميان بن علي بوده و انتظار مي رفت كه از وي حمايت كنند اما به يكباره مواضع خويش را در قبال بن علي تغيير داده و چهره اي مردمي به خود گرفته و خواستار احترام به آراي مردم مي شوند. براي پاسخ به اين سؤال ذكر چند نكته اساسي ضروري به نظر مي رسد.
- نوع موضع گيري آمريكا در قبال تحولات تونس و همچنين در برابر تحولات و حركت هاي مردمي در ساير كشورهاي عربي شاخ آفريقا و جنوب شرقي مديترانه نظير ليبي ، الجزاير، مصر،سودان و... برخلاف گذشته كه در برابر سركوب خواسته هاي مردمي اكثر اين كشورها سكوت مي كردند، در كنار مردم قرار گرفته و خواستار حركت دولت ها در مسير ملت ها شده اند، نشان از اجراي يك سناريوي گسترده در اين مناطق دارد. سناريويي كه با مهندسي جديد در صحنه سياسي و اجتماعي در برخي كشورهاي منطقه شاخ آفريقا(تجزيه جنوب سودان) و جنوب شرقي مديترانه ، معادلات و تحولات تازه اي را در منطقه خاورميانه دنبال خواهد كرد. البته اظهارات گذشته مقامات آمريكايي از جمله «سوزان رايس» نماينده آمريكا در سازمان ملل كه مواضع استراتژيك دولت اوباما را بهره گيري از ملت هاي منطقه به جاي تحرك نظامي براي رسيدن به مقاصد آمريكا در خاورميانه اعلام داشته بود ، اجراي اين سناريو را بيش از پيش تقويت مي كند.
- سران سلطه جهت اجراي سناريوي جديد خود كه سعي دارند تا معادلات راهبردي جديد خود را با گسترده كردن جغرافياي سياسي خاورميانه مديريت كنند ، نياز به آماده سازي رواني و تصوير سازي رسانه اي دارند. از اين منظر، رسانه هاي غربي با فرافكني و فضاسازي درخصوص فراگير شدن اعتراض هاي تونس در ساير كشورهاي عربي خصوصا دول عربي خاورميانه در راستاي اين سناريو جديد غرب حركت كرده اند.
- در اين ميان جهت گيري صهيونيست ها نسبت به تحولات و ناآرامي هاي تونس قابل توجه و تامل است.
با ادامه ناآرامي ها در تونس،منابع صهيونيستي به طروق مختلفي اعلام كردند: سقوط نظام زين العابدين موجب نگراني در جهان عرب شده به طوري كه در تاريخ كشورهاي عربي شاهد فروپاشي يك نظام نبوده ايم. با نگاهي به مواضع رسانه اي رژيم صهيونيستي ، به خوبي مي توان به همراستا بودن منابع اين رژيم با راهبردهاي سياسي و رسانه غرب پي برد.اين در حالي بود كه در بحبوحه تظاهرات و ناآرامي هاي تونس بسياري از منابع تونسي از حضور تعدادي از صهيونيست ها در تونس براي ايجاد فضاي رعب و وحشت و آشوب خبر دادند.تحليلگران سياسي اين اقدامات و تحركات صهيونيست ها را از طرفي آشكار شدن نقش اصلي سرويس جاسوسي رژيم صهيونيستي در دامن زدن به تحولات منطقه در راستاي سناريوي جديد غرب مي دانند و از طرفي تحولات شاخ آفريقا و منطقه جنوب غربي مديترانه نظير تجزيه سودان را در راستاي پروژه صهيونيستي تسلط دريايي بر آبراهه بين المللي تنگه باب المندب – در ياي سرخ – كانال سوئز- در ياي مديترانه ، تحليل مي كنند.
اين اعتراض بلافاصله به شهرهاي ديگر سرايت كرد و تظاهرات گسترده اي عليه سياست هاي دولت صورت گرفت. دولت تونس با استفاده از نيروهاي ضد شورش، پليس و تك تيرانداز شدت عمل به خرج داد و عده زيادي از تظاهركنندگان را به قتل رساند. اين خشونت و سركوب شديد از سوي دولت نه تنها اين ناآرامي ها را پايان نداد بلكه موجب بروز خشم و كينه بيشتري در جامعه شد.
همچنين منابع تونسي با اعلام حكومت نظامي در شهرهاي تونس از سوي دولت، اظهار داشتند: ارتش به بهانه مراقبت از اموال عمومي و ادارات دولتي وارد صحنه شده است، اما به نظر مي رسد كه هدف اصلي ورود ارتش سركوب گسترده است .
اين درحالي است كه با ادامه ناآرامي ها و تظاهرات گسترده مردم تونس عليه سياست هاي سركوبگرايانه زين العابدين بن علي، دولت وي سقوط كرد و زين العابدين بن علي از اين كشور گريخت و به دولت سعودي پناه برد.
با فرار زين العابدين بن علي از تونس، دولت ساقط شده تونس سعي كرد با روي كار آوردن محمد الغنوشي به عنوان رئيس جمهور موقت تونس، شوكي تازه به بدنه نيمه جان خود دهد.
با اين وجود، مردم تونس بر اصل پاكسازي كشور از عناصر دولت بن علي تأكيد كرده اند، چنانكه هزاران تن از مردم تونس در اعتراض به روي كار آمدن دولت موقت وحضور وزيران عضو حزب حاكم سابق در دولت جديد تونس در مركز اين كشور تظاهرات كرده و خواهان بركناري دولت شدند. اين امر موجب شد تا انقلاب مردمي تونس ادامه يافته و صحنه سياسي اين كشور وضعيت متشنجي را سپري نمايد.
هر چند كه اقدام مردم تونس در سرنگوني دولت بن علي تحولي بزرگ براي اين كشور قلمداد مي شود، اما به اعتقاد تحليل گران سياسي پس لرزه هاي آن، كشورهاي عربي و آفريقايي را فرا خواهد گرفت، بطوريكه اين مسئله به يكي از مهم ترين موضوعات محافل سياسي و كانون هاي خبرساز جهان تبديل شده است.
اما آنچه كه در اين ميان حائز اهميت است، رويكرد غرب به ويژه آمريكا و رژيم صهيونيستي نسبت به روندتحولات تونس و شرايط خاص سياسي اين كشور مي باشد.
با سقوط دولت بن علي و ادامه تظاهرات مردمي در تونس، غرب با ابراز نگراني از سقوط دولت زين العابدين بن علي تلاش كرد تا با فراخواندن مردم به آرامش ، فضاي سياسي اين كشور را آرام نگه دارد. به همين منظور، باراك اوباما، رئيس جمهور آمريكا، از تمامي گروه هاي تونسي خواست كه دست از خشونت بردارند و آرامش را حفظ كنند.
اتحاديه اروپا نيز، دستيابي به راه حل دموكراتيك دائم در تونس را خواستار شد و بعد از فرار زين العابدين بن علي از كشور، مردم تونس را به حفظ آرامش فراخواند.
باري مارستون، سخنگوي وزارت خارجه انگليس نيز اعلام مي كند: تونس در لحظه تاريخي بسر مي برد و تونسي ها از چند هفته گذشته اهداف خود را مطرح كردند.
همچنين مقامات آلمان از تمامي طرف هاي ذي ربط مي خواهند كه تمامي تلاش خود را براي انجام مذاكرات و حل مشكلات به طور مسالمت آميز به منظور ممانعت از خشونت هاي بيشتر به كار بگيرند.
با نگاهي به مواضع سران غربي نسبت به تحولات داخلي تونس ، اين سوال جدي در ذهن متبادر مي شود كه با وجود اينكه غرب همواره از حاميان بن علي بوده و انتظار مي رفت كه از وي حمايت كنند اما به يكباره مواضع خويش را در قبال بن علي تغيير داده و چهره اي مردمي به خود گرفته و خواستار احترام به آراي مردم مي شوند. براي پاسخ به اين سؤال ذكر چند نكته اساسي ضروري به نظر مي رسد.
- نوع موضع گيري آمريكا در قبال تحولات تونس و همچنين در برابر تحولات و حركت هاي مردمي در ساير كشورهاي عربي شاخ آفريقا و جنوب شرقي مديترانه نظير ليبي ، الجزاير، مصر،سودان و... برخلاف گذشته كه در برابر سركوب خواسته هاي مردمي اكثر اين كشورها سكوت مي كردند، در كنار مردم قرار گرفته و خواستار حركت دولت ها در مسير ملت ها شده اند، نشان از اجراي يك سناريوي گسترده در اين مناطق دارد. سناريويي كه با مهندسي جديد در صحنه سياسي و اجتماعي در برخي كشورهاي منطقه شاخ آفريقا(تجزيه جنوب سودان) و جنوب شرقي مديترانه ، معادلات و تحولات تازه اي را در منطقه خاورميانه دنبال خواهد كرد. البته اظهارات گذشته مقامات آمريكايي از جمله «سوزان رايس» نماينده آمريكا در سازمان ملل كه مواضع استراتژيك دولت اوباما را بهره گيري از ملت هاي منطقه به جاي تحرك نظامي براي رسيدن به مقاصد آمريكا در خاورميانه اعلام داشته بود ، اجراي اين سناريو را بيش از پيش تقويت مي كند.
- سران سلطه جهت اجراي سناريوي جديد خود كه سعي دارند تا معادلات راهبردي جديد خود را با گسترده كردن جغرافياي سياسي خاورميانه مديريت كنند ، نياز به آماده سازي رواني و تصوير سازي رسانه اي دارند. از اين منظر، رسانه هاي غربي با فرافكني و فضاسازي درخصوص فراگير شدن اعتراض هاي تونس در ساير كشورهاي عربي خصوصا دول عربي خاورميانه در راستاي اين سناريو جديد غرب حركت كرده اند.
- در اين ميان جهت گيري صهيونيست ها نسبت به تحولات و ناآرامي هاي تونس قابل توجه و تامل است.
با ادامه ناآرامي ها در تونس،منابع صهيونيستي به طروق مختلفي اعلام كردند: سقوط نظام زين العابدين موجب نگراني در جهان عرب شده به طوري كه در تاريخ كشورهاي عربي شاهد فروپاشي يك نظام نبوده ايم. با نگاهي به مواضع رسانه اي رژيم صهيونيستي ، به خوبي مي توان به همراستا بودن منابع اين رژيم با راهبردهاي سياسي و رسانه غرب پي برد.اين در حالي بود كه در بحبوحه تظاهرات و ناآرامي هاي تونس بسياري از منابع تونسي از حضور تعدادي از صهيونيست ها در تونس براي ايجاد فضاي رعب و وحشت و آشوب خبر دادند.تحليلگران سياسي اين اقدامات و تحركات صهيونيست ها را از طرفي آشكار شدن نقش اصلي سرويس جاسوسي رژيم صهيونيستي در دامن زدن به تحولات منطقه در راستاي سناريوي جديد غرب مي دانند و از طرفي تحولات شاخ آفريقا و منطقه جنوب غربي مديترانه نظير تجزيه سودان را در راستاي پروژه صهيونيستي تسلط دريايي بر آبراهه بين المللي تنگه باب المندب – در ياي سرخ – كانال سوئز- در ياي مديترانه ، تحليل مي كنند.

لینک کپی شد
نظر شما
