مقالات/ نقش ولايت فقيه در دفاع مقدس
الف) مقاله اسلام و كفر
ب) شكوفايي ايمان و معنويت
ج) درخشش ايثارگري و شهادت
د) نمايش مديريت و فرماندهي اسلامي جنگ
ه )صدور اخلاق اسلامي
و) اثبات و وجود امدادهاي غيبي
ز) ظلم ستيزي با تمام مظلوميت
جنگ در اصطلاح پيكار مسلحانه و خونين گروههاي متشكل است يا جنگ كشمكش و برخورد مسلحانه ميان دو يا چند سو گفته شده است. اما در قاموس اسلام جنگ جلوه ديني يافته و انواعي مييابد كه يكي از آنها جهاد دفاعي است. دفاع در حقوق بينالملل نيز پذيرفته شده و مشروعيت دارد. بنابراين امر دفاع نيازي به شواهد قرآني و روايي هم ندارد چون فطري و عقلي است چنان كه آن پير سفر كرده فرمود: «دفاع بر هر مكلفي به هر وسيله شرط واجب است.»
نظر بر آن كه رهبران اسلامي با برخورداري از سه ويژگي معماري، فرماندهي و فقاهت زعامت مينمايند لذا اعلام جنگ و صلح از شئونات ولايي محسوب ميگردد. حضرت امام خميني (ره) از جمله آن رهبران اسلامي بود كه بزرگترين جنگ فرسايشي قرن را فرماندهي كرد. چون اصل 110 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بند 5 «اعلام جنگ و صلح و بسيج نيروها در نظام جمهوري اسلامي را از جمله اختيارات رهبري برشمرده و براساس بند 6 همين اصل نيز عزل و نصب فرماندهان عالي رتبه نظامي و انتظامي از وظايف رهبري است.»
1- ولايت و رهبري در آغازين روزهاي جنگ تحميلي:
بنابراين دلايل مختلفي را كارشناسان براي آغاز جنگ عراق عليه ايران برشمردند كه از جمله آنها به موارد ذيل ميتوان اشاره كرد: اختلافات ارضي، دشمني غرب با انقلاب پوياي اسلامي، هراس دولتهاي منطقه از اسلام خواهي و بيداري اسلامي مردم منطقه و خوي تجاوزگري بعثيان و صدام با حمايت كشورهاي عربي و غربي بهترين فرصت را براي تجاوز فراهم ساخت. زيرا كه نظام ستم شاهي و دست نشانده فرو پاشيده و رهبران انقلابي نيز هنوز تحكيم و تثبيت نگرديده بودند. مزدوران متواري نظام پيشين در كنار صدام ماموريت مييابند تا جمهوري اسلامي را نابود و كشور ايران را تجزيه نمايند. به دنبال اين بسترهاي تاريخي تهاجم همه جانبه از زمين و هوا و دريا آغاز ميگردد اما غافل از آن كه به قول آن امام حُمام كه فرمود: «صدام گمان ميكرد با يك مملكت آشفته و منزوي شده روبروست و تا چند ساعت ديگر تهران را فتح خواهد كرد. او غافل از خدا بود.» پس ايمان به خدا و آخرت جوهره اصلي اسلام را تشكيل ميدهد و رهبري به عنوان مرجع و كارشناس ديني مفسر آن اصول ميباشد. همين پشتوانه در غالب فرماندهي كل قوا در وجود امام راحل تحقق يافت و امكان اداره جنگ و جهاد را ميسر ساخت.
2- تداوم رهبري و تشديد جنگ:
بلافاصله پس از آغاز تهاجم، امام خميني(ره) صدام را كافر و نوكر امريكا خطاب كرد و از مردم براي دفاع استمداد طلبيد. با فرمان امام راحل رزمندگان اسلام در طول هشت سال دفاع مقدس 95% از 182 عمليات جنگي جبههها را با حضور گسترده بسيجيان داوطلب اداره نمودند. و 75% نيروي يگانها را نيز از نيروهاي مردمي تشكيل دادند و با آزاد سازي مناطق اشغالي زمينههاي نفوذ به خاك دشمن را فراهم ساختند.
روند جنگ از دفاع به تشديد حملات و سپس واكنش نظام بينالمللي منتهي شد. مقاومت مصمم و پايداري مردم ايران در نخستين سال جنگ تحميلي مراكز بينالمللي را وادار به نرمش ساخت به طوري كه سازمان كنفرانس اسلامي ضمن تشكيل كميته بررسي مذاكره ،خاتمه جنگ را با دو شرط اعلام نمود و آنها عبارت بودند از :
الف- عدم عمليات نظامي از سوي ايران
ب- اعلام آتش بس با توافق ايران
هر دو شرط آشكارا بر عليه ايران است براي همين امام فرمود: «صلح بين اسلام و كفر معنا ندارد.» هر چند اصولا توقف عمليات نظامي يا آتش بس آنهم از سوي ايران نه عراق غير از صلح است. علاوه بر اين شوراي امنيت سازمان ملل متحد پس از دو سال تعلل خواستار آتش بس و عقب نشيني شد. اين روند متاسفانه تا سال 66 از سوي محافل و مراكز بينالمللي ادامه داشت تا بالاخره به صدور قطعنامه 598 انجاميد.
3- نقش رهبري در خاتمه جنگ:
پس از فتح خرمشهر ماهيت جنگ با ورود سلاحهاي كشتار جمعي تغيير يافت. ولي امر مسلمين به عنوان فرماندهي كل قوا پس از استدلالهاي منطقي فرماندهان جنگ رضايت به ادامه دفاع در خاك عراق داد. مناطق مسكوني و شهرها هدف بمبارانها و موشكهاي مختلف قرار گرفت اما در هر صورت 6400 كيلومتر مربع خاك متصرفي از سوي عراق به دفاع در عمق 1500 كيلومتر مربع بوسيله ايران تبديل گشت. پايان جنگ مورد توافق طرفين قرار گرفت صدام همچنان بر موج حملات خود افزود. ولي سرانجام با فشارهاي بينالمللي طرفين رضايت به آتش بس و اجراي قطعنامه دادند. امام در پذيرش قطع نامه ضمن بيان معامله آبروي خود با خدا و نوشيدن جام زهر ميگويد: كسي تصور نكند كه ما راه سازش با جهان خواران را نميدانيم ولي هيهات كه خادمان اسلام به ملت خود خيانت كنند.»
ما حصل جنگ تحميلي يا بعبارت بهتر دفاع مقدس مساوي تخريب گسترده و نابودي ذخاير و منابع ملي و تحليل فزاينده نيروي انساني و كشتار مردم هر دو كشور بوده اما از سوي ايران دفاع منتهي به دستاوردهاي بزرگي گرديد كه از جمله آنها ميتوان به ارائه يك الگوي برجسته مقاومت و اثبات تواناييهاي دفاعي اشاره كرد، و ديگر صدور انقلاب بود، كه طنين حق طلبي آن در عين مظلوميت به گوش جهانيان رسيد و مورد تجليل آگاهان جهاني واقع شد و بالاخره خود باوري، نصرت؛ انجام تكليف، تحقق شعارهاي انقلاب و شكست ابهت شرق و غرب و موجب شناسايي دوست و دشمن شد.
جعفر محقق
کميته علمي پژوهشي کنگره سرداران ، اميران،فرماندهان و8000 شهيد استان همدان
ب) شكوفايي ايمان و معنويت
ج) درخشش ايثارگري و شهادت
د) نمايش مديريت و فرماندهي اسلامي جنگ
ه )صدور اخلاق اسلامي
و) اثبات و وجود امدادهاي غيبي
ز) ظلم ستيزي با تمام مظلوميت
جنگ در اصطلاح پيكار مسلحانه و خونين گروههاي متشكل است يا جنگ كشمكش و برخورد مسلحانه ميان دو يا چند سو گفته شده است. اما در قاموس اسلام جنگ جلوه ديني يافته و انواعي مييابد كه يكي از آنها جهاد دفاعي است. دفاع در حقوق بينالملل نيز پذيرفته شده و مشروعيت دارد. بنابراين امر دفاع نيازي به شواهد قرآني و روايي هم ندارد چون فطري و عقلي است چنان كه آن پير سفر كرده فرمود: «دفاع بر هر مكلفي به هر وسيله شرط واجب است.»
نظر بر آن كه رهبران اسلامي با برخورداري از سه ويژگي معماري، فرماندهي و فقاهت زعامت مينمايند لذا اعلام جنگ و صلح از شئونات ولايي محسوب ميگردد. حضرت امام خميني (ره) از جمله آن رهبران اسلامي بود كه بزرگترين جنگ فرسايشي قرن را فرماندهي كرد. چون اصل 110 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران بند 5 «اعلام جنگ و صلح و بسيج نيروها در نظام جمهوري اسلامي را از جمله اختيارات رهبري برشمرده و براساس بند 6 همين اصل نيز عزل و نصب فرماندهان عالي رتبه نظامي و انتظامي از وظايف رهبري است.»
1- ولايت و رهبري در آغازين روزهاي جنگ تحميلي:
بنابراين دلايل مختلفي را كارشناسان براي آغاز جنگ عراق عليه ايران برشمردند كه از جمله آنها به موارد ذيل ميتوان اشاره كرد: اختلافات ارضي، دشمني غرب با انقلاب پوياي اسلامي، هراس دولتهاي منطقه از اسلام خواهي و بيداري اسلامي مردم منطقه و خوي تجاوزگري بعثيان و صدام با حمايت كشورهاي عربي و غربي بهترين فرصت را براي تجاوز فراهم ساخت. زيرا كه نظام ستم شاهي و دست نشانده فرو پاشيده و رهبران انقلابي نيز هنوز تحكيم و تثبيت نگرديده بودند. مزدوران متواري نظام پيشين در كنار صدام ماموريت مييابند تا جمهوري اسلامي را نابود و كشور ايران را تجزيه نمايند. به دنبال اين بسترهاي تاريخي تهاجم همه جانبه از زمين و هوا و دريا آغاز ميگردد اما غافل از آن كه به قول آن امام حُمام كه فرمود: «صدام گمان ميكرد با يك مملكت آشفته و منزوي شده روبروست و تا چند ساعت ديگر تهران را فتح خواهد كرد. او غافل از خدا بود.» پس ايمان به خدا و آخرت جوهره اصلي اسلام را تشكيل ميدهد و رهبري به عنوان مرجع و كارشناس ديني مفسر آن اصول ميباشد. همين پشتوانه در غالب فرماندهي كل قوا در وجود امام راحل تحقق يافت و امكان اداره جنگ و جهاد را ميسر ساخت.
2- تداوم رهبري و تشديد جنگ:
بلافاصله پس از آغاز تهاجم، امام خميني(ره) صدام را كافر و نوكر امريكا خطاب كرد و از مردم براي دفاع استمداد طلبيد. با فرمان امام راحل رزمندگان اسلام در طول هشت سال دفاع مقدس 95% از 182 عمليات جنگي جبههها را با حضور گسترده بسيجيان داوطلب اداره نمودند. و 75% نيروي يگانها را نيز از نيروهاي مردمي تشكيل دادند و با آزاد سازي مناطق اشغالي زمينههاي نفوذ به خاك دشمن را فراهم ساختند.
روند جنگ از دفاع به تشديد حملات و سپس واكنش نظام بينالمللي منتهي شد. مقاومت مصمم و پايداري مردم ايران در نخستين سال جنگ تحميلي مراكز بينالمللي را وادار به نرمش ساخت به طوري كه سازمان كنفرانس اسلامي ضمن تشكيل كميته بررسي مذاكره ،خاتمه جنگ را با دو شرط اعلام نمود و آنها عبارت بودند از :
الف- عدم عمليات نظامي از سوي ايران
ب- اعلام آتش بس با توافق ايران
هر دو شرط آشكارا بر عليه ايران است براي همين امام فرمود: «صلح بين اسلام و كفر معنا ندارد.» هر چند اصولا توقف عمليات نظامي يا آتش بس آنهم از سوي ايران نه عراق غير از صلح است. علاوه بر اين شوراي امنيت سازمان ملل متحد پس از دو سال تعلل خواستار آتش بس و عقب نشيني شد. اين روند متاسفانه تا سال 66 از سوي محافل و مراكز بينالمللي ادامه داشت تا بالاخره به صدور قطعنامه 598 انجاميد.
3- نقش رهبري در خاتمه جنگ:
پس از فتح خرمشهر ماهيت جنگ با ورود سلاحهاي كشتار جمعي تغيير يافت. ولي امر مسلمين به عنوان فرماندهي كل قوا پس از استدلالهاي منطقي فرماندهان جنگ رضايت به ادامه دفاع در خاك عراق داد. مناطق مسكوني و شهرها هدف بمبارانها و موشكهاي مختلف قرار گرفت اما در هر صورت 6400 كيلومتر مربع خاك متصرفي از سوي عراق به دفاع در عمق 1500 كيلومتر مربع بوسيله ايران تبديل گشت. پايان جنگ مورد توافق طرفين قرار گرفت صدام همچنان بر موج حملات خود افزود. ولي سرانجام با فشارهاي بينالمللي طرفين رضايت به آتش بس و اجراي قطعنامه دادند. امام در پذيرش قطع نامه ضمن بيان معامله آبروي خود با خدا و نوشيدن جام زهر ميگويد: كسي تصور نكند كه ما راه سازش با جهان خواران را نميدانيم ولي هيهات كه خادمان اسلام به ملت خود خيانت كنند.»
ما حصل جنگ تحميلي يا بعبارت بهتر دفاع مقدس مساوي تخريب گسترده و نابودي ذخاير و منابع ملي و تحليل فزاينده نيروي انساني و كشتار مردم هر دو كشور بوده اما از سوي ايران دفاع منتهي به دستاوردهاي بزرگي گرديد كه از جمله آنها ميتوان به ارائه يك الگوي برجسته مقاومت و اثبات تواناييهاي دفاعي اشاره كرد، و ديگر صدور انقلاب بود، كه طنين حق طلبي آن در عين مظلوميت به گوش جهانيان رسيد و مورد تجليل آگاهان جهاني واقع شد و بالاخره خود باوري، نصرت؛ انجام تكليف، تحقق شعارهاي انقلاب و شكست ابهت شرق و غرب و موجب شناسايي دوست و دشمن شد.
جعفر محقق
کميته علمي پژوهشي کنگره سرداران ، اميران،فرماندهان و8000 شهيد استان همدان
لینک کپی شد
نظر شما
