خاك ايران تا 3 سال ديگر از مين پاك ميشود
اگرچه مين دشمنان همچنان به دنبال قربانيگرفتن است، اما دلاورمردان ارتش جمهوري اسلامي ايران از همان نخستين روزها به مقابله با آن برخاستهاند و همچون نخستين روزهايي كه كشورمان مورد حمله ناجوانمردانه رژيم بعث عراق قرار گرفت به كشف و خنثيكردن مينهايي ميپردازند كه توسط دشمن در دل خاك پنهان شده است.
به منظور بررسي اقداماتي كه ارتش تاكنون در خصوص پاكسازي اراضي آلوده به مين انجام داده است، با امير سرتيپ دوم عبدالكريم همتي به صحبت نشستيم. وي قريب به يكسال است فرمانده قرارگاه مركزي پاكسازي است، اين مركز سال گذشته شكل گرفت. همتي پيش از آن نيز حدود 7 سال فرمانده قرارگاه پاكسازي استان خوزستان بود كه بيشترين آلودگي به مين را داشته است.
در ابتدا توضيحاتي درباره اراضي آلوده به مين ارائه دهيد، از جمله اينكه چه مقدار از اراضي كشورمان آلوده به مين بوده و چه مقدار از آنها پاكسازي شده است؟
به صورت تقريبي حدود 2/4 ميليون هكتار از اراضي كشور آلوده به مين بوده كه از همان سال 59 كه عمليات ثامنالائمه انجام شد، عمليات پاكسازي نيز آغاز شد. يعني در واقع بعد از شكست حصر آبادان، يگانهاي مهندسي نيروي زميني ارتش اقدام به پاكسازي مينها كردند تا يك ايمني نسبي براي مردم و همينطور رزمندگاني كه در اين منطقه تردد داشتند، به وجود آيد. ليكن پاكسازي كه به صورت اخص و به شكل كامل انجام شود بعد از پايان جنگ در سال 67 آغاز شد و نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي با 20 گردان مهندسي رزمي در 3 استان كرمانشاه، ايلام و خوزستان كار پاكسازي را شروع كرد.
چه مقدار از اين 2/4 ميليون هكتاري كه فرموديد، تاكنون پاكسازي شده است؟
بالغ بر 4 ميليون هكتار به طور كامل پاكسازي شده است و با توجه به اينكه علاوه بر ارتش، سپاه و بخش خصوصي نيز وارد عمل شدهاند پيشبيني ميشود ظرف يكي دو سال آينده كار پاكسازي به اتمام رسيده و كامل انجام شود.
ارتش بيشتر در چه مناطقي از كشور وارد اين كار شده است؟
ارتش از همان دوران جنگ كار پاكسازي را انجام ميداده است يعني هر منطقهاي كه بعد از عمليات آفندي آزاد ميشد، توسط يگان مهندسي رزمي مورد بررسي قرار ميگرفت منتها كار پاكسازي از سال 67 به صورت رسمي با احداث 3 قرارگاه پاكسازي در 3 استان كرمانشاه، ايلام و خوزستان توسط ارتش آغاز شد و تا الان هم ادامه دارد.
اين سه استان بر چه اساسي در سبد ارتش قرار گرفته؟ تقسيم كار به چه صورت بوده است؟
به نوعي ميشود گفت تقسيم كار بود. كار پاكسازي استانهاي شمال غربي كشور نظير كردستان و بخشي از استان آذربايجان غربي به سپاه محول شد و 3 استان ديگر به ارتش و ميتوان گفت كه اكثر فعاليت ارتش در اين سه استان بوده است.
چه معياري در اين تقسيمبندي لحاظ شده است؟
اين تصميمي بود كه ستاد كل گرفت. شايد يكي از دلايل نحوه چگونگي تقسيم استانها بين ارتش و سپاه مربوط به اين مساله باشد كه چون نگهداري از مرزهاي استانهاي خوزستان، ايلام و كرمانشاه از ابتدا به عهده ارتش بود، پاكسازي اراضي اين استانها نيز به ارتش سپرده شد.
آيا اين تصميم مربوط به ايرماك بوده است يعني سازماني تحت رياست وزارت دفاع كه متشكل از ارتش، وزارت دفاع، سپاه، نهادهاي مدني (NGO)، وزارت بهداشت و وزارت امور خارجه است و متولي اصلي مينزدايي در ايران به شمار ميرود؟
خير. تا سال 84 مسووليت پاكسازي به عهده وزارت كشور و استانداريها بود و وزارت دفاع اصلا دخالتي در اين امر نداشت، اما از سال 84 سياست دولت بر اين مبنا قرار گرفت كه كار پاكسازي به وزارت دفاع واگذار شود و امروز هم متولي اين كار مركز مينزدايي وزارت دفاع است. شركتهاي خصوصي نيز از سال 85 وارد اين كار شدند در حالي كه تا قبل اين سال، كل كار پاكسازي به عهده ارتش و سپاه بود و قسمت اعظم پاكسازي تا سال 85 انجام شده بود.
يعني الان شما به صورت پيمانكاري به كار مينزدايي مشغوليد؟
بله. علاوه بر ارتش، سپاه و شركتهاي خصوصي نيز به عنوان پيمانكار در اين كار حضور دارند.
ميخواهم كمي درباره مناطق آلوده صحبت كنيد و اينكه آيا استانها به يك ميزان دچار آلودگي مين هستند يا با هم متفاوتند؟
ميزان آلودگي استانها با يكديگر متفاوت است و استان خوزستان به خاطر اينكه از حساسيت خاصي در زمان جنگ برخوردار بود و بيشترين عملياتها در اين استان انجام ميشد، بيشترين ميزان آلودگي را دارد. هر چه به سمت استانهاي شمال غربي ميرويم از ميزان اين آلودگي كاسته ميشود.
بافت جغرافيايي استانها با يكديگر متفاوت است. مثلا خوزستان دشت است، ولي استان ايلام منطقهاي كوهستاني. به لحاظ پاكسازي كار در كدام استانها سختتر است؟
نميشود خيلي دقيق گفت كه مينزدايي در كدام استان سختتر و در كداميك راحتتر است. هر استاني شرايط خودش را دارد. مثلا در خوزستان مناطقي داريم مثل چزابه و فكه كه رملي هستند و در اين مناطق مينهايي به عمق يك يا 2 متري رفتهاند كه يافتن آنها كار بسيار سخت و زمانبري است. استانهاي غربي كشور نيز مشكل خاص خود را دارند. مينها بر اثر بارندگي جابهجا شده و درون شيارهايي افتادهاند كه يافتن و خنثيكردن آنها نيز سخت و وقتگير است. براي همين نميشود گفت كه در كدام منطقه كار راحتتر است و در كدام سختتر با اين حال آن گونه كه نيروهاي درگير اين كار ميگويند، مينيابي در مناطق رملي سختتر است. بخصوص كه گرما نيز به علت نوع لباسي كه موقع مينيابي استفاده ميشود، سختي كار را افزايش ميدهد.
اما در دشت در نهايت با استفاده از ماشينهاي مينكوب، ميتوان مطمئن شد كه منطقه از مين پاك شده است!
كار مينيابي كاري دستي است و ماشينهاي مينكوب فقط ضريب اطمينان را بالا ميبرند. يعني در آغاز فرد متخصص بايد برود مين را پيدا كند، خنثي كند و بعد در خاتمه ماشين مينكوب ميآيد و براي افزايش ضريب ايمني از آن استفاده ميشود.
اما همين ماشينهاي مينكوب را نميتوان در مناطق كوهستاني استفاده كرد !
درست ميگوييد. قدرت مانور ماشينهاي مينكوب در مناطق كوهستاني كاهش مييابد، لذا ضريب اطميناني كه در مناطق دشت حاصل ميشود، ممكن است به دست نيايد. لذا به اين جهت ميتوان به مقايسه كار در نواحي مختلف پرداخت.
امير! اصلا چند نوع ميدان مين داريم؟
ميادين مين انواع مختلف دارد كه عبارتند از حفاظتي، سدكننده، ايذايي، پدافندي و فريبنده.
و ميادين ميني كه عراق در طول جنگ تحميلي به كار برد، از چه نوع بود؟
ميدان ميني كه ما معمولا با آن برخورد ميكنيم، از نوع پدافندي و استاندارد است كه خوشبختانه در بين ميادين مين، كار كشف و خنثيكردن آن راحتتر است.
چالش اصلي كه در موضوع مينزدايي با آن مواجه هستيم، چيست؟
امروزه براي نيروي زميني ارتش جمهوري اسلامي چالش خاص و بزرگي وجود ندارد. در اوايل كار در سالهاي اوليه جنگ تحميلي، عمدهترين مشكل ما نبود تجهيزات مورد نياز بود. يعني نيروهاي ما لباس محافظ مينزدايي نداشتند و با همان لباس سربازي به اين كار ميپرداختند. به همين دليل تلفات ناشي از پاكسازي بالا بود و مجروحان مينزدايي زياد بود. الان خوشبختانه با وجود تجهيزاتي كه وزارت صنايع در اختيار نيروها قرار داده، ميزان تلفات بسيار كاهش يافته است. با وجود اين شايد مهمترين بحثي كه اصولا در بحث مينزدايي وجود دارد، موضوع آموزش است كه البته در حال حاضر نيروهاي ارتش آموزشديده و بسيار خبره هستند و اين را بدون هيچ اغراقي عرض ميكنم. يعني شما در هيچ ارتشي نميتوانيد يگان مهندسي رزمياي را پيدا كنيد كه تجربه گرانبهاي ارتش جمهوري اسلامي را در رابطه با پاكسازي داشته باشد. ما در سالهاي اخير فقط يك مجروح داشتهايم كه اين نشان ميدهد هم آموزش خوب بوده و هم تجهيزات. منتها مهمترين چالشي كه در اين زمينه به چشم ميخورد بحث اعتبار و منابع مالي است كه بايد براي اين كار تامين شود. دولت و وزارت دفاع متولي بودجه هستند. براي ساخت مين چيزي حدود 3 دلار هزينه لازم است، اما خنثيكردن آن نزديك به هزار دلار هزينه دارد. من فكر ميكنم آن اعتبارمالي كه براي پاكسازي اختصاص يافته، كافي نيست.
من در سال 83 ديداري از عمليات مينزدايي در كشورمان داشتم و در آستانه سال 90 نيز ديداري مشابه انجام شد. تصور ميكردم با گذشت 8 سال، نوع و كيفيت تجهيزات ارتقاء يافته باشد، اما متاسفانه ديدم كه از همان وسايل سابق، استفاده ميشود. پوتينهاي ضدمين همان پوتينهاي قبل بود كه سنگينياش كار را براي مينيابها سخت كرده است. چرا به اينگونه است؟
با توجه به محدوديتهايي كه امروزه عليه كشور ما اعمال ميشود، كشورهاي سازنده، تجهيزات جديد در اختيار ايران نميگذارند و اين وزارت صنايع خودمان است كه اين وسايل را توليد كرده است و در اختيار يگانها قرار داده ميشود. البته انتظار نيروهايي كه به كار مينيابي مشغولند، كاملا بجاست. آنها ميدانند كه پوتينهاي سبكتر در بازار موجود است كه كار با آنها بسيار راحتتر است، اما در حال حاضر به همان علتي كه مطرح كردم چنين امكاني مهيا نيست.
يگانهايتان اين پوتينها را در كجا ديدهاند كه ميگوييد با سبكيشان آشنايند؟
ظاهرا تعدادي از اين پوتينها توسط يك شركتي وارد و در وزارت صنايع نيز اقداماتي براي ساخت اين نوع پوتينها شده است، اما هنوز به مرحله توليد انبوه نرسيده است.
آنطور كه من مطلع هستم اين پوتينها در اختيار مينيابهايي است كه در شركتهاي خصوصي به كار مشغولند. با اين وضع ممكن است برخي تصور كنند ارتش آنگونه كه بايد به فكر پرسنل مينياب خود نيست.
من با آمار ميتوانم اين شائبه را تكذيب كنم. اگر واقعا تجهيزاتي كه ما داريم كافي نبود يا آموزش ما ناقص بود امروز بايد ما نيز مانند ديگر سازمانها و شركتها، آمار تلفات بالايي داشتيم، اما ميبينيم اينگونه نيست. اگر شما از مركز مينزدايي سوال كنيد پاسخ ميشنويد كه ارتش كمترين آمار تلفات را به لحاظ شهيد و مجروح دارد آن هم در حالي كه بيشترين سهم را در پاكسازي دارد. امروز ما مدعي هستيم كه اكثر مناطق آلوده به مين را ارتش جمهوري اسلامي ايران پاكسازي كرده است. مردم شهرهاي مرزي سوسنگرد، آبادان، هويزه و... زماني به شهرهايشان برگشتند كه ارتش آنجاها را پاكسازي كرده بود. اگر آمار بگيريد ميبينيد كه ارتش حجم عمده اين 2/4 ميليون هكتار را پاكسازي كرده است و سهم عزيزان ديگر در اين امر، شايد چيزي حدود 500 هزار هكتار بوده است.
تغيير متولي پاكسازي اراضي آلوده به مين از وزارت كشور به وزارت دفاع چه تاثيري داشته است؟
ماموريت ما چه آن زماني كه مسووليت پاكسازي با وزارت كشور بود و چه حالا كه با وزارت دفاع است، تفاوتي نكرده است. روش هر دو وزارتخانه يكي است منتها كار با افرادي كه در وزارت دفاع هستند، چون نظامياند و درك بهتري از جنگ و مسايل نظامي دارند، راحتتر است.
تمام ميادين مين نقشه دارند. آيا شما براي مينزدايي و پاكسازي دسترسي به نقشهها داريد؟
خير اصلا. در جنگ تحميلي ما مورد هجوم قرار گرفتيم و بالغ بر 99 درصد ميادين مين را عراقيها ايجاد كرده بودند و ميدانهايي كه ما كار گذاشتيم خيلي كم و بندرت بوده كه نقشه آنها هم موجود بود، اما به نقشههاي ميني كه عراقيها ايجاد كرده بودند، دسترسي نداشتيم. در ابتداي جنگ ما حتي نوع مينهايي را كه دشمن به كار ميبرد، نميشناختيم. اكثر آنها براي بلوك شرق بود و يكي از مشكلاتي كه در اوايل جنگ با آن درگير بوديم شناسايي اين مينها بود كه نيروي مهندسي ارتش در بروجرد اين كار مهم را انجام داد و بعد از آن هم شروع به آموزش دانستههايش كرد.
آيا امكانپذير است كه ميدان ميني نقشه نداشته باشد؟
اصلا چنين چيزي امكانپذير نيست. هر فرد نظامي كه ميدان مين ايجاد ميكند بايد آن را حتما ثبت كند و اين يك قانون است. اين نقشهها نيز سري است.
آيا تاكنون مذاكرهاي بين ايران و عراق براي تبادل نقشههاي ميادين مين شده است؟
شنيدهام كه ايران تلاش كرد طي مذاكراتي با عراقيها نقشههاي مين را در اختيار داشته باشد، اما اين اتفاق نيفتاد. ظاهرا استناد عراقيها هم اين بوده كه بيشتر اسناد و مدارك مربوطه از بين رفته است. البته نكتهاي را هم اضافه كنم كه حتي اگر الان بر فرض اين اسناد در اختيار ما قرار بگيرد براي ايران ارزش چنداني ندارد، چون اكثريت ميادين مين پاكسازي شده است.
اين كه گفته ميشود بسياري از ميادين مين عراق توسط كشورهاي اروپايي نظير ايتاليا و آلمان ساخته شده صحت دارد؟
بله، كاملا صحت دارد. اينكه گفته ميشد مهندسي عراق خيلي قوي بود، بخاطر حضور شركتهاي اروپايي در ارتش عراق بود.
آيا براي ارتش اين امكان وجود دارد كه براي پاكسازي با بخش خصوصي همكاري كند؟
بله. امروزه كه نزديك به يكسال است قرارگاه پاكسازي در ارتش ايجاد شده اين مجوز نيز صادر شده است كه در صورت لزوم از شركتهاي خصوصي براي امر پاكسازي استفاده شود. بنابراين مجوز ما مجاز به جذب 2000 نفر نيرو هستيم، اما در واقع در حال حاضر اين نياز احساس نميشود چون اين شركتهاي خصوصي هستند كه به ارتش مراجعه ميكنند و درخواست آموزش و تجهيزات دارند.
آيا افراد به طور داوطلبانه وارد كار مينيابي ميشوند؟
قطعا داوطلبانه است. بدون اغراق ميگويم اين نيروهايي كه الان مشغول كار پاكسازي هستند فقط عشق و علاقه به كار و سازمان و كشورشان دارند كه به اين كار مشغولند چون مينيابي به لحاظ مادي، درآمد چشمگيري برايشان ندارد و صرفا به خاطر همان عشق و علاقه اين كار را انتخاب كردهاند.
نيروهاي مينياب شما با توجه به استرس و فشار رواني كه كارشان دارد، در روز چند ساعت موظف به كار هستند؟
همتي: براي ساخت مين چيزي حدود 3 دلار هزينه لازم است، اما خنثيكردن آن نزديك به هزار دلار هزينه دارد و من فكر ميكنم آن اعتبارمالي كه براي پاكسازي اختصاص يافته، كافي نيست
نيروها در طول روز بايد 8 ساعت كار كنند، اما نه بدين معني كه يك نفر تمام 8 ساعت را در ميدان مين باشد. چون هر تيم بعد از يك ساعت كار به عقب برگشته و تيم ديگري كار را ادامه ميدهد براي همين هر نفر شايد كمتر از 4 ساعت در روز به كار مينيابي و خنثي كردن آن مشغول باشد.
در شركتهاي خصوصي به چه شكل است؟
آنها بيشتر كار ميكنند براي اين كه درآمدشان بالاتر برود. در واقع بحث كار دولتي و غيردولتي است. البته شركتهاي خصوصي كه در حال حاضر مطرح هستند تعداد پرسنلشان حدودا 10 نفر است.
آمار شهدا و مجروحانتان چگونه است؟
ارتش از سال 67 به بعد در رابطه با پاكسازي حدود 160 نفر شهيد داده و حدود 930 نفر مجروح داشته است كه خوشبختانه اين آمار هر ساله به دليل بهبود تجهيزات و آموزش كمتر شده است. مثلا طي 2 سال گذشته تنها يك مجروح داشتهايم و اين فقط به خاطر تجارب ارزشمندي است كه در سالهاي قبلتر به دست آوردهايم.
آيا كشتهشدگان مين جزو شهدا محسوب ميشوند؟
بله. يكي از مسائلي كه الان بنياد شهيد درخصوص افرادي كه مشغول مينيابي هستند، براحتي ميپذيرد همين شهيد محسوبشدنشان است.
مينزدايي كار پرخطري است. آيا طرحي براي بازنشستگي پيش از موعد افرادي كه به اين كار مشغولند، داريد؟
ما اقداماتش را انجام دادهايم و نميدانم كه اين بحث در ستاد كل مانده يا مجلس كه هنوز به تصويب نرسيده است. اين موضوع فراتر از بحث ميادين مين هم هست و ما در قانون اساسي داريم كساني كه با مواد ناريه كار ميكنند، شغلشان جزو مشاغل زيانآور و سخت محسوب ميشود كه بايد مزاياي بيشتري به آنان اختصاص يابد. بر همين اساس بود كه درخواست بازنشستگي زودتر از موعد را آماده كرديم كه ديگر نميدانم در چه مرحلهاي مانده است.
قبل از اينكه مجلس چنين طرحي را به تصويب برساند، ارتش براي اين پرسنل خود چه مزايايي را در نظر گرفته است؟ چون در صحبتي كه با پرسنلتان داشتم، گفته شد كه مزاياي خاصي دريافت نميكنند.
در حال حاضر ارتش در مناطق مرزي در 2 حوزه در حال خدمت است؛ يكي مرزداري است و ديگري مينزدايي. بسياري از نيروهاي ما مربوط به يگانهاي رزمي هستند كه كار مرزداري را انجام ميدهند و از ورود قاچاق و قاچاقچيان و منافقين و غيره جلوگيري ميكنند. بخش ديگر نيز مشغول كار پاكسازي هستند كه آنها هم در 3 استان مشغول به فعاليت هستند. ارتش به آن افرادي كه مرزداري ميكنند ماهيانه به خاطر سختي كار، پاداشي به آنان ميدهد، اگرچه پاكسازي اعتبار و بودجه بيشتري را نياز دارد.
قراردادهاي شما با وزارت دفاع براي پاكسازي به چه صورت است؟
در دهه 70 براي پاكسازي هر هكتار مبلغ 10 هزارتومان ارائه ميشد اما سال 89 به هكتاري 3 ميليون تومان رسيده كه با توجه به رشد تورم و... تفاوت چنداني نكرده است. اين قرارداد كه هكتاري 3 ميليون تومان بسته ميشود يك يگان، درگير كار پاكسازي ميشود و در بهترين حالت اگر منطقه مورد نظر مشكل خاصي نداشته باشد هر هكتار ظرف چهار پنج روز پاكسازي ميشود، اما اگر ميدان مين سخت باشد، زمان بيشتري ميبرد. حالا حساب كنيد كه در اين مدت، هزينه سوخت اتومبيلها، خوراك، حقوق كاركنان از راننده گرفته تا مينياب، هزينه آمبولانس، فوقالعاده و پاداش چقدر خواهد بود؛ قطعا خيلي بيشتر از مبلغي است كه پرداخت ميشود، اما چون ما نگاه سودآوري به اين امر نداريم، فقط به عنوان يك وظيفه و عمل خداپسندانه به كار پاكسازي مشغول هستيم. اگر از افرادي كه مينيابي ميكنند بپرسيد متوجه ميشويد كه فقط براي آسايش و آرامش مردم اين شرايط كار را پذيرفتهاند.
همه مناطق دشت و كوهستاني با يك قيمت محاسبه ميشوند؟
براي مناطق خيلي سخت مثل مناطق رملي اين مقدار شايد اندكي افزايش يابد.
آيا ايران تاكنون كمكي از نهادهاي بينالمللي براي مينزدايي دريافت كرده است؟
خير تاكنون كمكي دريافت نشده است.
چرا؟ اصلا همچين چيزي روال هست؟
بله. معمول است مثلا سازمانهاي بينالمللي در افغانستان فعاليتهاي زيادي درخصوص مينيابي انجام دادهاند. درباره عدم كمك به ايران هم شايد دلايل متعددي وجود داشته باشد از جمله مشكلاتي كه استكبار با ايران دارد.
در حال حاضر مهمترين اولويت ارتش در بحث مينزدايي چيست؟ و دنبال بهبود چه چيزهايي در اين زمينه هستيد؟
براي بهتر كردن شرايط در بحث پاكسازي به دنبال افزايش بودجه و اعتبارات هستيم چون قطعا كمبودهايي براي بهروزكردن تجهيزات داريم. ما الان يك سري مينكوبهايي مثل تفتان يك و 2 داريم، اما كافي نيست و انتظار ما فراتر از اينهاست، لذا در فكر تغيير كاربري يكسري از تانكهايمان هستيم تا هم كار پاكسازي سهلتر انجام شود و هم با قدرت مانور بيشتري صورت گيرد.
با شرايط و امكانات فعلي فكر ميكنيد تا چه زماني ميتوانيم بگوييم كل اراضي آلوده پاكسازي شدهاند؟
پيشبيني ميكنم تا 3 سال آينده كار پاكسازي ادامه خواهد يافت. رسيدن آن روز و برگزاري جشن پاكسازي چندان دور نيست.
در حال حاضر كار پاكسازي كداميك از استانها كه به ارتش محول شده، به پايان رسيده است؟
پروژههايي كه قبلا در ايلام و كرمانشاه در دست داشتيم خوشبختانه به پايان رسيده است. بتازگي نيز يكسري قرارداد جديد براي مناطق سومار و دهلران منعقد كردهايم كه بايد تا پايان سال 90 به پايان برسد.
در پايان اگر نكتهاي در نظر داريد، بفرماييد.
به عنوان فرمانده قرارگاه پاكسازي ارتش بايد بگويم كه نيروهاي مهندسي زميني ارتش قريب به 25 سال است كه مشغول پاكسازي هستند. چند هدف از اين امر پيگيري ميشد از جمله پاكسازي شهرها نظير كرمانشاه و ايلام. سياست كلي نظام نيز پاكسازي شهرها و روستاها و زمينهاي كشاورزي بود. از سوي ديگر بچههاي ارتش در پروژههاي اقتصادي نيز حضور چشمگيري داشتهاند و باعث رونق چرخه اقتصادي كشور شدهاند.
به چه صورت؟
پروژههاي نفتي يادآوران و پروژههاي نفتي شهر ايلام، در مناطقي قرار دارد كه جنگ را به خود ديدهاند. لازمه فعالشدن اين مناطق و بهرهبرداري از اين پروژهها پاكسازي اين مناطق بود كه نيروهاي ارتش اين كار را انجام دادند. كشورهاي خارجي كه طرف ايران در اين قراردادهاي نفتي هستند حتي نميپذيرند كه يك تركش 20 گرمي در منطقه وجود داشته باشد براي همين تا خيالشان از اين بابت راحت نشود، حاضر به حضور در مناطق مذكور نميشوند. لذا همكاران ما در فعاليتهاي اقتصادي كشور هم به اين گونه دخيل هستند.
مريم جمشيدي
