حسين کامل؛ما به حكومت رسيديم كه بمانيم/بخش سوم

کد خبر: ۱۲۷۷۶۵
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۰ - ۰۷:۴۰ - 13June 2011

شيوه هاي خريد سلاح هاي هسته اي
حسين كامل پس از فرار به اردن، در مصاحبه اي با راديوي بين المللي فرانسه اظهار داشت «‌ما موتوراي نيروي الكترونيكي (Capietanic) را به شكل غيرقانوني از كارخانه اي در كاليفرنيا خريداري كرديم. خريد اين دستگاه ها به ارزان ترين وجه صورت گرفت و بابت آن 490/10 دلار پرداخت شد. اين مبلغ در مقايسه با خريدهاي تسليحاتي چند ميليارد دلاري، چيزي به حساب نمي آمد.»
حسين كامل مي افزايد :‌»صدام از دهه 70 براي ايجاد يك واحد صنعتي نيروي پيش برنده زيرزميني جهت توليد اورانيوم غني شده تلاش مي كرد و با هدف خريد غيرقانوني برخي دستگاه ها ، مرا به چندين كشور اعزام كرد. در اين سفرها، با شركت يوروماك كه دفتري در يكي از حومه هاي لندن به نام تيمس دتون دارد، قراردادي بسته شد.شركت يادشده وانمود مي كرد كه درزمينه تجارت چيپس فعاليت مي كند.اين شركت توسط شخصي به نام عاشور داغر،عراقي الاصل مقيم بريتانيا اداره مي شد.درحقيقت اين شخص به عنوان دست نشانده ما در لندن فعاليت مي كرد.به عبارتي،افسر اطلاعات عراق بود.»
حسين كامل درباره شيوه معاملات تجاري با اين شركت و روش هايي كه در عقد قراردادها و معاملات اتخاذشده بود، گفت :‌» شركت يوروماك، از طرف دولت ما، دستگاه ها و موادي را به ارزش ميلياردها دلار خريدار مي كرد. در جنگ عراق و ايران، امريكا نه فقط به خريدهاي نظامي عراق اعتراض نمي كرد، بلكه حتي ما را از نظر جنگ افزار و به ويژه در اختيار گذاشتن اطلاعات ماهواره اي در مورد تحركات ارتش ايران ياري مي كرد. از آن گذشته ، لندن از تمامي فعاليت هاي يوروماك اطلاع داشت و دولت آن كشور نيز از داير شدن دفتر خريدهاي عراق در خاك انگلستان خرسند بود...»
در ارتباط با همين مورد، يك عراقي كه توانست همراه با حسين كامل به اردن فرار كند، اظهار داشت : « شركت يوروماك با شركت تكنولوژي CST در سان ماركوس ايالت كاليفرنيا واقع در شمال شهر سانتياگو تماس گرفت. صدام، خواهان خريد دستگاه هايي بود كه الكترون ها را با نيرويش در خود ذخيره كند. درخواست صدام، منحصر به فرد بود. به طورمثال، اودستگاه هاي تهويه و داراي فشار كند را كه لرزش ها،ارتفاعات و چيزهاي ديگر را تحمل كند، درخواست مي كرد، وي همچنين خواهان استفاده از اين دستگاه ها در ساخت موشك هاي داراي كلاهك هسته اي بود.»‌حسين كامل در ارتباط با اين موضوع گفت :‌» اگر احساس كنيم كه ايراني ها در چند قدمي بغداد قرار گرفته اند، قصد داريم كشور آنان را با اين موشك ها هدف قرار دهيم.»
كندانسورهايي كه حسين كامل توانست از شركت هاي اروپايي خريداري كند در دستگاه هاي ليزر يا تنظيم انفجار و در مراحلي از مسير حركت موشك مورد استفاده قرار مي گيرد. اين تجهيزات در سال 1979 وارد شد. نقش نماينده سري را دانيال سوبنك 38 ساله ايفا كرد. اين شخص در زمينه تحقيق در مورد چند و چون قاچاق تكنولوژي پيشرفته، تجارب فراواني كسب كرده است. او با داغر در انتقال اين تجهيزات به عراق همكاري مي كرد. جبتين سبكمن مي گفت كه طرف عراقي داراي شركتي به نام قعقاع بود كه مديريت آن را حسين كامل بر عهده داشت. جبتين سبكمن در يك مصاحبه اختصاصي با روزنامه الحياه چاپ لندن گفت : «گفت و گوهاي اصلي،در سپتامبر 1978 و در جلسه كاوالسكي و سوبنك در هتل كافندش با من و عاشور داغر و حسين كامل آغاز شد. افزون بر اين، دو تن از مهندسان متخصص عراقي نيز در جلسه حاضر بودند و برخي از ويژگي هاي كندانسورهاي را ارائه كردند. سوبنك به عراقي ها گفت :‌«آيا شما مايليد مواد منفجره هسته اي خريداري كنيد؟!»حسين كامل كه سعي مي كرد مسير گفت و گو را تغيير دهد، گفت :‌» ما مي خواهيم از اين ابزارها در ليزر استفاده كنيم از آنها در برنامه هاي صلح آميز نيز استفاده خواهيم كرد...»
سبكمن افزود: «فرداي اين جلسه، من به سوبنك پيشنهاد كردم نشانه‌هايي بر روي كندانسورها حك شود تا معلوم گردد كه در واحدهاي تهويه اتاق هاي كامپيوتر مورد استفاده قرار مي گيرد يا نه.»دراينجا،داغرازسوبنك سوال كرد: «آيا مي توان ازاين تجهيزات براي اهدافي كه سبكمن برشمرد،استفاده كرد؟» سوبنك پاسخ داد: «‌بله،درصورتي كه بخواهي آنرا منفجر كني و به ذراتي تبديل كني»
حسين كامل مي گويد :« ‌پس از شروع جنگ با ايران، ما به خريد تجهيزات مربوط به برنامه هسته اي ادامه داديم و كريژون يعني كليد برقي سريعي كه مواد منفجره را با رها كردن برق ذخيره شده در كندانسورها به حركت در مي آورد، خريديم. سوبنك به من اطلاع داد كه شركت CST ، سازنده كريترون نيست؛ولي مي توان آن را از شركت ديگري تهيه كرد. به او گفتم :‌بسيار خوب،اگر توانستي،ما چندين برابر قيمت آن رابه شماخواهيم پرداخت.
حسين كامل در يادداشت هاي خود راجع به اين موضوع اضافه مي كند:‌»اولين محموله ارسالي از يك شركت، چندين كندانسور بود كه 40 عدد از آنها در كلاهك هاي هسته اي قابل استفاده بود و 45 عدد ديگر كاربردهاي نظامي ديگري داشت. زماني كه محموله وارد لندن شد، دولت انگليس براساس توافق قبلي، موضوع را ناديده گرفت و به مأمورين گمرك دستور داد متعرض اين محموله نشوند. البته بايد بگويم كه ما چشم و دل مأمورين حريص گمرك را با دادن هدايا و رشوه هايي سير مي كرديم.چند روزبعد،هواپيماي حامل كندانسورها همراه باعاشورداغر،سبكمن وچهار نفر از شركت كنندگان در اين معامله كه دو تن از آنها تبعه اسرائيل بودند، وارد بغداد شد.»
حسين كامل در مورد معامله ديگري با يك شركت آلماني مي گويد:‌» نبردهاي شديدي بين عراق وايران جريان داشت.درتاريخ نهم ژانويه 1987 و در جريان نبردهاي كربلاي پنج، صدام،خطرايران رادرچند قدمي احساس كرد؛ به ويژه آنكه بصره براثر اصابت چندين گلوله خمپاره وتوپ، درآستانه سقوط قرار گرفته بود. رئيس جمهوردرگوشم نجواكردكه فورابه آلمان برو و براي ما سلاح هسته اي بياور.زمان قلع وقمع نيروهاي ايراني فرا رسيده است.»
او اضافه مي كند: « در آن تاريخ، همراه افراد متخصص درتسليحات اتمي و هسته اي راهي شديم و سرانجام توانستيم تجهيزات و ماشين هايي را براي ساخت سانتريفوژ كه در باروري سازي اورانيوم به كار مي رود، خريداري كنيم. همچنين توانستيم به آهن رباهاي مخصوص كه از كبالت ساخته مي شود و براي ثابت نگه داشتن هنگام گردش سريع به كار مي رود، دست يابيم . بايد بگويم كه چين اين تجهيزات را نيز در اختيار ما گذاشته بود.»
وي مي افزايد: «‌از سوي ديگر، دولت سوئيس يه شركت هاي خود دستور ارسال محموله اي از درپوش هايي را كه براي انتهاي لوله هاي دستگاه هاي سانتريفوژ مورد استفاده قرار مي گيرد و در صنعت بارورسازي به كار مي رود، صادر كرد. بسياري از اين تكنولوژي ها، از سوي شركت هاي اروپايي، امريكايي و اسرائيلي ارسال شده بود. ميليون ها دلار رشوه به كارمندان پرداختيم.همچنين براي دستيابي به تجهيزات مورد نياز كارخانه اي كه اجزاي هسته اي توليد مي كند، چندين شركت را با نام هاي فرضي خريداري كرديم .تمامي سعي و تلاش ما از دستيابي به اين سلاح ها و تجهيزات، سرنگوني حكومت اسلامي ايران، تسلط بر كشورهاي حاشيه خليج فارس و بر پايي يك نظام عربي جديد با رهبري بلامنازع صدام بود. البته واشنگتن ، وعده برپايي چنين نظامي را پس از سرنگوني حكومت اسلامي ايران به ما داده بود.»
درباره نقش امريكا درساخت  زرادخانه هسته اي عراق، حسين كامل مي گويد: «در دوران جنگ با ايران،امريكا سلاح در اختيار ما مي گذاشت و زماني هم كه سلاح هسته اي و شيميا يي به ما تحويل داده مي شد،چشم بر هم  نهاد. تنها هدف و خواست امريكا،سرنگوني حكومت اسلامي ايران بود. از همين رو مي توانم بگويم كه جنگ ما با ايران، جنگي از طرف امريكا و ديگران بود. آنها همچنين وعده حكومت ما را  بر كويت داده بودند؛ مشروط بر اينكه بتوانيم قدرت نظامي ايران را تضعيف كنيم. حتي به ما گفته بودند كه كشورهاي حاشيه خليج فارس، درصورت پيروزي ما بر ايران، تحت امر ما خواهند بود.آنها طبق گفته صدام مار را فريب دادند.»
يك ماه قبل از تجاوز به كويت، وزارت دفاع امريكا دست به تلاشي زد تا وزارت بازرگاني  امريكا را به فروش 6/7 ميليون دلار كوره مخصوص ذوب تيتانيوم راضي كند.ما هم تلاش هايي را در اين زمينه به كار بستيم و سرانجام موفق شديم شركت كانسرك درشهر راتكوكاس ايلات نيوجرسي را متقاعد سازيم و با وانتنگ كارمند اين شركت به توافق رسيديم. ما در ازاي بهره برداري ازعنصرتيتانيوم كه در صنايع هسته اي به كارمي رود، رشوه اي كلان به اين كارمند پرداختيم. اين رشوه، براي گذراندن زندگي او و عشيره اش تا  صد سال كافي بود.
دولت انگليس نيز شركت مهندسي هامسفيلد در شهر پنسيلوانيا را براي انتقال ذوب كن ها و كامپيوترهاي مخصوص كه براي ساخت ماسوره توپ هاي شانزده اينچ به كار مي رود، متقاعد كرد. اين تجهيزات در ساخت توپ غول پيكري كه روياي ديرين صدام بود، مورد بهره برداري قرار گرفت. برادر حسين كامل كه او را در سفري براي آوردن سلاح هسته اي به عراق همراهي كرده بود گفت : «من مأمور آوردن مقدار قابل توجهي پلوتونيوم 238 درجه ساخت روسيه به عراق از طريق بلغارستان بودم. بلغارستان، نقش واسطه را در اين معامله 80 ميليون دلاري ايفا كرد. پلوتونيوم به سفارت عراق در صوفيه ارسال شد تا متعاقبا در چمدان هاي ديپلماتيك به بغداد انتقال يابد. اين چمدان ها در دو وهله به بغداد رسيد. سري اول، متشكل از 140 استوانه كوچك پلوتونيوم به ارزش 378 هزار دلار و سري دوم آن استوانه اي به وزن 80  كيلوگرم بود.
عمليات خريد و فروش و قاچاق پلوتونيوم، توسط باندهاي بين المللي برخوردار از كمك هاي مالي درخور توجه و همين طور دولت هايي كه در پرتو اين معاملات به نان و نوايي رسيدند، انجام مي گرفت. به هر حال، بسياري از كشورها در ساخت زاردخانه هسته اي عراق نقش داشتند. »
سرتيپ ستاد شاكر النعيمي كه از بيم تعقيب رژيم به يك كشور اسلامي گريخت و از اعضاي اصلي شبكه قاچاق تجهيزات هسته اي بود، مي گويد :‌» ما قراداد خريد سلاح هاي هسته اي را با امريكا امضا كرديم همچنين برزيل از طريق شركت كارديوت، دستگاه هاي تست امواج را براي آزمون تجهيزات انفجار ارسال كرد.
ما با كارلوس كادريون، رئيس شركت قرارداد بزرگي در اين زمينه منعقد كرديم. همچنين با مسئولان شركت متال فرم آلمان غربي نيز قراردادهايي پنهاني براي تحويل دستگاه هايي جهت ساخت ابزارهاي سانتريفوژ به عراق منعقد كرديم.دو شخص آلماني كه از تخص فني لازم دراين زمينه برخوردار بودند،براي فعاليت درعراق،در ازاي دريافت مبالغي كلان در ماه، نامزد شدند.»
حسين كامل در مورد تأسيس شبكه هاي دلالي براي تحويل سلاح به عراق اظهار داشت: «ما در آغاز دهه 80 شبكه دلالي سري در آلمان و سوئيس تأسيس كرديم.رياست اين شبكه را فردي به نام عبدالمطلب علي كه در سفارت عراق در وين عنوان ديپلماتيك داشت،عهده دار بود.زماني كه مقام هاي آلماني از موضوع ارسال مداوم دستگاه ها و تجهيزات به كشور ما آگاه شدند، از ما رشوه هايي خواستند تا چشم بر هم بگذارند. دولت ما نيز درخواست آنان را پذيرفت. آنگاه به مأمورين گمرك دستور داده شد به محموله هاي ارسال به دولت ما تعرض نكنند. محموله هاي ارسالي، دستگاه هاي سانتريفيوژ، گردون ها و آهن رباهاي كروي كه قبلاً در فرودگاه فرانكفورت توقيف شده بود؛ اما پس از پرداخت هزاران دلار رشوه به كارمندان، دستور ترخيص و ارسال آن ها به بغداد صادر گرديد.»

ماجراي سلاح هاي ميكروبي و بيولوژيكي
صدام به روزآمد كردن سلاح هسته اي و ساخت بمب اتمي و توليد موشك هاي مجهز به كلاهك هسته اي اكتفا نكرد؛ بلكه به منابع متعددي روي آورد تا از طريق آنها بتواند سلاح هاي ويرانگر و كشتار جمعي را نيز روز آمد كند.
در اين ارتباط، حسين كامل به وجود زرادخانه گسترده سلاح هاي شيميايي درعراق اعتراف كرد و گفت :‌» مادر سال 1967 يعني پس از به قدرت رسيدن حزب بعث، نخستين قدم را براي اجراي برنامه شيميايي برداشتيم. ابتدا با شركت خودلر در منطقه روچسترا در ايالت نيويورك تماس گرفتيم تا ما را در احداث كارخانه ساخت حشره كش ياري كند و در نهايت، صاحبان شركت را راضي كرديم كه اين كارخانه، سلاح هاي شيميايي توليد كند. البته آنها در ابتدا موافق نبودند؛ ولي ما آن ها را با غرق كردن در دلارهايي كه ملت نياز مبرمي به آنها داشت؛ به اين كار راضي كرديم.آنگاه قراردادي با شركت انگليسي Lej تنظيم كرديم. اين شركت ، قصد ما را دريافت و در نتيجه طرح شيميايي مورد تعهد خود را تكميل كرد. سپس تماس هاي مشابهي با شركت هاي آلماني، سوئيسي، فرانسوي، هلندي ، بلژيكي و ايتاليايي برقرار شد.»تصميم ساخت كارخانه توليد سلاح هاي شيميايي، از سوي شخص صدام اتخاذ شد. او در يكي از جلسات گفته بود: «ما به حكومت رسيديم كه بمانيم.»
در اوايل 1980، كارخانه هاي شيميايي، تعدادي از مشتقات شيميايي از جمله گاز خردل و دو نوع از مشتقات اعصاب به نام هاي تابون و سارين را توليد مي كرد. توليد سالانه مشتقات شيميايي به 15200 تن بالغ مي گرديد و در سرتاسر كشور توزيع مي شد. مسلما بازرسان سازمان ملل پس از دو سال بحث و جست و جوي پيگير، كشور را ترك مي كردند؛ اما كارخانه هايي به دور از چشم آنها به فعاليت خود ادامه مي دادند. محل اصلي توليد سلاح هاي شيميايي ، مجتمعي در نزديكي سامرا بود كه در 70 مايلي شمال غرب بغداد واقع است.در تمامي نبردهاي مهم با طرف ايراني، از سلاح هاي شيميايي بهره گرفته شد و طبق دستور صادر شده از سوي صدام، استفاده از سلاح هاي شيميايي در حيطه اختيارات همان فرمانده لشكر و فرمانده تيپي مي گنجيد كه از پيشروي نيروهاي ايراني به ستوه آمده بود. ص3دام هم البته وقتي مي شنيد كه سرنوشت نبردها با استفاده از سلاح هاي شيميايي رقم خورده است، قهقهه سر مي داد.
 

تهيه و تنظيم:سرهنگ دوم ستاد علي الساقي
مترجم:محمد حسين زوار کعبه

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین