سحر يا معجزه؟

کد خبر: ۱۲۸۳۲۳
تاریخ انتشار: ۱۹ شهريور ۱۳۹۰ - ۰۹:۵۱ - 10September 2011

 

قدرت و شجاعت ما در كجا نهفته است؟ راستي پشتوانه‌ي شجاعت ما كدام قدرت عظيم است كه اينچنين بي‌پروا و از سر يقين و اطمينان سخن ميگوييم؟ مي‌گفت: «ما خليج فارس را گورستان آمريكايي‌هاي متجاوز خواهيم كرد.» و اگر كسي ما را نشناسد، از خود مي‌پرسد: «مگر آنها به منبع لايزال كدام نيروي عظيم دست يافته‌اند كه اينچنين سخن مي‌گويند؟» آمريكا را تا امروز در عرف سياست بين المللي بزرگترين قدرت دنيا مي‌شناخته‌اند و كسي نبوده است كه در اين اعتبار شك كند، چه برسد به اينكه آن را به مسخره بگيرد

 

سيد مرتضي آويني

شجاعت غالباً از احساس قدرت است كه ريشه مي‌گيرد. ريشه‌ي شجاعتي كه ما را اينچنين دلاورانه به صحنه‌ي نبرد كشانده است در كدام قدرت است؟ آيا اين قدرت بر سلاحهاي پيشرفته‌اي كه در اختيار داريم متكي است؟

تسليحات نظامي ما عمدتاً از ساده‌ترين تجهيزاتي است كه در ارتش‌هاي دنيا موجود است، حال آنكه موازنه‌ي قدرت در دنياي امروز بر سلاحهاي اتمي استوار شده‌است. آنها مثل گرگ‌هايي متخاصم رو در روي يكديگر ايستاده‌اند و چشم به دندان‌هاي هم دوخته‌اند. آنچه كه اين گرگها را از تهاجم باز داشته است، رحم و عطوفت و بشردوستي و جوانمردي و عدالت نيست؛ آنها از دندانهاي يكديگر مي‌ترسند. معيار قدرت در جهان امروز ابزار است و آن كه ابزارهاي نظامي مهلك‌تري در اختيار دارد قدرتمندتر است. صلح و امنيت در دنيايي اينچنين، بر اين موازنه است كه متكي است؛ موازنه‌ي قدرت در ميان گرگهاي متخاصمي كه از ترس دندانهاي تيز يكديگر، هر چند رو در روي هم ايستاده‌اند و مي‌غرند، اما حمله نميكنند. اين انگار كه در جهان وارونهي امروز براي حفظ صلح و امنيت بايد تسليحات نظامي پيشرفته‌تري ساخت تا دشمن را از حمله باز دارد، يعني بمبهاي اتمي حافظ صلح و امنيت و آرامش هستند. آيا بهراستي در اين دنياي وارونه كه منطق ديوانگان حكمفرماست، ما نيز با همين معيارها پاي به ميدان نهاده‌ايم؟ آيا به‌راستي قدرت و شجاعت ما بر موشكهاي استينگر و سلاحهاي پيشرفته‌ي ديگري كه در اختيار داريم متكي است؟ جواب اين است: خير، ما به حول و قوه‌ي خدا بر قوه‌ي اتم نيز دست خواهيم يافت، اما هرگز بر آن تكيه نخواهيم كرد. و اگر راستش را بخواهيد، اصلاً موشك استينگر برازنده‌ي دستان ماست، چرا كه ما علمدار استمرار نهضت انبيا هستيم و براي تحقق حاكميت احكام خدا در كره‌ي زمين قيام كرده‌ايم. آنگاه كه موشك استينگر بر شانه‌ي يك پاسدار مؤمن قرار گيرد، ابزار درست در خدمت آنچه كه بايد، يعني در خدمت اشاعه‌ي توحيد بر سراسر سياره‌ي زمين، به كار رفته است. و ليكن ما هرگز بر قدرت ابزار تكيه نخواهيم كرد؛ قدرت حقيقي در جايي ديگر است.

***
اينجا محل استقرار يكي از گردان‌هايي است كه در مانور بزرگ «شهادت» شركت دارند. قدرت حقيقي اينجاست. دست خدا با جماعتي است كه بر محور حق گرد آمده‌اند و اصلاً وحدت جز در ميان موحدين تحقق نمي‌يابد. با اين معيار، بسيج قدرتمندترين ارتش دنياست. اگر كسي در جست‌وجوي مصاديق كاذب قدرت باشد، آن را در ميان بسيجيان نخواهد يافت. آنها آرتيست‌هاي دروغين سينما، هركول و سامسون و يا جيمز باند و سوپرمن نيستند؛ آنها هم مثل من و تو، كارگر و كارمند، دانشجو و دكاندار هستند و قدرتشان نه در موهاي بلند و بازوهاي كلفت است و نه در بالهاي آهنين و پاهاي الكترونيكي؛ در ايمان است.

وقتي انسان به سادگي اين جمع مي‌نگرد، شايد در محاسبه‌ي قدرت آنها دچار اشتباه شود. اما اكنون، در آستانه‌ي دهمين سال پيروزي انقلاب اسلامي، بيش از پيش اين حقيقت بر همه‌ي مردم جهان آشكار شده‌است كه قدرت از آن مردمي است كه بر محور ولايت اجتماع كرده‌اند. چيزي نخواهد گذشت كه مستضعفين سراسر عالم در خواهند يافت كه قدرت حقيقي تنها در وحدت ايماني نهفته است و راهي جز جهاد مسلحانه براي دست يافتن به عدالت وجود ندارد. آنگاه حقيقتي كه در نام بسيج مستضعفين نهفته است به تحقق خواهد پيوست و همه‌ي مظلومان براي مبارزه با ظلم لباس رزم خواهند پوشيد و به صحنه‌ي نبرد خواهند آمد.

اگر وجه‌المقايسه آن چيزي باشد كه تاكنون در فيلمهاي سينمايي ديده‌ايم، وقتي انسان به سادگي و صداقت اين جمع مي‌نگرد، شايد در محاسبه‌ي قدرت آنها دچار اشتباه شود _ مخصوصاً در آغاز، وقتي كه فرمانده «به راست راست» مي‌دهد و آنها عقب‌گرد مي‌كنند _ اما چيزي نمي گذرد كه دستها و پاها ورزيده مي‌شوند، نظام مي يابند و قواي پنهاني و اعجاب‌انگيز وجود در پناه آفتاب ايمان به فعليت و شكوفايي مي‌رسند.

طبيعت وجود انسان در هوايي اينچنين گرم و مرطوب، به سوي تنبلي و تن‌آسايي ميل مي كند و لاجرم اراده را به ضعف مي‌كشاند. براي غلبه يافتن بر جاذبه‌اي كه از جانب طبيعت بر انسان وارد مي‌آيد چه بايد كرد؟ وطن‌پرستي جدا از ايمان، قوميتگرايي، نژادپرستي، پول و يا زور... در جنگهاي غيرمكتبي طول تاريخ و در ارتش‌هاي كنوني دنيا، سربازان را با اينچنين انگيزه‌هايي به صحنه كشانده‌اند، اما اين جاذبه‌ها آنهمه قدرتمند نيستند كه بتوانند زماني طولاني با ترس از مرگ و غريزه‌ي حفظ حيات مقابله كنند. ديري نمي‌پايد كه اين جاذبه‌هاي كاذب رنگ ميبازند و انسان بار ديگر، مثل سرمازدهاي كه به آفتاب پناه مي‌آورد، خود را از اين گرايشهاي بت‌پرستانه خلاص مي‌كند. اما جاذبه‌هاي حقيقي که ريشه در فطرت انسان دارند اينچنين نيستند. جهان بر محور عشق به حق مي‌گردد و همه‌ي جذبه‌هاي فطري از اين عشق زاييده مي‌شوند. انگيزه‌هاي قدرتمندي كه از حق‌طلبي و عدالتخواهي فطري منشأ مي‌گيرند نه تنها هرگز در وجود انسان رو به زوال نمي‌روند، بلكه روز به روز قوي‌تر مي‌شوند و نهايتاً مظلومان سراسر جهان را به قيام عليه ظلم مي‌كشانند. آنچه كه امروز در پهنه‌ي كرهي زمين مي‌گذرد، مؤيدي بر همين معناست.

در هوايي اينچنين گرم و مرطوب، تنها عشق حسين است كه مي‌تواند انسان را به صحنه‌ي رزم بكشاند و حسين(ع) مظهر حق‌طلبي و عدالت‌خواهي است. در سايه ي درخت و ديوار، عده‌اي از بسيجي‌ها آموزش اسلحه مي‌بينند. روي ديوار نوشته است: «يا همه‌ي ما بايد بميريم يا استعمار را در تمام دنيا دفن خواهيم كرد.» و اين همه‌ي ماجراست.

صلح و امنيت و آرامشي كه ابرقدرتها از آن سخن مي‌گويند صلح و امنيت و آرامشي است كه با ترس از سلاحهاي جهنمي آنها بر دنيا سايه انداخته است. اما اكنون، ديگر وقت آن رسيده كه خورشيد حقيقت از غروب غرب خارج شود و در نور جهانگير طلعت آن، بار ديگر معيارهاي حق باز شناخته شوند و شيطان كه ديري است در نقاب آزادي‌خواهي و علم و تكامل و با دستهاي استكبار جهاني بر جهان حكم مي‌راند، رسوا شود. نه عجب اگر در جهان وارونه‌ي امروز، آمريكا، يعني مظهر بزرگ شيطان، چهره‌ي شيطاني خويش را در نقاب آزادي و دفاع از حقوق بشر پنهان كند و با سوءاستفاده از جاذبه‌هاي غريزي وجود بشر، سيطره‌ي جهنمي خويش را بر پهنه‌ي كره‌ي ارض بگسترد. اما دوران سياه حكومت دنيايي شيطان، با انقلاب اسلامي ايران به سر آمده است و ما كه علمدار استمرار نهضت انبيا در جهان هستيم، به حول و قوه‌ي خداوند اين بت بزرگ را در هم خواهيم شكست، كه بت‌شكني سنت انبيا و پيروان آنهاست.

بعضي از مردم درِ خانه‌هايشان را گشوده‌اند و با آب خنك از بسيجي‌ها پذيرايي مي‌كنند و چه از اين دلپذيرتر، در آن هواي گرم و مرطوبي كه انسان هرگز از آب سير نمي‌شود؛ اگرچه گاهي تشنگي از آب دلپذيرتر است. وقتي از صاحب‌خانه پرسيديم: «مادر جان، اگر آمريكا به اينجا حمله كند شما چه خواهيد كرد؟» با مهرباني گفت: «خون ما كه از خون شما رنگين‌تر نيست؛ شما هم اولاد ما هستيد.»

آن پيرمرد اهل «سوهو» ديگر جايي براي سؤال باقي نگذاشت. او مي‌گفت: «اين سلاحي كه دارم به جاي خود، با چنگ و دندان هم كه شده، مبارزه خواهم كرد. شش بچه دارم كه يكي از آنها در جبهه است و بقيه كوچك هستند، اما آنچه را كه اينجا در بسيج مي‌آموزم، همراه با درس قرآن، به فرزندان خودم و همسايه‌ها آموزش مي‌دهم.»

منشأ قدرت و شجاعت ما اگرچه براي دشمن معمايي است، اما براي ما و همه‌ي بسيجي‌هاي ديگر روشن است. حضور چهره‌هاي سوخته‌ي بچه‌هاي سيزده چهارده‌ساله‌ي بندري در ميان جمع، بيش از هر جواب ديگري صراحت و بلاغت دارد. آمريكا اگر كور و غافل نباشد، از حضور اين بچه‌هاي لاغر و سياه‌چرده‌ي بسيجي بيشتر از وجود موشك استينگر در دستهاي ما وحشت خواهد كرد، اما خدا را شكر كه كيد و مكر شيطان ضعيف است و آمريكا هرگز از آن عقلي كه بتواند مبادي و مباني قدرت ما را پيدا كند برخوردار نيست
 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین