نيک روش؛ قهرمان نبرد ميمک

کد خبر: ۱۲۸۵۳۰
تاریخ انتشار: ۳۰ مهر ۱۳۹۰ - ۰۷:۵۰ - 22October 2011

 

 

پس از تصرف مهران و ميمک توسط نيروهاي عراقي، استان ايلام هم از طرف آنان مورد تهديد قرار گرفت و با تمرکز تجهيزات زرهي خويش تصميم گرفتند به تجاوزات خود ادامه بدهند.
سروان علي اکبر نيک روش با يک جيپ «کا.ام» به همراه يک ديده بان و يک سرباز بي سيم چي عازم منطقه نبرد بود، تا با ارسال گراي محل تجمع ادوات زرهي دشمن و توپخانه نيروهاي خودي مبادرت به تيراندازي کنند و آن ها را منهدم کنند.
خط مقدم نيروهاي خودي را پشت سر گذاشتيم و در نزديکي سد کنجان چم به خاکريزي رسيديم که قبلاً توسط رزمندگان ما احداث شده بود. حدس زديم که عراقي در نزديکي ما هستند. در کنار همان خاکريز توقف کرديم.
ستوان نيکروش با دوربين چگونگي آرايش تانک هاي دشمن را مشاهده کرد و گفت: تانک هاي عراقي به صورت هجومي در زير کله قندي آرايش گرفته اند و ظاهراً قصد پيشروي و حمله دارند و سپس از طريق تطبيق آتش به آتش بارهاي کاتيوشا و توپخانه 130 ميلي متري دستور آتش داد.
ساعتي پس از ديده باني ستوان نيکروش و گلوله باران تجهيزات زرهي دشمن، محل ما توسط ديده بانان عراقي کشف شد. از آن هنگام به بعد با گلوله هاي تانک و خمپاره زير آتش دشمن قرار گرفتيم. نزديک اذان ظهر يک گلوله توپخانه دشمن در نزديکي ما به زمين اصابت کرد و با صدايي وحشتناک منفجر شد. اطراف ما پر از گرد و غبار شد، به سرعت خود را به زمين انداختيم و دراز کشيديم.
در همان لحظه صداي نيک روش را شنيدم که مي گفت: واي خدا، بلافاصله خود را به او رساندم. غرق در خون در کنار خاکريز افتاده بود. من و استبرقي به سرعت او را به داخل جيپ رسانديم. استبرقي در صندلي عقب مواظب نيک روش بود و من هم رانندگي را برعهده گرفتم و بدون تأمل به سمت نيروهاي خودي حرکت کرديم.
پيکر پاک شهيد نيک روش را در آن روز که مصادف با شهادت امام محمدتقي(ع) بود، در ميان اندوه و ناراحتي همکارانش به ستاد معراج شهدا منتقل کرديم. هنگامي که در صالح آباد به قرارگاه گروه 44 رفتيم و چشم سرهنگ پارساپور فرمانده گروه به ما و لباس هاي پر گرد و غبار و خونين و خاکي ما افتاد، بدون آن که بتواند سؤالي بکند، وقتي که ديد ما بدون نيک روش مراجعت کرده ايم، به شدت گريان اش گرفت.
 

 

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین