مخازن سوخت موصل در آتش

کد خبر: ۱۲۸۶۰۷
تاریخ انتشار: ۱۵ آبان ۱۳۹۰ - ۰۵:۳۲ - 06November 2011



  
عملياتي منحصر به فرد با خلباناني منحصر به فرد

يکي از شاهرگ هاي اصلي عراق، شهر موصل بود. در اين شهر پايگاه هوايي موصل و همچنين مخازن سوخت قرار داشت.


پايگاه هوايي موصل بارها مورد تاخت و تاز تيزپروازان نيروي هوايي قرار گرفته بود ولي مخازن سوخت هيچ وقت به طور کامل منهدم نشده و در تمامي حملات خسارت درحد انتظار نبود. حتي در يک عمليات هدف همين مخازن بود که به دليل استتار و ابهام انگيز بودن محل قرار گيري، خلبانان نتوانستند آن جا را پيدا کنند.
از آن جا که اين مجموعه براي عراق بسيار مهم بود و در واقع يکي از شاهرگ هاي حياتي به حساب مي آمد، از سوي دشمن بسيار محافظت مي شد؛ به طوري که سرتاسر اين منطقه توسط موشک هاي سام 2 و 3 و 6 و پدافند هوايي قدرتمند پوشش داده مي شد. در حملات قبلي، نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران، سه تن از بهترين خلبان هاي خود را به نام هاي سرلشکر خلبان شهيد "علي اقبالي"، سرلشکر خلبان شهيد "اسدالله بربري" و سرلشکر شهيد "دلحامد" را بر فراز موصل از دست داده بود . خلبانان نيروي هوايي به دليل استتار وحفاظت خيلي شديد اين منطقه را"لانه زنبور" مي گفتند.

اين مخازن بايد منهدم شود
از سوي فرماندهي نيروي هوايي دستوري ابلاغ شد که بر مبناي آن طرحي پي ريزي شود و به هر نحو ممکن اين مخازن منهدم شوند. با انهدام اين مجموعه، عراق عملا در سوخت رساني به هواپيماها و تجهيزات زميني خود با مشکل روبه رو مي شد.

طراحي و برنامه ريزي عمليات آغاز مي شود
کار بر روي اين عمليات آغاز گرديد و طراحان اتاق جنگ نيروي هوايي مشغول طراحي نقشه حمله شدند. در اين عمليات سه چيز از اهميت فوق العاده اي برخوردار بود:
اول: برق آسا بودن عمليات
دوم: سبک بودن هواپيماهاي شرکت کننده
سوم: سکوت مطلق راديويي
در کنار اين سه اصل، بايد طوري عمل مي شد که دشمن کاملا غافلگير شود.
پس براي اجراي اين عمليات بايد نقشه، علائم و مختصات به صورت دقيق محاسبه مي شد تا در هر شرايط جوي، خلبانان بتوانند آن جا را پيدا و منهدم کنند.
نکته ديگر استفاده از تعداد جنگنده بالا، براي کاهش وزن بود در عين حالي که مي بايست هدايت جنگنده ها را بهترين و ماهرترين خلبانان نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران بر عهده مي گرفتند زيرا به دليل حساسيت بالاي منطقه و همچنين محافظت شديد آن، بايد احتياط مي شد.

شرح عمليات بر روي کاغد بدين شکل بود
ابتدا توسط يک فروند اف 4 شناسايي از محل و عکس برداري هاي لازم انجام شود، سپس 4 فروند اف 5، هر کدام مسلح به چهار بمب در سکوت کامل راديويي آن جا را درهم بکوبند.
پايگاه هاي مبدا نيز مشخص شد.
عمليات بايد با رعايت اصول کامل حفاظتي انجام بپذيرد.

مرحله اول عمليات: پرواز شناسايي
بدين ترتيب يک فروند فانتوم شناسايي "آر-اف-4" نيروي هوايي ارتش جمهوري اسلامي ايران از يکي از پايگاه هاي نيروي هوايي جهت شناسايي اين منطقه با حفظ اصول حفاظتي کامل به پرواز درآمد. در نزديکي مرز، فانتوم ارتفاع خود را کم کرده و از لابه لاي دره ها گذشته و وارد خاک عراق مي شود. خلبان با سرعت به سمت هدف پيش مي رود و بعد از رسيدن به آن، ابتدا با سرعت از روي آن رد شده و يک سري از عکس هاي لازم را تهيه مي کند. سپس با گردشي مجدد، ارتفاع خود را به پايين ترين حد ممکن رسانده و با ارتفاع حدود 9 متري از سطح زمين به هدف نزديک شد، از روي آن مي گذرد و عکس هاي لازم را تهيه مي کند.
دشمن که تازه متوجه هواپيماي ايراني شده است، بي امان به سمت آن شليک مي کند که خوشبختانه خلبان با مهارت، مانع اصابت گلوله هاي ضد هوايي مي شود.
بعد از اتمام عمليات، خلبان ارتفاع هواپيماي خود را حفظ کرده و با قرار دادن موتور هواپيما در حالت پس سوز (در اين حالت بنزين از لوله اي با سوراخ هاي ريز به پشت موتور جنگنده پاشيده مي شود و آتش مي گيرد. در نتيجه سرعت هواپيما افزايش مي يابد ) با حداکثر سرعت و با ارتفاع کم، سمت خود را به سوي مرزهاي ايران طي مي کند. خوشبختانه به دليل ارتفاع کم، سبک بودن و همچنين سرعت بالا، هواپيماهاي دشمن موفق به رهگيري هواپيماي شناسايي نمي شوند و خلبان به سلامت به پايگاه مبداء بازمي گردد.

مرحله دوم: مشاهده عکس ها، تطبيق و نهايي شدن طرح عملياتي
پس از اتمام عمليات شناسايي و تهيه عکس هاي هوايي لازم، طرح عمليات با توجه به عکس ها برنامه ريزي مي شود. در عکس هاي گرفته شده، مخازن کاملا مشخص بود، آنها در کنار پايگاه و در جنوب شرقي شهر موصل قرار داشتند.
اينک کار طرح ريزي و برنامه ريزي به اتمام رسيده است. تصميم بر اين گرفته مي شود که اين عمليات توسط پايگاه هوايي تبريز انجام پذيرد، لذا طرح عمليات بصورت محرمانه به پايگاه هوايي تبريز ارسال مي شود.

مرحله نهايي: انهدام مخازن سوخت
خلبانها انتخاب مي شوند
فرمانده پايگاه و معاون عمليات پايگاه بعد از مطالعه طرح عمليات، مرحوم سرتيپ خلبان "محمد دانشپور" - که يکي از بهترين و ماهرترين خلبانان آن زمان نيروي هوايي بود - را به عنوان ليدر يا همان فرمانده دسته پروازي انتخاب مي کنند. بعد از اطلاع مرحوم دانشپور از عمليات، نحوه اجراي آن و ديگر جزئيات، از او خواسته مي شود که 3 نفر ديگر را خود انتخاب کند.
با توجه به حساسيت عمليات، مرحوم دانشپور سروان خلبان "يدالله شريفي راد"، سرلشکر (ستوانيکم آن زمان) شهيد "پرويز ذبيحي" و سرلشکر (ستوانيکم آن زمان) شهيد "مصطفي اردستاني" را براي اين عمليات انتخاب کرد. به هر سه نفر تاکيد شد اگر مايل نيستند اجباري نيست و مي توانند نيايند، که همگي با اشتياق جواب مثبت دادند.
بعد از موافقت همگي، دانشپور اعلام مي کند که هيچ کس نبايد از موضوع، محل و... عمليات اطلاع داشته باشد. پس مقرر شد که روز بعد يعني جمعه بيست و سوم آبان ماه سال 1359 راس ساعت 10 همگي در اتاق بريفينگ (اتاق توجيهات قبل از پرواز) پايگاه حضور داشته باشند.

پيش به سوي هدف
ساعت 10 صبح روز 23 آبان ماه، دانشپور بريفينگ را آغاز نمود. کليه ملاحظات از هنگام پرواز تا هنگام بازگشت بازگو شد، همچنين مشکلات احتمالي نيز مرور شد. دانشپور ذکر کرد به دليل اين که پدافند اين منطقه خيلي قوي است و احتمال مي رود که از سوي رادارهاي دشمن شناسايي شويم، سکوت مطلق راديويي در کل مسير رفت و برگشت الزامي است. به همين دليل بار ديگر به دقت مختصات محل، مورد ارزيابي قرار گرفت و به سوالات نيز پاسخ داده شد تا نيازي به مکالمه راديويي نباشد.
شماره هاي پروازي هم مشخص شد:
شماره يک: سرهنگ دانشپور ليدر دسته
شماره دو: ستوان ذبيحي
شماره سه: سروان شريفي
شماره چهار: ستوان اردستاني

alt


آرايش پروازي هم بدين شکل مشخص شد:
ليدر دسته ابتدا، شماره 2 روي بال چپ، شماره 3 روي بال راست و شماره 4 در امتداد شماره 3 روي بال راست او.
هر چهار فروند روي باند قرار مي گيرند و با استفاده از علائم، سه فروند ديگر آمادگي خود را به ليدر دسته اعلام مي کنند. پس از لحظاتي جنگنده ها پرواز مي کنند و در ارتفاع 12000 پايي قرار مي گيرند. جنگنده ها با ارتفاع کم به سمت شمال به پرواز ادامه دادند و از مرز گذشتند. راه به شکلي بود که جنگنده ها مي بايست در ارتفاع پايين از ميان دره ها بگذرند. در اين هنگام جنگنده ها در ارتفاعات شمالي عراق در ميان دره ها بودند و آرايش خود را نيز به شکل خطي (پشت سرهم) تغيير داده بودند. در بعضي از نقاط به دليل تنگي دره مجبور بودند هواپيما را کج کنند تا بال ها با صخره برخورد نکنند. بعد از اتمام کوه ها جنگنده ها با گردشي خود را در مسير پايگاه قرار دادند.

هدف شناسايي و منهدم مي شود
در حدود سه مايلي پايگاه، ليدر دسته فرمان پاپ (اوج گرفتن و سپس شيرجه زدن بر روي هدف) را صادر مي کند. ابتدا خود و به دنبال آن شماره 2 تا ارتفاع 9000 پايي اوج گرفته و بر روي هدف شيرجه مي روند. در همين لحظه شماره 3 و 4 نيز شروع به اوج گرفتن مي کنند. شماره 1 و 2 هدف ها را با دقت هرچه تمام تر منهدم مي کنند. چون فاصله زماني بين دو دسته بود آتشي که از بمباران دسته اول به پا شده بود توسط دسته ديگر کاملا قابل مشاهده بود. سپس شماره 3 و به دنبال آن شماره 4 روي هدف شيرجه مي روند و بمب هاي خود را تخليه مي کنند.
عمليات تا اين لحظه کاملا موفق است. مخازن بزرگ نفت همگي در آتش مي سوزند. جنگنده ها با مانورهاي بجا، سعي مي کنند که از مهلکه فرار کنند زيرا پدافند دشمن مانند فردي که دچار هذيان شده باشد، بي هدف به هر سوي تير اندازي مي کنند.
به همين جهت اولين اشتباه رخ داد. طبق قرار قبلي جنگنده ها بايد به سمت شمال پرواز مي کردند، ولي شماره 2 به اشتباه به سمت شرق پرواز کرد و براي رهايي از دست پدافند، هواپيماي خود را نيز در حالت پس سوز قرار داد. شماره 4 تلاش مي کند تا به او برسد و به ناچار سکوت را شکسته و فرياد مي زند:
- شماره 2 کجا ميري؟ مسير سمت شماله، اشتباه مي ري ...
در اين لحظه ليدر دسته در راديو اعلام مي کند:
- سکوت راديويي را حفظ کنيد
شماره 2 که متوجه اشتباه شده بود، بلافاصله مسير خود را به سمت شمال اصلاح کرد.

alt

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 
ذبيحي پروازي جاودانه آغاز مي کند
در راه بازگشت شماره 2 متوجه پاسگاه مرزي مي شود و به سمت آن شيرجه رفته و شروع به تيزاندازي مي کند. در همين حال چون به وجد آمده بود، مرتب از پشت راديو فرياد مي زد و خوشحالي مي کرد. که شماره 4 به او مي گويد اشتباه زدي به هدف نخورد.
در همين لحظه ناگهان دو شبح از دور مشاهده شدند. شماره 4 متوجه شده و اعلام مي کند:
- ذبيحي ... هواپيماي عراقي ... بزن روي پس سوز و فرار کن.
با اعلام شماره 4 (شهيد اردستاني) شماره 1 و 3 (دانشپور و شريفي) همگي باک هاي سوخت خارجي را براي سبک شدن هواپيما رها مي کنند و هواپيما را در حالت پس سوز قرار مي دهند چون مهماتي براي مقابله با ميگ هاي عراقي نداشتند.
ذبيحي نتوانست سريعا عکس العمل نشان دهد و متاسفانه مورد هدف موشک ميگ عراقي قرار مي گيرد و همچون قطعه اي آتش به زمين برخورد مي کند.
شهيد ذبيحي به خاطر اين که ارتفاع کمي از سطح زمين داشت و همچنين متلاشي شدن هواپيمايش، متاسفانه فرصت پريدن از هواپيما را نيز پيدا نکرد.
او همراه با هواپيمايش با زمين برخورد کرد ولي خود پروازي ديگر را شروع کرد و به عرش اعلي رفت و جاودانه شد.

تعقيب تا ترکيه
ميگ ها با سرعت شروع به تعقيب هواپيماهاي ايراني مي کنند. هر سه خلبان به دليل نزديکي ميگ ها و همچنين نداشتن سوخت کافي، به سمت مرز ترکيه پرواز مي کنند. لحظاتي بعد درحالي که دانشپور از مسير ديگر به سمت ايران رفته بود، شريفي و اردستاني خود را به ترکيه مي رسانند که بلافاصله به سمت ايران گردش مي کنند چون هرچند از دست ميگ هاي عراقي خلاصي پيدا کرده بودند، ولي دو خطر آنها را تهديد مي کرد. اول هدف قرار گرفتن توسط موشک هاي زمين به هواي ترکيه و دوم اتمام سوخت هواپيما به خاطر استفاده از پس سوز.
پس درحالي که هر جنگنده با چشم قادر به مشاهده ديگري نبود، در ارتفاع کم به مسير ادامه دادند ولي متوجه شدند که با اين حالت هرگز به ايران نخواهند رسيد؛ لذا يکي از خطرها را پذيرفته و ارتفاع را زياد کرده و به سوي ايران حرکت کردند. خوبي اين کار اين بود که در ارتفاع بالا، هواپيما سوخت کم تري مصرف مي کند. علاوه بر آن در صورت اتمام سوخت، مسافتي بيشتر را مي توان طي کرد و امکان زنده بودن خلبان نيز در هنگام خروج اضطراري بيشتر مي شود.

فرود اضطراري در اروميه
تا پايگاه تبريز نزديک به 120 مايل راه بود. درحالي که جنگنده ها سوخت براي طي 80 مايل بيشتر نداشتند. با نزديک شدن به مرز هرکدام در شرايط اضطراري قرار مي گيرند و تصميم مي گيرند که در نزديک ترين پايگاه به مرز رفته و در آن جا فرود بيايند. با تماس با رادار اين کار ميسر مي شود و رادار اعلام مي کند در فرودگاه اروميه فرود بياييد.
سرانجام دو جنگنده با فاصله زماني کمي از مرز مي گذرند. درحالي که در اين هنگام ميزان سوخت باقي مانده آنها حدود 300 پوند مي باشد. در اين هنگام دانشپور از اردستاني که نزديک تر به شهيد ذبيحي بود از حال او جويا مي شود که به دليل اضطرابي که در صداي اردستاني بوده منصرف مي شود و او نيز مي گويد در اروميه فرود بياييد.
چون هرلحظه امکان سقوط هواپيما به دليل تمام شدن سوخت مي رفت، تقاضا مي کنند که از جهت مخالف روي باند بنشينند که موافقت مي شود. در اين زمان هواپيماي اردستاني 150 پوند بنزين و هواپيما سروان شريفي 100 پوند بنزين بيشتر نداشت و اين درحالي بود که حداقل سوخت لازم براي يک هواپيما 600 پوند است. ابتدا اردستاني در فرودگاه اروميه فرود مي آيد و دقايقي بعد سروان شريفي نيز فرود مي آيد.
بعد از سوختگيري، هر دو جنگنده به سمت پايگاه تبريز پرواز مي کنند.
به محض رسيدن به پايگاه تبريز، دانشپور به استقبال آنها مي آيد. آنها که از موضوع شهيد شدن ذبيحي اطلاع نداشتند، پرسيدند:
- چي شده؟
که ماجرا توسط اردستاني تعريف مي شود. همگي متاثر مي شوند و سکوت لحظاتي حکم فرما مي شود. ولي چاره اي نيست ذبيحي سبکبال پرکشيده بود.
پيکر پاک سرلشکر خلبان شهيد پرويز ذبيحي 22 سال بعد، همراه با پيکر پاک تعداد ديگري از خلبانان شجاع ما از جمله شهيدان دوران، اقبالي، بربري، افشين آذر، جهانشاه لو و... به ميهن اسلامي مان بازمي گردد.

 


منبع:پايگاه اطلاع رساني هوانوردي وهوا فضا ي پارسي

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین