چرا نگذاشتيد شما را معرفي كنم؟
پس از انجام كار در پايگاه اصفهان، ماموريت يافتم تا يك فروند هواپيماي f14 را از اصفهان به تهران بياورم. شهيد بابايي به عنوان معاون عمليات جهت سركشي به پايگاه اصفهان رفته بودند و در پايان بازديدشان مي خواستند به تهران برگردند. از من پرسيدند: مي توانم با شما تهران بيايم؟
از پيشنهاد ايشان بسيار خوشحال شدم و بي درنگ فرم پروازي را تغيير دادم و نام تيمسار را بابايي را در آن نوشتم. ايشان هميشه با من با حفظ احترام استاد و شاگردي برخورد مي كردند. من تعارف كردم كه هدايت هواپيما را ايشان به عهده داشته باشند اما نپذيرفتند و در كابين عقب هواپيما نشستند و پرواز كرديم.
به نزديك تهران كه رسيديم از طريق راديو با برج تماس گرفتيم. برج طبق معمول نام خلبان را پرسيد. با توجه به اينكه تماس هاي راديويي مي بايستي از طريق كابين عقب انجام شود، ايشان از طريق راديوي داخل به من فرمودند: بگو سرگرد خورشيدي همراه شماست.
من در تماس با برج همانطور كه خواسته بودند، گفتم. بعد از اينكه در پايگاه مهرآباد به زمين نشستيم، من از بابايي پرسيدم: چرا نگذاشتيد شما را معرفي كنم؟
در پاسخ گفتند: اگر من اسم خودم را مي گفتم، فرمانده پايگاه ناچار مي شد براي ما وسيله و تشريفات فراهم كند. در حالي كه من خيلي كار دارم و نمي خواهم وقت تلف شود و آنها به زحمت بيفتند...
تيمسار خلبان محمد پيراسته، برگرفته از كتاب پرواز تا بي نهايت، نشر آجا
از پيشنهاد ايشان بسيار خوشحال شدم و بي درنگ فرم پروازي را تغيير دادم و نام تيمسار را بابايي را در آن نوشتم. ايشان هميشه با من با حفظ احترام استاد و شاگردي برخورد مي كردند. من تعارف كردم كه هدايت هواپيما را ايشان به عهده داشته باشند اما نپذيرفتند و در كابين عقب هواپيما نشستند و پرواز كرديم.
به نزديك تهران كه رسيديم از طريق راديو با برج تماس گرفتيم. برج طبق معمول نام خلبان را پرسيد. با توجه به اينكه تماس هاي راديويي مي بايستي از طريق كابين عقب انجام شود، ايشان از طريق راديوي داخل به من فرمودند: بگو سرگرد خورشيدي همراه شماست.
من در تماس با برج همانطور كه خواسته بودند، گفتم. بعد از اينكه در پايگاه مهرآباد به زمين نشستيم، من از بابايي پرسيدم: چرا نگذاشتيد شما را معرفي كنم؟
در پاسخ گفتند: اگر من اسم خودم را مي گفتم، فرمانده پايگاه ناچار مي شد براي ما وسيله و تشريفات فراهم كند. در حالي كه من خيلي كار دارم و نمي خواهم وقت تلف شود و آنها به زحمت بيفتند...
تيمسار خلبان محمد پيراسته، برگرفته از كتاب پرواز تا بي نهايت، نشر آجا
لینک کپی شد
نظر شما
