سردار رشید اسلام، شهید اسدالله ذوالقدر؛

الحق که نفر اول هستی هم در شهادت ،هم در عقیده و هم در جهاد

در سال 59، قبل از جنگ تحمیلی علاقه مندی شهید و چند تن از دوستان به آنچه که در کردستان می گذشت باعث حضور او در "اورانات" کردستان شد و آشنایی او با پاسداران باعث حضور دائم او در جبهه و عضویت در سپاه شد.
کد خبر: ۱۵۱۶
تاریخ انتشار: ۰۶ مرداد ۱۳۹۲ - ۱۳:۰۳ - 28July 2013

الحق  که نفر اول هستی هم در شهادت ،هم در عقیده و هم در جهاد

خبرگزاری دفاع مقدس: شهید اسدالله ذوالقدر در سال 1342 در یکی از روستاهای تاکستان بدنیا آمده و در سن دو سالگی به همراه خانواده اش در یکی از محله های جنوب تهران ساکن شد. پدرش مردی زحمتکش و کارگر بود و مادرش بر تربیت فرزندان خود دقت داشت.

دوران کودکی شهید، علاوه بر شرکت در مکتب های اسلامی همواره با حضور در مجالس و مسجد همراه بود. به طوری که در اوایل کودکی در جلسات مذهبی شرکت و حدیث و دکلمه قرائت می کرد، حضور او در هیات دارالقرآن محلی که در هر هفته برگزار می شد موجب رقابت او در مسابقات صوت و لحن قرآن گردید و همواره مورد توجه اساتید و مربیان قرار می گرفت.

دوره راهنمایی او همراه با اوج گیری انقلاب و حضور یکپارچه مردم در صحنه تظاهرات و راهپیمایی ها علیه حکومت ستمشاهی بود. شهید نقش بسزایی در سازماندهی و حضور همسالان خود در راهپیمایی ها و توزیع نوار و اعلامیه و دعوت به سخنرانی های سیاسی داشت و در پیروزی انقلاب و حمله به پادگان نظامی واقع در خیابان وحدت اسلامی مشهور به پادگان "شاهپور" حضور داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز همواره برای دفاع از انقلاب و اسلامی بودن آن در مقابل گروه های مختلف که شکل گرفته بودند مناظره و مباحثه می کرد به طوری که بارها به مادر شهید پیغام می رسد که به داد این فرزندت برس که هم اکنون او را خواهند کشت.

او همراه تحصیل و حضور در مجالس و مسجد و هیات به ورزش نیز علاقه داشت و رشته رزمی را برای خود انتخاب کرده و دارای کمربند مشکی کنگ فو بود.

در سال 59، قبل از جنگ تحمیلی علاقه مندی شهید و چند تن از دوستان به آنچه که در کردستان می گذشت باعث حضور او در "اورانات" کردستان شد و آشنایی او با پاسداران باعث حضور دائم او در جبهه و عضویت در سپاه شد.

دوره آموزش خود را در پادگان خزر زنده( شهید کلاب) کرمانشاه گذرانید. پس از پایان دوره آموزشی فعالیت خود را در بخش فرهنگی (تبلیغات و انتشارات) غرب کشور منطقه 7 آغاز کرد و در این راه جدیت فراوانی به خرج داد و در تدوین کتاب شهید آیت الله اشرفی اصفهانی نیز نقش داشت. حضور در جبهه های غرب کشور، ارتباط مستمر با یگان های رزم و مناطق عملیاتی و برنامه پشتیبانی ها و فرهنگی و رسیدگی به امور ایثارگران از جمله خدمات نامبرده بود.

علاقه او به رزم باعث شد خود را در دی ماه سال 62  به مناطق عملیاتی جنوب کشور، لشکر 27 محمد رسول الله (ص) برساند و در گردان مالک اشتر مشغول شود. وی در طول خدمت خود تا شهادت همواره در گردان مالک اشتر لشکر 27 حضور داشته و در کلیه عملیات های آفندی و پدافندی شرکت  و بارها مجروح شد و پس از مداوا، مجدداً رزم را آغاز نمود.

برادرش درباره وی می گوید:شهید اسدالله ذوالقدر اهل مطالعه و ورزش بود و در طول زندگی کتاب و کتاب خوانی او مشهور بود. در وصف مطالعه او همین قدر کافی است که همزمان با شنیدن خبر شهادت او در تاریخ 5/5/68 در پادگان دو کوهه بین نماز ظهر و عصر در حسینیه شهید حاج همت او به عنوان نفر اول مسابقات عقیدتی لشکر معرفی شد و بنده که شنونده بودم این کلام به زبانم جاری شد که "الحق  که نفر اول هستی هم در شهادت و هم در عقیده و هم در جهاد"

دور اندیشی و آینده نگری و تحلیل و فهم سیاسی خوبی نیز داشت . از هم رزمان او پرسیدم در پذیرش قطعنامه مبنی بر پایان جنگ شهید چه می کرد؟ یکی از همکاران گفت: "ابتدا بسیار گریه کرد و در گوشه ای در محوطه تنها ماند و سپس رو به ما کرد و گفت: بچه ها آماده باشید، باید برویم و معلم شویم، به ویژه معلم فرزندان شهدا، که الحق هم معلم شد، معلم زندگی".

سرانجام در آخرین عملیات با نام "غدیر" ( همزمان با عید غدیرخم و عملیات مرصاد) روز بعد از قطعنامه، در منطقه شلمچه با عنوان فرمانده گروهان سید الشهدا(ع) و جانشین گردان مالک اشتر پس از بازپس گیری پاسگاه بر اثر اثابت ترکش به شهادت رسید و جان به جان آفرین تسلیم کرد.

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین